آسیانیوز ایران؛ سرویس سیاسی:
ساختار فرماندهی نیروهای مسلح ایران، به ویژه سپاه پاسداران انقلاب اسلامی، همواره با تغییراتی حساب شده و هدفمند همراه بوده است. هر تغییر در ردههای بالای فرماندهی، نه تنها یک جابهجایی شخصی، بلکه نشانهای از تحول در راهبردها و اولویتهای کلان امنیتی و نظامی کشور محسوب میشود. در تازهترین چرخش فرماندهی، مراسمی با حضور افسران ارشد سپاه برگزار شد که در آن، سردار احمد وحیدی به عنوان جانشین جدید فرمانده کل سپاه معرفی گردید. حکم این انتصاب، مستقیماً توسط فرمانده معظم کل قوا، آیتالله خامنهای صادر شده است. او جایگزین سردار علی فدوی میشود که در ماههای گذشته، به ویژه در دوران جنگ ۱۲ روزه با اسرائیل، در این سمت مسئولیتهای خطیری را بر عهده داشت. با این حال، بر خلاف رویه معمول، فدوی به جای ارتقا به فرماندهی کل، به سمت تازهای به نام «رئیس گروه مشاورین فرمانده کل سپاه» منتقل شد. انتخاب احمد وحیدی، از جهات متعددی یک «انتصاب استراتژیک و غافلگیرکننده» توصیف شده است. او یکی از چهرههای بسیار با سابقه و چندوجهی در نظام است که هم در عرصههای کاملاً امنیتی-نظامی و هم در میدان سیاسی-اجرایی کشور تجارب طولانی دارد.
سردار وحیدی اولین فرمانده سپاه قدس پس از بازسازی ساختار آن، وزیر دفاع در دولت احمدینژاد، وزیر کشور در دولت رئیسی و همچنین جانشین رئیس ستاد کل نیروهای مسلح بوده است. این ترکیب بینظیر از تجربه، او را به چهرهای منحصربهفرد برای پست جدید تبدیل میکند. در حکم انتصاب، رهبر ایران بر دو اولویت کلیدی برای وی تأکید کردهاند: «ارتقای آمادگی نیروهای مسلح» و «بهبود معیشت کارکنان سپاه» از طریق هماهنگی با ستاد کل نیروهای مسلح. این تأکیدات، نشان از جهتگیریهای آینده سپاه در دو بعد سختافزاری و نرمافزاری دارد. این تغییر در حالی رخ میدهد که سپاه پاسداران در منطقهای به شدت متغیر و پس از یک درگیری مستقیم با اسرائیل، نقش و مأموریتهای گستردهای را بر عهده دارد. همچنین، این انتصاب میتواند نشاندهنده اراده برای تقویت هماهنگی بین سپاه و ستاد کل نیروهای مسلح باشد. پرسش اصلی اینجاست: این انتصاب چه پیامهایی برای تحولات داخلی سپاه، نقش آن در معادلات منطقهای و همچنین تعامل با دیگر نهادهای حاکمیتی دارد؟ در ادامه، این انتصاب مهم را از زوایای مختلف تحلیل خواهیم کرد.
تحلیل سوابق وحیدی؛ چرا این انتخاب «استراتژیک» است؟
- گستره و تنوع سوابق احمد وحیدی، کلید فهم این انتصاب است. او تنها یک فرمانده نظامی صرف نیست، بلکه چهرهای است که در سه عرصه کاملاً حیاتی تجربه عملیاتی و مدیریتی دارد: اول، امنیت و اطلاعات فرامرزی (با فرماندهی سپاه قدس).
- دوم، صنعت دفاعی و لجستیک نظامی (با وزارت دفاع).
- سوم، امنیت داخلی و مدیریت بحران (با وزارت کشور).
این ترکیب، او را برای پست جانشینی فرمانده کل سپاه که نیاز به دیدی همهجانبه و توانایی هماهنگی بین صحنههای مختلف دارد، ایدهآل میسازد. به ویژه در شرایط کنونی که سپاه همزمان با چالشهای بیرونی (مانند تنش با اسرائیل)، مسائل داخلی و نیاز به تقویت بنیه دفاعی روبروست. تجربه او به عنوان جانشین رئیس ستاد کل نیروهای مسلح نیز بسیار ارزشمند است. این سابقه، باعث میشود او به خوبی با سازوکارهای کلان نیروهای مسلح و ضرورت هماهنگی بین سپاه و ارتش آشنا باشد. تأکید رهبری در حکم بر «هماهنگی با ستاد کل» نیز مؤید همین نکته است. این انتخاب میتواند نشاندهنده خواست برای تقویت انسجام بیشتر در ساختار فرماندهی کل نیروهای مسلح باشد.
تغییر نقش علی فدوی؛ از جانشینی به ریاست مشاورین، چه معنایی دارد؟
انتقال علی فدوی از جانشینی فرمانده کل به «ریاست گروه مشاورین فرمانده کل سپاه»، حرکت قابل تأملی است. این تغییر، لزوماً یک عزل یا تنزل محسوب نمیشود، بلکه میتواند نشان از بازتعریف نقش او باشد. فدوی به عنوان یکی از «شاخصهای اطلاعاتی سپاه» شناخته میشود و تجربه او در دوران جنگ ۱۲ روزه نیز ارزشمند است. ایجاد سمت جدید «ریاست گروه مشاورین»، میتواند نشاندهنده تشکیل یک هسته فکری و راهبردی در کنار فرمانده کل سپاه باشد. در این نقش، فدوی احتمالاً بیشتر بر تحلیلهای کلان، طرحریزیهای بلندمدت و ارائه مشاورههای تخصصی (شاید با تمرکز بر حوزه اطلاعات و عملیات ویژه) متمرکز خواهد شد. این مدل، شبیه به استفاده از تجربیات فرماندهان ارشد پیشین در نقشهای مشورتی است. از سوی دیگر، این جابهجایی ممکن است پیامهایی نیز دربرداشته باشد. فدوی در مردادماه، بدون نام بردن مستقیم، از اظهارات رئیسجمهور درباره مذاکره انتقاد کرده و بر تداوم «دعوای حق و باطل» تأکید کرده بود. این تغییر سمت میتواند در چارچوب تنسیق امور و قرار دادن همه فرماندهان در مسیر خطوط کلی تعیینشده تفسیر شود.
اولویتهای اعلامشده در حکم؛ آمادگی نیروها و بهبود معیشت
متن حکم انتصاب، دو اولویت مشخص را برای سردار وحیدی برشمرده است: «ارتقای آمادگی نیروهای مسلح» و «بهبود معیشت کارکنان سپاه». این دو بند، به ترتیب به بعد سخت و نرم قدرت سپاه اشاره دارند. ارتقای آمادگی، در شرایط پسابرجام و پسادرگیری مستقیم با اسرائیل، میتواند معنایی گسترده داشته باشد: از مدرنسازی تسلیحات و تمرینات مشترک گرفته تا تقویت تواناییهای دفاع سایبری و موشکی. این اولویت نشان میدهد که علیرغم هرگونه گفتوگوی دیپلماتیک، حفظ و ارتقای بازدارندگی نظامی در کانون توجه قرار دارد. بهبود معیشت نیز موضوعی حیاتی و همیشگی در نیروهای مسلح است. تورم و مشکلات اقتصادی، زندگی کارکنان را تحت تأثیر قرار داده است. پرداختن به این موضوع، نه تنها برای حفظ روحیه و انسجام درونی سپاه مهم است، بلکه میتواند به عنوان عاملی برای افزایش جذابیت خدمت در این نهاد و جذب نیروهای مستعد باشد. تأکید بر انجام این کار «از طریق هماهنگی با ستاد کل» نشان میدهد این یک برنامه فراگیر برای کل نیروهای مسلح است.
تأثیر بر تعامل سپاه با نهادهای حاکمیتی
سابقه وزیری احمد وحیدی (در دو دولت با گرایشهای مختلف) و عضویت او در مجمع تشخیص مصلحت نظام، او را به چهرهای آشنا با فضای سیاسی و امنیتی کشور تبدیل کرده است. این ویژگی میتواند در تقویت تعامل و هماهنگی سپاه با دیگر قوا و نهادهای حاکمیتی (به ویژه دولت و قوه مجریه) مفید واقع شود. در دوران وزارت کشور، او مستقیماً با مسائل داخلی و امنیت ملی درگیر بود. این تجربه، درک او از چالشهای داخلی و لزوم همکاری بیننهادی برای مدیریت آنها را افزایش داده است. بنابراین، انتظار میرود در دوران جانشینی او، همکاری های عملیاتی و اطلاعاتی بین سپاه و نهادهایی مانند وزارت اطلاعات و نیروی انتظامی بتواند تقویت شود. از طرفی، این انتخاب ممکن است نشاندهنده تلاش برای حرفهایتر کردن مدیریت سپاه با استفاده از چهرههایی باشد که هم تجربه نظامی دارند و هم درک سیاسی و اداری از کشور. این میتواند به تصمیمگیریهای حسابشدهتر و مبتنی بر ملاحظات گستردهتر ملی بینجامد.
چشمانداز آینده و پیامدهای منطقهای
این انتصاب در آستانه تحولات مهم منطقهای و بینالمللی رخ داده است. سردار وحیدی با پیشینه فرماندهی در قدس، درک عمیقی از پروندههای منطقهای از فلسطین تا سوریه و یمن دارد. انتظار میرود سیاستهای منطقهای سپاه تحت مدیریت جدید، تداوم داشته باشد، اما احتمالاً با تاکید بیشتری بر هماهنگی با ستاد کل و شاید محتاطتر بودن در برخی مواضع عمومی همراه باشد. تأکید بر «آمادگی نیروهای مسلح» نیز پیام روشنی برای بازیگران منطقهای و فرامنطقهای است: ایران قصد ندارد از مواضع دفاعی و بازدارنده خود کوتاه بیاید. این موضوع به ویژه در رابطه با اسرائیل و متحدانش حائز اهمیت است. در داخل سپاه نیز، این تغییر میتواند آغازگر تحولات مدیریتی دیگری در سطوح پایینتر باشد. آمدن یک فرمانده با چنین سوابق گستردهای، احتمالاً با انتظارات جدید و بازنگری در برخی شیوههای کاری همراه خواهد بود. موفقیت او در این پست جدید، به تواناییاش در ایجاد همگرایی بین تجربه کهنهکاران سپاه و الزامات مدیریت نوین یک نهاد بزرگ و پیچیده بستگی دارد.