شنبه / ۲۵ بهمن ۱۴۰۴ / ۰۳:۰۶
کد خبر: 36692
گزارشگر: 548
۴۲
۰
۰
۱
اقتصاد یا فرهنگ؟ معمای بی‌میلی جوانان به ازدواج+راهکارهایی برای نجات از بحران

از تجرد قطعی تا فردگرایی مدرن: 14میلیون مجرد در آستانه تنهایی همیشگی...

از تجرد قطعی تا فردگرایی مدرن: 14میلیون مجرد در آستانه تنهایی همیشگی...
ایران در آستانه یک بحران جمعیتی عمیق قرار دارد. آمارها نشان می‌دهد تعداد مجردهای کشور به ۱۴ میلیون نفر نزدیک شده و نرخ ازدواج در یک دهه اخیر ۳۰ درصد کاهش یافته است. کارشناسان هشدار می‌دهند که در صورت تداوم این روند، شاخص تجرد قطعی (افراد هرگز ازدواج نکرده بالای ۵۰ سال) که هم‌اکنون حدود ۱ تا ۲ درصد است، به شدت افزایش خواهد یافت. دو روایت اصلی برای این بحران مطرح است: روایت اقتصادی که بر بیکاری، گرانی مسکن و تورم تاکید دارد، و روایت فرهنگی که فردگرایی مدرن و لذت‌جویی را عامل اصلی بی‌میلی جوانان به ازدواج می‌داند. شواهد نشان می‌دهد هر دو عامل در این معادله نقش دارند و حتی جوانان بدون مشکل مالی نیز تمایلی به ازدواج نشان نمی‌دهند. کاهش جمعیت و رشد منفی آن، تهدیدی جدی برای آینده کشور محسوب می‌شود.

آسیانیوز ایران؛ سرویس اجتماعی:

پوریا زرشناس

 

 

 

 

 

 

 

پوریا زرشناس - دکترای اقتصاد انرژی های تجدیدپذیر

 آمارها زنگ خطر را به صدا درآورده‌اند. از سال ۱۳۸۹ تا ۱۳۹۶، حدود ۳۰ درصد از میزان ازدواج‌ها در ایران کاسته شده است. امروز، تعداد مجردهای کشور به مرز ۱۴ میلیون نفر نزدیک می‌شود و پیش‌بینی می‌شود که شاخص تجرد قطعی (هرگز ازدواج نکرده‌های بالای ۵۰ سال) که اکنون حدود ۱ تا ۲ درصد است، به‌شدت افزایش یابد. این آمارها تنها اعداد و ارقام خشک نیستند؛ آنها روایتگر دگرگونی عمیقی در بافت اجتماعی ایران هستند. نسلی که پدرانشان در ۲۵ سالگی صاحب خانه و کاشانه می‌شدند، امروز در ۴۰ سالگی هنوز در جستجوی قطعه گمشده پازل زندگی خود است. و برخی، پس از عبور از دهه پنجم زندگی، عطای ازدواج را به لقایش بخشیده‌اند. در این میان، پرسش اساسی این است: چه بر سر فرهنگ غنی ایرانی آمده که جوانانش را از تشکیل خانواده می‌هراساند؟ پاسخ ساده نیست. دو روایت موازی و گاه متضاد از دلایل این بحران وجود دارد؛ روایتی که بر «اقتصاد» انگشت می‌گذارد و روایتی که «فرهنگ» را متهم اصلی می‌داند.

  1. روایت اول، ملموس و عینی است. بیکاری، گرانی مسکن، تورم سرسام‌آور و هزینه‌های روزافزون زندگی، سد راه جوانانی شده که آرزوی خانه‌دار شدن و تشکیل خانواده را در سر می‌پرورانند. در این روایت، پدر و مادری که خود در تنگنای اقتصادی دست و پا می‌زنند، چگونه می‌توانند فرزندشان را به ازدواج تشویق کنند؟
  2. روایت دوم، اما به ژرفای ذهن و روان جامعه می‌پردازد. فردگرایی مدرن که نقطه مقابل جمع‌گرایی سنتی است، جوان امروز را به سوی لذت‌جویی و استقلال فردی سوق داده است. در این نگاه، ازدواج به مثابه «جامعه‌ای کوچک»، محدودیت‌هایی را بر تصمیمات فردی تحمیل می‌کند که با روحیات جوان امروز سازگار نیست.

شواهد نشان می‌دهد هر دو عامل در این بحران نقش دارند. بسیاری از جوانان حتی اگر مشکلات مالی نداشته باشند، باز هم میلی به ازدواج نشان نمی‌دهند. این پدیده، رقابت مدرنیته شدن و سنتی بودن را در ذهن و زندگی جوان ایرانی به تصویر می‌کشد. اما فراتر از این دو عامل، نوعی «ایده آل‌گرایی بیمارگونه» نیز در میان جوانان ریشه دوانده است. انتظار رسیدن به تمام آرزوها با ازدواج، تصور خانه بزرگ، ماشین مدل بالا و سفرهای لاکچری، سدی محکم در برابر زندگی ساده و بی‌آلایشی است که می‌تواند شروعی برای خوشبختی باشد. نتیجه این وضعیت، کاهش نرخ باروری و رشد منفی جمعیت است. جمعیت، نه فقط یک شاخص آماری، که یکی از مولفه‌های اصلی قدرت هر کشوری محسوب می‌شود. چین امروز به دلیل جمعیت عظیم خود، قدرتی جهانی است. ایران با کاهش جمعیت، نه تنها وزن ژئوپلیتیک خود را از دست می‌دهد، که با چالش‌های امنیتی و فرهنگی عمیقی نیز مواجه خواهد شد.

تحلیل آماری و روندشناسی بحران جمعیت

بررسی آمارهای رسمی نشان‌دهنده روندی نگران‌کننده در حوزه ازدواج و جمعیت ایران است. از سال ۱۳۸۹ تا ۱۳۹۶، میزان ازدواج‌ها حدود ۳۰ درصد کاهش یافته و تعداد مجردها به مرز ۱۴ میلیون نفر رسیده است. شاخص تجرد قطعی (نسبت افراد هرگز ازدواج نکرده به جمعیت ۵۰ سال به بالا) که هم‌اکنون حدود ۱ تا ۲ درصد است، با توجه به روند فعلی، رو به افزایش خواهد بود. نکته مهم در تحلیل آماری، نسبت جنسی در بدو تولد است. در ایران، این نسبت همواره بالای ۱۰۰ (تعداد پسران بیشتر از دختران) بوده است. با افزایش سن، دو عامل «مرگ‌ومیر بیشتر مردان» و «مهاجرت» این نسبت را تغییر می‌دهد. در سنین سالمندی، تعداد زنان بیشتر از مردان است و این مسئله در همسان‌گزینی و ازدواج مجدد تأثیرگذار است. تغییرات رشد جمعیتی در دوره‌های مختلف نیز بر موضوع همسان‌گزینی اثر می‌گذارد. به عنوان مثال، دختر ۲۷-۲۸ ساله برای ازدواج، باید گزینه‌هایی بالای ۳۰ سال داشته باشد که ممکن است در این گروه سنی، هم‌تراز فرهنگی و اجتماعی مناسبی برای او یافت نشود. این عدم توازن، خود به عاملی برای تأخیر یا انصراف از ازدواج تبدیل می‌شود.

ابعاد اقتصادی و نقش آن در بازدارندگی از ازدواج

بدون شک، مشکلات اقتصادی مهم‌ترین عامل ملموس در کاهش انگیزه جوانان برای ازدواج است. بیکاری، نبود امنیت شغلی، گرانی مسکن (چه خرید و چه اجاره)، تورم سرسام‌آور و هزینه‌های روزافزون زندگی، همگی موانعی عینی بر سر راه تشکیل خانواده هستند. وقتی تأمین نیازهای اولیه زندگی دشوار است، تفکر درباره ازدواج و فرزندآوری به حاشیه رانده می‌شود. نظام اقتصادی ایران که کارشناسان آن را «شبه‌سرمایه‌داری» و «فردمحور» توصیف می‌کنند، به این بحران دامن زده است. در این الگو، بازار کار برای زن و مرد یکسان تعریف می‌شود و زنان برای اثبات شایستگی خود، ناچار به رقابت با مردان و حضور طولانی در خارج از خانه می‌شوند. نتیجه این رقابت، خالی شدن خانه از حضور زن و کاهش فرصت تربیت فرزند است. این نظام اقتصادی همچنین هزینه‌های ازدواج و فرزندآوری را به شدت افزایش داده است. خانواده‌ها برای هماهنگی با این شرایط، ناچار به کاهش تعداد فرزندان می‌شوند. این انتخاب، نه از سر میل و رغبت، که از روی اجبار و ناچاری است. بنابراین، بسیاری از مشکلات خانواده، ناشی از انتخاب مستقیم زوجین نیست، بلکه از بیرون به خانواده تحمیل می‌شود.

مسائل فرهنگی و تغییر سبک زندگی

عامل فرهنگی، اگرچه کمتر از اقتصاد ملموس است، اما شاید ریشه‌ای‌تر و عمیق‌تر باشد. فردگرایی مدرن که با ورود مدرنیته به جوامع سنتی رواج یافته، نقطه مقابل جمع‌گرایی سنتی است. در این نگاه، استقلال فردی، لذت‌جویی و آزادی انتخاب، ارزش‌هایی والا محسوب می‌شوند و ازدواج به عنوان نهادی که محدودیت ایجاد می‌کند، با این ارزش‌ها در تضاد قرار می‌گیرد. ایده آل‌گرایی بیمارگونه نیز از دیگر موانع فرهنگی است. جوانان امروز توقع دارند با ازدواج به تمام آرزوهای خود برسند: خانه بزرگ، ماشین مدل بالا، سفرهای لاکچری و رفاه کامل. وقتی با واقعیت‌های زندگی مشترک روبرو می‌شوند، احساس شکست کرده و زندگی برایشان کابوس‌وار می‌شود. این ایدئال‌ها، که ریشه در فرهنگ مصرفی و رسانه‌های جمعی دارند، سدی محکم در برابر ساده‌زیستی و شروع بی‌آلایش زندگی مشترک ایجاد کرده‌اند. نکته مهم دیگر، تغییر الگوهای رفتاری در سطح جامعه است. وقتی مسئولان و الگوهای اجتماعی در شرایط بسیار لاکچری زندگی می‌کنند و به مردم توصیه ساده‌زیستی می‌نمایند، این توصیه‌ها نه تنها باورپذیر نیست، که موجب دلسردی و بی‌اعتمادی می‌شود. ساده‌زیستی باید یک انتخاب آگاهانه و محترم باشد، نه چیزی که به افراد تحمیل شود.

پیامدهای اجتماعی و روانی تجردگرایی

تأخیر در ازدواج و رسیدن به تجرد قطعی، پیامدهای سنگینی برای فرد و جامعه دارد. افزایش آسیب‌های روحی و روانی مانند افسردگی، انزوا، کاهش میل به زندگی و احساس پوچی، از جمله تبعات فردی این پدیده است. انسان موجودی اجتماعی است و تنهایی طولانی‌مدت، سلامت روانی او را به خطر می‌اندازد. در سطح اجتماعی، افزایش تجردگرایی به گسترش فساد و بی‌بندوباری، کاهش تعهدات اجتماعی و تضعیف بنیان‌های اخلاقی جامعه منجر می‌شود. جامعه‌ای که نهاد خانواده در آن تضعیف شود، با انبوهی از آسیب‌های اجتماعی دست‌به‌گریبان خواهد شد که مهار آنها هزینه‌های گزافی را بر کشور تحمیل می‌کند. از منظر امنیت ملی، کاهش جمعیت و پیر شدن ساختار سنی کشور، تهدیدی جدی محسوب می‌شود. جمعیت، یکی از مولفه‌های اصلی قدرت هر کشوری است. کشوری با جمعیت جوان و رو به رشد، پویایی اقتصادی، توان دفاعی و نفوذ منطقه‌ای بیشتری دارد. ایران با کاهش نرخ باروری و رشد منفی جمعیت، این برگ برنده را از دست می‌دهد.

راهکارها و چاره‌جویی برای برون‌رفت از بحران

راهکارهای پیشنهادی برای حل بحران جمعیت، باید چندبعدی و جامع باشند.

  1. نخستین و مهم‌ترین راهکار، تغییر رویکرد از «توسعه فردمحور» به «توسعه خانواده‌محور» است. این به معنای طراحی سیاست‌های اقتصادی و اجتماعی با در نظر گرفتن منافع و نیازهای خانواده است. برای مثال، اشتغال زنان باید به‌گونه‌ای تعریف شود که آنان فرصت تربیت فرزند را داشته باشند و مجبور به انتخاب میان مادری و شغل نباشند.
  2. دوم، فرهنگ‌سازی و ارتقای جایگاه مادری و خانواده در جامعه. رسانه‌ها باید به تبیین اهمیت نقش مادری برای بقای جامعه و دوام هویت ایرانی و اسلامی بپردازند. این کار نباید شعاری و در حد کلام باشد، بلکه باید در تمام برنامه‌های توسعه و سیاست‌گذاری‌ها نمود عملی یابد. برای زنان خانه‌دار باید حقوق بازنشستگی و امتیازات ویژه در نظر گرفته شود تا آنان که ضرورت حضور در بیرون از منزل ندارند، مجبور به کار نشوند.
  3. سوم، تسهیل ازدواج برای جوانان و کاهش هزینه‌های آن. این شامل ایجاد اشتغال پایدار، تأمین مسکن ارزان، ارائه وام‌های قرض‌الحسنه و حمایت‌های معیشتی از زوج‌های جوان می‌شود. همچنین، آموزش مهارت‌های زندگی و مشاوره پیش از ازدواج برای کاهش توقعات غیرواقعی و افزایش آمادگی جوانان برای ورود به زندگی مشترک ضروری است.
*به قلم: پوریا زرشناس - دکترای اقتصاد انرژی های تجدیدپذیر
https://www.asianewsiran.com/u/ipo
اخبار مرتبط
مهریه، یکی از سنت‌های دیرپای ازدواج در ایران، در تقاطع اقتصاد بی‌ثبات و ذهنیت‌های سنتی، به بحرانی اجتماعی تبدیل شده است. محاسبه آن بر اساس سکه طلا، باعث شده تا مبالغی غیرواقعی و نجومی -گاه تا ۲ میلیارد تومان برای یک مهریه متوسط(14 سکه)- در قراردادها ثبت شود. این اعداد، با درآمدهای معمول جامعه که حداقلی حدود ۸ میلیون تومان در ماه دارد، هیچ تناسبی ندارد و منجر به پیامدهایی چون کاهش تمایل به ازدواج قانونی، افزایش تنش در زندگی مشترک و زندانی شدن تعداد زیادی بدهکار مهریه شده است. کارشناسان و منتقدان اجتماعی تاکید می‌کنند که این نهاد سنتی، امروز نه تنها کارکرد حمایتی خود را از دست داده، بلکه با کرامت انسانی و ایده برابری در زندگی مشترک نیز در تضاد است.
تحلیلگران هشدار می‌دهند: ازدواج در ایران تحت تأثیر تورم شدید، بی‌ثباتی سیاسی و قوانین ناکارآمد، از یک پیوند انسانی به معامله‌ای پرریسک تبدیل شده است. کاظم عاشوری گیلده در این مقاله به بررسی عمیق عوامل پشت این بحران می‌پردازد؛ از اقتصاد بیمار گرفته تا قوانین ناکارآمد و تغییر نقش‌های اجتماعی. تحلیلی که نشان می‌دهد چرا ازدواج در ایران امروز به یک قمار بزرگ تبدیل شده است.
تحلیل بحران هویت در ایران نشان می‌دهد دانشگاه‌های تجاری، شبه‌مدرنیسم و نگاه معامله‌ای به ازدواج، منجر به بی‌تعهدی اجتماعی و فردگرایی افراطی شده است. در شکل‌گیری این وضعیت از شبه‌روشنفکر-بلاگری که فقط به دنبال جذب مخاطب و مشتری بیشتری است و حاضر نیست کوچکترین انتقادی نسبت به رفتارهای نادرست نهادینه شده در اجتماع داشته باشد و هر کنش ولو خشن اجتماعی را به بهانه وجود تورم و فقر و نقد حکومت توجیه می‌کند. پوریا زرشناس در این یادداشت به بررسی این آشفته بازار می پردازد.
آسیانیوز ایران هیچگونه مسولیتی در قبال نظرات کاربران ندارد.
تعداد کاراکتر باقیمانده: 1000
نظر خود را وارد کنید