انتشار تصویر و تیتر مرتبط با کریستین امانپور در صفحه نخست روزنامه سازندگی و بازتاب مصاحبه اخیر او با رضا پهلوی در مونیخ، بار دیگر نام این خبرنگار شناختهشده ایرانیالاصل را در فضای سیاسی و رسانهای ایران برجسته کرده است. واکنشها به این رویداد، نشاندهنده شکاف دیدگاهها میان جریانهای مختلف سیاسی درباره عملکرد رسانههای بینالمللی و شیوه مواجهه آنها با موضوعات مرتبط با ایران است.
کریستین امانپور، خبرنگار باسابقه شبکه سیانان، طی دهههای گذشته در پوشش جنگها و تحولات سیاسی جهان، بهویژه در خاورمیانه و بالکان، حضوری فعال داشته است. او در سالهای اخیر نیز بارها با مقامات و چهرههای سیاسی جمهوری اسلامی و منتقدان حکومت جمهوری اسلامی گفتوگو کرده است. همین پیشینه، سبب شده ارزیابی عملکرد او در ایران همواره با نگاههای متفاوت و گاه متضاد همراه باشد.
مصاحبه اخیر امانپور با رضا پهلوی در حاشیه کنفرانس امنیتی مونیخ، محور اصلی واکنشهای تازه بوده است. برخی فعالان سیاسی نزدیک به جریان پادشاهیخواه، نحوه طرح پرسشها و چالشهای مطرحشده در این گفتوگو را انتقادی و سختگیرانه توصیف کردهاند. در مقابل، گروهی از فعالان و تحلیلگران اصلاحطلب، این رویکرد را نشانه حرفهایگری و استقلال خبرنگار دانستهاند و آن را در چارچوب اصول مصاحبه سیاسی ارزیابی کردهاند.
روزنامه سازندگی با انتشار تصویر تمامقد امانپور در صفحه نخست و انتخاب تیتر «حمله بیامان به امانپور»، به این فضای دوگانه دامن زد. انتشار این تصویر و تیتر، در شبکههای اجتماعی بازنشر گستردهای یافت و کاربران با دیدگاههای مختلف، آن را تفسیر کردند. برخی این اقدام را نشانه حمایت از رویکرد رسانهای امانپور دانستند و برخی دیگر آن را اقدامی جهتدار ارزیابی کردند.
در فضای مجازی، بخشی از کاربران منتسب به جریان پادشاهیخواه، انتقاداتی نسبت به عملکرد امانپور مطرح کردند و برخی حتی از تعبیرهای کنایهآمیز برای توصیف او استفاده کردند. در مقابل، شماری از فعالان رسانهای تأکید کردند که مصاحبه چالشی بخشی از ذات حرفه خبرنگاری است و طرح پرسشهای سخت، به معنای جانبداری سیاسی نیست.
نقش خبرنگاران ایرانیالاصل در رسانههای بینالمللی، سالهاست موضوع بحث در جمهوری اسلامی است. برخی معتقدند این خبرنگاران بهدلیل شناخت فرهنگی و زبانی، میتوانند تصویر دقیقتری از تحولات جمهوری اسلامی ارائه دهند. در مقابل، گروهی دیگر عملکرد آنان را از منظر سیاسی تحلیل میکنند و آن را در چارچوب رقابتهای داخلی میسنجند.
کارشناسان حوزه رسانه یادآور میشوند که در مصاحبههای سیاسی، خبرنگار موظف است پرسشهایی را مطرح کند که برای افکار عمومی اهمیت دارد، حتی اگر این پرسشها برای طرف مصاحبه دشوار باشد. در همین چارچوب، تفاوت برداشتها از یک گفتوگو، بیش از آنکه به متن مصاحبه مربوط باشد، به پیشفرضهای سیاسی مخاطبان بازمیگردد.
از سوی دیگر، بازتاب این ماجرا در مطبوعات داخلی نشان میدهد که رسانههای ایرانی نیز بهدقت تحولات مرتبط با چهرههای رسانهای بینالمللی را دنبال میکنند. انتخاب تیتر و تصویر در صفحه نخست، همواره حامل پیامهای ضمنی است و میتواند بر برداشت مخاطبان اثر بگذارد.
در مجموع، جنجال اخیر پیرامون کریستین امانپور، بیش از آنکه صرفاً به یک مصاحبه محدود باشد، بازتابی از رقابتهای گفتمانی میان جریانهای سیاسی جمهوری اسلامی است. واکنشهای متضاد به عملکرد او، نشان میدهد که رسانه و سیاست در فضای ایرانی همچنان بهشدت درهمتنیدهاند و هر رویداد رسانهای میتواند به میدان جدیدی برای مناقشه تبدیل شود.