آسیانیوز ایران؛ سرویس سیاسی:
وبسایت اکسیوس که از منابع معتبر و نزدیک به کاخ سفید محسوب میشود، خبر داده است که دونالد ترامپ، رئیسجمهور آمریکا، روز دوشنبه ۲۱ اردیبهشت ۱۴۰۵ جلسه حساسی را با اعضای تیم امنیت ملی خود برگزار میکند. دستور کار این جلسه، بررسی ادامه جنگ با ایران و احتمال ازسرگیری اقدام نظامی علیه جمهوری اسلامی است. این خبر در حالی منتشر میشود که ساعاتی پیش، مذاکرات غیرمستقیم میان تهران و واشنگتن در یکی از کشورهای ثالث به بنبست رسیده است. سه مقام آمریکایی که خواستند نامشان فاش نشود، به اکسیوس گفتهاند که طرف ایرانی بسیاری از خواستههای کلیدی آمریکا را رد کرده و حاضر به دادن امتیاز جدی درباره برنامه هستهای خود نشده است.
بر اساس این گزارش، ترامپ همچنان خواهان توافق دیپلماتیک برای پایان دادن به جنگ است و ترجیح میدهد بدون درگیری نظامی جدید به نتیجه برسد. اما گفته میشود که صبر کاخ سفید رو به پایان است و همین مسئله، گزینه نظامی را دوباره روی میز قرار داده است. این تحول در حالی رخ میدهد که جنگ آمریکا و اسرائیل علیه ایران ماههاست ادامه دارد و هر روز ابعاد تازهای پیدا میکند. از حملات سایبری تا تحریمهای فلجکننده و از حملات محدود به تأسیسات نظامی تا تهدید به حمله به تأسیسات هستهای، تنشها به بالاترین سطح خود رسیده است. بنبست در مذاکرات، زنگ خطری جدی برای منطقه و جهان است. ایران بارها تأکید کرده که برنامه هستهای اش مسالمتآمیز است و زیر نظر آژانس بینالمللی انرژی اتمی فعالیت میکند. اما آمریکا و متحدانش همچنان بر این باورند که ایران در آستانه دستیابی به سلاح هستهای قرار دارد و باید جلوی آن گرفته شود.
دیپلماتهای ارشد دو کشور هفتهها بود که پشت درهای بسته مشغول گفتگو بودند. اما به نظر میرسد اختلافات اساسی بر سر دو محور اصلی مانع از توافق شده است:
- یکی میزان غنیسازی اورانیوم
- و دیگری سرعت لغو تحریمها.
ایران خواهان لغو کامل و یکجا تحریمهاست، در حالی که آمریکا به دنبال لغو پلهپله و مشروط است. حالا با بنبست مذاکرات، همه نگاهها به جلسه اضطراری تیم امنیت ملی آمریکا دوخته شده است. آیا ترامپ دستور حمله نظامی خواهد داد؟ یا اینکه مهلت دیپلماتیک دیگری در نظر گرفته میشود؟ این سؤالی است که طی ساعات آینده پاسخ آن مشخص خواهد شد. منابع آگاه به اکسیوس گفتهاند که در این جلسه، گزینههایی از حملات محدود و جراحی (مثل بمباران تأسیسات هستهای فردو و نطنز) تا حملات گسترده نظامی (شامل زیرساختهای انرژی و نظامی) مورد بحث و ارزیابی قرار خواهد گرفت. جهان در آستانه یک تصمیم سرنوشتساز قرار گرفته است.
تحلیل محتوای گزارش اکسیوس و میزان اعتبار آن
اکسیوس (Axios) یکی از رسانههای معتبر آمریکاییست که از زمان تأسیس در سال ۲۰۱۶، سابقه نسبتاً خوبی در انتشار اخبار دقیق از درون کاخ سفید و پنتاگون داشته است. این رسانه به ویژه در دوره ریاستجمهوری دونالد ترامپ، به دلیل دسترسی نزدیک به منابع درون دولت، بارها اخبار دست اول و محرمانه را منتشر کرده است. با این حال، همیشه باید با احتیاط به چنین گزارشهایی نگاه کرد. سه منبع ناشناس (مقامات آمریکایی که خواستند نامشان فاش نشود) ممکن است بخشی از یک کمپین فشار روانی علیه ایران باشند؛ یعنی آمریکاییها عمداً چنین خبری را لو میدهند تا ایران را پای میز مذاکره برگردانند. این تاکتیکی است که در گذشته نیز دیده شده است.
از سوی دیگر، زمانبندی گزارش قابل تأمل است. انتشار این خبر درست چند ساعت پس از اعلام بنبست مذاکرات، نشان میدهد که ممکن است یک منبع درون تیم مذاکرهکننده آمریکایی، این خبر را در اختیار اکسیوس قرار داده باشد. هدف از افشای چنین جلسه محرمانهای میتواند دو چیز باشد: اول، افزایش فشار بر ایران از طریق افکار عمومی جهان و دوم، آمادهسازی افکار عمومی آمریکا برای یک اقدام نظامی قریبالوقوع. معمولاً کاخ سفید پیش از هر اقدام نظامی بزرگ، با درز اخبار محرمانه به رسانهها، افکار عمومی را برای پذیرش هزینههای جنگ آماده میکند.
اما نکته قابل توجه، اشاره گزارش به «ادامه جنگ» است. اکسیوس از عبارت «ادامه جنگ با ایران» استفاده کرده، نه «آغاز جنگ». این یعنی به باور منابع آمریکایی، ایالات متحده و اسرائیل در حال حاضر در وضعیت جنگی با ایران به سر میبرند. بنابراین ازسرگیری اقدام نظامی به معنای تشدید درگیری از سطح فعلی به سطح عملیات نظامی تمامعیار است. این تمایز زبانی نشان میدهد که نویسنده گزارش به خوبی از حساسیت وضعیت آگاه است.
محتوای بنبست مذاکرات؛ ریشههای اختلاف ایران و آمریکا
بر اساس گزارش اکسیوس و سایر منابع خبری، مذاکرات اخیر تهران و واشنگتن (که احتمالاً در مسقط یا دوحه برگزار شده) روی دو محور اصلی به بنبست رسیده است:
محور اول، برنامه هستهای ایران و سطح غنیسازی و محور دوم، سرعت و دامنه لغو تحریمها.
- ایران اعلام کرده که آماده توقف غنیسازی اورانیوم تا سطح ۲۰ درصد (و بازگشت به سطح ۳.۶۷ درصد برجام) است، اما آمریکا خواستار توقف کامل غنیسازی و حتی برچیدن برخی سانتریفیوژهای پیشرفته (IR-6 و IR-8) است. ایران این خواسته را نقض حاکمیت ملی خود میداند و آن را رد کرده است.
- از سوی دیگر، ایران خواهان لغو کامل و یکجای همه تحریمها (اعم از هستهای، تروریستی، موشکی و حقوق بشری) است، در حالی که آمریکا اصرار دارد تحریمها به صورت پلهپله و در ازای گامهای راستیآزماییشده ایران لغو شود. این اختلاف روششناختی، عملاً دو طرف را به بنبست کشانده است.
- عامل سوم و پنهان، نقش اسرائیل در این مذاکرات است. بنیامین نتانیاهو، نخستوزیر اسرائیل، در هفتههای اخیر فشار سنگینی بر کاخ سفید وارد کرده تا هرگونه توافق با ایران را غیرممکن کند. اسرائیل با ارائه ارزیابیهای اطلاعاتی خود (که به گفته مقامات آمریکایی اغراقآمیز است) سعی دارد ترامپ را متقاعد کند که ایران در فاصله چند هفته تا چند ماه تا ساخت بمب قرار دارد و هرگونه تأخیر فاجعهبار خواهد بود. این فشار اسرائیل، باعث شده آمریکاییها در مذاکرات خطوط قرمز سفتتری اتخاذ کنند. به عبارت دیگر، بنبست مذاکرات نه فقط ناشی از اختلافات فنی تهران-واشنگتن، که حاصل مداخله سنگین تلآویو در فرآیند تصمیمگیری آمریکاست.
- چهارمین عامل بنبست، انتخابات آتی در آمریکا (نوامبر ۲۰۲۶) است. ترامپ که حزب خود را حزب پیروز در انتخابات مجلس میداند، نمیخواهد در آستانه انتخابات با یک توافق ضعیف با ایران مواجه شود که پایگاه رأی طرفدار اسرائیل را از دست بدهد. از سوی دیگر، نمایش قدرت نظامی علیه ایران میتواند برای ترامپ یک برگ برنده تبلیغاتی باشد. بنابراین برخی تحلیلگران معتقدند ترامپ عملاً به دنبال توافق جدی نیست و سناریوی نظامی را ترجیح میدهد. اگر این تحلیل درست باشد، بنبست مذاکرات از قبل طراحی شده بود و ایران هیچ راهی برای نجات آن نداشت.
گزینههای نظامی روی میز آمریکا و قابلیت اجرای آن ها
- بر اساس اطلاعات فاش شده از جلسات پیشین پنتاگون، چند گزینه نظامی برای مقابله با برنامه هستهای ایران روی میز است. گزینه اول و محتملترین سناریو، حملات هوایی محدود و جراحی به تأسیسات هستهای فردو (نطنز)، فردو (قم) و اصفهان (تاسیسات تبدیل اورانیوم) است. این عملیات شامل استفاده از بمبافکنهای B-2 Spirit (استتار و قابلیت نفوذ به پدافند هوایی) و موشکهای کروز دوربرد از پایگاههای منطقه (مانند قطر، بحرین و عربستان) خواهد بود. مزیت این گزینه، انجام یک ضربه قاطع و ممانعت از پیشرفت هستهای ایران برای چند سال است، بدون آنکه وارد یک جنگ تمامعیار و فرسایشی شود. اما ریسک آن، واکنش موشکی ایران به پایگاههای آمریکا در منطقه و نیز تشدید تنشها به سمت جنگ گسترده است.
- گزینه دوم و بدبینانهتر، حملات گسترده علیه زیرساختهای نظامی و اقتصادی ایران (شامل پالایشگاهها، پایگاههای موشکی، بنادر نظامی و...). این گزینه معادل اعلام جنگ تمامعرضه علیه ایران است و تبعات گسترده منطقهای (مانند بسته شدن تنگه هرمز، افزایش چهار برابری قیمت نفت، ورود حزبالله و نیروهای نیابتی ایران به جنگ) را به دنبال خواهد داشت. پنتاگون به ترامپ هشدار داده که این گزینه «آخرین راه حل» است و تنها در صورت حمله مستقیم ایران به نیروهای آمریکایی یا همپیمانان اصلی (مثل اسرائیل) باید اجرا شود. برآوردها نشان میدهد اجرای این گزینه حداقل یک ماه آمادهسازی لجستیکی و استقرار دهها هزار نیروی اضافی در منطقه نیاز دارد که هماکنون در حال انجام است.
- گزینه سوم و جدیدتر، حملات سایبری گسترده (بدون عملیات هوایی) است. آمریکا در سالهای اخیر سابقه حملات سایبری به تأسیسات هستهای ایران (مثل استاکس نت و حملات بعدی) داشته است. اما کارشناسان معتقدند که حملات سایبری به تنهایی نمیتوانند پیشرفت هستهای ایران را بیش از چند ماه به تأخیر بیندازند. ایران در دهه گذشته سامانههای خود را در برابر حملات سایبری مقاومتر کرده است. بنابراین احتمال دارد ترامپ ترکیبی از گزینه اول و سوم را انتخاب کند: حملات سایبری همزمان با حملات هوایی محدود برای حداکثر تأثیر. جلسه روز دوشنبه دقیقاً برای تصمیمگیری درباره ترکیب و زمان اجرای این گزینهها تشکیل شده است.
واکنش احتمالی جمهوری اسلامی و سناریوهای تشدید تنش
- در صورت اقدام نظامی آمریکا (حتی به صورت محدود)، جمهوری اسلامی قطعاً واکنش گسترده و چندلایهای نشان خواهد داد:
اولین و سریعترین واکنش، حملات موشکی به پایگاههای آمریکا در منطقه (به ویژه قطر، بحرین، امارات و عربستان) است. ایران هنوز هزاران موشک بالستیک و کروز در زرادخانه خود دارد که قادر به اصابت به اهداف در شعاع ۲۰۰۰ کیلومتری هستند. این موشکها به سیستمهای هدایت پیشرفته مجهز شده و عبور از پدافندهای آمریکا برایشان دشوار اما غیرممکن نیست.
- واکنش دوم، فعالسازی شبکه نیروهای نیابتی در عراق، لبنان و یمن است. حزبالله لبنان هزاران موشک به سمت اسرائیل نشانه گرفته و انصارالله یمن نیز حملات خود به کشتیهای آمریکایی در دریای سرخ و باب المندب را آغاز خواهد کرد.
- سومین و خطرناکترین واکنش، خروج ایران از انپیتی (معاهده منع گسترش سلاحهای هستهای) و اعلام رسمی ساخت بمب اتم است. ایران تاکنون همواره تأکید کرده که برنامه هستهاش مسالمتآمیز است، اما در صورت حمله نظامی، دیگر هیچ تعهد اخلاقی و قانونی برای پایبندی به انپیتی نخواهد داشت. رهبران ایران بارها اعلام کردهاند که «اگر بزنند، بمب میسازند.» چنین اقدامی معادلات استراتژیک خاورمیانه را برای همیشه تغییر خواهد داد؛ عربستان، ترکیه و مصر نیز بلافاصله برای ساخت بمب اتم اقدام خواهند کرد و منطقه وارد عصر تسلیحات هستهای غیرقابل کنترل میشود. آمریکا و اسرائیل کاملاً از این خطر آگاهند و به همین دلیل در تصمیمگیری برای حمله تردید دارند.
- چهارمین واکنش ایران، اقتصادی و دیپلماتیک خواهد بود: بسته نگه داشتن تنگه هرمز (که ۲۰ درصد نفت جهان از آن عبور میکند) و افزایش چهار تا پنج برابری قیمت نفت، فروپاشی اقتصاد کشورهای غربی و ایجاد رکود جهانی. ایران همچنین خواستار جلسه فوری شورای امنیت خواهد شد و با ارائه شکایتنامه علیه آمریکا، سعی در کسب حمایت دیپلماتیک روسیه و چین خواهد داشت. باید توجه داشت که ایران در ۴۵ سال گذشته همواره از یک استراتژی «دفاع فعال» استفاده کرده است: یعنی هر حملهای با واکنشی نامتناسب و فراتر از حد انتظار دشمن مواجه خواهد شد. ترامپ و تیم امنیت ملی او به خوبی از این اصل آگاهند و به همین دلیل جلسه روز دوشنبه برای سنجش ریسکها بسیار حساس است.
سناریوهای پیش روی خاورمیانه در ۷۲ ساعت آینده
سه سناریو محتمل برای روزها و ساعتهای آینده قابل پیشبینی است.
-
سناریوی اول (خوشبینانه)
جلسه تیم امنیت ملی آمریکا به این جمعبندی برسد که اقدام نظامی در شرایط فعلی ریسک گریز از کنترل را دارد و بهتر است مذاکرات دیپلماتیک با میانجیگری عمان، قطر یا چین از سر گرفته شود. در این سناریو، ترامپ ضربالاجل جدیدی (مثلاً ۶۰ روزه) برای ایران تعیین میکند و تهدید به «گزینه نظامی در صورت عدم پیشرفت» را حفظ میکند. احتمال این سناریو در شرایط فعلی شاید ۳۰ درصد باشد چرا که بنبست مذاکرات بسیار عمیق است و اعتماد دو طرف به پایینترین حد ممکن رسیده است.
-
سناریوی دوم (واقعبینانه)
آمریکا حملات هوایی محدود و جراحی به تأسیسات هستهای ایران (فردو و نطنز) را ظرف ۴۸ تا ۷۲ ساعت آینده آغاز میکند، همزمان پایگاههای خود در منطقه را در حالت آمادهباش کامل قرار میدهد و از اسرائیل میخواهد که فعلاً وارد عمل نشود. ایران نیز با حملات موشکی متقابل به پایگاههای آمریکا در قطر و بحرین پاسخ میدهد اما از بستن تنگه هرمز یا خروج از انپیتی خودداری میکند (تا جنگ مدیریت شده و محدود بماند). در این سناریو، تلفات انسانی در هر دو طرف وجود دارد اما جنگ تمامعرضه نمیشود. جهان با افزایش ۵۰ درصدی قیمت نفت و نوسانات شدید بازارهای مالی روبهرو میشود. احتمال این سناریو حدود ۵۰ درصد است.
-
سناریوی سوم (بدبینانه و کماحتمال)
آمریکا با هماهنگی اسرائیل، حملات نظامی گسترده علیه صدها هدف در ایران (از تأسیسات هستهای گرفته تا پالایشگاهها و پایگاههای موشکی) را آغاز میکند. ایران هم با بستن تنگه هرمز، خروج از NPT و حمله به شهرها و پایگاههای آمریکا در منطقه پاسخ میدهد. جنگ منطقهای تمامعرضه (شامل درگیری مستقیم حزبالله و اسرائیل و نیز حملات سایبری گسترده) رخ میدهد و نفت به بالای ۲۰۰ دلار در هر بشکه میرسد. در این سناریو، اقتصاد جهانی به سمت رکود عمیق میرود و شاید میلیون ها نفر قربانی جنگ شوند. خوشبختانه این سناریو کماحتمال است (شاید ۲۰ درصد) چرا که هیچ عاقلی در کاخ سفید و پنتاگون چنین جنگی را نمیخواهد. اما تجربه تاریخ نشان داده که گاهی جنگها به دلیل محاسبات اشتباه شروع میشوند. هفتاد و دو ساعت آینده تعیینکننده خواهد بود؛ جهان در لبه تیغ ایستاده است.