آسیانیوز ایران؛ سرویس ورزشی:
روزنامه اطلاعات در واکنش به عضویت مدیر سابق شهرداری تهران در هیأت مدیره باشگاه پرسپولیس، انتقاد تندی را به رویه رایج ورود مدیران غیرورزشی به حوزه مدیریت ورزش مطرح کرده است. این روزنامه با طرح این سوال اساسی که «چرا باشگاهها باید پارکینگ مدیران صنعتی، اقتصادی، سیاسی، نظامی و... شود؟»، به یکی از ریشهدارترین معضلات مدیریت ورزش کشور پرداخته است. نکتهای که در یادداشت روزنامه اطلاعات به آن اشاره شده، این است که ورود به حوزه مدیریت ورزش نیاز به هیچ تخصصی ندارد و این حوزه به عنوان یک «کالای تعارفی» برای سایر حوزههای مدیریتی تلقی میشود . در واقع، بسیاری از مدیران غیرورزشی، درست زمانی که در حوزه تخصصی خودشان با مشکل مواجه شدهاند یا مورد غضب واقع شدهاند، برای رفع خستگی و بازیابی تواناییهای از دست رفتهشان، وارد حوزه مدیریت ورزش میشوند تا مجدداً به حوزه تخصصی خود بازگردند . این پدیده، ضربهای جدی به بدنه مدیریت ورزش کشور وارد کرده است.
سوال اساسی که روزنامه اطلاعات مطرح کرده، این است که چطور یک مدیر صنعتی، اقتصادی، سیاسی، نظامی و عمرانی اجازه پیدا میکند به راحتی وارد حوزه مدیریت ورزش شود و آیا عکس این اتفاق نیز ممکن است؟ یعنی آیا ممکن است یک مدیر ورزشی، بدون تخصص و سابقه، به عنوان مدیر یک کارخانه بزرگ صنعتی یا یک نهاد سیاسی مهم منصوب شود؟ پاسخ روشن است: خیر . این نشان از یک نگاه ابزاری و غیرتخصصی به حوزه ورزش دارد. ورزش، به عنوان یک حوزه تخصصی، نیازمند مدیرانی است که با ظرایف و پیچیدگیهای آن آشنا باشند. مدیران ورزشی باید با مسائل روز ورزش، قوانین و مقررات بینالمللی، مبانی روانشناسی ورزشی، مدیریت منابع انسانی و مالی در حوزه ورزش و همچنین با فرهنگ و هویت باشگاهها آشنا باشند. ورود مدیران غیرمتخصص، نه تنها به پیشرفت ورزش کمک نمیکند، بلکه میتواند به آن آسیب بزند و زمینه را برای تصمیمات اشتباه و غیرحرفهای فراهم کند.
ورزش، نه تنها یک حوزه تفریحی و سرگرمی، بلکه یک صنعت بزرگ با ابعاد اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی گسترده است. باشگاههای بزرگ ورزشی، با گردش مالی میلیاردی و هزاران نیروی انسانی، نیازمند مدیریتی حرفهای و تخصصی هستند. اینکه یک مدیر صنعتی یا سیاسی، بدون هیچ پیشینهای در ورزش، سکان هدایت یک باشگاه بزرگ را به دست بگیرد، نه تنها به منافع باشگاه آسیب میزند، بلکه به اعتبار کل ورزش کشور نیز لطمه وارد میکند. ریشه اصلی بسیاری از معضلات اجتماعی و دغدغههای فرهنگی در جامعه، به گفته روزنامه اطلاعات، قرار نگرفتن مدیریت ورزش در جایگاه درست خود است . اگر ورزش به عنوان یک نهاد مستقل و تخصصی دیده شود و مدیران آن از میان کارشناسان و متخصصان این حوزه انتخاب شوند، بسیاری از مشکلات فعلی حل خواهد شد. اما تا زمانی که ورزش به عنوان یک پناهگاه برای مدیران فراری از سایر حوزهها در نظر گرفته شود، این مشکلات پابرجا خواهند ماند.
عضویت مدیر سابق شهرداری در هیأت مدیره پرسپولیس، تنها یکی از نمونههای این رویه نادرست است. این اتفاق، زنگ خطری برای تمام کسانی است که دغدغه ورزش کشور را دارند. باید پرسید که آیا فردی که در حوزه مدیریت شهری نتوانسته موفق شود، چه تضمینی برای موفقیت در حوزه پیچیدهتر مدیریت ورزش دارد؟ چه معیارهایی برای انتخاب مدیران ورزشی وجود دارد و چرا تخصص و سابقه ورزشی، از اولویتهای اصلی در این انتخابها نیست؟ انتقاد روزنامه اطلاعات، فرصتی است برای بازنگری در سیاستهای مدیریت ورزش کشور. باید به جای اینکه ورزش را به عنوان محل استراحت و بازیابی مدیران شکستخورده در نظر بگیریم، به آن به عنوان یک حوزه تخصصی و راهبردی نگاه کنیم که نیازمند مدیران متخصص و متعهد است. تنها در این صورت است که میتوانیم به توسعه پایدار ورزش کشور امیدوار باشیم و از این ظرفیت عظیم برای ارتقای سلامت، نشاط و هویت ملی استفاده کنیم.
نقدی بر رویه انتخاب مدیران غیرورزشی در باشگاهها
رویه انتخاب مدیران غیرورزشی برای هدایت باشگاههای بزرگ، به یک معضل ساختاری در ورزش ایران تبدیل شده است. در بسیاری از موارد، مدیرانی که در حوزههای دیگر با شکست مواجه شدهاند یا به هر دلیل از سمت خود کنار رفتهاند، با استفاده از روابط و حمایتهای سیاسی، به عنوان مدیر یا عضو هیأت مدیره یک باشگاه بزرگ منصوب میشوند. این پدیده، ریشه در نگاه ابزاری به ورزش دارد که در آن، ورزش به عنوان یک ابزار برای اهداف سیاسی، اجتماعی و حتی اقتصادی دیگران به کار گرفته میشود. از نظر روزنامه اطلاعات، این افراد درست زمانی که در حوزه تخصصی خودشان مورد غضب واقع شدهاند، برای رفع خستگی وارد حوزه مدیریت ورزش میشوند.
ورود این مدیران غیرمتخصص، پیامدهای منفی متعددی به دنبال دارد. اولین و مهمترین پیامد، کاهش کیفیت مدیریت و تصمیمگیری در باشگاه است. مدیران غیرورزشی، به دلیل عدم آشنایی با مسائل تخصصی ورزش، ممکن است تصمیماتی اتخاذ کنند که به منافع باشگاه و ورزشکاران آسیب بزند. آنها ممکن است به جای تمرکز بر اهداف بلندمدت توسعه ورزش، به دنبال منافع کوتاهمدت و یا جلب رضایت گروههای خاص باشند. این رویکرد، نه تنها به موفقیت باشگاه کمک نمیکند، بلکه میتواند به افول آن منجر شود. علاوه بر این، ورود مدیران غیرمتخصص، باعث تضعیف انگیزه و اعتماد به نفس مدیران ورزشی متخصص نیز میشود. وقتی یک مدیر با سابقه و تخصص ورزشی، میبیند که یک فرد بدون هیچ پیشینهای در این حوزه، به راحتی جایگاه او را تصاحب میکند، به طور طبیعی احساس بیارزشی و ناامیدی میکند. این موضوع، میتواند به خروج نیروهای متخصص از عرصه مدیریت ورزش و کاهش کیفیت کلی این حوزه منجر شود. به عبارت دیگر، این رویه، به تدریج بدنه تخصصی مدیریت ورزش را نابود میکند.
پیامدهای اجتماعی و فرهنگی مدیریت غیرحرفهای ورزش
ورود مدیران غیرمتخصص به حوزه ورزش، نه تنها به خود ورزش، بلکه به جامعه نیز آسیب میزند. ورزش، به عنوان یک نهاد اجتماعی مهم، نقش قابل توجهی در شکلگیری فرهنگ، هویت و سلامت جامعه ایفا میکند. یک مدیر ورزشی ناتوان و غیرمتخصص، میتواند با تصمیمات اشتباه خود، به این کارکردهای اجتماعی ورزش آسیب بزند. به عنوان مثال، تصمیمات اشتباه در حوزه سیاستگذاری ورزش همگانی، میتواند به کاهش سطح سلامت جامعه منجر شود یا تصمیمات غیرحرفهای در حوزه ورزش قهرمانی، میتواند به افت اعتبار بینالمللی کشور بیانجامد.
یکی از مهمترین پیامدهای اجتماعی این رویه، افزایش نارضایتی و بیاعتمادی عمومی نسبت به مدیران ورزشی است. وقتی مردم میبینند که افراد بدون صلاحیت و صرفاً به واسطه روابط، به سمتهای مدیریتی در ورزش منصوب میشوند، اعتماد خود را به سیستم ورزشی کشور از دست میدهند. این بیاعتمادی، میتواند به کاهش مشارکت مردم در فعالیتهای ورزشی و کاهش حمایت از تیمهای ملی و باشگاهی منجر شود. به عبارت دیگر، مدیریت غیرحرفهای، سرمایه اجتماعی ورزش را تخریب میکند. علاوه بر این، مدیریت غیرحرفهای ورزش میتواند به تشدید برخی آسیبهای اجتماعی نیز دامن بزند. به عنوان مثال، وقتی باشگاهها به جای تمرکز بر توسعه ورزش پایه و پرورش استعدادها، به دنبال جذب مدیران سیاسی و صنعتی هستند، عملاً از رسالت اصلی خود فاصله میگیرند. این موضوع، میتواند به افزایش حاشیهنشینی و فقر در مناطق محروم که استعدادهای ورزشی زیادی دارند، دامن بزند. ورزش، میتواند به عنوان یک ابزار برای توانمندسازی اجتماعی و کاهش نابرابریها عمل کند، اما وقتی مدیریت آن در دست افراد غیرمتخصص باشد، این پتانسیل از بین میرود.
ضرورت تخصصگرایی در مدیریت ورزش
برای خروج از وضعیت کنونی، ضروری است که نگاه به مدیریت ورزش، از یک نگاه ابزاری و فرصتطلبانه به یک نگاه تخصصی و حرفهای تغییر کند. حوزه ورزش، مانند هر حوزه تخصصی دیگر، نیازمند مدیرانی است که دانش و مهارتهای لازم را کسب کرده باشند. این دانش و مهارت، شامل آشنایی با اصول مدیریت، اقتصاد ورزش، حقوق ورزشی، روانشناسی ورزشی، بازاریابی ورزشی و همچنین آشنایی با فرهنگ و هویت باشگاهها و رشتههای ورزشی مختلف است. برای تحقق این هدف، باید سازوکارهای انتخاب مدیران ورزشی تغییر کند. به جای اینکه مدیران بر اساس روابط و حمایتهای سیاسی انتخاب شوند، باید بر اساس شایستگیها، سوابق و تخصص آنها گزینش شوند. ایجاد نظامنامههای حرفهای برای مدیریت باشگاهها و فدراسیونهای ورزشی، میتواند به استانداردسازی این فرآیند کمک کند. همچنین، برگزاری دورههای آموزشی و توانمندسازی برای مدیران ورزشی، میتواند به ارتقای سطح دانش و مهارت آنها کمک کند و از ورود افراد ناآشنا به این حوزه جلوگیری کند.
علاوه بر این، باید فرهنگ نقدپذیری و پاسخگویی در میان مدیران ورزشی نهادینه شود. مدیران ورزشی باید در قبال عملکرد خود پاسخگو باشند و در صورت عدم موفقیت، از سمت خود کنار گذاشته شوند. این رویکرد، میتواند به افزایش انگیزه و مسئولیتپذیری مدیران کمک کند و از اتخاذ تصمیمات اشتباه و غیرحرفهای جلوگیری کند. در نهایت، تخصصگرایی در مدیریت ورزش، نه تنها به بهبود عملکرد باشگاهها و فدراسیونها کمک میکند، بلکه به ارتقای جایگاه ورزش در جامعه و افزایش اعتماد عمومی به این حوزه نیز منجر میشود.
بررسی جایگاه و نقش ورزش در نظام مدیریتی کشور
ورزش، در نظام مدیریتی کشور، جایگاه واقعی خود را پیدا نکرده است. متأسفانه، ورزش همچنان به عنوان یک حوزه حاشیهای و غیراصلی دیده میشود که تنها در مواقع خاص، مانند موفقیتهای بینالمللی، به آن توجه میشود. این نگاه، باعث شده است که ورزش از جایگاه واقعی خود به عنوان یک صنعت بزرگ و تأثیرگذار، فاصله بگیرد و نتواند به نقش واقعی خود در توسعه اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی کشور ایفا کند. با توجه به اهمیت روزافزون ورزش در جهان، ضروری است که ورزش به عنوان یک حوزه راهبردی و اولویتدار در نظام مدیریتی کشور دیده شود. این به معنای اختصاص بودجه کافی، تدوین سیاستهای بلندمدت و منسجم، و همچنین تربیت و جذب مدیران متخصص و کارآمد در این حوزه است. بدون این نگاه راهبردی، ورزش کشور همچنان با چالشهای ساختاری و مدیریتی مواجه خواهد بود و نمیتواند به پتانسیل واقعی خود دست یابد.
ورود مدیران غیرمتخصص به حوزه ورزش، نشان از همین نگاه حاشیهای به این حوزه دارد. تا زمانی که ورزش به عنوان یک پناهگاه برای مدیران شکستخورده سایر حوزهها در نظر گرفته شود، نمیتوان انتظار داشت که این حوزه به توسعه و پیشرفت دست یابد. تغییر این نگاه، مستلزم یک عزم جدی در سطوح بالای مدیریتی کشور است تا ورزش را به عنوان یک اولویت ملی و یک صنعت راهبردی بپذیرند و شرایط را برای رشد و شکوفایی آن فراهم کنند.
راهکارهای عملی برای جلوگیری از ورود مدیران غیرمتخصص به ورزش
برای جلوگیری از تکرار رویه نامناسب ورود مدیران غیرمتخصص به حوزه ورزش، باید اقدامات عملی و مؤثری انجام شود:
- اولین و مهمترین اقدام، قانونگذاری دقیق و شفاف برای تعیین شرایط احراز پستهای مدیریتی در ورزش است. این قوانین باید به گونهای تدوین شوند که داشتن سابقه و تخصص مرتبط با ورزش، به عنوان یک شرط اساسی برای احراز این پستها در نظر گرفته شود. همچنین، باید کمیتههای نظارتی قوی برای بررسی صلاحیت مدیران ورزشی و جلوگیری از انتصابات غیرحرفهای تشکیل شود.
- دومین اقدام، ایجاد نظامنامههای حرفهای ( competency framework ) برای مدیریت ورزش است. این نظامنامهها، باید مهارتها، دانش و توانمندیهای مورد نیاز برای هر پست مدیریتی را به طور دقیق مشخص کنند. بر اساس این نظامنامهها، افراد بر اساس شایستگیهایشان ارزیابی و انتخاب میشوند و از ورود افراد فاقد صلاحیت جلوگیری میشود. این رویکرد، میتواند به شفافیت و عادلانهتر شدن فرآیند انتخاب مدیران ورزشی کمک کند.
- سومین اقدام، حمایت از نهادهای مدنی و صنفی در ورزش، مانند کانونهای مدیران ورزشی و انجمنهای تخصصی است. این نهادها میتوانند با نظارت بر عملکرد مدیران ورزشی و ارائه بازخورد به نهادهای تصمیمگیر، به بهبود کیفیت مدیریت ورزش کمک کنند. همچنین، میتوانند با ارائه آموزشهای تخصصی و شبکهسازی، به تربیت نسل جدیدی از مدیران ورزشی متخصص و حرفهای کمک کنند. با اجرای این راهکارها، میتوان زمینه را برای تحول در مدیریت ورزش کشور و ورود به عصر جدیدی از توسعه و موفقیت فراهم کرد.