سه شنبه / ۲۰ اَمرداد ۱۴۰۵ / ۱۱:۰۰
کد خبر: 40471
گزارشگر: 593
۱۱
۰
۰
۰
از کت‌واک‌های زیرزمینی تا مزون‌های اینستاگرامی؛ مد در ایران میان خلاقیت و کنترل

مدلینگ در ایران؛ صنعتی که دیده می‌شود اما به‌رسمیت شناخته نمی‌شود!

مدلینگ در ایران؛ صنعتی که دیده می‌شود اما به‌رسمیت شناخته نمی‌شود!
در ایران امروز، مد و مدلینگ میان دو واقعیت زندگی می‌کند: یک بازار جوان و خلاق که با اینستاگرام و مزون‌های کوچک نفس می‌کشد، و ساختاری رسمی که هنوز بدن زن، تصویر و حتی اینترنت را کنترل می‌کند؛ صنعتی واقعی که هست، اما امنیت و تعریف حرفه‌ای ندارد!

به‌گزارش سرویس فرهنگی و هنری آسیانیوز ایران؛ برای دیدن صنعت مد در ایران لازم نیست دنبال کت‌واک‌های رسمی و سالن‌های پرزرق‌وبرق بگردیم. کافی است چند صفحه اینستاگرامی، یک مزون کوچک، استودیوی عکاسی، کارگاه خیاطی یا فروشگاه آنلاین پوشاک را ببینیم. پشت هر تصویر، زنجیره‌ای از طراح، مدل، عکاس، آرایشگر، استایلیست، خیاط، تدوینگر، مدیر شبکه اجتماعی و فروشنده ایستاده است؛ زنجیره‌ای واقعی که اشتغال و ارزش اقتصادی می‌سازد، اما هنوز در ساختار رسمی کشور غالباً نه به‌عنوان «صنعت»، بلکه به‌عنوان مسئله‌ای فرهنگی و امنیتی دیده می‌شود.

مد و مدلینگ در ایران امروز میان دو جهان زندگی می‌کند: یک جهان رسمی که از «مد و لباس ایرانی ـ اسلامی»، مجوز، جشنواره و الگوی تأییدشده حرف می‌زند؛ و یک جهان واقعی که با سلیقه نسل تازه، بدن آزادتر زنان، شبکه‌های اجتماعی، مد خیابانی و زبان جهانی تصویر پیش می‌رود. فاصله این دو جهان آن‌قدر زیاد شده که بخشی از فعالان صنعت، برای بقا ناچارند هم دیده شوند و هم وانمود کنند دیده نمی‌شوند.

صنعتی که وجود دارد، حتی اگر به‌رسمیت شناخته نشود

ایران از سال ۱۳۸۵ «قانون ساماندهی مد و لباس» دارد. این قانون، حمایت از طراحی‌های متکی بر نشانه‌های ایرانی، تشویق تولید داخلی و هدایت بازار به‌سوی الگوی رسمی پوشش را هدف قرار داده است. سازمان جهانی مالکیت فکری نیز نسخه این قانون را در پایگاه خود ثبت کرده و به امکان حمایت حقوقی از طرح‌های برگرفته از نمادهای ایرانی اشاره می‌کند. برگزاری جشنواره‌های مد و لباس فجر، رویدادهای پارچه و پوشاک و برنامه‌هایی مانند نمایشگاه ایران مُد نیز نشان می‌دهد حاکمیت اصلِ ظرفیت اقتصادی و فرهنگی این حوزه را انکار نمی‌کند.

مسئله از جایی آغاز می‌شود که حکومت می‌خواهد مد را به ابزار ابلاغ سلیقه رسمی تبدیل کند، در حالی که مد ذاتاً از انتخاب، تفاوت، تجربه و تغییر تغذیه می‌کند. لباس فقط پارچه نیست؛ زبان بی‌کلام انسان است. وقتی دولت می‌کوشد این زبان را یکدست کند، بازار مسیر دیگری برای بیان خود پیدا می‌کند: مزون‌های خانگی، نمایش‌های محدود، همکاری‌های پروژه‌ای، ویدئوهای کوتاه و صفحه‌هایی که گاهی در چند ماه به یک برند تبدیل می‌شوند.

تناقض اصلی اینجاست: ساختار رسمی از «اقتصاد مد» درآمد و اشتغال می‌خواهد، اما از آزادی‌ای که موتور خلاقیت همین صنعت است هراس دارد.

مدل در ایران؛ شاغل، هنرمند یا متهم بالقوه؟

خودِ مدلینگ در قوانین ایران یک عنوان مجرمانه فراگیر و مستقل نیست؛ اما شیوه انجام کار می‌تواند فعالان را با مجموعه‌ای از خطرها روبه‌رو کند: نوع پوشش، انتشار تصویر در فضای مجازی، برگزاری رویداد بدون مجوز، تبلیغات، آرایش، موسیقی، اختلاط زن و مرد یا برداشت نهادهای امنیتی و قضایی از یک عکس. در نتیجه مرز میان کار حرفه‌ای و «تخلف» برای مدل، عکاس و سفارش‌دهنده شفاف و قابل پیش‌بینی نیست.

دیده‌بان حقوق بشر در گزارش جهانی ۲۰۲۶ نوشته است که قانون موسوم به «حجاب و عفاف» متوقف، اما لغو نشده و سیاست‌های حجاب اجباری همچنان از راه پیگرد، توقیف خودرو، بستن کسب‌وکار و نظارت دیجیتال اعمال می‌شود. برای صنعت مد، این وضعیت فقط یک بحث سیاسی نیست؛ هزینه مستقیم تولید محتواست. یک برند ممکن است بابت همان تصویری که مخاطبش می‌پسندد، صفحه یا محل کارش را از دست بدهد. سابقه مسدودشدن صفحات پربازدید اینستاگرامی نیز یادآور می‌شود که یک دستور قضایی می‌تواند در چند دقیقه سرمایه رسانه‌ای چندساله را بی‌اثر کند.

بدن زن؛ میدان اصلی کشمکش

در ایران، مدل زن صرفاً لباس را نمایش نمی‌دهد؛ ناخواسته وارد منازعه‌ای بر سر مالکیت بدن، حق انتخاب پوشش و تصویر مطلوب حکومت از زن می‌شود. همین موضوع باعث شده بسیاری از پروژه‌ها یا کاملاً زیرزمینی شوند یا با دو نسخه تصویری پیش بروند: نسخه‌ای که قابلیت انتشار رسمی دارد و نسخه‌ای که برای مخاطب واقعی ساخته می‌شود. پس از جنبش «زن، زندگی، آزادی»، فاصله میان پوشش روزمره بخشی از زنان و تصویری که رسانه رسمی اصرار دارد نمایش دهد، عمیق‌تر شده است. صنعت مد این شکاف را زودتر از بسیاری از نهادها دیده، چون بقای آن به فهم رفتار واقعی مردم وابسته است.

در چنین فضایی، مدل‌های جوان علاوه بر فشار حکومتی با خطرهای دیگری هم روبه‌رو هستند: قرارداد شفاهی، دستمزد نامعلوم، استفاده بی‌اجازه از تصویر، مزاحمت و آزار، درخواست پول برای «تست مدلینگ»، وعده‌های جعلی مهاجرت و انتشار عکس خارج از توافق. نبود آژانس‌های شفاف و مقررات حرفه‌ایِ کار، هم مدل را بی‌دفاع می‌گذارد و هم برند معتبر را کنار مجموعه‌های غیرحرفه‌ای می‌نشاند.

اینستاگرام؛ ویترین، آژانس و بازار کار

پیش از بحران‌های گسترده اینترنت، اینستاگرام برای بخش بزرگی از صنعت مد ایران هم‌زمان نقش ویترین، دفتر تبلیغات، کاتالوگ، آژانس استعدادیابی و پل ارتباط با مشتری را داشت. گزارش «Digital 2026» تعداد هویت‌های فعال شبکه‌های اجتماعی در ایران را در اکتبر ۲۰۲۵ حدود ۴۸ میلیون اعلام می‌کند؛ رقمی که الزاماً معادل ۴۸ میلیون فرد یکتا نیست، اما اندازه بازاری را نشان می‌دهد که کسب‌وکارهای تصویری نمی‌توانند نادیده بگیرند.

برای یک برند کوچک، شبکه اجتماعی دست‌کم چهار کار اساسی انجام می‌دهد:

  • نمایش مجموعه تازه بدون اجاره فروشگاه بزرگ؛
  • پیداکردن مدل، عکاس و همکار پروژه‌ای؛
  • دریافت بازخورد مستقیم درباره رنگ، فرم و قیمت؛
  • فروش به مشتریان داخل و ارتباط با ایرانیان خارج از کشور.

اما اتکای کامل به یک پلتفرم فیلترشده، کسب‌وکار را شکننده می‌کند. آسوشیتدپرس در گزارشی از تهران در بهار ۱۴۰۵، زندگی کاری آمن خادمی، طراح مد، و فرناز اجاق‌لو، مدل و مربی ورزشی، را روایت کرد؛ استودیویی که ویترین اصلی‌اش اینستاگرام بود و با قطع طولانی اینترنت، فروش و سفارش‌های مدلینگ آن تقریباً متوقف شد. این نمونه استثنا نیست؛ خلاصه وضعیت صنعتی است که دولت هم‌زمان از آن مالیات و اشتغال می‌خواهد، اما مسیر دسترسی‌اش به مشتری را می‌بندد.

وقتی ویترین یک صنعت اینترنت است، قطع اینترنت فقط ارتباط را نمی‌بندد؛ صندوق فروش، استودیو، قرارداد و امید به آینده را هم خاموش می‌کند.

صنعت مد و فشن ایران

تصویرسازی اختصاصی «آسیانیوز ایران» از پشت‌صحنه یک استودیوی مد و فشن

در جهان چه می‌گذرد؟

در مراکز مهم مد جهان نیز مدلینگ همیشه حرفه‌ای بی‌مسئله نبوده است. بهره‌کشی، تأخیر در پرداخت، رژیم‌های آسیب‌زا، آزار و قراردادهای یک‌طرفه سابقه‌ای طولانی دارند. تفاوت در این است که برخی دولت‌ها به‌جای انکار حرفه، کوشیده‌اند آن را تعریف و تنظیم کنند. در نیویورک، «قانون کارگران مد» از ژوئن ۲۰۲۵ برای آژانس‌ها و سفارش‌دهندگان مسئولیت‌های مشخصی ایجاد کرده است: اعلام مکتوب دستمزد، محدودیت کارمزد، محیط امن، سازوکار شکایت و رضایت جداگانه برای ساخت یا استفاده از نسخه دیجیتال و هوش مصنوعیِ مدل. از دسامبر همان سال نیز شرکت‌های مدیریت مدل ملزم به ثبت رسمی شده‌اند.

فرانسه فعالیت مدل را در قانون کار تعریف کرده و برای سلامت حرفه‌ای او الزام‌هایی دارد. در همسایگی ایران نیز امارات به مد فقط به چشم نمایش لباس نگاه نکرده است. «هفته مد دبی» با همکاری Dubai Design District و شورای مد عرب شکل گرفته و خود را بخشی از تقویم بین‌المللی کنار نیویورک، لندن، میلان و پاریس معرفی می‌کند. برنامه خریداران، فضای نمایش، آموزش، ارتباط با برندهای جهانی و دسترسی به سرمایه، یک رویداد نمایشی را به زیرساخت تجاری تبدیل کرده است.

موضوع ایران نیویورک و فرانسه دبی
نگاه غالب کنترل فرهنگی و مجوزمحوری شناسایی مدل به‌عنوان نیروی کار حرفه‌ای اقتصاد خلاق و برند شهری
آژانس و قرارداد پراکنده، مبهم و عمدتاً پروژه‌ای تعهد قانونی، قرارداد و حمایت شغلی شبکه حرفه‌ای، نمایشگاه و ارتباط تجاری
رویداد و عرضه محدود به چارچوب رسمی یا فعالیت نیمه‌پنهان تقویم تثبیت‌شده و بازار بین‌المللی هفته مد، برنامه خریداران و برندهای جهانی
فضای دیجیتال فیلترینگ، اختلال و خطر مسدودی صفحه دسترسی پایدار همراه با مقررات حقوق تصویر زیرساخت بازاریابی و تجارت فرامرزی

ایران از نظر استعداد، تاریخ پارچه، تنوع اقلیمی، هنرهای دستی، بازار بزرگ داخلی و جمعیت جوان چیزی کم ندارد. گفت‌وگوهای قدیمی‌تر درباره پتانسیل صنعت پوشاک در ایران نیز همین ظرفیت را یادآوری کرده‌اند. آنچه کم است، استعداد نیست؛ قواعد قابل پیش‌بینی، آزادی خلاقیت، دسترسی جهانی و امنیت حرفه‌ای است.

چرا استعدادها می‌روند یا پنهان می‌شوند؟

طراح ایرانی برای ساخت یک برند پایدار، هم‌زمان باید با تورم، نوسان ارز، دشواری واردات مواد اولیه و ماشین‌آلات، کپی طرح، محدودیت پرداخت بین‌المللی و اختلال اینترنت بجنگد. مدل نیز نمی‌داند تصویری که امروز برای یک پروژه تجاری گرفته، فردا در کجا منتشر می‌شود یا آیا دستمزدش به‌موقع پرداخت خواهد شد. به این مجموعه باید نگرانی از احضار، بسته‌شدن صفحه و حساسیت خانوادگی یا اجتماعی نسبت به واژه «مدل» را افزود.

نتیجه قابل پیش‌بینی است: بخشی از بهترین نیروها به استانبول، دبی، پاریس، لندن و دیگر مراکز مد مهاجرت می‌کنند؛ عده‌ای نام و چهره خود را پنهان نگه می‌دارند؛ و گروهی نیز به‌جای ساخت برند مستقل، به تولید بی‌نام برای فروشندگان بزرگ‌تر تن می‌دهند. به این ترتیب، ایران هزینه آموزش و پرورش استعداد را می‌پردازد، اما ارزش افزوده، شهرت و شبکه تجاری آن در کشور دیگری ساخته می‌شود.

شش قدم برای تبدیل مد به یک صنعت واقعی

  1. مدل به‌عنوان نیروی کار به‌رسمیت شناخته شود: قرارداد، ساعت کار، بیمه، دستمزد و مسئولیت سفارش‌دهنده باید روشن باشد.
  2. آژانس‌ها ثبت و شفاف شوند: دریافت پول برای وعده مبهم، کارمزد پنهان و قراردادهای یک‌طرفه باید قابل پیگیری باشد.
  3. حق تصویر و نسخه دیجیتال تنظیم شود: استفاده دوباره از عکس یا ساخت مدل هوش مصنوعی باید به رضایت مستقل و دستمزد مشخص وابسته باشد.
  4. کنترل ایدئولوژیک پوشش کنار برود: دولت نمی‌تواند از صنعت خلاق انتظار رقابت جهانی داشته باشد، اما فرم بدن و موی مدل را دستور دهد.
  5. اینترنت و پرداخت فرامرزی پایدار شود: بازار مد بدون دسترسی به مخاطب، خریدار و رسانه جهانی، بازار کامل نیست.
  6. شورای مستقل صنعت شکل بگیرد: طراحان، مدل‌ها، عکاسان، تولیدکنندگان و حقوق‌دانان باید در تنظیم قواعد حرفه‌ای نقش اصلی داشته باشند.

مد، تجمل نیست؛ بخشی از زندگی روزمره است

نگاه تحقیرآمیز به مد معمولاً آن را سرگرمی قشر مرفه معرفی می‌کند؛ حال آنکه صنعت مد از کارگاه کوچک خیاطی تا کارخانه نساجی، از فروشگاه محلی تا صادرات، و از یک مدل تازه‌کار تا عکاس و طراح گرافیک امتداد دارد. حتی انتخاب ساده یک مانتو، کت، کفش یا شلوار نتیجه تصمیم‌های طراحی، تولید، توزیع و بازاریابی است. مد، اقتصادِ سلیقه است؛ و سلیقه را نمی‌توان با بخشنامه تولید کرد.

اگر ایران روزی بخواهد در اقتصاد خلاق منطقه سهمی جدی داشته باشد، باید به جای جنگیدن با تصویر انسان، از حقوق انسانی که در آن تصویر حضور دارد دفاع کند. صنعتی که زنان در آن بازیگران اصلی‌اند، با حذف آزادی زنان رشد نمی‌کند. صنعتی که به تصویر وابسته است، با قطع اینترنت جان نمی‌گیرد. و صنعتی که از خلاقیت تغذیه می‌کند، در فضای ترس و خودسانسوری به برند جهانی نمی‌رسد.

مسئله این نیست که ایران طراح خوب، مدل مستعد یا پیشینه فرهنگی ندارد؛ مسئله این است که ساختار سیاسی هنوز نمی‌داند با صنعتی چه کند که ماهیتش انتخاب، دیده‌شدن و تفاوت است. تا زمانی که این تناقض حل نشود، فشن ایرانی زنده می‌ماند، اما بخش بزرگی از آن پشت درهای بسته، زیر نام‌های مستعار و روی پلتفرم‌هایی خواهد بود که هر لحظه ممکن است از دسترس خارج شوند.


پرسش‌های متداول درباره مدلینگ و صنعت مد در ایران

آیا مدلینگ در ایران جرم است؟

مدلینگ به‌خودی‌خود یک جرم مستقل و فراگیر نیست؛ اما نوع پوشش، محتوای تبلیغاتی، انتشار تصاویر، محل برگزاری برنامه و نداشتن مجوز می‌تواند بر اساس قوانین و رویه‌های موجود خطر قضایی ایجاد کند. برای هر پرونده مشخص باید از وکیل آشنا با حقوق رسانه و کسب‌وکار مشورت گرفت.

آیا ایران قانون ویژه مد و لباس دارد؟

بله. قانون ساماندهی مد و لباس در سال ۱۳۸۵ تصویب شده و بر حمایت از الگوهای ایرانی، تولید داخلی و هدایت فرهنگی بازار تأکید دارد؛ اما این قانون جای یک نظام جامع حمایت شغلی از مدل‌ها و قراردادهای حرفه‌ای را پر نمی‌کند.

چرا اینستاگرام برای فشن ایرانی اهمیت دارد؟

چون بسیاری از برندهای کوچک، مزون‌ها، مدل‌ها و عکاسان از آن برای معرفی کار، پیداکردن مشتری، همکاری و فروش استفاده می‌کنند. فیلترینگ یا قطع اینترنت می‌تواند هم‌زمان تبلیغات، سفارش و ارتباط حرفه‌ای آنان را متوقف کند.

تفاوت مدل با اینفلوئنسر چیست؟

مدل برای نمایش حرفه‌ای لباس، محصول یا ایده تصویری فعالیت می‌کند؛ اینفلوئنسر بر مخاطبان رسانه شخصی خود اثر می‌گذارد. در شبکه‌های اجتماعی این دو نقش گاهی در هم ادغام می‌شوند، اما قرارداد، حق تصویر و شیوه پرداختشان لزوماً یکسان نیست.

هوش مصنوعی چه خطری برای مدل‌ها دارد؟

برندها می‌توانند از تصویر یک مدل برای ساخت نسخه دیجیتال یا محتوای تازه استفاده کنند. اگر رضایت، مدت استفاده و دستمزد روشن نباشد، هویت حرفه‌ای مدل قابل سوءاستفاده است. مقررات جدید نیویورک برای نسخه دیجیتال رضایت جداگانه می‌خواهد؛ خلائی که در ایران نیز باید جدی گرفته شود.

این متن یک یادداشت تحلیلی عمومی است و جایگزین مشاوره حقوقی برای یک فعالیت یا پرونده مشخص نیست.

شما آینده صنعت مد و مدلینگ در ایران را چگونه می‌بینید؟ تجربه و دیدگاه خود را در بخش نظرات در پایین این یادداشت با «آسیانیوز ایران» در میان بگذارید.

به‌قلم: نوید جمشیدی
https://www.asianewsiran.com/u/job
آسیانیوز ایران هیچگونه مسولیتی در قبال نظرات کاربران ندارد.
تعداد کاراکتر باقیمانده: 1000
نظر خود را وارد کنید