آسیانیوز ایران؛ سرویس سیاسی:
در دنیای سیاست بینالملل، برخی مکالمات پشت درهای بسته، هرگز رنگ افشاگری به خود نمیبینند. اما گاهی اسناد طبقهبندیشده، سالها بعد از پرده رمز و راز بیرون میآیند و حقایقی را برملا میکنند که میتواند تحلیلی دوباره از رویدادهای تاریخی به دست دهد. اکنون، یکی از همین اسناد مهم و محرمانه از آرشیو دولت آمریکا بیرون آمده است. این سند، گفتگوی مستقیم و بیپرده دو رهبر قدرتمند جهان در اوج تنشها بر سر برنامه هستهای ایران را روایت میکند. اسناد تازه از طبقهبندی خارجشده، صحنهای از یک نشست در سال ۲۰۰۸ را به تصویر میکشند. جایی که ولادیمیر پوتین، رئیسجمهور وقت روسیه، با جورج دبلیو بوش، رئیسجمهور آمریکا و مشاور امنیت ملی او، کندولیزا رایس، دور هم جمع شدند. محور اصلی این گفتگوی محرمانه، آینده برنامه اتمی ایران و نقش کلیدی مسکو در این پرونده پیچیده بود. نفوذ روسیه بر ایران، موضوعی بود که غرب برای مهار تهران، به آن چشم دوخته بود. ولادیمیر پوتین در این گفتگو، موضعی روشن و هشدارآمیز اتخاذ کرد. او صراحتاً به رهبر آمریکا گفت که دولت وی کمکهای هستهای خود به ایران را محدود خواهد کرد.
رهبر روسیه حتی یک گام فراتر گذاشت و افشا کرد که به مقامات زیردست خود دستور داده است اطلاعات حساس را در اختیار متخصصان ایرانی قرار ندهند. دلیل این امر، برداشت شخصی پوتین از هدف نهایی برنامه اتمی ایران بود. پوتین با قاطعیت به بوش گفت: "شکی نیست که آنها میخواهند سلاح هستهای بسازند." او این استدلال را مطرح کرد که وقتی روسیه سوخت مورد نیاز نیروگاه هستهای را تأمین میکند، دلیلی برای غنیسازی داخلی توسط ایران وجود ندارد. با این حال، در میان این اتهامات سنگین، پوتین تصویری پیچیدهتر و حتی قابل تأمل از حاکمان ایران ارائه داد. او اگرچه آنها را "کاملاً دیوانه" از نظر ایدئولوژیک خواند، اما در عین حال تأکید کرد که آنها "مردم ابتدایی و سادهای نیستند" و "اهل فکر" هستند.
اعتراف ناخواسته به پیشبینی استراتژیک ایران
اسناد افشاشده نشان میدهد که پوتین، برخلاف مواضع دیپلماتیک عمومی روسیه در آن سالها، در پشت درهای بسته با تحلیل غرب درباره نیات هستهای ایران همنوا بوده است. این تناقض آشکار بین گفتار عمومی و گفتار محرمانه، ماهیت پیچیده بازی بزرگ انرژی و امنیت در منطقه را نشان میدهد. دستور پوتین برای محدود کردن کمکها و عدم انتقال اطلاعات حساس، تأییدی است بر این که مسکو نیز، مانند واشنگتن، از تبدیل شدن ایران به یک قدرت اتمی هراس داشته است. این امر گویای این واقعیت است که منافع ملی روسیه، حتی در اوج روابط حسنهمجواری با تهران، لزوماً با دستیابی ایران به چرخه کامل سوخت هستهای همسو نبوده است.
روانشناسی شناسی رهبران ایران از نگاه کرملین
توصیف پوتین از رهبران ایران به عنوان "کاملاً دیوانه" از نظر ایدئولوژیک ولی در عین حال "اهل فکر"، حاوی نکته تحلیلی عمیقی است. این گزاره، تلاش رهبر روسیه برای فهم و تعریف "عقلانیت خاص" حاکم بر تهران را نشان میدهد. پوتین با این بیان، سعی دارد به بوش بفهماند که با حاکمانی غیرقابل پیشبینی از منظر غرب، اما دارای منطق عمل و تصمیمگیری مبتنی بر یک جهانبینی خاص روبهرو هستند. این نگاه، احتمالاً پایهگذار استراتژی "احترام و مهار" روسیه در قبال ایران در سالهای بعد بوده است؛ همکاری در برخی حوزهها برای حفظ نفوذ، همراه با ایجاد محدودیت در حوزههای حساس امنیتی.
کارت ایران در بازی قدرت روسیه و آمریکا
این سند به وضوح نشان میدهد که پرونده هستهای ایران، حتی در سال۲۰۰۸، به یک میز مذاکره بین دو رقیب استراتژیک تبدیل شده بود. پوتین با اعلام محدودیت کمک به ایران، در واقع در حال نشان دادن یک "امتیاز" یا "سهم" خود در مدیریت بحران به بوش بود. این اقدام را میتوان تلاشی از سوی مسکو برای نشاندادن خود به عنوان یک شریک مسئول در نظام بینالملل و همچنین اهرمی برای گرفتن امتیاز از غرب در دیگر پروندهها (مانند ناتو، موشکهای دفاع موشکی و...) تفسیر کرد. ایران در این معادله، نه تنها یک موضوع امنیتی، بلکه یک کارت مذاکره در دست روسیه بود.
پیشینه تاریخی بیاعتمادی و نقش آن در شکلگیری برجام
اظهارات پوتین مبنی بر اینکه متخصصان ایرانی سؤالاتی میپرسیدهاند که "نشان میدهد آنان دنبال تسلیحات هستهای هستند"، گویای عمق بیاعتمادی است که از همان سالها، هسته اصلی اختلاف میان ایران و جامعه بینالملل را تشکیل میداد. این بیاعتمادی ریشهدار، توضیح میدهد که چرا مذاکرات بعدی تا این حد طولانی و پیچیده شد و چرا غرب بر نظارت و بازرسیهای بیسابقه و سختگیرانه در توافق هستهای (برجام) پافشاری میکرد. از نظر غرب، هشدار پوتین تأییدی بود بر ضرورت ایجاد مکانیزمهای بازدارنده و نظارتی بسیار قوی.
ارزش اسناد تاریخ شفاهی در تحلیل روابط بینالملل
افشای این سند، اهمیت اسناد تاریخ شفاهی و مکالمات محرمانه را در درک واقعی تحولات بینالمللی دوچندان میکند. آنچه در مجامع عمومی و بیانیههای دیپلماتیک اعلام میشود، اغلب بخش کوچکی از واقعیت پشت پرده است. این گفتگو ثابت میکند که تحلیلگران برای فهم کامل motivations انگیزهها و استراتژیهای کشورها، باید به تدریج که اسناد محرمانه منتشر میشوند، تحلیل خود را بهروز کنند. این سند، پازل مربوط به رفتار روسیه در قبال برنامه هستهای ایران را کاملتر میکند و زمینههای تاریخی خروج تدریجی مسکو از برخی تعهدات خود را روشنتر میسازد.