آسیانیوز ایران؛ سرویس سیاسی:
نماد شیر و خورشید، این نگاره کهن و ریشهدار، بار دیگر به کانون توجه رسانهها و مجادلات سیاسی-فرهنگی تبدیل شده است. این نماد که قرنها هویت بخش هنر و فرهنگ ایرانی بوده، امروز موضوع ادعاها و تفسیرهای متفاوتی قرار گرفته است. اظهارات علیاکبر صالحی، رئیس جدید بنیاد ایرانشناسی، در مورد مالکیت معنوی جمهوری اسلامی بر این نماد، موجی از واکنشها را برانگیخت. او صراحتاً گفته است که طبق استعلامهای انجامشده، این نماد هنوز متعلق به نظام جمهوری اسلامی است. این ادعا اما با سکوت طولانیمدت درباره ثبت قانونی و حقوقی این نماد در تضاد به نظر میرسد. پرسش اینجاست که آیا چنین مالکیتی به صورت رسمی ثبت شده و آیا اساساً میتوان یک نماد تاریخی را به یک دوره خاص محدود کرد؟
روزنامه سازندگی در واکنشی جسورانه، این نماد را با اندازهای بزرگ و چشمگیر در صفحه اول شماره ۲۰ بهمن خود منتشر کرد. این اقدام رسانهای بیسابقه، خود به تنهایی یک بیانیه سیاسی و فرهنگی قدرتمند محسوب میشود. در زیر این نماد، روزنامه بخشی از اظهارات صالحی را نقل کرده، اما بلافاصله به تناقض موجود در سخنان او اشاره نموده است. سازندگی مدعی شده که گزاره مذکور در سخنان رئیس بنیاد ایرانشناسی دیده نمیشود. این رویداد، بحث دیرینه درباره نمادهای ملی و هویت تاریخی ایران را بار دیگر داغ کرده است. بسیاری معتقدند نمادهایی مانند شیر و خورشید، جزئی از میراث کهن ایران هستند و نمیتوان آنها را به یک دوره یا حکومت خاص نسبت داد. از سوی دیگر، برخی بر این باورند که هر نظام سیاسی حق دارد نمادها و نشانهای خود را داشته باشد و از آنها در چارچوب قوانین خود محافظت کند. این تقابل دیدگاهها، عمق اختلاف نظر در مورد هویت ملی و تاریخی را نشان میدهد. حال این پرسش مطرح است که آیا این ادعای مالکیت میتواند پایه حقوقی محکمی داشته باشد؟ و آیا انتشار این نماد توسط روزنامه سازندگی، آغازگر بحثی جدید در فضای عمومی کشور خواهد بود؟
تحلیل حقوقی و مالکیت معنوی نمادها
ادعای مالکیت معنوی بر یک نماد تاریخی مانند شیر و خورشید، نیازمند بررسی دقیق حقوقی است. بر اساس قوانین بینالمللی و داخلی، مالکیت معنوی معمولاً به آفرینشهای هنری و ادبی جدید تعلق میگیرد، نه نمادهای تاریخی که ریشه در اعصار گذشته دارند. این پرسش مطرح است که آیا اساساً میتوان مالکیتی انحصاری بر نمادی با پیشینه چندصدساله قائل شد از منظر حقوق داخلی، باید بررسی کرد آیا پرونده ثبت رسمی این نماد به نام جمهوری اسلامی ایران در مراجع ذیصلاح وجود دارد. بدون ثبت رسمی و پذیرش در مراجع بینالمللی مانند سازمان جهانی مالکیت فکری، چنین ادعاهایی بیشتر جنبه سیاسی دارند تا حقوقی. تاکنون هیچ سند رسمی در این زمینه ارائه نشده است. حتی در صورت ثبت، محدوده این مالکیت نیز قابل بحث است. آیا این مالکیت شامل استفاده تاریخی، فرهنگی و هنری از این نماد در آثار گذشته و حال نیز میشود؟ یا صرفاً استفاده رسمی و دولتی را در برمیگیرد؟ این ابهامات نشان میدهد که ادعای مالکیت نیاز به شفافسازی حقوقی بیشتری دارد.
تحلیل تاریخی و هویتشناسی نماد شیر و خورشید
نماد شیر و خورشید قدمتی چندصدساله در تاریخ ایران دارد و در دورههای مختلف تاریخی، از سلجوقیان تا قاجار و پهلوی، به اشکال مختلف مورد استفاده قرار گرفته است. این نماد جزئی از حافظه جمعی و هویت تاریخی ایرانیان محسوب میشود و نمیتوان آن را به یک دوره خاص محدود کرد. تلاش برای انحصاری کردن چنین نمادهایی، در واقع تقلیل دادن هویت پیچیده و چندلایه ایرانی به یک خوانش خاص است. هویت ملی ایرانی ترکیبی از عناصر پیش از اسلام، اسلامی، و مدرن است و نماد شیر و خورشید بخشی از این تاروپود تاریخی محسوب میشود. نکته مهم این است که نمادها در طول تاریخ معناهای متغیری پیدا میکنند. شیر و خورشید در دورههای مختلف معانی متفاوتی داشته است: از نمادهای نجومی و احکامی تا نشان سلطنتی و ملی. بنابراین، تفسیر امروزی از این نماد نیز باید این چندمعنایی را در نظر بگیرد.
تحلیل رسانهای و کنش روزنامه سازندگی
انتشار درشت نماد شیر و خورشید در صفحه اول روزنامه سازنگی، یک کنش رسانهای حسابشده و نمادین است. این اقدام فراتر از یک گزارش خبری، خود یک بیانیه بصری قدرتمند است که مخاطب را مستقیماً درگیر موضوع میکند. انتخاب اندازه بزرگ، بر اهمیت و حساسیت موضوع تأکید دارد. روزنامه با این کار، هم اظهارات صالحی را پوشش داده و هم موضع خود را به صورت غیرمستقیم بیان کرده است. قرار دادن نماد به تنهایی و بدون تفسیر زیاد، اجازه میدهد تا نماد خودش سخن بگوید و مخاطب برداشت شخصی داشته باشد. این از تکنیکهای مؤثر رسانهای برای اجتناب از سانسور مستقیم است. نقد صالحی نیز به صورت غیرمستقیم و با اشاره به تناقض در سخنان او صورت گرفته است. این روش، روزنامه را از اتهام تقابل مستقیم با یک مقام رسمی مصون میدارد، اما همان پیام انتقادی را منتقل میکند. این نشان از بلوغ رسانهای و درک فضای سیاسی موجود دارد.
تحلیل سیاسی و ایدئولوژیکی ادعای مالکیت
ادعای مالکیت بر نماد شیر و خورشید را میتوان در چارچوب گفتمان رسمی جمهوری اسلامی درباره هویت ملی تحلیل کرد. در این گفتمان، تأکید بر گسست از نمادهای دوره پهلوی و جایگزینی آن با نمادهای اسلامی وجود دارد. با این حال، این ادعا نشان میدهد که حتی درون همین گفتمان نیز درباره چگونگی مواجهه با نمادهای پیشین اختلاف نظر وجود دارد. از یک سو، برخی جریانها خواهان طرد کامل این نمادها به عنوان نمادهای نظام گذشته هستند. از سوی دیگر، جریانی که صالحی نمایندگی میکند، به نظر میرسد خواهان مصادره این نمادها و قرار دادن آن در مالکیت نظام جدید است. این رویکرد، تلاشی برای آشتی دادن جنبههای مختلف هویت ایرانی است. این ادعا همچنین میتواند پاسخی به استفاده گروههای مخالف خارج از کشور از این نماد باشد. با ادعای مالکیت رسمی، نظام میخواهد مشروعیت استفاده مخالفان از این نمادها را زیر سؤال ببرد. این یک مانور سیاسی در فضای نمادین است.
تحلیل اجتماعی و واکنشهای مردمی
موضوع نمادهای ملی مانند شیر و خورشید، تنها یک بحث نخبگانی نیست، بلکه در میان مردم عادی نیز حساسیتبرانگیز است. برای بسیاری از ایرانیان، این نمادها یادآور تاریخ و هویت ملی است، فارغ از وابستگی سیاسی خاص. بنابراین، ادعای مالکیت انحصاری ممکن است با حس تعلق عمومی به این نمادها در تعارض قرار گیرد. واکنشهای در شبکههای اجتماعی و فضای عمومی نشان میدهد که این موضوع احساسات عمیقی را برمیانگیزد. بسیاری این نماد را جزئی از میراث عمومی میدانند که نمیتوان آن را به انحصار فرد یا نهاد خاصی درآورد. این نگاه، ریشه در درک مردم از تاریخ و هویت جمعی خود دارد. این حساسیت نشان میدهد که هرگونه تصمیم درباره نمادهای ملی نیاز به گفتوگوی گسترده اجتماعی دارد. تصمیمگیری از بالا درباره چنین موضوعاتی، ممکن است به جای ایجاد وفاق ملی، به دامنزدن به اختلافات دامن بزند. نقش رسانهها مانند روزنامه سازندگی در آغاز این گفتوگو حیاتی است.