آسیانیوز ایران؛ سرویس سیاسی:
بهزاد اسدی - فیلمساز، مدرس دانشگاه و دکتری فلسفه هنر - در بحبوحه اخبار و سوق رسانهای این روزها انتشار میلیونها فایل جدید از جفری اپستین و دیگر چهرههای سیاسی، اقتصادی و مشهور توسط وزارت دادگستری آمریکا بیش از پیش فشار بر خود ترامپ و دولتش به میان آمده است. شاید برای باز کردن لایههای فرهنگی، روان اجتماع و روان سیاست جامعه کنونی نئولیبرالیسم آمریکایی همین مورد مصداقی از پرونده اپستین و عمیق شدن در آن بتواند ما را به بطن هسته اصلی و نقب زدن به چیستی زیرین این پوستهی فقط گویا پول و سرمایهداری برساند. اگرچه میتوان جفری اپستین را در مقالات، ویدیوها و جستوجوهای شبکههای اجتماعی زیاد رصد کرد و نکاتی دید. اما ذات چهره واقعی او هیچ وقت قابل لمس نخواهد بود. حتی در سریالهای مستندی که درباره او ساخته شده موهوم هستند و انگار نمیشود به ساختار کلی او رسید. اما اگر بخواهیم او را برای رسیدن به نقطه نهایی تشریح کنیم شاید با چند کلید واژه مهم چون روح، باهوش، الیگارشی، پدوفیلی، مرد اطلاعاتی(data man)، پول کثیف، خودِ شیطان و فروخته شده! بشود او را معرفی کرد یا شناخت. چیزی که به خوبی میشود فهمید و به آن رسید از آخر به اول میباشد یعنی فروخته شده است. او پروژهای اصلیاش را از سال ۱۹۹۲ به همراه گیلین مکسول آغاز کرده و از سال ۲۰۰۱ تحت بررسی و مراقبت پلیس فلوریدا بوده در آخر در سال ۲۰۰۸ پروندهاش بسته شده اما همهچیز به سال ۲۰۱۶ و انتخاب ناگهانی دونالد ترامپ به عنوان رئیس جمهوری و شکست هیلاری و حزب دموکرات میرسد. و برای تخریب ترامپ بهترین گزینه جفری اپستین است. چون او دوست نزدیک و همکیش ترامپ در فلوریدا بوده و وقتی اپستین توسط پلیس و روند قضایی محکوم میشود و سال ۲۰۱۷ میخواهد همکاری کند تلنگر به هزارتوی عنکبوتی او و شرکایش و سیستم بسیار دلربای نئولیبرال آغاز میشود.
تمام ماجرای مستند اپستین (Jeffrey Epstein: Filthy Rich) و داستان ترامپ حواسپرتی عمدی رسانهای سمت خانه پالم بیچ فلوریدا یا خانه قدیمی بزرگ در نیویورک یا مزرعه نیومکزیکو و خانه قدیمی پاریس و دختران زیر سن قانونی که مابین ۱۳ تا ۱۶ سال بودند بوده است، که به خاطر عمدتاً ۲۰۰ دلار و رضایت این کار را انجام دادند اما موضوع دقیقاً جایی است که هیچ رسانهای نور در آن نمیاندازد و در هیچ مستندی دربارهاش حرفی به میان نمیآید. حرف و موضوع مهم در جزیره خصوصی سنت توماس از جزایر ویرجین است که نزدیک پورتوریکو و جنوب شرقی فلوریدا است که از ۷۲ هکتار جزیره نصفی بیشتر آن متعلق به جفری اپستین است. فقط در چند رسانه و کمی مقاله اسمی از جزیره ویرجین به میان آمده اما به خاطر نبود دوربین و مدرک متقن هیچ گونه سند و حرفی از آن به میان نمیآید. چرا؟ واضح است بر اساس اسناد دادگستری آمریکا اسامی که به آن جزیره خصوصی میرفتند سرسامآور و دهشتناک است بحث فراتر از منازعه سیاسی ترامپ میباشد. حرف درباره افراد مشهوری چون بیل کلینتون، پرنس اندرو، چهرهها و اشخاص مشهور بسیاری است چیزی که اسناد میگوید فقط بیل کلینتون با آن سابقه درخشان دادگاهی قبلی خود ۲۶ بار با جت شخصی جفری به فلوریدا و جزیره رفت و آمد داشته است و یا خود ترامپ بارها در محافل او در فایلها بوده و دیده شده است.
نکته رمزآلود این ساختار نئونی پشت آن شبکه عنکبوتی دقیق همان جزیره ویرجین است. که سال ۲۰۱۹ دو روز قبل خودکشی جفری اپستین جزیرهاش و کل دارایی را به برادرش مارک واگذار کرد. جایی که ساختار مجهول و پیچیده آن سال ۲۰۱۸ در فیلمی به نام صدای(نوای)آزادی به کارگردانی الخاندرو مونتهورده مکزیکی و تهیهکنندگی (executive producer)مل گیبسون و بازی جیمز کاویزل کمی روشن و باز میشود فیلمی که بعد از رو شدن پرونده در سال ۲۰۱۶ و 2017 جریان میافتد و سال ۲۰۱۸ فیلم ابتدا توسط استودیو فاکس قرن بیستم ساخته شد و در عین شگفتی فیلم را بایگانی و سیستم هالیوود به خاطر اطلاع از عمق فاجعه از آن حمایت میکند. اما پس از خرید فاکس توسط دیزنی، حق انتشار آن معلق ماند. تهیهکنندگان مجبور میشود پرونده را به دادگاه بینالمللی ببرند و در نهایت، حقوق پخش آن به تولیدکنندگان اصلی بازگردانده شد و توسط استودیو آنجل استودیوز (Angel Studios) خریداری شد و از زیر سلطه کمپانی دیزنی و هالیوود خارج و در همان سال 2023 در دنیا و بعد از چند ماهی محدود در آمریکا اکران میشود. فیلمی ارزان ساده از نظر ساخت به یک فیلم جهانی و پرفروش از منظر دیده شدن تبدیل میشود. داستان بر اساس حوادث واقعی مامور سابق دولت آمریکا تیم بالارد است که خدمت در سازمان امنیت ملی آمریکا را ترک کرد تا زندگی خود را وقف نجات کودکان از بردگی جنسی کند. ماجرای اصلی فیلم درباره دزدیده شدن کودکان در آمریکای جنوبی (در اینجا کلمبیا) انتقال آنان به فلوریدا و جزیرهای خاص و دور افتاده است. از این بچهها به عنوان بردههای جنسی استفاده میکنند در این جزیره بچهها بین ۵ تا ۱۲ سال عمدتاً هستند. گروهکهای خودمختار که قبیلهای در آمریکای جنوبی زندگی میکنند مامور دزدیدن این بچهها از سرتاسر آمریکای جنوبی میشوند و آنها را با کانتینر و کشتی به آمریکا میآورند انگار خیلی راحت دارند یک محموله باری ساده چون قهوه یا گندم جابجا میکنند. این عمل جوری ساده انگارانه و نرمالایز (Normalize) پیش می رود تا جاییکه نظریه جنبش کیو اِنان (QAnon) می تواند جان بگیرد! شگرف ماجرا اینجا است که این فیلم به عنوان پردهبرداری عظیم از یک پروژه بردهداری جنسی پدوفیلی بیان میکند، بخش عمدهای از این کودکان راهی آمریکا میشوند تا در همین جزیره یا کلوپها و جاهای خصوصی در کل آمریکا ابزاری برای استفاده جنون آمیز و رد شدن از کلیه خطوط نه فقط انسانی بلکه جانداری باشند.
برای ترسیم کامل این سیستم عنکبوتی و تصویر روشن آن که خود هالیوود هم نقش یک بازیگر را برایش ایفا میکند کل منتقدین رسانههای سینمایی پایینترین نمره را به این فیلم دادند. حتی پایینتر از فیلمهای پورنوگرافی به خاطر اینکه شاید بتوانند کمی از عمق فاجعه رسانه آزاد بکاهند و کمتر آمریکایی به دیدن فیلم برود یا ارزش هنری و معنایی فیلم را از سکه بیندازند. اگر روزی سینما در دوره کلاسیک فقط مبحث قصهگویی و سرگرمسازی داشته اما امروزه قطعاً فیلم و سینما فارغ از هنر و قصه پیامرسان، معنا دهنده و بازتاب نور بر نقاط تاریک و مجهول جهان پیرامون ماست حتی فیلم دو بار چشمک بزن هم سعی بر باز نشر و ادامه همین ماجرا دارد.
شروع پروژه پرونده اپستین دقیقاً با ماجرای می تو (MeToo) و بعد شخص هاروی واینستین میباشد کل ماجرای (MeToo) میتواند سلسله رسانهای برای رسیدن به نقطه ضربه به ترامپ و قدرتش باشد جایی که اول از شبکه فاکس(Fox) و امپراتوری روپرت مرداک آغاز شد برای برنده شدن ترامپ و در ادامه خود همین سیل دومینویی شد که پای قدرت ترامپ را گرفت.
نقد نظام سرمایه نئولیبرال و ساختار پیچیده آن در سطح کلی انگار به پول و سرمایه بسنده میشود اما در لایههای زیرین و عمیقتر این سیستم به نوعی میشود یک دوره جدید تحت عنوان نئومدرنیته را مشاهده کرد. دورهای که بعد از گذار از مدرنیته که بر اساس شکلگیری چند اصل چون آگاهی، عقل و سبک بورژوازی در ادامهاش با پیوند با نظام نئولیبرالیته که مبنای آزادی (به هر نحوی) سرمایه را مطرح میکند. دوره تازه با اصالت گذاری مبنای وجودی آدم بر پول و کسب سرمایه به هر طریقی و گسترش ارتباطات خود به هر شکلی به طور دقیق و ضمنی مانند اپستین و ترامپ می خواهد پول، سرمایه و ارتباطات را پیوندی بدهد برای رسیدن به هدف نهایی که کسب قدرت است! اگر نیچه میتوانست کامل اراده معطوف به قدرت خود را پس از شکلگیری مدرنیته شرح دهد آن وقت میشد مشاهده کرد که حرکت اراده به میل و سوی قدرت است. این اراده در مسیر خود بهترین راه در جهان کنونی و نظام نئولیبرالیستی که روندش با ارتباطات گسترده میدهد و ارتباطات به وسیله سکس، شهوت و پول مبنای قدرت جدید را میسازد. که این دوره تازه را میتوان پیوست مدرنیته و نئولیبرال دانست که نئومدرنیته را شکل میدهد.
پروفسور جان جوزف مرشایمر نظریهپرداز روابط بینالملل مینویسد؛ او این همه پول و دارایی را از کجا آورده؟ آیا موساد به او داده است؟ چون اسرائیل برای حفظ خود و حمایت بی قید و شرط واشینگتن روشهای مختلفی دارد و بعید نیست اپستین ابزاری برای تحت کنترل درآوردن تصمیم گیران آمریکایی باشد. تاکر کارلسون مجری آمریکایی هم میگوید جفری اپستین چطوری پولدار شده آیا رابطه جنسی و عاطفی با لسلی وکسنر رئیس پیر کمپانی لیمیتد(Limited) بوده یا نهاد امنیتی موساد در این پروژه دست دارد در خانه نیویورک او بیش از ۷۰ دوربین و مانیتور نصب شده بوده که تمام رفت و آمد و حضور شخصیتها در آن ضبط شده است. همان دیتای بزرگ و مانیتورینگ جرمی بنتام.
ری مک گاورن(Ray McGovern) کارشناس اطلاعاتی و افسر سابق عملیات سیا اخاذی جفری اپستین در رابطهاش با موساد را تایید کرده است. این شبکه گسترده که به خاطر رابطه با دختران سن زیر قانونی صدایش درآمده شاید همان زنگ به صدا درآمده نظام هولناک سرمایهداری باشد. میخواهد برای قدرت و رضایت یک درصد از سرمایهداران کل مردمان جهان را به بردهداری بیندازد. این صدا به قول ریموند باچر صدای بلند شده مشروعیت آمریکاست که از بین میرود.