آسیانیوز ایران؛ سرویس فرهنگی هنری:
سینمای کمدی–اجتماعی ایران در سالهای اخیر با نام سروش صحت گره خورده است. کارگردانی که با آثاری مانند «صبحانه با زرافهها» و «جهان با من برقص» توانست مخاطبان زیادی را جذب کند و سبک خاص خود را پایهگذاری نماید. حالا صحت با سومین فیلم بلند سینمایی خود به نام «استخر» به چهل و چهارمین جشنواره فیلم فجر آمده است. این فیلم که در امتداد جهان کمدی–اجتماعی دو اثر قبلی او ساخته شده، ادعای تکمیل یک سهگانه را دارد. «استخر» داستان زوج میانسالی به نام امیر و بهار را روایت میکند که زندگی مشترک بیست و پنج سالهشان وارد چالشی جدی میشود. تصمیم ناگهانی بهار برای ترک خانه، پسر جوانشان و پدر بهار را نیز درگیر این ماجرا میکند. سروش صحت در این فیلم از المانهای آشنا و مورد علاقه خود مانند نگاه سوررئال به زندگی، پرداختن به موضوع مرگ و فاصله نسلی استفاده کرده است. اما پرسش اینجاست که آیا این بار نیز توانسته اثری درخور و همطراز با آثار قبلی خود خلق کند؟ فیلم با بازیگران سرشناسی مانند امین حیایی، سحر دولتشاهی، مهران مدیری، علیرضا خمسه و پانتهآ پناهیها همراه است. این ترکیب پرستاره یکی از جذابیتهای اصلی فیلم محسوب میشود.
اما نکته جالب، حضور سورنا صحت، پسر کارگردان در اولین تجربه سینماییاش است. عملکرد او در کنار بازیگران حرفهای یکی از موضوعات قابل بحث درباره این فیلم خواهد بود. منتقدان معتقدند «استخر» نسبت به دو فیلم قبلی صحت ضعیفتر و در عین حال شخصیتر است. همچنین نگاه سوررئال کارگردان به جهان در این اثر به خوبی از کار درنیامده است. در این گزارش تحلیلی، به بررسی ابعاد مختلف فیلم جدید سروش صحت میپردازیم. از ساختار روایی و شخصیتپردازی تا بازیگری و جایگاه این فیلم در سهگانه کاری کارگردان.
ساختار روایی و فیلمنامه
فیلمنامه «استخر» توسط خود سروش صحت نوشته شده و ساختاری کلاسیک دارد. داستان با نمایش زندگی به ظاهر آرام خانوادهای سهنفره آغاز میشود. نقطه عطف اصلی زمانی رخ میدهد که بهار (با بازی سحر دولتشاهی) تصمیم میگیرد پس از بیست و پنج سال زندگی مشترک، همسرش امیر (با بازی امین حیایی) را ترک کند. این تصمیم ناگهانی، سه خط داستانی موازی را ایجاد میکند: اول، تلاش امیر برای درک این اتفاق و کنار آمدن با آن؛ دوم، تأثیر این جدایی بر پسر جوان خانواده؛ و سوم، نقش پدر بهار (با بازی علیرضا خمسه) به عنوان ناظری خردمند و متفاوت بر این ماجرا. این سه خط در نهایت به هم گره میخورند. ساختار فیلم اگرچه قابل پیشبینی است، اما صحت با تزریق المانهای خاص خود—مانند صحنههای سوررئال، طنز ظریف و پرداختن به موضوع مرگ—سعی کرده آن را از کلیشه دور کند. با این حال، برخی منتقدان معتقدند این تزریق به اندازه آثار قبلی او موفق نبوده و گاه تصنعی به نظر میرسد.
شخصیتپردازی و روانشناسی
شخصیتپردازی در «استخر» نقطه قوت نسبی فیلم است. امیر به عنوان مردی میانسال تصویر شده که ناگهان با فروپاشی دنیای آشنا و روتین خود مواجه میشود. او نه قربانی مطلق است و نه مقصر کامل؛ بلکه انسانی است با ضعفها و اشتباهاتی که سالها نادیده گرفته شدهاند. بهار نیز شخصیتی یکبعدی نیست. تصمیم او برای ترک، ناشی از «خستگی» و «دیده نشدن» پس از سالها زندگی مشترک است. فیلم سعی میکند بدون قضاوت، دلایل او را نشان دهد. این نگاه متعادل به هر دو طرف یک اختلاف زناشویی، از عمیقترین جنبههای فیلم است. شخصیت پدر بهار (جلال) نماینده نگاه خاص سروش صحت به زندگی است. مردی که با سادهزیستی و نگاهی فلسفی، در برابر پیچیدگیهای زندگی مدرن ایستاده است. شنا کردن او در دریاچه کوچک نزدیک خانه—که برای او حکم استخر را دارد—نمادی از این نگاه است. شخصیت پسر نیز نماینده نسل جوان و فاصله نسلی است.
کارگردانی و سبک سروش صحت
سروش صحت در «استخر» به وضوح در حال تکمیل سهگانه سبکی خود است. همان المانهای آثار قبلی—طنز مبتنی بر موقعیتهای روزمره، دیالوگهای ظریف، نگاه سوررئال به عادیترین صحنهها، و پرداختن به مفاهیمی مانند مرگ و تنهایی—در این فیلم نیز حاضر هستند. با این حال، اجرای این المانها در «استخر» یکدست و قوی نیست. برخی از صحنههای سوررئال—مانند استخری که در ذهن شخصیتها وجود دارد—به خوبی در بافت داستان جاسازی نشده و بیشتر شبیه زائدهای جداگانه به نظر میرسند. این ضعف باعث میشود فیلم از انسجام آثار قبلی صحت برخوردار نباشد. صحنهپردازی و ریتم فیلم نیز گاه دچار افت میشود. به خصوص در بخش میانی فیلم که تمرکز از خط اصلی داستان کمی منحرف میشود. با این حال، صحت در صحنههای طنز—مانند سکانس بامزه کارواش با حضور امین حیایی و کاظم سیاحی—توانایی خود را نشان میدهد و لحظات درخشانی خلق میکند.
بازیگری و عملکرد بازیگران
امین حیایی در نقش امیر، عملکردی متعادل و قابل قبول ارائه داده است. او توانسته سردرگمی، خشم و آسیبپذیری یک مرد میانسال در بحران را به خوبی منتقل کند. اگرچه این نقش از نظر عمق، به پای شخصیتپردازیهای پیچیدهتر حیایی در آثار دیگر نمیرسد. سحر دولتشاهی در نقش بهار، حضوری قدرتمند دارد. او بدون اغراق و با ظرافت، خستگی و جسارت یک زن برای تغییر زندگی را نشان میدهد. بازی او در صحنه اعلام تصمیم جدایی، از لحظات قوی فیلم است. علیرضا خمسه در نقش پدر بهار، با وجود حضور محدود، شخصیتی ماندگار خلق کرده است. بازی او طبیعی، آرام و پر از اعتماد به نفس است. در میان بازیگران مکمل، پانتهآ پناهیها و مهران مدیری نیز عملکردهای خوبی دارند. اما نکته ضعف اصلی در بخش بازیگری، به عملکرد سورنا صحت (پسر کارگردان) برمیگردد که در اولین تجربه خود، در کنار بازیگران حرفهای کمی رنگپریده و ناشی به نظر میرسد.
جایگاه فیلم در کارنامه سروش صحت و سینمای ایران
«استخر» را باید حلقه سوم و ضعیفتر از سهگانه کمدی–اجتماعی سروش صحت دانست. پس از «جهان با من برقص» (که نوآوری و تازگی داشت) و «صبحانه با زرافهها» (که در بلوغ روایی و طنز موفق بود)، «استخر» بیشتر شبیه تکرار فرمولی است که پیش از این جواب داده، اما این بار با انرژی و خلاقیت کمتری اجرا شده است. با این حال، حتی این فیلم ضعیفتر نیز از بسیاری از کمدیهای سطحی سینمای ایران متمایز است. صحت همچنان به مفاهیم انسانی میپردازد، از شعار پرهیز میکند و سعی دارد طنز را از دل موقعیتهای واقعی و شخصیتهای باورپذیر استخراج کند. این نگاه او قابل احترام است. در نهایت، «استخر» فیلمی است برای مخاطبان وفادار سروش صحت و کسانی که سبک خاص او را دوست دارند. این فیلم اگرچه به پای آثار قبلی او نمیرسد، اما همچنان نشان میدهد که صحت یکی از معدود کارگردانانی است که در سینمای ایران صاحب «امضا» و جهانبینی مشخص است. امید است در آثار آینده، بتواند با خلق موقعیتها و شخصیتهای تازهتر، دوباره به اوج دوران «جهان با من برقص» بازگردد.