جمعه / ۲۴ بهمن ۱۴۰۴ / ۰۳:۴۸
کد خبر: 36670
گزارشگر: 548
۲۷
۰
۰
۲
شکستن کلیشه‌های رسانه‌ای در جنوب‌شرقی‌ترین نقطه کشور

چرا بالای صفحه تلویزیون نوشته شده: سیستان بلوچستان جان؟!

چرا بالای صفحه تلویزیون نوشته شده: سیستان بلوچستان جان؟!
پروژه تلویزیونی «ایران جان» در ایستگاه جدید خود به سراغ سیستان و بلوچستان رفت و با پخش زنده برنامه‌هایی از چابهار، زابل و ایرانشهر، تصویری تازه از ظرفیت‌های فرهنگی، اقتصادی و گردشگری این استان ارائه داد. برنامه «صبحانه ایرانی» برای نخستین بار به‌صورت زنده از کنار دریای عمان روی آنتن رفت و موسیقی محلی، آیین‌های بومی و آشپزی سنتی بلوچستان را به خانه‌های ایرانیان برد. شبکه دو نیز با مستندهایی از سواحل مکران، شهرسوخته و تالاب هامون، رویکردی پژوهشی به این استان داشت. برنامه‌های «ثریا»، «زمانه» و «عصر خانواده» نیز با محوریت ظرفیت‌های سرمایه‌گذاری، کشاورزی و صنایع دستی سیستان و بلوچستان، از نگاه کلیشه‌ای به این استان فاصله گرفتند.

آسیانیوز ایران؛ سرویس فرهنگی هنری:

شناخت ایران، بدون عبور از کویر و دریا ممکن نیست. این بار قاب تلویزیون، مخاطب را به جنوب‌شرقی‌ترین نقطه کشور می‌برد؛ جایی که تمدن، صبوری و زیبایی در هم تنیده شده‌اند. پروژه «ایران جان» در ایستگاه جدید خود، به استقبال سیستان و بلوچستان رفته است؛ استانی که شاید در نگاه اول فقط کویر و گرما به نظر برسد، اما در حقیقت گنجینه‌ای از فرهنگ‌های کهن، اقوام مهمان‌نواز و مناظر حیرت‌انگیز طبیعی است. این بار روایت ایران از دل بلوچستان آغاز شده؛ سرزمینی با تمدن شهرسوخته، آزادگان و دریای عمان.

ایستگاه تازه «ایران جان»؛ روایتی دیگر از شرق کشور

پروژه «ایران جان» که پیش‌تر در استان‌هایی چون فارس و هرمزگان توانسته بود تصویری تازه از ایرانِ بومی ارائه دهد، این بار در سیستان و بلوچستان فرود آمده است. استانی که با وجود ظرفیت‌های عظیم اقتصادی، فرهنگی و انسانی، سال‌ها در حاشیه رسانه‌ای قرار داشت. از چهارم تا دهم بهمن‌ماه، شبکه‌های سراسری میزبان تصاویری شدند که کمتر دیده شده بود: سوزن‌دوزی‌های بی‌نظیر زنان بلوچ، آرامش اسرارآمیز تالاب بین‌المللی هامون، کویر بکر شهداد و پوشش گیاهی منحصربه‌فرد جنوب استان. «ایران جان» اما فقط یک تور گردشگری تلویزیونی نیست. این پروژه، نوعی بازتعریف هویت ملی از مسیر استان‌هاست. اینجا دیگر تهران مرکز روایت نیست؛ این بار چابهار، زابل، ایرانشهر و نیکشهر حرف می‌زنند. رسانه ملی با این حرکت، به استقبال «روایت درونی» از فرهنگ و مسائل رفته است؛ روایتی که مردم هر منطقه خود راوی آن‌اند.

صبحانه در کنار دریای عمان و مستندهایی از عمق تاریخ

در این دوره، برنامه «صبحانه ایرانی» به‌صورت زنده از چابهار روی آنتن رفت؛ جایی که خلیج فارس به اقیانوس هند می‌رسد. مجریان برنامه در میان نخلستان‌های ساحلی و اسکله صیادان، به گفت‌وگو با مردم پرداختند. موسیقی محلی بلوچستان، آیین‌های دریایی و آشپزی سنتی با ماهی و خرما، فضای متفاوتی را به خانه‌ها آورد. این پخش زنده، نه فقط یک برنامه تلویزیونی، که پلی فرهنگی بین مرکز و حاشیه بود. شبکه دو نیز با پخش مستندهایی از سواحل مکران، شهرسوخته و آداب زندگی اقوام بلوچ، تصویری مستند و پژوهشی از این استان ارائه داد. برنامه‌هایی مانند «ثریا»، «زمانه» و «عصر خانواده» نیز محتوای خود را با حال‌وهوای سیستان و بلوچستان هماهنگ کردند؛ از فرصت‌های سرمایه‌گذاری در سواحل مکران تا ظرفیت‌های بی‌نظیر کشاورزی در منطقه سیستان.

شکستن کلیشه‌ها؛ روایت مسئله‌محور از شرق کشور

یکی از دستاوردهای مهم «ایران جان» در سیستان و بلوچستان، عبور از نگاه کلیشه‌ای به این استان بود. سال‌ها بود که تصویر رسانه‌ای از شرق کشور، بیشتر بر محور چالش‌ها و کمبودها شکل گرفته بود. اما این بار، دوربین رسانه ملی به سراغ ظرفیت‌ها رفت: زنان کارآفرین بلوچ، اسکله‌های صیادی در حال توسعه، صنایع دستی صادراتی و جوانانی که در حوزه فناوری و دانش‌بنیان در چابهار فعالند. این تغییر نگاه، نه یک شعار، که یک سیاست راهبردی در روایت‌پردازی ملی است. همچنین، در این دوره موضوعاتی مانند تکمیل راه‌آهن چابهار-زاهدان، توسعه سواحل مکران و مدیریت پایدار منابع آب در سیستان به عنوان مطالبات مردمی در رسانه ملی مطرح و پیگیری شد. تجربه نشان داده وقتی مسئله‌ای از استان‌ها به دغدغه ملی تبدیل شود، راه‌حل‌ها سریع‌تر پیدا می‌شوند.

تأثیرات اجتماعی و اقتصادی؛ از غرور محلی تا رونق گردشگری

پخش سراسری ظرفیت‌های سیستان و بلوچستان، بازخوردهای گسترده‌ای در فضای مجازی و میان مخاطبان داشت. برای بسیاری از بینندگان، این نخستین بار بود که چهره‌ای واقعی و رنگارنگ از این استان می‌دیدند. این تصویرسازی تازه، افزون بر تقویت عزت‌نفس ملی در میان مردم منطقه، زمینه‌ساز افزایش کنجکاوی برای سفر و سرمایه‌گذاری در این استان شده است. از منظر اقتصادی، معرفی جاذبه‌هایی مانند تالاب هامون، کوه‌های مریخی، جنگل‌های حرا و سواحل مکران در قاب تلویزیون، می‌تواند تحولی جدی در صنعت گردشگری جنوب‌شرق ایران ایجاد کند. در کنار آن، نمایش توانمندی‌های صنعتی و بندری منطقه، پیام «ایران قابل سرمایه‌گذاری» را نیز منتقل می‌کند. شناخت ایران، بدون عبور از کویر و دریا ممکن نیست. این بار قاب تلویزیون، مخاطب را به جنوب‌شرقی‌ترین نقطه کشور برد؛ جایی که تمدن، صبوری و زیبایی در هم تنیده شده‌اند. پروژه «ایران جان» در ایستگاه جدید خود، به استقبال سیستان و بلوچستان رفت؛ استانی که شاید در نگاه اول فقط کویر و گرما به نظر برسد، اما در حقیقت گنجینه‌ای از فرهنگ‌های کهن، اقوام مهمان‌نواز و مناظر حیرت‌انگیز طبیعی است. برای سال‌ها، تصویر رسانه‌ای از شرق کشور بیشتر بر محور چالش‌ها و کمبودها شکل گرفته بود. سیستان و بلوچستان در ذهن بسیاری از ایرانیان، استانی محروم و دورافتاده تصور می‌شد؛ تصویری که نه تنها ناعادلانه، که بسیار دور از واقعیت‌های این سرزمین کهن بود. اما «ایران جان» آمد تا این کلیشه را بشکند. از بیستم تا بیست و هفتم بهمن‌ماه، شبکه‌های سراسری میزبان تصاویری شدند که کمتر دیده شده بود: سوزن‌دوزی‌های بی‌نظیر زنان بلوچ، آرامش اسرارآمیز تالاب بین‌المللی هامون، کویر بکر شهداد و پوشش گیاهی منحصربه‌فرد جنوب استان. این بار، دوربین رسانه ملی نه به دنبال حاشیه، که به سراغ متن رفته بود.

برنامه «صبحانه ایرانی» به‌صورت زنده از چابهار روی آنتن رفت؛ جایی که خلیج فارس به اقیانوس هند می‌رسد. مجریان برنامه در میان نخلستان‌های ساحلی و اسکله صیادان، به گفت‌وگو با مردم پرداختند. موسیقی محلی بلوچستان، آیین‌های دریایی و آشپزی سنتی با ماهی و خرما، فضای متفاوتی را به خانه‌ها آورد. شبکه دو نیز با پخش مستندهایی از سواحل مکران، شهرسوخته و آداب زندگی اقوام بلوچ، تصویری مستند و پژوهشی از این استان ارائه داد. برنامه‌هایی مانند «ثریا»، «زمانه» و «عصر خانواده» محتوای خود را با حال‌وهوای سیستان و بلوچستان هماهنگ کردند؛ از فرصت‌های سرمایه‌گذاری در سواحل مکران تا ظرفیت‌های بی‌نظیر کشاورزی در منطقه سیستان. اما «ایران جان» فقط یک تور گردشگری تلویزیونی نیست. این پروژه، نوعی بازتعریف هویت ملی از مسیر استان‌هاست. اینجا دیگر تهران مرکز روایت نیست؛ این بار چابهار، زابل، ایرانشهر و نیکشهر حرف می‌زنند. رسانه ملی با این حرکت، به استقبال «روایت درونی» از فرهنگ و مسائل رفته است؛ روایتی که مردم هر منطقه خود راوی آن‌اند. بازخوردها در فضای مجازی فراتر از انتظار بود. برای بسیاری از بینندگان، این نخستین بار بود که چهره‌ای واقعی و رنگارنگ از سیستان و بلوچستان می‌دیدند. زنان کارآفرین بلوچ، اسکله‌های صیادی در حال توسعه، صنایع دستی صادراتی و جوانانی که در حوزه فناوری و دانش‌بنیان در چابهار فعالند، قهرمانان این روایت تازه بودند. «ایران جان» نشان داد که می‌توان این استان را نه از پشت شیشه و با نگاه ترحم، که از درون و با نگاه امید روایت کرد. این تغییر زاویه دید، شاید بزرگ‌ترین دستاورد رسانه ملی در سال‌های اخیر باشد.

چالش‌ها و چشم‌انداز؛ برای ماندگاری «ایران جان» چه باید کرد؟

موفقیت «ایران جان» در سیستان و بلوچستان، تنها یک شروع است. برای تداوم این مسیر، باید از چند آسیب جدی پرهیز کرد:

  1. نخست، خطر کلیشه‌ای شدن روایت‌ها. اگر هر بار فقط به سراغ چند عنصر تکراری چون سوزن‌دوزی یا مراسم محلی برویم، مخاطب دچار خستگی می‌شود. باید به لایه‌های عمیق‌تر فرهنگ، علم، اقتصاد و نوآوری در هر استان نیز پرداخته شود.
  2. دوم، ضرورت پیگیری مطالبات. دبیرخانه دائمی «ایران جان» اگر نتواند مشکلات مطرح‌شده در هر استان را تا حصول نتیجه پیگیری کند، این پروژه به یک برنامه سرگرمی‌محور تقلیل خواهد یافت. مردم باید ببینند که دیده شدنشان در رسانه ملی، به بهبود زندگی آنان انجامیده است.
  3. سوم، مشارکت واقعی مردم. نباید فراموش کرد که قهرمانان اصلی این روایت، مردم خود استان‌ها هستند. واگذاری بخشی از تولید محتوا به شبکه‌های استانی، هنرمندان بومی و فعالان محلی، می‌تواند «ایران جان» را از یک پروژه صداوسیما به یک جنبش فرهنگی ملی تبدیل کند.

تحلیل گفتمانی؛ از روایت مرکزگرا به روایت درونی

پروژه «ایران جان» را باید در چارچوب «تغییر پارادایم روایت‌پردازی ملی» تحلیل کرد. دهه‌ها بود که رسانه ملی، استان‌ها را از دریچه تهران روایت می‌کرد. سوژه‌ها، مجریان، کارشناسان و حتی زاویه دوربین، همه مرکزنگر بودند. نتیجه این رویکرد، تولید تصویری یکسان از تمام نقاط کشور بود؛ گویی ایران فقط تهران و چند شهر بزرگ است و بقیه «حاشیه» محسوب می‌شوند. «ایران جان» اما این معادله را به هم زد. با بردن دوربین به متن استان‌ها و واگذاری روایت به مردم بومی، نه فقط جغرافیا که «قدرت روایت» را نیز جابه‌جا کرد. در این مدل، مردم چابهار و زابل خود راوی زندگی‌شان هستند و نه سوژه‌ای منفعل در برابر دوربین تهرانی. این تغییر جایگاه، از منظر جامعه‌شناختی بسیار پرمعناست. این تغییر پارادایم، پیامدهای عمیقی نیز برای «هویت ملی» دارد. وقتی مردم یک منطقه تصویر مثبت و واقعی خود را در رسانه ملی ببینند، احساس تعلق آنان به هویت ملی تقویت می‌شود. برعکس، تصویر کلیشه‌ای و مسئله‌محور، نه فقط به آن منطقه، که به کل کشور آسیب می‌زند. «ایران جان» این آسیب را تشخیص داده و برای درمان آن گام برداشته است.

تلویزیون به مثابه محرک توسعه

یکی از جنبه‌های مغفول‌مانده پروژه «ایران جان»، ظرفیت آن به عنوان «ابزار توسعه اقتصادی» است. نمایش جاذبه‌های گردشگری سیستان و بلوچستان در شبکه‌های سراسری، یک کمپین تبلیغاتی رایگان و پرقدرت برای صنعت گردشگری این استان بود. تالاب هامون، کوه‌های مریخی، جنگل‌های حرا و سواحل مکران، اکنون در فهرست مقاصد بالقوه هزاران بیننده تلویزیونی قرار گرفته است. فراتر از گردشگری، معرفی ظرفیت‌های اقتصادی و صنعتی منطقه نیز حائز اهمیت است. سواحل مکران، راه‌آهن چابهار-زاهدان و اسکله‌های صیادی، وقتی از زبان مردم محلی و در قاب تلویزیون روایت می‌شوند، «اعتبار» بیشتری می‌یابند. سرمایه‌گذاران بالقوه، تصویری واقعی و ملموس از فرصت‌های سرمایه‌گذاری دریافت می‌کنند که این خود گامی مؤثر در جهت توسعه منطقه است. نکته مهم دیگر، نمایش زنان کارآفرین بلوچ و صنایع دستی صادراتی آنان است. سوزن‌دوزی بلوچ که یکی از اصیل‌ترین هنرهای ایرانی است، در این برنامه‌ها نه به عنوان یک «سوژه قوم‌شناختی»، که به عنوان یک «کالای فرهنگی قابل عرضه در بازار جهانی» معرفی شد. این تغییر نگاه از «موزه‌ای» به «اقتصادی»، می‌تواند تحولی جدی در صنایع دستی کشور ایجاد کند.

مخاطب‌شناسی؛ بازخوردها و انتظارات

پایش بازخوردهای مخاطبان در فضای مجازی نشان می‌دهد پروژه «ایران جان» با استقبال گسترده‌ای مواجه شده است. برای بسیاری از بینندگان ساکن مرکز و شمال کشور، این نخستین بار بود که چهره‌ای واقعی و رنگارنگ از سیستان و بلوچستان می‌دیدند. جمله تکراری «نمی‌دانستم این‌قدر زیباست» در هزاران پست اینستاگرامی و توئیت تکرار شد. این استقبال، نشان‌دهنده «عطش مخاطب» برای دیدن ایران واقعی است. مخاطب ایرانی از تصاویر تکراری و روایت‌های کلیشه‌ای خسته شده و تشنه دیدن تنوع فرهنگی و جغرافیایی کشورش است. «ایران جان» این عطش را تشخیص داده و تا حدی پاسخ داده است. اما انتظارات مخاطب نیز افزایش یافته است. بینندگان دیگر به چند برنامه مناسبتی در سال راضی نیستند. آن‌ها خواستار تداوم این رویکرد در طول سال و تعمیم آن به سایر استان‌ها هستند. همچنین، مطالبه «پیگیری مشکلات مطرح‌شده» به وضوح در کامنت‌ها دیده می‌شود. مردم می‌خواهند ببینند دیده شدنشان در رسانه ملی، به بهبود زندگی آنان انجامیده است.

آسیب‌شناسی؛ خطرهایی که «ایران جان» را تهدید می‌کند

موفقیت «ایران جان» اگرچه چشمگیر است، اما این پروژه از آسیب‌های جدی نیز در امان نیست. نخستین و مهم‌ترین خطر، «کلیشه‌ای شدن روایت‌ها» است. اگر در سفر به هر استان، تنها به سراغ چند عنصر تکراری (غذاهای محلی، لباس‌های سنتی، موسیقی فولکلور) برویم، مخاطب دچار خستگی می‌شود و پروژه به یک برنامه توریستی سطحی تقلیل می‌یابد. دومین آسیب، «بازگشت ناخودآگاه به روایت مرکزگرا» است. اگرچه «ایران جان» دوربین را به استان‌ها برده، اما هنوز تصمیم‌گیران اصلی درباره سوژه‌ها و زاویه روایت، در تهران مستقرند. واگذاری تدریجی تولید محتوا به شبکه‌های استانی و هنرمندان بومی، می‌تواند این آسیب را کاهش دهد. سومین آسیب، «عدم پیگیری مطالبات» است. پروژه‌ای که مشکلات مردم را به تصویر می‌کشد اما برای حل آنها اقدامی نمی‌کند، به مرور به ضد خود تبدیل می‌شود. ایجاد «دبیرخانه دائمی ایران جان» با اختیار پیگیری مصوبات و گزارش‌دهی مستمر به افکار عمومی، می‌تواند این آسیب را مهار کند.

چشم‌انداز؛ از پروژه تلویزیونی تا جنبش فرهنگی

آینده «ایران جان» به تصمیماتی بستگی دارد که امروز گرفته می‌شود. اگر این پروژه صرفاً در قالب چند برنامه فصلی و مناسبتی باقی بماند، به سرعت فراموش خواهد شد. اما اگر به یک «رویکرد دائمی» در رسانه ملی تبدیل شود، می‌تواند به یک جنبش فرهنگی ملی بدل گردد. این جنبش فرهنگی باید چند ویژگی داشته باشد:

  1. نخست، «تداوم»؛ نه فقط در ایام خاص، که در طول سال.
  2. دوم، «تعمیق»؛ عبور از لایه‌های سطحی فرهنگ و ورود به حوزه‌های علم، فناوری، اقتصاد و نوآوری.
  3. سوم، «مشارکت»؛ واگذاری بخش قابل توجهی از تولید محتوا به خود مردم استان‌ها.
  4. چهارم، «اثربخشی»؛ پیگیری عملی مطالبات مطرح‌شده تا حصول نتیجه.

سیستان و بلوچستان شروع خوبی بود، اما این تازه اول راه است. کردستان، کرمانشاه، ایلام، خراسان شمالی، کهگیلویه و بویراحمد و ده‌ها استان و شهرستان دیگر نیز در انتظار «روایت درونی» خود هستند. اگر «ایران جان» بتواند این مسیر را با برنامه‌ریزی، صداقت و پایداری ادامه دهد، دیگر فقط یک پروژه تلویزیونی نیست؛ بلکه نقشه راهی برای بازشناسی ایرانِ تمام‌عیار خواهد بود.

سخن پایانی

سیستان و بلوچستان با تمام فرازونشیب‌هایش، یکی از مهم‌ترین ظرفیت‌های هویتی و اقتصادی ایران است. پروژه «ایران جان» نشان داد که می‌توان این استان را نه از پشت شیشه و با نگاه ترحم، که از درون و با نگاه امید روایت کرد. این تغییر زاویه دید، شاید بزرگ‌ترین دستاورد رسانه ملی در سال‌های اخیر باشد. اگر این مسیر با برنامه‌ریزی، صداقت و پایداری ادامه یابد، «ایران جان» دیگر فقط یک پروژه تلویزیونی نیست؛ بلکه نقشه راهی برای بازشناسی ایرانِ تمام‌عیار خواهد بود.

https://www.asianewsiran.com/u/ip4
اخبار مرتبط
پروژه ملی «ایران جان» رسانه ملی، این‌بار میزبان هرمزگان بود. از چهارم تا دهم بهمن، برنامه‌های متعددی از جمله پخش زنده «صبحانه ایرانی» و مستندهای ویژه شبکه دو، به معرفی جامع فرهنگ، جاذبه‌های گردشگری و ظرفیت‌های اقتصادی این استان جنوبی اختصاص یافت. این طرح که با شعار «هرمزگان، سرزمین فرصت‌های دریامحور» اجرا شد، فراتر از تبلیغات گردشگری، به دنبال بازنمایی واقعی زندگی مردم و طرح مسائل استانی در سطح ملی است حرکت «ایران جان» که از خوزستان آغاز شد، گامی برای تحقق عدالت رسانه‌ای و خروج از تمرکز صرف بر پایتخت دانسته می‌شود. ایجاد دبیرخانه دائمی برای این پروژه، می‌تواند پیگیری مطالبات مطرح‌شده از استان‌ها را تضمین کند.
آسیانیوز ایران هیچگونه مسولیتی در قبال نظرات کاربران ندارد.
تعداد کاراکتر باقیمانده: 1000
نظر خود را وارد کنید