آسیانیوز ایران؛ سرویس فرهنگی هنری:
گاهی برای کشف زیباییهای کشور، نیاز به یک راهنما داریم. راهنمایی که نه تنها مکانها را نشان دهد، بلکه روح و حال و هوای زندگی در آنها را منتقل کند. این روزها، این راهنما، قاب جادویی تلویزیون شده است. وقتی صفحه تلویزیون روشن میشود، دیگر فقط اخبار و سریال نیست. بوی ادویه غذاهای جنوبی، صدای موجهای خلیج فارس و رنگهای آتشین جزیره هرمز، مهمان خانهها شدهاند. این اتفاق، نتیجه یک حرکت بزرگ رسانهای به نام «ایران جان» است. پروژه «ایران جان» را میتوان آغازی نو در رسانه ملی دانست. آغازی که در آن، داستان ایران فقط از پایتخت گفته نمیشود. این بار نوبت استانهاست که خودشان را با همه ویژگیهای منحصربهفرد، فرهنگ زنده و جاذبههای طبیعی و تاریخیشان معرفی کنند.
ایستگاه هفتم این سفر رسانهای، استان هرمزگان بود. استانی که دریا نفس آن است و آفتاب، ضربان قلبش. از چهارم تا دهم بهمن ماه، آنتن شبکههای ملی، پر شد از تصاویر زنان بندری با لباسهای رنگارنگ، صیادان خستگیناپذیر، جزیرههای اسرارآمیز و بازارهای پرجنبوجوش جنوب. «ایران جان» فقط یک تور مجازی گردشگری نیست. این پروژه عمیقتر است. روایت زندگی مردم، بیان چالشها و پیگیری مطالبات استانی در سطح ملی، بخشی از اهداف آن است. در تجربه استان فارس، این طرح موفق شد موضوعاتی مانند اتصال آزادراهها و طرح انتقال آب را به دغدغه ملی تبدیل کند. حالا هرمزگان در مرکز توجه است. برنامه «صبحانه ایرانی» در روزهای هشتم و نهم بهمن، به صورت زنده از این استان روی آنتن رفت. مجریها در میان مردم، به معرفی جاذبهها، موسیقی محلی و صنایع دستی دریایی پرداختند. این پخش زنده، پلی بود بین خانههای سراسر ایران و گرمای فرهنگ هرمزگان.
شبکه دو نیز با پخش مجموعهای از مستندهای ویژه، به عمق تاریخ و دستاوردهای این استان پرداخت. از مبارزات ضداستعماری تا پیشرفتهای اقتصادی در بنادر و صنایع شیلاتی. برنامههایی مانند «پاورقی»، «زمانه» و «عصر خانواده» نیز محتوای خود را با تم هرمزگان هماهنگ کردند. این حرکت گسترده، نشان میدهد که رسانه ملی مصمم است تصویری واقعی، متوازن و امیدبخش از تمام ایران ارائه دهد. تصویری که در آن، هر استان، نگینی درخشان در نقشه کشور است. هرمزگان با این روایت، بیش از پیش دیده شد و ثابت کرد که ایران فقط تهران نیست؛ ایران، گنجینهای از فرهنگها و مناظر خیرهکننده است که هر کدام داستانی منحصربهفرد برای گفتن دارند.
«ایران جان» به مثابه یک تحول در سیاستگذاری و روایتپردازی رسانه ملی
پروژه «ایران جان» را باید نقطه عطفی در رویکرد رسانه ملی نسبت به استانها دانست. برای دههها، شبکههای سراسری عمدتاً متمرکز بر پایتخت بودند و تصویر ارائهشده از ایران، اغلب محدود به کلانشهرها و مسائل سیاسی میشد. این تمرکز، منجر به «حاشیهنشینی رسانهای» بسیاری از مناطق و فرهنگهای غنی کشور شده بود. «ایران جان» با شکستن این الگو، یک سیاستگذاری فعال و آیندهنگرانه را در پیش گرفته است. این پروژه با شناسایی و برجستهسازی ویژگیهای منحصربهفرد هر استان، در پی احیای هویتهای بومی و تقویت غرور ملی است. رویکرد آن، «روایت از درون» است؛ یعنی به جای نگاه بیرونی و کلیشهای، اجازه میدهد هر منطقه خود را با زبان و فرهنگش معرفی کند. این تغییر، تنها یک جابجایی جغرافیایی در تولید محتوا نیست، بلکه تحولی فلسفی در «ایرانشناسی» رسانهای است. ایران در این روایت جدید، یک کلیت یکدست و متمرکز نیست، بلکه مجموعهای به هم پیوسته از اجزای گوناگون، رنگارنگ و مکمل است که هر کدام سهمی حیاتی در هویت ملی دارند.
هرمزگان؛ نمونهای ایدهآل برای آزمون یک روایت چندبعدی
هرمزگان، به دلایل متعدد، انتخاب ایدهآلی برای یک پروژه روایتمحور مانند «ایران جان» بود. این استان ترکیبی کمنظیر از عناصر طبیعی، فرهنگی، تاریخی و اقتصادی را در خود جای داده است. از سواحل نیلگون و جزایر مرجانی گرفته تا کوههای رنگینکمانی و بیابانهای نمکی، هر کدام قابلیت تبدیل به یک داستان تصویری گیرا را دارند. علاوه بر طبیعت، فرهنگ زنده و پویای هرمزگان، غنای زیادی به این روایت بخشید. موسیقی بندری، آیینهای دریایی، پوشش رنگارنگ زنان، غذاهای محلی و مهماننوازی مردم، عناصری هستند که میتوانند بر احساس مخاطب تأثیر بگذارند و تصویری گرم و انسانی از منطقه ترسیم کنند. این بعد فرهنگی، پوشش رسانهای را از یک گزارش جغرافیایی صرف، به یک مستند اجتماعی-انسانشناسانه ارتقا میدهد. از منظر اقتصادی نیز، هرمزگان با داشتن بنادر استراتژیک مانند بندرعباس، مراکز صنعتی و مناطق آزاد تجاری مانند کیش و قشم، نمادی از «ایران دروازهگشا» و متصل به اقتصاد جهانی است. پرداختن به این ظرفیتها در قالب برنامههایی مانند مستندهای شبکه دو، نشان میدهد «ایران جان» صرفاً به جنبههای تفریحی نگاه نمیکند، بلکه ظرفیتهای تولیدی و اقتصادی را نیز به عنوان بخشی از «قدرت ملی» معرفی میکند.
تحلیل محتوایی برنامههای شاخص؛ از «صبحانه ایرانی» تا مستندهای شبکه دو
برنامه «صبحانه ایرانی» با پخش زنده از هرمزگان، یک تاکتیک ارتباطی هوشمندانه بود. پخش زنده، حس اصالت، خودجوشی و مشارکت را به مخاطب منتقل میکند. حضور مجریان در میان مردم و مکانهای واقعی (و نه استودیو)، باعث ایجاد حس نزدیکی و همذاتپنداری میشود. این برنامه با ترکیب عناصری مانند آشپزی محلی، موسیقی زنده و گفتوگو با چهرههای مردمی، توانست یک «صبحانه فرهنگی» کامل از هرمزگان را سرو کند. از سوی دیگر، مستندهای ویژه شبکه دو، بعد تحلیلی و عمیقتری به پوشش دادند. این مستندها احتمالاً به ریشههای تاریخی (مثل مبارزه با استعمار)، چالشهای معاصر (مانند مدیریت منابع آبی یا توسعه پایدار گردشگری) و دستاوردهای اقتصادی (پیشرفت بنادر و شیلات) پرداختند. این نوع محتوا، برای مخاطب فرهیخته و کسی که به دنبال درک عمیقتری از استان است، جذابیت دارد. برنامههای مکمل مانند «زمانه» و «عصر خانواده» نیز با هماهنگسازی محتوای خود با تم هرمزگان، یک «هجوم اطلاعاتی» هماهنگ و همهجانبه ایجاد کردند. این انسجام برنامهریزی، باعث میشود مخاطب در طول روز، از زوایای مختلف با موضوع درگیر شود و تصویر جامعتری در ذهنش شکل بگیرد. این رویکرد، بسیار مؤثرتر از پخش پراکنده چند گزارش کوتاه است.
تأثیرات اجتماعی و اقتصادی احتمالی پروژه «ایران جان»
اجرای پروژهای مانند «ایران جان» میتواند تأثیرات ملموسی بر استان میزبان و کل کشور داشته باشد. در بعد اجتماعی، این طرح به «تقویت هویت محلی» کمک میکند. وقتی مردم یک استان خود را در کانون توجه ملی میبینند، احساس غرور و تعلقخاطرشان افزایش مییابد. این موضوع میتواند به انسجام اجتماعی بیشتر و احساس مشارکت در سرنوشت کشور بینجامد. در بعد اقتصادی، مهمترین تأثیر، رونق گردشگری است. ارائه جذاب و همهجانبه از جاذبههای یک استان در رسانه ملی، قدرتمندترین تبلیغ ممکن است. این امر میتواند سیل گردشگران داخلی و حتی برنامهریزی برای جذب گردشگران خارجی را به دنبال داشته باشد. رونق گردشگری نیز به نوبه خود، ایجاد اشتغال، رونق کسبوکارهای محلی و توسعه زیرساختها را موجب میشود. نکته مهم دیگر، «ایجاد پیوند بین مطالبات محلی و تصمیمگیری ملی» است. همانطور که در تجربه فارس مشاهده شد، این پروژه میتواند مسائل زیرساختی و توسعهای استانها را از حاشیه به متن گفتوگوی ملی بیاورد. وقتی یک مسئله (مانند اتصال آزادراه) در شبکههای ملی مطرح و پیگیری میشود، فشار افکار عمومی برای حل آن افزایش یافته و احتمال توجه جدیتر مسئولان کشوری بیشتر میشود. این نقش رسانه به عنوان «میانجی» و «تقویتکننده صدای مناطق»، از ارزشمندترین دستاوردهای این طرح است.
چالشهای پیش رو و الزامات تداوم موفقیتآمیز طرح
برای آنکه «ایران جان» به یک حرکت پایدار و اثرگذار تبدیل شود، باید بر چند چالش مهم غلبه کند.
- چالش اول، «اجتناب از سطحینگری و کلیشهسازی» است. خطر آن وجود دارد که با گذشت زمان و تکرار این فرمت برای استانهای مختلف، محتوا به نمایشی کلیشهای از رقص محلی، غذا و منظره تقلیل یابد. برای جلوگیری از این امر، باید در هر استان، به مسائل منحصربهفرد، چالشهای واقعی و لایههای پنهان فرهنگی-اجتماعی نیز پرداخته شود.
- چالش دوم، «پیگیری و نتیجهمندی» است. ایجاد دبیرخانه دائمی که در گزارش به آن اشاره شده، گام خوبی است. اما این دبیرخانه باید بتواند مطالبات مطرحشده از هر استان را رصد کند، با نهادهای مربوطه پیگیر شود و نتایج را مجدداً به اطلاع مردم برساند. اگر مخاطب احساس کند این طرح تنها یک «شو» رسانهای گذراست و تغییری در واقعیت ایجاد نمیکند، از اثرگذاری و اعتبار آن کاسته خواهد شد.
- چالش سوم، «تعامل دوسویه و مشارکت حداکثری» است. موفقیت «ایران جان» در گرو مشارکت واقعی مردم، سازمانهای مردمنهاد، هنرمندان و نخبگان محلی است. رسانه ملی باید نقش یک «تسهیلگر» را ایفا کند و فضا را برای روایتگری خود مردم فراهم آورد، نه اینکه صرفاً نگاهی از بالا به پایین داشته باشد. همچنین، استفاده از ظرفیت شبکههای استانی برای تولید محتوای اصیل و واگذاری بخشی از برنامهسازی به آنها، میتواند به عمق و تنوع بیشتر محتوا بینجامد. اگر این چالشها مدیریت شود، «ایران جان» میتواند به یکی از ماندگارترین و اثرگذارترین پروژههای تاریخ رسانه ملی ایران تبدیل گردد.