شنبه / ۵ اردیبهشت ۱۴۰۵ / ۲۱:۱۷
کد خبر: 37884
گزارشگر: 2
۱۱۹
۰
۰
۵
یادداشت «آسیانیوز ایران» درباره جنگ، سانسور و اقتصاد دیجیتال

اینترنت؛ زیرساختی حیاتی که در ایران عامداً قطع شده است!

اینترنت؛ زیرساختی حیاتی که در ایران عامداً قطع شده است!
از ۱۸ دی ۱۴۰۴ تا امروز، و به‌ویژه پس از ۹ اسفند همزمان با آغاز فاز جدید جنگ آمریکا و اسرائیل با جمهوری اسلامی، اتصال ایران به اینترنت جهانی بارها به نزدیک صفر رسید و تا اواخر فروردین ۱۴۰۵ برای عموم مردم در حدود چند درصد وضعیت عادی باقی ماند؛ در حالی که اینترنتِ قابل‌اعتماد و باکیفیت، موتور رشد اقتصادی، دسترسی به خدمات ضروری و ستون فقرات تحول دیجیتال می‌باشد.

اینترنت فقط ابزار نیست؛ زیرساخت است

می‌خواهم از یک سوءتفاهم خطرناک شروع کنم: هنوز هم بعضی‌ها اینترنت را چیزی شبیه یک امکان لوکس، یک ابزار فرعی، یا نهایتاً وسیله‌ای برای شبکه‌های اجتماعی می‌بینند. این نگاه، هم قدیمی است و هم گمراه‌کننده. اینترنت امروز فقط یک «خدمت» نیست؛ بخشی از استخوان‌بندی زندگی مدرن است. بانک جهانی صریح می‌گوید اینترنتِ قابل‌اعتماد و مقرون‌به‌صرفه، محرک بنیادی رشد اقتصادی، دسترسی به خدمات ضروری و مشارکت در جامعه‌ی مدرن است. OECD هم broadband را «backbone» یا ستون فقرات تحول دیجیتال می‌نامد و تأکید می‌کند کیفیت، دسترس‌پذیری و affordability آن، شرط واقعیِ «متصل‌بودنِ خوب» است، نه صرفاً متصل‌بودنِ اسمی.

وقتی از زیرساخت حرف می‌زنیم، دقیقاً از همین چیزها حرف می‌زنیم:

  • پرداخت و بانکداری آنلاین
  • فروش، لجستیک، سفارش و خدمات کسب‌وکارها
  • آموزش، درمان از راه دور و خدمات دولتی
  • هشدارهای عمومی، ارتباط خانوادگی و دسترسی به خبر
  • کارِ روزانه‌ی روزنامه‌نگاران، برنامه‌نویسان، فریلنسرها و شرکت‌ها

پس اگر برق، پل، پالایشگاه یا شبکه آب زیرساخت‌اند، اینترنت هم زیرساخت است؛ با این تفاوت که قطع آن، همزمان اقتصاد، خبر، آموزش، امنیت و حتی ارتباط انسان‌ها با یکدیگر را از بین می‌برد.

آنچه در ایران رخ داد: خاموشیِ یک زیرساخت حیاتی

داده‌های Cloudflare نشان می‌دهد از ۱۸ دی ۱۴۰۴، ترافیک اینترنت ایران در بحبوحه اعتراضات به‌سرعت سقوط کرد و در همان روز عملاً به صفر رسید. رویترز هم همان زمان گزارش داد که مقام‌ها برای مهار ناآرامی‌ها اینترنت را خاموش کردند و این خاموشی، جریان اطلاعات و حتی تماس‌های تلفنی با ایران را به‌شدت مختل کرد.

این فقط یک فصلِ کوتاه نبود. با آغاز جنگی که از ۹ اسفند ۱۴۰۴ وارد فاز علنی شد، گزارش‌های رسانه‌ای و داده‌های رصد شبکه نشان دادند که خاموشی یا اختلال نزدیک‌به‌کامل اینترنت بین‌الملل در ایران دوباره اعمال شد؛ تا جایی که در ۳۱ فروردین ۱۴۰۵ هم گزارش‌ها از باقی‌ماندن اتصال در حدود ۲ درصد سطح پیش از جنگ حکایت داشتند. همزمان، ترامپ بارها تهدید کرد که در صورت عدم توافق، زیرساخت‌های غیرنظامی و حیاتی ایران از جمله پل‌ها و نیروگاه‌ها را هدف خواهد گرفت.

این‌جاست که تناقض بزرگ خود را نشان می‌دهد: دستگاه تبلیغاتی جمهوری اسلامی از نگرانی ایرانی‌ها درباره تهدید به نابودی زیرساخت‌ها حداکثر بهره‌برداری را می‌کند، اما همان حکومت، خودش یکی از حیاتی‌ترین زیرساخت‌های قرن بیست‌ویکم یعنی اینترنت جهانی را برای مردم ایران قطع می‌کند! این یعنی حکومت، چیزی را که برای جهان امروز «زیرساخت» است، برای شهروند ایرانی به «امتیاز قابل‌قطع» تقلیل داده است.

این سیاست تازه هم نیست!

Freedom House در گزارش Freedom on the Net 2025 تأکید می‌کند که آزادی اینترنت در ایران همچنان به‌شدت محدود است، حکومت دسترسی به اینترنت جهانی را دشوارتر و گران‌تر کرده و کاربران را به سمت نسخه‌ای داخلی از اینترنت هل داده است؛ همان فضایی که در آن کنترل محتوا و نظارت برای حکومت آسان‌تر است. همین گزارش یادآوری می‌کند که پس از حملات هوایی اسرائیل در خرداد ۱۴۰۴ نیز یک خاموشی نزدیک‌به‌کامل سراسری اعمال شد. رویترز هم در ۳ دی ۱۴۰۴ نوشت که حتی زمانی که اینترنت کاملاً قطع نبود، بلوک‌های طولانی‌مدت بر پلتفرم‌هایی مثل فیس‌بوک، توییتر/X و یوتیوب برقرار بود و دسترسی عادی بسیاری از کاربران عملاً به VPN وابسته مانده بود.

یک مقایسه کوتاه اما مهم

در جنگ، کشورها معمولاً می‌کوشند ارتباطات را resilient یا تاب‌آور کنند؛ نه این‌که کل جامعه را از اینترنت جهانی جدا کنند. تفاوت ایران دقیقاً همین‌جاست:

 مورد  آنچه داده‌ها و گزارش‌ها نشان می‌دهد
 ایران  از ۱۸ دی ۱۴۰۴ خاموشی سراسری ثبت شد و پس از ۹ اسفند ۱۴۰۴ هم اتصال برای عموم مردم به سطحی نزدیک به صفر یا حدود ۲٪ وضعیت عادی رسید.
 اوکراین  اپراتورهای اوکراینی در بحبوحه جنگ روی باتری، ژنراتور، بیش از ۵۰ هزار ترمینال Starlink و حتی سرویس direct-to-cell سرمایه‌گذاری کردند تا مردم در خاموشی‌ها و مناطق آسیب‌دیده هم connected بمانند.
 اسرائیل  رویترز از ادامه‌ی توسعه فیبر، کاهش هزینه‌های اینترنت فیبری و تداوم جذب سرمایه بزرگ در بخش فناوری اسرائیل در خلال جنگ خبر داده است؛ یعنی منطق حاکم، حفظ کارکرد شبکه و اقتصاد دیجیتال بوده، نه بریدن کامل مردم از اینترنت جهانی.

پس مسئله فقط «جنگ» نیست؛ مسئله این است که حکومت‌ها در جنگ با ارتباطات چه می‌کنند. بعضی کشورها شبکه را حفظ می‌کنند تا جامعه نفس بکشد؛ معدودی دیگر اما بارها راه معکوس را انتخاب کرده‌اند!

سه پیامد فوریِ قطع اینترنت در ایران

  1. ضربه مستقیم به اقتصاد روزمره
    کسب‌وکارهای ایرانی از خاموشی اینترنت به‌شدت آسیب دیده‌اند و تجارت در اقتصادی که پیشاپیش آسیب‌پذیر بوده، فلج شده است. در کشوری که شمار زیادی از مشاغل به فروش آنلاین، تبلیغات دیجیتال، پرداخت اینترنتی، سفارش‌گیری، خدمات ابری و ارتباط با مشتری وابسته‌اند، قطع اینترنت فقط یک محدودیت ارتباطی نیست؛ یک شوک اقتصادی واقعی است.
  2. انحصار روایت و تاریک‌کردن فضای خبر
    قطع اینترنت، جریان اطلاعات از ایران را به‌شدت کاهش داد. در چنین وضعی، رسانه‌های مستقل همه با یک دیوار ضخیم‌تر روبه‌رو می‌شوند. این دقیقاً همان جایی است که قطع اینترنت از یک تصمیم فنی، به یک ابزار سیاسیِ کنترل روایت بدل می‌شود.
  3. آسیب به امنیت و جانِ مردم
    اینترنت فقط برای سرگرمی نیست؛ برای هشدار، هماهنگی، جست‌وجوی مسیر امن، تماس با خانواده، اطلاع از خطر و دسترسی به خدمات حیاتی است. تجربه‌های جنگی نشان می‌دهد حفظ ارتباطات، بخشی از «ایمن‌ماندن» جامعه است؛ همان‌طور که در اوکراین حفظ اتصال به‌عنوان بخشی از resilience جنگی دنبال شد. در سوی دیگر، رویترز و AP درباره غزه گزارش داده‌اند که خاموشی کامل اینترنت چگونه عملیات امدادی و دسترسی به خدمات حیاتی را فلج می‌کند.

اینترنت باکیفیت در جهان، چگونه است؟

اگر بخواهیم خیلی ساده بگوییم، اینترنت خوب در جهان امروز سه ویژگی دارد: کیفیت، پایداری و قیمت قابل‌تحمل. OECD می‌گوید فیبر نوری تا ژوئن ۲۰۲۴ به فناوری غالب دسترسی ثابت در کشورهای این سازمان تبدیل شده و broadband باکیفیت، موتور فرصت اقتصادی است. در گزارشی که با تکیه بر داده‌های Ookla منتشر شده نیز آمده که تا مه ۲۰۲۵، سرعت میانه‌ی اینترنت ثابت جهان از ۱۰۰ مگابیت بر ثانیه گذشته و کشورهایی مثل سنگاپور، فرانسه، امارات و هنگ‌کنگ در صدر نمونه‌های پرسرعت قرار دارند. این‌ها صرفاً عدد نیستند؛ نشانه‌ی این‌اند که بسیاری از کشورها اینترنت را «زیرساخت رشد» دیده‌اند، نه «شیر فلکه‌ای برای خاموش‌کردن جامعه».

در مقابل، ایران حتی وقتی کاملاً آفلاین نبود هم اینترنتی داشت که برای بخش بزرگی از جامعه، یا فیلتر بود، یا گران، یا بی‌ثبات، یا محتاج دورزدن. به بیان دیگر، خاموشی امروز بر بستری از محدودیت دیروز سوار شده است.

این بحران را عادی نکنیم

گزارش سالانه Access Now و ائتلاف KeepItOn# نشان می‌دهد که سال ۲۰۲۵ بدترین سال ثبت‌شده از نظر شمار خاموشی‌های اینترنت بوده و در همان سال، «درگیری و جنگ» محرک اصلی این خاموشی‌ها شده است. اما همین واقعیت، نه توجیه است و نه مجوز. برعکس، نشان می‌دهد چرا باید بر سر این موضوع حساس‌تر شد: چون هرچه جنگ و بحران بیشتر می‌شود، وسوسه‌ی حکومت‌ها برای قطع ارتباطات هم بیشتر می‌شود.

من دقیقاً به همین دلیل اصرار دارم که در ایران باید از اینترنت با همان زبانی حرف زد که از برق، آب، جاده، پل، بندر و شبکه بانکی حرف می‌زنیم.

قطع اینترنت، حمله به حاشیه‌ی زندگی نیست؛ حمله به متن زندگی است.

مردم حق دارند بپرسند: اینترنت جهانی کی برمی‌گردد؟

یکی از مهم‌ترین سؤال‌های این روزهای مردم ایران، دیگر فقط این نیست که «چرا اینترنت قطع است؟»؛ بلکه این است که این وضعیت تا کی قرار است ادامه پیدا کند؟ پاسخ صادقانه و حرفه‌ای این است که فعلاً هیچ جدول زمان‌بندی روشن، عمومی و قابل اعتمادی برای بازگشت اینترنت جهانی اعلام نشده است. آنچه از اظهارنظرهای رسمی بیرون آمده، بیشتر واژه‌هایی مبهم و امنیتی بوده؛ همان ادبیاتی که می‌گوید اینترنت هر وقت «شرایط مناسب» باشد برمی‌گردد. این یعنی تصمیم، نه فنی و نه اقتصادی، بلکه اساساً سیاسی و امنیتی است.

تا هشتم اردیبهشت ۱۴۰۵، گزارش‌ها همچنان از ادامه خاموشی گسترده و محدودبودن دسترسی عمومی خبر می‌دهند. حتی وقتی در سطح رسمی از مخالفت با «اینترنت طبقاتی» حرف زده می‌شود، در عمل نشانه‌ی روشنی از بازگشت آزاد، سراسری و برابرِ اینترنت جهانی برای همه مردم دیده نمی‌شود. آنچه بیشتر دیده می‌شود، تداوم محدودیت برای عموم و گسترش دسترسی‌های گزینشی برای برخی گروه‌ها است.

دسترسی به اینترنت جهانی در ایران

الان از چه راه‌هایی می‌توان به اینترنت جهانی وصل شد؟

در چنین وضعی، طبیعی است که مردم بپرسند: پس الآن از چه راهی می‌شود به اینترنت جهانی رسید؟ اینجا باید با دقت و مسئولیت حرف زد. من عمداً از دادن جزئیات فنیِ پرخطر یا روش‌هایی که ممکن است برای كاربران داخل ایران ریسک امنیتی و حقوقی ایجاد کند، خودداری می‌کنم. اما در سطح کلی، آنچه در گزارش‌های معتبر آمده، این‌هاست:

  1. دسترسی محدود و گزینشی برای برخی اشخاص، نهادها و کسب‌وکارها
    گزارش‌های تازه نشان می‌دهد که حکومت به‌جای بازگرداندن اینترنت برای همه، در حال بازکردن مسیرهای محدود برای گروه‌های خاص است؛ چیزی شبیه امتیازدهیِ طبقاتی به دسترسی جهانی. این یعنی مسئله فقط «وصل یا قطع» نیست؛ بلکه موضوع بر سر این است که چه کسی حق دارد وصل باشد و چه کسی نه.
  2. اینترنت ماهواره‌ای مانند استارلینک؛ محدود، پرهزینه و پرریسک
    رویترز گزارش داده که بعضی کاربران در ایران همچنان از استارلینک استفاده کرده‌اند، اما این دسترسی عمومی و فراگیر نیست، هزینه‌بر است، با اختلال و پارازیت روبه‌رو می‌شود، و از نگاه حکومت هم غیرقانونی و امنیتی تلقی می‌شود. حتی در روزهای اخیر گزارش بازداشت افرادی به اتهام واردکردن تجهیزات استارلینک منتشر شده است.
  3. خروج موقت از کشور یا رفتن به مرزها برای دسترسی به اینترنت
    در گزارش‌های NPR آمده که بعضی ایرانی‌ها فقط برای چند ساعت یا چند روز دسترسی به واتس‌اپ، خبرها و ارتباطات عادی، مجبور شده‌اند از مرز عبور کنند یا به کشورهایی مثل ترکیه بروند. همین واقعیت به‌تنهایی نشان می‌دهد که قطع اینترنت در ایران فقط یک محدودیت فنی نیست؛ نوعی فشار مستقیم بر زندگی روزمره و کرامت انسانی مردم است.
  4. بازشدن‌های محدود، کنترل‌شده و ناپایدار
    حتی در مقاطعی که نشانه‌هایی از بازشدن دیده می‌شود، بیشتر با نوعی اینترنت محدود، مدیریت‌شده و به‌شدت فیلترشده مواجه‌ایم، نه اینترنت آزاد و عادی. یعنی ممکن است بخشی از ترافیک برگردد، اما هنوز اکثریت مردم از دسترسی واقعی، پایدار و مستقل به اینترنت جهانی محروم بمانند.

جمع‌بندی این بخش روشن است: برای بیشتر مردم ایران، هنوز راهی عمومی، پایدار و کم‌خطر برای دسترسی آزاد به اینترنت جهانی وجود ندارد؛ و همین، خودِ فاجعه است. وقتی مردم برای یک نیاز پایه‌ایِ عصر جدید باید یا منتظر اجازه بمانند، یا هزینه‌های سنگین بدهند، یا خطر کنند، یا حتی از کشور خارج شوند، یعنی یک زیرساخت حیاتی عملاً از ملت سلب شده است.

جمع‌بندی: زیرساختی که خاموش‌کردنش، خاموش‌کردن جامعه است

از نگاه من، امروز در ایران باید یک جمله را با صدای بلند تکرار کرد: اینترنت خودش یک زیرساخت حیاتی است. اگر حکومتی آن را برای ده‌ها میلیون نفر قطع می‌کند، در واقع فقط چند اپ یا چند سایت را نمی‌بندد؛ اقتصاد را لنگ می‌کند، خبر را تاریک می‌کند، امنیت روزمره را پایین می‌آورد، مردم را از جهان و از یکدیگر جدا می‌کند و جامعه را در وضعیت وابستگی و انزوا نگه می‌دارد. این، حفاظت از کشور نیست؛ ضعیف‌کردن کشور است.

در روزگاری که حتی کشورهای درگیر جنگ می‌کوشند ارتباطات را تاب‌آورتر کنند، جمهوری اسلامی با بریدن مردم از اینترنت جهانی، نه به آینده نزدیک می‌شود و نه به امنیت پایدار؛ فقط هزینه‌ی عقب‌ماندگی، بی‌اعتمادی و خسارت اقتصادی را سنگین‌تر می‌کند.

اینترنت در جهان امروز، لوکس نیست؛ شریان است. و قطع‌کردن شریان، اسمش مدیریت بحران نیست.

شما چه فکر می‌کنید؟

آیا اینترنت را باید در کنار برق، آب و حمل‌ونقل، یک زیرساخت حیاتی دانست؟ تجربه‌ی شخصی شما از قطع اینترنت در ایران چه بوده و این خاموشی چه اثری بر کار، زندگی، امنیت و ارتباطات‌تان گذاشته است؟ نظر خود را در بخش دیدگاه‌ها برای ما و دیگر خوانندگان آسیانیوز ایران بنویسید./


به قلم: نوید جمشیدی | مدیر پایگاه خبری-تحلیلی «آسیانیوز ایران»
https://www.asianewsiran.com/u/iIB
اخبار مرتبط
بسیاری از کسب‌وکارهای اینترنتی علیرغم داشتن محصولات باکیفیت، به دلیل عدم رویت‌پذیری در موتورهای جستجو، با رکود فروش مواجه هستند. این مقاله به کالبدشکافی دلایل نبود ترافیک سایت‌ها پرداخته و راهکار عبور از این بن‌بست را در بهره‌گیری هوشمندانه از خدمات سئو و بهینه سازی وب سایت معرفی می‌کند. در این مطلب، تفاوت بین هزینه‌های مقطعی تبلیغات و سرمایه‌گذاری پایدار بر روی سئو تشریح شده و راهکارهایی برای کسب رتبه‌های برتر گوگل، متناسب با هر سطح از بودجه و توان پرداخت مشتری، ارائه گردیده است تا مدیران سایت‌ها بتوانند ویترین آنلاین خود را به یک ماشین تولید ثروت تبدیل کنند.
آسیانیوز ایران هیچگونه مسولیتی در قبال نظرات کاربران ندارد.
تعداد کاراکتر باقیمانده: 1000
نظر خود را وارد کنید