آسیانیوز ایران؛ سرویس ورزشی:
فوتبال گاهی آنقدر زیبا و دیوانهوار میشود که کلمات برای توصیفش عاجز میمانند. شب گذشته در پارک دو پرنس، پاری سن ژرمن و بایرن مونیخ یکی از همان شبهای نادر تاریخ را رقم زدند؛ شبی که هیچ کس فراموش نخواهد کرد. دور برگشت نیمهنهایی لیگ قهرمانان اروپا هنوز برگزار نشده، اما بازی رفت آنقدر خیرهکننده بود که به تنهایی برای ثبت در تالار افتخارات این مسابقات کافی است. نه گل در کمتر از هفتاد دقیقه؛ آماری که حتی در بازیهای دوستانه هم نادر است چه رسد به نیمهنهایی لیگ قهرمانان. پاریس در پایان این ماراتن نفسگیر با نتیجه پنج بر چهار به برتری رسید، اما این اعداد کوچکترین بخش از ماجرای آن شب حماسی هستند. ماجرایی پر از غافلگیری تاکتیکی، بازگشتهای تماشایی، ضربات پنالتی جنجالی و درخشش فردی ستارهها. لوئیس انریکه، سرمربی جسور پاریسیها، از همان ابتدا با چیدمانی غافلگیرکننده میزبان خود را شگفتزده کرد؛ سپردن ماموریت مهار مایکل اولیسه به مارکینیوش و بازی دادن به زئیر امری و ژوائو نوس در پستهای غیرمنتظره، ریسک بزرگی بود که جواب داد.
هری کین اولین ضربه را از روی نقطه پنالتی زد تا بایرن زودتر از همه به گل برسد، اما پاریس روی امواج کواراتسخلیا، دمبله و ژوائو نوس طوفانی به پا کرد که مونیخیها را تا آستانه سقوط کامل پیش برد. در دقیقه پنجاه و پنج و زمانی که دمبله گل پنجم پاریس را زد، همگان تصور میکردند بازی تمام شده است. اما بایرن مونیخ یعنی هرگز تسلیم نشدن؛ دو گل در کمتر از بیست دقیقه، بازگشت خیرهکننده و استرسی که تا آخرین ثانیه بر ورزشگاه سایه انداخت. شلیک سهمگین مایولو به تیر دروازه نویر در دقیقه هشتاد و هفت، نفس ها را در سینه ها حبس کرد؛ یک سانتی متر تا خلق یک معجزه دیگر فاصله بود، اما این بار فوتبال به پاریس لبخند زد. حالا همه چیز به بازی برگشت در آلینتس آرنا موکول شده است. سوال بزرگ این است؛ آیا بایرن میتواند در خانهاش این شکست نفسگیر را جبران کند؟ یا پاریس با همین روحیه تهاجمی راهی فینال خواهد شد؟ پاسخ را سه شنبه آینده خواهیم گرفت!
جسارت تاکتیکی لوئیس انریکه؛ ریسکی که تاریخ را عوض کرد
لوئیس انریکه در مهمترین بازی فصل، یک ریسک تاکتیکی بزرگ انجام داد؛ ریسکی که اگر نتیجه نمیداد، احتمالاً اخراج او را به دنبال داشت. او زئیر امری و ژوائو نوس را در پستهایی غیرمنتظره به کار گرفت تا نقشه تاکتیکی ونسان کمپانی، سرمربی بایرن را از همان ابتدا برهم بزند. اما مهمترین تصمیم او، سپردن ماموریت مهار مایکل اولیسه به مارکینیوش بود؛ تصمیمی که نیمی از تهدیدات بایرن را خنثی کرد. در سوی دیگر، بایرن با همان سیستم همیشگی وارد زمین شد، اما هرگز نتوانست خود را با ریتم طوفانی پاریس وفق دهد. فشار بیوقفه تیم میزبان بر خط هافبک بایرن، باعث شد کیمیش و گورتسکا نتوانند توپهای سالمی به هری کین برسانند. ضعف بایرن در دقایق ابتدایی نیمه دوم (گلهای چهارم و پنجم در دقایق ۴۸ و ۵۵) نشان داد که کمپانی نتوانسته در تعویضها و اصلاح تاکتیکی، پاسخ مناسبی به طوفان پاریس بدهد. نقطه قوت پاریس، انعطافپذیری فوقالعاده آن بود. در لحظاتی که دمبله به مرکز میآمد، کواراتسخلیا به جناح چپ میرفت و ژوائو نوس از عمق نفوذ میکرد، مدافعان بایرن کاملاً سردرگم میشدند. این سیالیت در حملات، چیزی بود که بایرن هرگز نتوانست مهار کند. لوئیس انریکه ثابت کرد که در روزهای بزرگ، جسارتتاکتیکی میتواند تفاوت بین بردن یک بازی و نوشتن تاریخ باشد.
ستارههای شب؛ کواراتسخلیا، دمبله و یک رقابت نفسگیر
اگر قرار باشد مرد میدان این مسابقه را انتخاب کنیم، رقابت سختی میان عثمان دمبله و کویچا کواراتسخلیا خواهد بود. دمبله که همین چند وقت پیش برنده توپ طلا شد، با دو گل (یکی از روی نقطه پنالتی) و یک پاس گل (روی ضربه سری ژوائو نوس)، عملکردی فاجعهبار برای دفاع چپ بایرن رقم زد. استارت انفجاری او در دقیقه ۱۲ که با تکل پاولوویچ نجات یافت، هشداری بود که بایرن آن را جدی نگرفت تا بعداً پشیمان شود. اما کواراتسخلیا، ستاره گرجستانی پاریس، با دو گل تماشایی و دریبلهای ویرانگرش، نشان داد که ارزش جذبش توسط پاریس کاملاً واقعی بوده است. گل اول او در دقیقه ۲۴، آن حرکت کلاسیک با برش به داخل و شوت کاتدار، شاهکاری بود که انگار روی تخته سیاه طراحی شده بود. گل دومش در دقیقه ۴۸ نیز حاصل یک همکاری مدرسهای و فداکاری دمبله بود؛ دویی که در آن شب، زوجی غیرقابل مهار را تشکیل میدادند. ژوائو نوس، پرنس کوچک پاریسیها، با تنها ۱۹ سال سن، یکی از مهمترین گلهای حرفهای خود را زد؛ یک ضربه سر تماشایی روی ارسال کرنر دمبله که بازگشت پاریس را کامل کرد. او در تمام طول شب، مغز متفکر حملات پاریس در کنار ویتینیا بود. در مقابل بایرن، هری کین (یک گل پنالتی) و اولیسه (یک گل و یک تکل استثنایی در ابتدای بازی) قابل تحسین بودند، اما برای بردن در چنین شبی، یک ستاره کافی نبود؛ بایرن سه ستاره میخواست، اما پاریس پنج تا داشت.
VAR و نقطه عطف بازی؛ پنالتی جنجالی نیمه اول
در میان تمام گلها و صحنههای زیبا، شاید حساسترین لحظه بازی در وقتهای تلفشده نیمه اول رقم خورد. ضربه دمبله از داخل محوطه جریمه به دست آلفونسو دیویس برخورد کرد و داور پس از بررسی صحنه توسط ویایآر، دستور به اعلام ضربه پنالتی داد. این تصمیم دو جنبه جنجالی داشت؛ نخست اینکه آیا برخورد توپ به دست دیویس عمدی بود؟ و دوم اینکه آیا دست دیویس در حالت طبیعی قرار داشت یا غیرطبیعی؟ تصاویر نشان میداد که دیویس در حال پایین آوردن دست خود بود و توپ از فاصله بسیار نزدیک به دست او برخورد کرده است. بسیاری از کارشناسان معتقد بودند که در قوانین جدید، چنین صحنههایی پنالتی محسوب نمیشوند، اما داور پس از چند دقیقه بازبینی، نظر خود را تغییر داد و به سود پاریس سوت زد. تبدیل این پنالتی توسط دمبله به گل، عملاً روحیه بایرن را در آستانه ورود به رختکن شکست. اهمیت این گل در آن بود که پاریس با برتری ۳ بر ۲ به رختکن رفت نه با تساوی ۲ بر ۲. این یک گل تفاوت، در نیمه دوم به پاریس اجازه داد با آرامش بیشتری بازی کند و حملات مرگبار خود را طراحی کند. اگر آن پنالتی گرفته نمیشد، شاید نیمه دوم داستان متفاوتی رقم میخورد. این بار اما ویایآر به سود پاریس سوت زد و بایرن قربانی یک تصمیم میلیمتری شد.
بازگشت بایرن؛ وقتی مرگ فقط یک سانت با معجزه فاصله داشت
اگر کسی بعد از گل پنجم پاریس در دقیقه ۵۵ تلویزیون را خاموش کرده بود، بزرگترین صحنههای جذاب این بازی را از دست داده بود. بایرن مونیخ تیمی است که هرگز تسلیم نمیشود. در دقیقه ۶۵، اوپامکانو روی ارسال کیمیش، با یک ضربه سر اختلاف را به دو گل کاهش داد. ناگهان پارک دو پرنس ساکت شد. خاطرات بازگشتهای تاریخی بایرن زنده شد. در دقیقه ۷۸، نوبت به لوئیز دیاز رسید. گل او ابتدا آفساید گرفته شد، اما ویایآر بار دیگر وارد عمل شد و این بار به نفع بایرن؛ گل تأیید شد و نتیجه ۵ بر ۴ شد. از آن لحظه تا پایان بازی، یک تیم در زمین وجود داشت؛ بایرن مونیخ. فشار بیامان، حملات پیاپی، شوتهای از راه دور و سانترهای خطرناک، پاریس را به دیوار کشید. اوج این فشار در دقیقه ۸۷ بود؛ شلیک سهمگین مایولو از پشت محوطه جریمه که با برخورد به تیر افقی و عمودی دروازه نویر، راهی اوت شد. کمتر از یک سانتی متر تا بازگشت تاریخی فاصله داشتند. اگر آن توپ فقط چند میلیمتر پایینتر میرفت، بازی ۵ بر ۵ میشد و همه چیز تغییر میکرد. در دقایق باقیمانده، پاریس دیگر توان ضدحمله نداشت و فقط دفاع میکرد. بایرن نشان داد که چرا قهرمان اروپا بودن در DNA آنهاست. بازی برگشت در مونیخ، با این روحیه، میتواند یک تراژدی دیگر برای پاریس باشد.
رکوردشکنی آماری و آنچه آمارها از این بازی میگویند
این بازی نه فقط از نظر احساسی، که از نظر آماری نیز در تاریخ لیگ قهرمانان ثبت خواهد شد. ۹ گل در یک بازی نیمهنهایی، رکوردی است که از زمان تغییر فرمت مسابقات در سال ۱۹۹۲، هرگز دیده نشده بود. میانگین یک گل در کمتر از هر ۸ دقیقه (بدون احتساب وقتهای تلفشده)، نشان از سرعت باورنکردنی و ریسکپذیری فوقالعاده هر دو تیم دارد. در این بازی، تنها ۱۳ شوت داخل چارچوب ثبت شد که ۹ تای آن تبدیل به گل شد؛ یعنی تقریباً هر ۱.۴ شوت داخل چارچوب، یک گل! در بخش مالکیت توپ، هر دو تیم تقریباً برابر بودند (۵۲ به ۴۸ به سود پاریس). اما تفاوت در شاخص «انتظار گل» (یا همان اکسجی) بود؛ پاریس با شاخص ۳.۷ در مقابل ۲.۱ بایرن، دقیقاً آن چیزی را نشان میداد که در زمین دیدیم؛ تیم فرانسوی موقعیتهای با کیفیتتری خلق کرد. نرخ تبدیل شوت به گل پاریس ۳۸ درصد بود، در حالی که بایرن با ۲۸ درصد، باز هم در حد خوبی عمل کرد اما کافی نبود. از نظر فردی، دمبله با ۲ گل و ۱ پاس گل، بهترین رتبه را در شاخص تأثیرگذاری مستقیم بر گل داشت. کواراتسخلیا با ۲ گل و ۲ دریبل موفق در محوطه جریمه، دومین بازیکن مؤثر بازی بود. در سمت بایرن، هری کین با ۱ گل و ۳ پاس کلیدی، بهترین آمار را داشت اما تنهاییاش در خط حمله به چشم میآمد. بیشترین پاس صحیح نیز متعلق به مارکینیوش با ۸۷ پاس بود که نشان از حضور مؤثر او در هر دو فاز بازی دارد. آمارها نشان میدهند که ما شب گذشته شاهد یکی از پُرگلترین، سریعترین و احساسیترین مسابقات تاریخ فوتبال اروپا بودیم.