آسیانیوز ایران؛ سرویس سیاسی:
سعید لیلاز، اقتصاددان و فعال سیاسی اصلاحطلب، در اظهاراتی جنجالی که در روزهای اخیر بازتاب گستردهای داشته، از باور خود به وجود سلاح اتمی در ایران سخن گفته است. او با طرح این پرسش که اگر ایران بمب اتم نداشت، چرا آمریکا و اسرائیل با وجود حمله گسترده به تأسیسات هستهای، از بهکارگیری سلاح اتمی خودداری کردند، به این نتیجه رسیده که «حدس من این است که ایران بمب اتم دارد.»
سعید لیلاز که پیشتر به عنوان مشاور محمد خاتمی فعالیت داشته و از چهرههای شناختهشده جریان اصلاحطلب است، در مصاحبههای مختلف خود بارها به موضوع هستهای ایران پرداخته است. او که یکی از معدود تحلیلگران اصلاحطلب است که به صراحت از «تست اولین بمب اتمی» در صورت نیاز دفاع کرده، اکنون فراتر رفته و مدعی شده که ایران نه فقط توانایی، که خود بمب را در اختیار دارد. لیلاز در این مصاحبه با اشاره به حملات گسترده آمریکا و اسرائیل در ژوئن ۲۰۲۵، که به تأسیسات هستهای ایران از جمله نطنز و فردو آسیب جدی وارد کرد، گفته است که اگر ایران بمب نداشت، طرفهای مقابل از سلاح اتمی علیه آن استفاده میکردند. به گفته او، خودداری آمریکا و اسرائیل از حمله اتمی، خود گویای این است که آنها از توانایی پاسخ ایران آگاه بودهاند.
این اظهارات در حالی مطرح میشود که ایران همواره بر ماهیت صلحآمیز برنامه هستهای خود تأکید کرده و رهبری نیز طی سالها با صدور فتوا، تولید و استفاده از سلاحهای هستهای را حرام اعلام کرده است. با این حال، لیلاز که در گذشته نیز به صراحت گفته بود «از همان سال ۱۹۷۵ برنامه هستهای ایران هدفی جز بمب اتم نداشته»، حالا این ادعا را به شکل صریحتری مطرح کرده است.
چرا لیلاز این حرف را زد؟ انگیزههای پشت یک اظهارنظر جنجالی
سعید لیلاز، یکی از چهرههای شناختهشده جریان اصلاحطلب، معمولاً به عنوان یک تحلیلگر اقتصادی و سیاسی شناخته میشود. اما او در سال های اخیر، بیش از هر چیز، به خاطر اظهارات صریح و گاه جنجالی خود درباره برنامه هستهای ایران و توانمندیهای دفاعی کشور مشهور شده است. پرسش اصلی این است که چرا لیلاز چنین حرفی را زده؟ آیا او به دنبال ایجاد یک جنجال رسانهای است یا اینکه واقعاً به باور خود رسیده است؟ برخی تحلیلگران معتقدند که لیلاز، با این اظهارات، به دنبال «تست کردن فضای سیاسی» و سنجش واکنش جامعه به بحث بمب اتم است. او احتمالاً میخواهد ببیند که آیا جامعه ایران برای پذیرش چنین گزارهای آماده است یا خیر. از سوی دیگر، برخی دیگر معتقدند که این اظهارات، یک «پیام پنهان» به طرفهای خارجی است؛ پیامی که میگوید ایران از موضع قدرت وارد مذاکرات شده و در صورت فشار، ابزارهای لازم برای پاسخگویی را در اختیار دارد. با این حال، نباید از انگیزههای شخصی لیلاز نیز غافل شد. او در سالهای اخیر، به یکی از چهرههای «رادیکال» در میان اصلاحطلبان تبدیل شده و با این اظهارات، میخواهد جایگاه خود را به عنوان یک تحلیلگر «واقعبین» تثبیت کند. او به خوبی میداند که هرچه حرفش جنجالیتر باشد، بازتاب گستردهتری خواهد داشت.
آیا ایران واقعاً بمب اتم دارد؟ بررسی ادعاها و شواهد
ادعای لیلاز درباره وجود بمب اتم در ایران، در تضاد کامل با سیاست رسمی جمهوری اسلامی است. ایران بارها اعلام کرده که برنامه هستهایاش کاملاً صلحآمیز است و هرگونه انحرافی در این مسیر، با فتوا و موضع رهبری در تناقض است. اما آیا ممکن است که ایران، به صورت مخفیانه، به سمت ساخت بمب حرکت کرده باشد؟ بسیاری از کارشناسان هستهای معتقدند که ایران به «آستانه هستهای» نزدیک شده است؛ یعنی دانش فنی و مواد اولیه لازم برای ساخت بمب را در اختیار دارد، اما هنوز تصمیم به ساخت آن نگرفته است. برخی دیگر اما اعتقاد دارند که ایران واقعاً بمب دارد و این موضوع، یکی از بهترین رازهای نگهداشتهشده در جهان است. با این حال، هیچ مدرک قطعی برای تأیید یا رد این ادعا وجود ندارد. نکته جالب این است که لیلاز، در این مصاحبه، به هیچ مدرک یا سندی اشاره نکرده و صرفاً از «حدس» خود سخن گفته است. این یعنی او نه به یک گزارش اطلاعاتی، نه به یک تحلیل فنی، و نه به یک منبع محرمانه استناد کرده است. پس ادعای او، بیش از هر چیز، یک «تخیل سیاسی» است تا یک «واقعیت میدانی». با این حال، همین تخیل، کافی بود تا فضای سیاسی کشور را به لرزه درآورد.
بازدارندگی هستهای؛ آیا ایران از بمب برای صلح استفاده میکند؟
یکی از بحثبرانگیزترین بخشهای اظهارات لیلاز، اشاره به «بازدارندگی هستهای» است. او معتقد است که همین بازدارندگی، مانع از حمله اتمی آمریکا و اسرائیل به ایران شده است. اما آیا واقعاً بازدارندگی هستهای، یک استراتژی موفق است؟ تاریخ نشان داده که کشورهایی که بمب اتم دارند، معمولاً از حمله مستقیم نظامی در امان بودهاند. کره شمالی، هند و پاکستان، نمونههای بارز این موضوع هستند. با این حال، بازدارندگی هستهای، هزینههای سنگینی نیز به همراه دارد. کشورهای دارنده بمب اتم، معمولاً در انزوا قرار میگیرند و با تحریمهای سنگین اقتصادی و سیاسی مواجه میشوند. ایران نیز اگر واقعاً بمب داشته باشد، مطمئناً با واکنش شدیدتری از سوی جامعه جهانی روبرو خواهد شد و این موضوع، میتواند به معنای پایان هرگونه امیدی به توافق با غرب باشد. لیلاز، با این اظهارات، عملاً به این نتیجه رسیده که هزینههای بازدارندگی، بسیار کمتر از هزینههای نبود آن است. به اعتقاد او، اگر ایران بمب نداشت، تاکنون به یک فاجعه انسانی بزرگتر دچار شده بود. این یک استدلال «فایدهگرایانه» است که در میان برخی از تحلیلگران، طرفداران زیادی دارد.
جنگ روانی جدید؛ آیا آمریکا و اسرائیل در حال طراحی یک حمله گسترده هستند؟
لیلاز در بخش دیگری از سخنان خود، از آغاز یک «جنگ روانی جدید» علیه ایران خبر داده است. به گفته او، آمریکا و اسرائیل در حال طراحی یک حمله سایبری و رسانهای گسترده علیه تهران هستند که هدف آن، تضعیف روحیه ملی و کاهش توان بازدارندگی ایران است. این اظهارات، اگرچه در نگاه اول تهدیدآمیز به نظر میرسد، اما میتواند یک «هشدار به موقع» نیز باشد. در سالهای اخیر، حملات سایبری به زیرساختهای ایران، به طور قابل توجهی افزایش یافته است. از حملات به شبکه برق گرفته تا حملات به سیستمهای بانکی و هستهای، همه نشان میدهد که ایران در یک «جنگ تمامعرضه سایبری» قرار دارد. بنابراین، هشدار لیلاز، اگرچه ممکن است اغراقآمیز باشد، اما از واقعیت دور نیست. با این حال، آنچه لیلاز «جنگ روانی جدید» مینامد، شاید بیش از هر چیز، یک «جنگ روایتها» باشد. آمریکا و اسرائیل میخواهند با ایجاد ناامیدی و تردید در میان ایرانیان، توان مقاومت ملی را کاهش دهند. در چنین شرایطی، وظیفه تحلیلگران و رسانهها، بیش از هر زمان دیگری، آگاهیبخشی و هشدار به موقع است.
واکنشها و پیامدهای احتمالی این اظهارات
اظهارات لیلاز، واکنشهای گستردهای را در میان چهرههای سیاسی و رسانهای به دنبال داشته است. برخی از اصلاحطلبان، از این اظهارات فاصله گرفتهاند و آن را «غیرمسئولانه» و «مخاطرهآمیز» خواندهاند. برخی دیگر اما، از لیلاز حمایت کردهاند و گفتهاند که او فقط «واقعیتها را بیان کرده است». در سوی مقابل، جریانهای اصولگرا، از این اظهارات به عنوان یک «ابزار» برای حمله به اصلاحطلبان استفاده کردهاند.
آن ها گفتهاند که لیلاز، با این حرفها، به دنبال «افشای رازهای امنیتی کشور» است و باید با او برخورد شود. این موضوع، میتواند به یک بحران سیاسی جدید در کشور منجر شود. با این حال، باید منتظر ماند و دید که آیا این اظهارات، پیامدهای حقوقی نیز برای لیلاز به همراه خواهد داشت یا خیر. او ممکن است با احضار به دستگاه قضایی یا حتی ممنوعالخروجی مواجه شود. اما اگر چنین اتفاقی بیفتد، این اظهارات، از یک «حدس ساده» به یک «پرونده قضایی» تبدیل خواهد شد.