آسیانیوز ایران؛ سرویس فرهنگی هنری:

دکتر پوریا زرشناس - دبیر ارشد تحریریه آسیانیوز ایران
فیلم «خاکستر سبز» ساخته ابراهیم حاتمیکیا، یکی از آثار متفاوت و جسورانه این کارگردان است که در فضایی کاملاً خارج از مرزهای ایران (کرواسی و بوسنی هرزگوین) و در خلال جنگ بالکان ساخته شده است. حاتمیکیا که با فیلمهایی چون «آژانس شیشهای» (۱۳۷۶) و «از کرخه تا راین» (۱۳۷۱) به عنوان یکی از مهمترین فیلمسازان سینمای دفاع مقدس شناخته میشود، در «خاکستر سبز» به سراغ «موضوعی جهانی» (جنگ بوسنی و مظلومیت مسلمانان) رفته است. فیلم با «ایدههای خوب» (جستجوی یک دختر گمشده در دل جنگ) و «پتانسیل بالا» (ترکیب درام عاشقانه و فضای جنگی) آغاز میشود، اما در «اجرا» و «فیلمنامه» به شدت دچار «آشفتگی» و «سطحینگری» میشود.
خلاصه داستان
«هادی» (آتیلا پسیانی)، فیلمسازی ایرانی، برای تحقیق و جستوجوی «فاطیما» (نامزد دوست مجروحش «عزیز») به بوسنیِ جنگزده میرود. او با «حنیفه» (زلاتا پلشکوا)، دانشجوی بوسنیایی که به فارسی آشناست، همراه میشود و در جستجوی فاطیما، با «اصغر» (همرزم عزیز) نیز روبرو میشود. فیلم در «دو زمان» (گذشته: ماجراهای عزیز و فاطیما؛ و حال: جستجوی هادی) روایت میشود و در نهایت، با «شکست» هادی در یافتن فاطیما و پیوستن او به یک گروه چریکی به پایان میرسد. «آتیلا پسیانی» در نقش دوگانه «هادی» و «عزیز» یکی از نقاط قوت فیلم است.
پسیانی (که با فیلمهایی چون «کشتی آنجلیکا» (۱۳۶۷) و «طلسم» (۱۳۶۸) شناخته میشد) در این فیلم «نقش اول» خود را تجربه کرده است. او با «چهره آرام» و «حرکات حسابشده» خود، «سرگشتگی» و «تنهایی» یک هنرمند ایرانی در فضای غریب جنگ را به خوبی به تصویر کشیده است. با این حال، «نوع گریم» پسیانی در هر دو نقش (هادی و عزیز) چنان شبیه است که مخاطب تا اواسط فیلم «سردرگم» میشود که کدام شخصیت را میبیند. «زلاتا پلشکوا» (حنیفه) و «باربارا بوبولوا» (فاطیما) نیز در نقشهای مکمل در سطح قابل قبولی ظاهر شدهاند. در مجموع، «خاکستر سبز» یک «فیلم ناقص» و «ناامیدکننده» است که با وجود «ایدههای خوب»، «فیلمبرداری قابل قبول» و «موسیقی متن پاول هرتل» (که دیپلم افتخار جشنواره فجر را دریافت کرد)، در «فیلمنامه»، «شخصیتپردازی» و «کارگردانی» به شدت «ضعیف» است. تماشای آن را به طرفداران سینمای مؤلف و آثار حاتمیکیا توصیه میکنیم.
فیلمنامه و ساختار روایی؛ آشفتگی و نبود تمرکز
فیلمنامه «خاکستر سبز» (نوشته ابراهیم حاتمیکیا) از یک «ایده مرکزی» جذاب (جستجوی یک دختر گمشده در دل جنگ) بهره میبرد . با این حال، فیلمنامه در «بسط» و «پرداخت» این ایده، دچار «آشفتگی» و «نبود تمرکز» شده است. «دو گره فرعی» (رابطه عزیز و فاطیما، و همراهی هادی و حنیفه) به دلایلی «جدا از هم» به ثمر نمیرسند و در «حد ایدههای خوب و حرام شده» باقی میمانند . برای مثال، «رابطه عزیز و فاطیما» به درستی شکافته نمیشود و برخورد آن دو در حد «نگاهها و حرفهای بیربط» باقی میماند . همچنین «همراهی هادی و حنیفه» نیز پس از پایان مأموریت مترجمی، «حضوری اضافه و تحمیلی» پیدا میکند و سپس به کلی محو میشود . «اپیزود سوم» (پیوستن هادی به گروه چریکی) که «بدترین بخش فیلم» است، کاملاً «بیربط» با دو اپیزود پیشین است و فیلمهای پارتیزانی قدیمی را تداعی میکند .
شخصیتپردازی و بازیها؛ پسیانی قابل قبول، دیگران مبهم
«آتیلا پسیانی» در نقش دوگانه «هادی» و «عزیز» یکی از نقاط قوت فیلم است. پسیانی (که در این فیلم «نقش اول» خود را تجربه کرده است) با «چهره آرام» و «حرکات حسابشده» خود، «سرگشتگی» و «تنهایی» یک هنرمند ایرانی در فضای غریب جنگ را به خوبی به تصویر کشیده است . با این حال، «نوع گریم» پسیانی در هر دو نقش (هادی و عزیز) چنان شبیه است که مخاطب تا اواسط فیلم «سردرگم» میشود که کدام شخصیت را میبیند . «زلاتا پلشکوا» (حنیفه) و «باربارا بوبولوا» (فاطیما) نیز در نقشهای مکمل در سطح قابل قبولی ظاهر شدهاند . با این حال، شخصیتهای «فاطیما»، «اصغر» و «چریک بوسنیایی» (شیر بوسنی) به شدت «مبهم» و «ناقص» باقی میمانند و بیشتر شبیه «شبحگونه» ای از شخصیت هستند تا «شخصیتهای واقعی» . «اصغر» که به روایت عزیز «شاهد، ناظر و خاموش ماجراست»، تا پایان هم «خاموش» میماند و معلوم نمیشود که این «راز» دقیقاً چه بوده است .
کارگردانی و فیلمبرداری؛ تأکید سطحی بر احساسات
ابراهیم حاتمیکیا در «خاکستر سبز» کارگردانی «احساساتی» و «سطحی» ارائه داده است. او با «تأکید بر جنبه احساساتی» فیلم از راههایی «سادهانگارانه» (مثل نماهای درشت از چهرههای اشکآلود مسافران) به «جلب ترحم» بیننده پرداخته است . «شیوه ابتدایی ساخت صحنهها» (مثل تیراندازی صربها به اتوبوس و لالایی خواندن مادر برای کودکش) گاهی «آزاردهنده» است . یکی از «مضحکترین» صحنههای فیلم، جایی است که عزیز پس از انفجار بر زمین دراز میکشد و «در حال گریه کردن انگور میخورد» . با این حال، در جاهایی که فیلمساز از «تأکیدهای غیرضروری» پرهیز میکند (مثل صحنه پرسش حنیفه از هادی درباره فاطیما)، «توفیق» نسبی به دست میآید . «فیلمبرداری لاستو کراس» در سطح «قابل قبول» قرار دارد و فضای جنگزده بوسنی را به خوبی به تصویر کشیده است .
موسیقی و طراحی صحنه؛ پاول هرتل، نقطه اوج فیلم
«موسیقی متن پاول هرتل» (که دیپلم افتخار جشنواره فیلم فجر را دریافت کرد) یکی از نقاط قوت فیلم است . هرتل با «تمهای حزین و ملایم» به «فضای عاطفی» فیلم عمق بخشیده است. «طراحی صحنه و لباس» در سطح «معمولی» قرار دارد و فضای بوسنی جنگزده را بازآفرینی کرده است.
جایگاه فیلم در سینمای ایران و میراث آن
«خاکستر سبز» را در مقایسه با سایر فیلمهای جنگ سینمای ایران (مثل «آژانس شیشهای» (۱۳۷۶) و «از کرخه تا راین» (۱۳۷۱)) باید ارزیابی کرد. این فیلم از نظر «ایده» و «جسارت» در انتخاب سوژه (جنگ بوسنی) در سطح قابل قبولی قرار دارد، اما از نظر «فیلمنامه» و «شخصیتپردازی» در سطح پایینتری است. با این حال، «خاکستر سبز» به دلیل «نگاه انسانی» و «تلاش برای روایت مظلومیت مسلمانان بوسنی»، در تاریخ سینمای ایران ثبت شده است. میراث این فیلم، «هشدار» درباره «سطحینگری» و «شعارزدگی» در سینمای جنگ است.