آسیانیوز ایران؛ سرویس سیاسی:
رسانههای اسرائیلی از یک تحول تازه در برنامه هستهای ایران خبر دادهاند که میتواند معادلات جدیدی را در خاورمیانه رقم بزند. بر اساس ارزیابی سازمان اطلاعات اسرائیل (موساد)، جمهوری اسلامی پس از حملات گسترده آمریکا و اسرائیل به سه سایت اصلی هستهای خود، هزاران سانتریفیوژ را به تأسیسات زیرزمینی «کوه کلنگ» در اعماق زمین منتقل کرده است. این ادعا، در حالی مطرح میشود که ایران همچنان از اعطای مجوز بازرسی به آژانس بینالمللی انرژی اتمی از این سایت خودداری میکند. به نوشته سایت خبری آی۲۴، سازمان اطلاعات اسرائیل بر این باور است که این جابهجایی عظیم پس از جنگ ۱۲ روزه و در پاییز گذشته انجام شده است. تصاویر ماهوارهای ادعایی نشان میدهد که این مجموعه زیرزمینی بیش از ۱۰۰ یارد (حدود ۹۱ متر) زیر سنگ بستر احداث شده است که آن را عمیقتر و مستحکمتر از تأسیسات هستهای فردو میکند. این عمق، چالشهای جدیدی را برای هرگونه حمله نظامی احتمالی ایجاد میکند.
تأسیسات کوه کلنگ که در جنوب مجتمع غنیسازی نطنز و در محدودهای با حفاظت امنیتی گسترده قرار دارد، از سال ۲۰۱۷ در دست ساخت بوده است. ایران پیشتر اعلام کرده بود که این سایت صرفاً برای تولید و مونتاژ سانتریفیوژها در نظر گرفته شده و غنیسازی اورانیوم در آنجا صورت نمیگیرد. با این حال، خودداری تهران از همکاری با بازرسان آژانس، ابهامات و نگرانیهای زیادی را در مورد ماهیت واقعی این سایت ایجاد کرده است. این ادعا، در ادامه تنشهای فزاینده میان ایران و غرب مطرح میشود. پیش از این، ایران اعلام کرده بود که در پاسخ به قطعنامه شورای حکام آژانس بینالمللی انرژی اتمی، چندین سانتریفیوژ جدید در فردو راهاندازی کرده است. همچنین، ایران گاز هگزافلوراید اورانیوم را به چندین سانتریفیوژ IR-6 تزریق کرده و فرآیند غنیسازی را در این سایت آغاز نموده است. حالا ادعای انتقال سانتریفیوژها به کوه کلنگ، ابعاد جدیدی به این نگرانیها افزوده است.
عمق ۹۱ متری این سایت، آن را به یک هدف بسیار دشوار برای حملات هوایی و حتی بمبهای سنگرشکن تبدیل کرده است. تحلیلگران نظامی معتقدند که نفوذ به چنین تأسیساتی مستلزم بمبهای بسیار قدرتمند یا عملیات پیچیدهی خرابکارانه است که هریک هزینهها و ریسکهای خاص خود را دارند. این موضوع، به طور قطع در محاسبات نظامی و امنیتی اسرائیل و آمریکا تأثیرگذار خواهد بود. در همین حال، آژانس بینالمللی انرژی اتمی که وظیفه نظارت بر فعالیتهای هستهای ایران را بر عهده دارد، تاکنون نتوانسته به این سایت دسترسی پیدا کند. این عدم همکاری، سؤالات جدی را درباره پایبندی ایران به تعهدات خود تحت پادمانهای هستهای مطرح کرده است. ایران اما بر صلحآمیز بودن برنامه هستهای خود تأکید دارد و هرگونه ادعای انحراف از این مسیر را رد میکند.
با نزدیک شدن به دور جدید مذاکرات هستهای، این ادعا میتواند به عنوان یک اهرم فشار از سوی اسرائیل و متحدانش علیه ایران مورد استفاده قرار گیرد. اسرائیل همواره تأکید کرده است که اجازه نمیدهد ایران به توانایی تولید سلاح هستهای دست یابد و هرگونه نشانهای از این موضوع، با پاسخ قاطع مواجه خواهد شد. این ادعای جدید، میتواند محور بحثهای امنیتی در هفتههای آینده باشد. در نهایت، باید منتظر ماند و دید که آیا این ادعا با واکنش رسمی ایران و یا تأیید آژانس مواجه خواهد شد یا خیر. آنچه مسلم است، پرونده هستهای ایران همچنان یکی از حساسترین و پیچیدهترین مسائل امنیت بینالملل باقی خواهد ماند.
تحلیل ابعاد فنی و نظامی تأسیسات کوه کلنگ
عمق ۹۱ متری و مقاومسازی بالای تأسیسات کوه کلنگ، آن را به یکی از مستحکمترین سایتهای هستهای ایران تبدیل کرده است. این عمق، فراتر از توانایی بمبهای سنگرشکن رایج مانند GBU-28 است که نهایتاً تا ۶۰ متر نفوذ میکنند. بنابراین، هرگونه حمله هوایی مؤثر به این سایت، مستلزم استفاده از بمبهای بسیار سنگینتر یا استفاده از فناوریهای نوین مانند کاوشگرهای هستهای است که هزینه و ریسک بالایی دارند. همچنین، طراحی چندطبقه و ورودیهای مستحکم این مجموعه، کار را برای عملیاتهای خرابکارانه نیز بسیار دشوار کرده است.
پیامدهای سیاسی و حقوقی عدم همکاری با آژانس
خودداری ایران از اعطای مجوز بازرسی به آژانس بینالمللی انرژی اتمی از سایت کوه کلنگ، یک چالش جدی در روابط بینالمللی محسوب میشود. این اقدام، میتواند به تشدید فشارها بر ایران و حتی صدور قطعنامههای جدید علیه این کشور در شورای حکام آژانس منجر شود. همچنین، این موضوع میتواند به عنوان شاهدی بر انحراف برنامه هستهای ایران و نقض تعهدات پادمانی مورد استفاده قرار گیرد و به اقدامات تنبیهی جدید، از جمله تشدید تحریمها، دامن بزند.
تأثیر این ادعا بر مذاکرات هستهای و روابط منطقهای
با نزدیک شدن به دور جدید مذاکرات هستهای، ادعای انتقال سانتریفیوژها به کوه کلنگ، یک برگ برنده برای طرف غربی محسوب میشود. این ادعا، میتواند به عنوان یک اهرم فشار علیه ایران برای شفافسازی بیشتر و پذیرش بازرسیهای سختگیرانهتر استفاده شود. از سوی دیگر، این موضوع میتواند نگرانیهای کشورهای عربی منطقه را نیز تشدید کرده و همکاریهای امنیتی آنها با اسرائیل را افزایش دهد. به نظر میرسد که این ادعا، معادلات سیاسی و امنیتی در منطقه را به شدت تحت تأثیر قرار خواهد داد.
بررسی استراتژی جابهجایی تأسیسات هستهای توسط ایران
جابهجایی تأسیسات و تجهیزات حساس هستهای به مکانهای امنتر، بخشی از استراتژی «بازدارندگی» و «بقا»ی ایران است. با توجه به حملات مکرر به تأسیسات هستهای در سالهای اخیر، ایران به دنبال پراکندهسازی و انتقال فعالیتهای هستهای خود به نقاطی است که کمتر در معرض تهدید قرار دارند. کوه کلنگ، با عمق و استحکام بالا، یکی از این مکانهای امن است که میتواند تا حدی از برنامه هستهای ایران در برابر حملات نظامی محافظت کند. این استراتژی، هرچند هزینهبر است، اما میتواند به افزایش توان بازدارندگی ایران کمک کند.
چشم انداز آینده و سناریوهای محتمل
با توجه به این تحولات، میتوان سه سناریوی اصلی را برای آینده متصور شد: سناریوی نخست، تشدید تنشها و اقدام نظامی احتمالی اسرائیل یا آمریکا علیه تأسیسات کوه کلنگ است که با توجه به عمق و استحکام این سایت، هزینههای بالایی دارد. سناریوی دوم، ازسرگیری مذاکرات با فشار بر ایران برای شفافسازی و اعطای مجوز بازرسی است که میتواند به یک توافق موقت منجر شود. سناریوی سوم، ادامه وضعیت موجود با تنشهای محدود و افزایش فشارهای سیاسی و اقتصادی است. به نظر میرسد با توجه به فضای سیاسی فعلی، سناریوی دوم و سوم، محتملترین گزینهها باشند.