دوشنبه / ۵ اَمرداد ۱۴۰۵ / ۰۹:۳۳
کد خبر: 40087
گزارشگر: 306
۳۴
۰
۰
۳
یادداشت تحلیلی ـ پژوهشی / از کیمیا تا شیمی؛ از سحر تا علم / به قلم _ سید محمد جواد عرفان فر

علوم غریبه چگونه از دل دانش پیشامدرن بیرون آمدند و چرا در عصر علم مدرن به حاشیه رفتند؟

علوم غریبه چگونه از دل دانش پیشامدرن بیرون آمدند و چرا در عصر علم مدرن به حاشیه رفتند؟
علوم غریبه فقط نامی برای طلسم و جادو نیست؛ این مجموعه‌ از دانش‌ها و سنت‌های فکری، قرن‌ها در کنار فلسفه، پزشکی، نجوم و الهیات زیست و بخشی از تلاش انسان برای فهم نیروهای پنهان جهان بود. اما از قرن هفدهم، با تثبیت روش تجربی، آزمون‌پذیری و تکرارپذیری، مرز میان «دانش قابل سنجش» و «باورهای رازآمیز» روشن‌تر شد؛ مرزی که کیمیا را به شیمی نزدیک کرد، اما سیمیا، لیمیا، هیمیا و ریمیا را در قلمرو تاریخ اندیشه، عرفان و فرهنگ عامه نگه داشت.
  آسیانیوز ایران / یزد؛ 
 
درک «علوم غریبه» بدون رجوع به تاریخ علم ممکن نیست. این حوزه‌ها در سنت‌های کهن، صورت‌هایی از کنجکاوی انسان درباره جهان بودند؛ جهانی که در آن، عدد، حرف، ستاره، نفس، ماده و روح هنوز به‌طور کامل از هم جدا نشده بودند. از همین رو، علوم غریبه را نمی‌توان صرفا مجموعه‌ای از خرافه‌ها دانست، همان‌طور که نمی‌توان آن‌ها را هم‌سطح علم تجربی امروز قرار داد. آنچه امروز از این میراث باقی مانده، هم سندی از تاریخ جست‌وجوی انسان برای معناست و هم شاهدی بر چگونگی زایش علم مدرن از دل تجربه‌های آزموده و آزمون‌ناپذیر.

 

در این میان، کیمیا مهم‌ترین و اثرگذارترین شاخه این سنت‌ها بود. کیمیاگران، در پی تبدیل فلزات کم‌ارزش به طلا، عملا به آزمایش مواد، تقطیر، تصعید، تبلور و استخراج روی آوردند و همین فرایندها بعدها در شیمی نوین به کار آمد. اما باید دقت کرد که این انتقال، انتقال «روش» بود نه «باور». یعنی شیمی از دل ابزارها و تجربه‌های عملی کیمیا زاده شد، نه از پذیرفتن ادعای اصلی آن درباره دگرگونی جادویی ماده. همین تمایز، کلید فهم جدایی علم مدرن از علوم غریبه است.

 

از سوی دیگر، سیمیا، لیمیا، هیمیا و ریمیا نیز هرکدام نماینده نوعی فهم پیشامدرن از رابطه انسان با جهان‌اند؛ فهمی که در آن، نشانه‌ها صرفا قراردادهای زبانی نبودند، بلکه حامل قدرت تلقی می‌شدند. این نگاه در دوره‌هایی از تاریخ اسلامی، ایرانی، هندی و یونانی در هم تنیده شد و در قالب کتاب‌ها، آیین‌ها، طلسم‌ها و رساله‌های رمزآلود ادامه یافت. بنابراین، مطالعه این حوزه‌ها فقط برای شناخت «باورهای عجیب» نیست؛ بلکه برای فهم تاریخ شکل‌گیری عقلانیت علمی، و نیز برای شناخت ذهنیت انسان در دوره‌های پیشامدرن اهمیت دارد.

 

  خاستگاه تاریخی علوم غریبه و ریشه‌های پیش از اسلام
نخستین نکته آن است که علوم غریبه، محصول یک فرهنگ یا یک دین خاص نیستند. ریشه‌های این سنت‌ها را باید در مصر باستان، بین‌النهرین، ایران باستان، یونان و هند جست‌وجو کرد. در این تمدن‌ها، انسان می‌کوشید میان نظم کیهانی و زندگی زمینی پیوندی معنادار پیدا کند. طالع‌بینی بابلی، متون آیینی مصری، سنت‌های هرمسی و تفسیرهای عددی و نمادین از جهان، همگی در شکل‌گیری این منظومه فکری سهم داشتند.
در یونان و به‌ویژه در اسکندریه، این عناصر درهم آمیختند و صورت‌های تازه‌ای به خود گرفتند. اسکندریه از مهم‌ترین کانون‌های تبادل دانشی جهان باستان بود؛ جایی که فلسفه، ریاضیات، پزشکی، نجوم و سنت‌های رازآمیز در گفت‌وگو با یکدیگر قرار گرفتند. از همین بستر، نگاه هرمسی پدید آمد؛ نگاهی که جهان را شبکه‌ای از پیوندهای پنهان می‌دید.
در سده‌های نخست اسلامی، با موج ترجمه از یونانی، پهلوی و هندی به عربی، این میراث وارد دستگاه فکری جهان اسلام شد. کیمیا، نجوم احکامی، علم حروف، جفر، طلسمات و عددشناسی، همگی در این فضا بازتفسیر شدند. بنابراین، علوم غریبه را باید بخشی از تاریخ انتقال دانش دانست؛ تاریخی که در آن، مرز میان فلسفه طبیعی، الهیات، پزشکی و رازورزی هنوز سخت و قطعی نشده بود.
 
منطق درونی علوم غریبه و چرا این حوزه‌ها جدی گرفته می‌شدند
بخش مهمی از جذابیت علوم غریبه این است که در زمان خود، لزوما «بی‌معنا» تلقی نمی‌شدند. برای انسان پیشامدرن، جهان پر از نشانه بود؛ ستاره‌ها، اعداد، حروف، اشکال هندسی، بوها، رنگ‌ها و حتی حالات روانی انسان، همگی می‌توانستند نشانه‌ای از حقیقتی عمیق‌تر باشند. در چنین دستگاهی، اگر میان نظم آسمان و رخدادهای زمینی پیوندی تصور می‌شد، این امر عجیب به نظر نمی‌رسید.
کیمیا، در این میان، فقط علم تبدیل فلزات نبود، بلکه نوعی جهان‌بینی هم بود. کیمیاگر باور داشت که ماده، روح و کمال در نسبت با هم قرار دارند. فلز، همان‌طور که از درون زمین می‌روید و به سوی کمال می‌رود، می‌تواند در مسیر پالایش قرار گیرد. در سطح انسانی نیز همین منطق برقرار است: روح انسان با تزکیه می‌تواند از نقص به کمال برسد. به همین سبب، کیمیا را باید هم دانش دانست و هم تمثیل.
در شاخه‌هایی مانند سیمیا و لیمیا نیز منطق مشابهی دیده می‌شود. در آن‌جا، حرف و عدد صرفا ابزار نام‌گذاری نیستند، بلکه نیرویی اثرگذار به‌شمار می‌آیند. چنین تصوری برای ذهن امروز شاید رازآمیز یا غیرعلمی باشد، اما در بستر تاریخی خود، تلاشی برای فهم وحدت پنهان هستی بود. در واقع، علوم غریبه را باید صورت‌هایی از جست‌وجوی نظم در جهانی دانست که هنوز به‌طور کامل به زبان آزمایش و اندازه‌گیری ترجمه نشده بود.
 
 نقش دانشمندان مسلمان و نسبت میان تردید، تجربه و میراث رازآمیز
یکی از خطاهای رایج این است که تصور شود علوم غریبه فقط در دست افراد منزوی، جادوگران یا ساحران بوده است. در حالی‌که در تاریخ اندیشه اسلامی، شماری از نام‌های بزرگ با این حوزه‌ها درگیر بودند؛ هرچند نه همیشه با پذیرش کامل. جابر بن حیان، زکریای رازی، سهروردی، ابن عربی و دیگران، به درجات مختلف با سنت‌های کیمیایی و رمزآمیز سروکار داشتند.
اما اهمیت این چهره‌ها فقط در «حضور»شان در این حوزه‌ها نیست، بلکه در نوع مواجهه‌شان با آن‌هاست. جابر بن حیان را می‌توان از پایه‌گذاران سنت آزمایشگاهی دانست؛ کسی که بسیاری از عملیات شیمیایی بعدی، از جمله تقطیر و تبلور، در امتداد کار او و سنت منسوب به او رشد کرد. در عین حال، انتساب همه آثار کیمیایی به شخص او قطعی نیست و پژوهش‌های جدید، از شکل‌گیری مجموعه‌ای گسترده و چندلایه سخن می‌گویند.
ابن‌سینا از سوی دیگر، نمونه‌ای روشن از فاصله‌گیری عقلانی از برخی ادعاهای کیمیاگری است. او در برابر امکان تبدیل واقعی فلزات، دیدگاهی انتقادی داشت و این ادعا را از نظر فلسفی و طبیعی قابل دفاع نمی‌دانست. ابن‌خلدون نیز در تحلیل‌های خود، میان تجربه معتبر و ادعاهای اثبات‌نشده تمایز می‌گذاشت و برخی پدیده‌های منسوب به علوم غریبه را نتیجه فریب، تلقین یا سوءبرداشت می‌دانست. این نشان می‌دهد که حتی درون سنت پیشامدرن نیز، زمینه‌های نقد و تردید وجود داشت.
 
چرا و چگونه علوم غریبه از علم مدرن جدا شدند
جدایی علوم غریبه از علم مدرن، حاصل یک تصمیم ناگهانی یا صرفا یک تقابل فرهنگی نبود؛ این فرایند، آرام و تاریخی بود. از قرن هفدهم، با کار گالیله، بیکن، نیوتن و دیگران، معیارهای تازه‌ای برای اعتبار دانش شکل گرفت. مشاهده کنترل‌شده، سنجش‌پذیری، آزمایش و تکرارپذیری، به‌تدریج جایگاه مرکزی پیدا کردند.
در چنین فضایی، هر ادعایی که نتواند آزموده شود یا در آزمایش‌های مستقل تکرار گردد، از حوزه علم بیرون می‌ماند. بسیاری از نظریه‌های علوم غریبه دقیقا در همین نقطه شکست خوردند؛ زیرا ادعای آن‌ها درباره تاثیر حروف، اعداد، ارواح، طلسم‌ها یا تبدیل ماهیت ماده، به زبان آزمایش تجربی قابل اثبات نبود. علم جدید، نه با جهان رازآلود به‌عنوان یک تجربه فرهنگی، بلکه با ادعای «توصیف قابل آزمون جهان» مسئله داشت.
در نتیجه، بخش‌های عملی و مفید برخی سنت‌ها جذب دانش جدید شدند، اما ادعاهای فراطبیعی کنار رفتند. از کیمیا، شیمی بیرون آمد؛ از نجوم احکامی، اخترشناسی و ستاره‌شناسی رشد کرد؛ و از ریمیا، بخشی از فنون نمایشی و خطاهای ادراکی در مطالعات جدید باقی ماند. این جدایی، در واقع مرزگذاری میان آن چیزی بود که می‌توان سنجید و آنچه فقط می‌توان باور کرد.
 
 جایگاه امروزی علوم غریبه؛ از تاریخ فرهنگ تا شبه‌علم
امروز علوم غریبه دیگر در جایگاه دانش معتبر قرار ندارند، اما از صحنه فرهنگ و اندیشه حذف نشده‌اند. هنوز بسیاری از جریان‌های عرفانی، معنوی و عامه‌پسند از مفاهیم کیمیا، حروف، اعداد و نمادهای رازآلود استفاده می‌کنند. در این روایت‌ها، این مفاهیم اغلب بیش از آن‌که ابزار تغییر بیرونی جهان باشند، به‌عنوان وسیله‌ای برای تحول درونی فهم می‌شوند.
از منظر دانشگاهی، مطالعه علوم غریبه همچنان اهمیت دارد؛ نه به این معنا که ادعاهای آن‌ها درست است، بلکه از این جهت که تاریخ اندیشه انسانی را روشن می‌کند. بررسی این حوزه‌ها نشان می‌دهد انسان در دوره‌های مختلف چگونه کوشیده است نادیده‌ها را توضیح دهد، برای رنج و ابهام معنا بسازد و میان زمین و آسمان پل بزند. چنین مطالعه‌ای، در عین تاریخی بودن، برای جامعه‌شناسی معرفت، تاریخ علم و فلسفه فرهنگ بسیار ارزشمند است.
با این حال، باید مرز را روشن نگه داشت: طالع‌بینی، عددشناسی، انرژی‌درمانی و بسیاری از مدعیات مشابه، تا امروز شواهد تجربی قابل اتکایی ارائه نکرده‌اند. از این رو، در منطق علم امروز، این حوزه‌ها در بهترین حالت موضوع مطالعه تاریخی و فرهنگی‌اند، نه دانش تجربی. اعتبار امروزی آن‌ها اگر هم باشد، در میدان معنا، سنت و فرهنگ است، نه در عرصه آزمایش و اثبات.
 
جمع‌بندی
علوم غریبه را باید نه افسانه‌ای ساده و نه دانشی هم‌ردیف علم مدرن دانست؛ این‌ها بخشی از تاریخ بلند انسان برای فهم جهان بودند. در جهان پیشامدرن، مرز میان دانش، فلسفه، دین، نماد و تجربه به روشنی امروز نبود و از همین‌رو، کیمیا، سیمیا، لیمیا، هیمیا و ریمیا در کنار سایر شاخه‌های دانش زیستند. اما با ظهور روش تجربی و تثبیت آزمون‌پذیری در علم مدرن، آن بخش از این میراث که قابل سنجش بود در علوم جدید ادغام شد و بخش غیرقابل آزمون، به حاشیه تاریخ رفت.
از دل همین فرایند، شیمی از کیمیا زاده شد و ستاره‌شناسی از نجوم احکامی جدا شد. بنابراین، اگر بخواهیم منصفانه نگاه کنیم، باید بپذیریم که علوم غریبه هم در تولید برخی ابزارها و روش‌های آزمایشی نقش داشتند و هم در شکل‌گیری یکی از مهم‌ترین تحول‌های تاریخ دانش، یعنی جدایی علم از رازورزی. مطالعه آن‌ها، در نهایت، مطالعه خودِ انسان است: انسانی که هم می‌خواهد جهان را بفهمد و هم آن را از درونِ رمز و معنا توضیح دهد.
خلاصه خبر
علوم غریبه مجموعه‌ای از دانش‌ها و سنت‌های پیشامدرن بودند که قرن‌ها در کنار فلسفه، پزشکی، نجوم و الهیات حضور داشتند، اما با رشد روش تجربی در قرن هفدهم، بخش‌های آزمون‌پذیرشان وارد علم جدید شد و بخش‌های رازآمیز و غیرقابل اثبات در قلمرو تاریخ، عرفان و فرهنگ عامه باقی ماند. کیمیا مهم‌ترین نمونه این گذار است که از آن، شیمی مدرن شکل گرفت.
 
 
سید محمد جواد عرفانفر
https://www.asianewsiran.com/u/jhQ
اخبار مرتبط
اگر عالم را از چهار عنصر آب، آتش، خاک و هوا ساخته بدانیم، کربلا جایی است که هر چهار عنصر از صورت طبیعی خود فراتر رفتند و به نشانه‌هایی تاریخی، عاطفی، معنوی و انسانی بدل شدند؛ آب، نام تشنگی شد؛ آتش، زبان فاجعه؛ خاک، قبله دردها؛ و هوا، نفسی که قرن‌هاست در سینه عاشقان مانده است
عبدالله بن حسن علیه‌السلام، یادگار مظلوم امام حسن مجتبی علیه‌السلام، در کودکی پدر را از دست داد و در دامان پرمهر امام حسین علیه‌السلام بالید؛ اما سرنوشت او تنها روایت یک یتیمِ خاندان پیامبر نبود. او در روز عاشورا، هنگامی که عمویش حسین بن علی علیه‌السلام را در محاصره شمشیرها دید، از خیمه بیرون دوید، خود را به میدان رساند و دست کوچک خویش را سپر ضربتی کرد که به سوی امام زمانش فرود می‌آمد. این یادداشت، واکاوی تاریخی، عاطفی و تحلیلی زندگی کوتاه اما ماندگار عبدالله بن حسن علیه‌السلام است؛ کودکی که نامش در کنار بلندترین قله‌های وفاداری تاریخ ایستاده است
سرهنگ منصور زارع، راوی برجسته باغ‌موزه دفاع مقدس، در نشستی تخصصی با اصحاب رسانه، ابعاد پنهانِ «جنگِ نامتقارن» ایران را واکاوی کرد. از بازسازی دبستان شرافت و اسناد مظلومیت خرمشهر تا نوآوری‌های مهندسی رزمی در پل بعثت و هنر مفهومی یادمان‌های شهدا، این گزارش سفری است به عمقِ ایمان و خلاقیتی که ویرانی‌های جنگ را به پیروزیِ تاریخ‌ساز بدل ساخت
عصر چهارشنبه نهم اردیبهشت، میدان امام حسین(ع) یزد میزبانی یکی از پرجمعیت‌ترین رویدادهای اجتماعی ماه‌های اخیر را بر عهده گرفت؛ اجتماع بزرگی که در آن اقشار مختلف مردم، خبرنگاران، عکاسان، هنرمندان و گروه‌های مردمی با حضور در یک برنامه عمومی، جلوه‌ای متفاوت از مشارکت شهری، فعالیت رسانه‌ای و همبستگی اجتماعی و نمایش اقتدار جانفدایان ایران امام رضایی را رقم زدند
آسیانیوز ایران هیچگونه مسولیتی در قبال نظرات کاربران ندارد.
تعداد کاراکتر باقیمانده: 1000
نظر خود را وارد کنید