جمعه / ۲ اَمرداد ۱۴۰۵ / ۲۰:۱۸
کد خبر: 40027
گزارشگر: 548
۲۴۹
۰
۰
۱
یک تریلر جنایی دهه هفتادی

نقد، بررسی و تحلیل فیلم سینمایی «بالاتر از خطر»

نقد، بررسی و تحلیل فیلم سینمایی «بالاتر از خطر»
فیلم سینمایی «بالاتر از خطر» به کارگردانی سعید عالم‌زاده و نویسندگی جابر قاسمعلی و معین حکمی، محصول سال ۱۳۷۵، یکی از آثار ژانر جنایی-پلیسی سینمای ایران در دهه هفتاد است که با بازی فریبرز عرب‌نیا، حسن جوهرچی، احمد نجفی و ژاله صامتی ساخته شده است . این فیلم داستان «مسعود» (فریبرز عرب‌نیا) را روایت می‌کند که در خارج از کشور زندگی می‌کند و برای معامله مقداری ارز تقلبی، خواهرش را درگیر می‌کند. اما با کشته شدن خواهرش، پای پلیس به ماجرا باز می‌شود و یک تعقیب و گریز جنایی-پلیسی شکل می‌گیرد. «بالاتر از خطر» با وجود فضای معمایی و تلاش برای خلق تعلیق، از نقاط ضعفی چون فیلمنامه سست، شخصیت‌پردازی سطحی و ریتم نامتوازن رنج می‌برد.

آسیانیوز ایران؛ سرویس فرهنگی هنری:

پوریا زرشناس

 

 

 

 

 

دکتر پوریا زرشناس - دبیر ارشد تحریریه آسیانیوز ایران

 فیلم «بالاتر از خطر» ساخته سعید عالم‌زاده (کارگردان فیلم‌هایی چون «توکیو بدون توقف» (۱۳۸۱) و «فراری» (۱۳۸۸))، یکی از آثار ژانر جنایی-پلیسی سینمای ایران در دهه هفتاد است که با بازی فریبرز عرب‌نیا (در نقش مسعود) و حسن جوهرچی (در نقش امیر) ساخته شده است . داستان فیلم حول محور «مسعود» می‌گردد که برای معامله ارز تقلبی، خواهرش را درگیر می‌کند و پس از کشته شدن خواهرش، پلیس وارد ماجرا می‌شود. فیلم با «فضای معمایی» و «تعقیب و گریز» تلاش می‌کند مخاطب را با خود همراه کند. با این حال، «بالاتر از خطر» به دلیل «ضعف فیلمنامه» و «شخصیت‌پردازی سطحی»، نتوانسته است به اثری ماندگار در سینمای ایران تبدیل شود. «فریبرز عرب‌نیا» در نقش «مسعود» بازی «قابل قبول» اما نه «درخشان» دارد. عرب‌نیا که در دهه هفتاد با فیلم‌هایی چون «سلطان» به عنوان بازیگر برتر سال انتخاب شد ، در این فیلم نیز توانسته است «شخصیتی مضطرب و درگیر» را به تصویر کشد. «حسن جوهرچی» (بازیگر فقید که در سال ۱۳۹۵ درگذشت) در نقش «امیر» نیز در سطح متوسطی ظاهر شده است . «احمد نجفی» در نقش سرهنگ (افسر پلیس) و «ژاله صامتی» (که بعدها با نقش‌های کمدی در «زیرخاکی» به شهرت رسید) در نقش «میترا» بازی‌های قابل قبولی ارائه داده‌اند .

از نقاط قوت فیلم، «فضای معمایی» و «تلاش برای خلق تعلیق» است. فیلم با «ماجرای ارز تقلبی» و «قتل خواهر مسعود» شروع می‌شود و پای پلیس را به ماجرا باز می‌کند. با این حال، «فیلمنامه» (نوشته جابر قاسمعلی و معین حکمی) از «پراکندگی» و «عدم انسجام» رنج می‌برد و «گره‌های داستانی» به درستی «بسط» و «پرداخت» نمی‌شوند . همچنین «ریتم» فیلم در برخی نقاط «کند» و «کشدار» است و «تعلیق» (که در فیلم‌های پلیسی ضروری است) به ندرت شکل می‌گیرد. «بالاتر از خطر» فیلمی است «متوسط» و «فراموش‌شدنی» که با وجود «بازیگران قابل قبول» و «فضای معمایی»، در «فیلمنامه» و «شخصیت‌پردازی» به شدت «ضعیف» است. تماشای آن را فقط به علاقه‌مندان سینمای پلیسی دهه هفتاد و آثار فریبرز عرب‌نیا توصیه می‌کنیم. در ادامه به تحلیل فنی و دقیق‌تر این فیلم در پنج محور اصلی می‌پردازیم.

فیلمنامه و ساختار روایی؛ معمایی که گم شد

فیلمنامه «بالاتر از خطر» (نوشته جابر قاسمعلی و معین حکمی) از یک «ایده مرکزی» قابل قبول (ماجرای ارز تقلبی و قتل) بهره می‌برد . با این حال، فیلمنامه در «بسط» و «پرداخت» این ایده، دچار «پراکندگی» و «شتابزدگی» شده است. «گره‌های داستانی» (معمای اصلی فیلم) به درستی «بسط» و «پرداخت» نمی‌شوند و مخاطب در بسیاری از نقاط «سردرگم» می‌شود که «چه اتفاقی» در حال رخ دادن است. جابر قاسمعلی (فیلمنامه‌نویس) که سابقه نوشتن فیلمنامه‌هایی چون «جای امن» (۱۳۷۰) و سریال «راه شب» را دارد، در این فیلم نتوانسته است «انسجام» لازم را ایجاد کند. نکته قوت فیلمنامه، «تلاش برای تلفیق ژانر جنایی و پلیسی» است. با این حال، این «تلفیق» به دلیل «ضعف دراماتیک» (شخصیت‌های تک‌بعدی و دیالوگ‌های کلیشه‌ای) به نتیجه مطلوب نرسیده است. «پایان‌بندی» فیلم نیز (که باید «اوج» تعلیق باشد) چنان «قابل پیش‌بینی» و «شتابزده» است که از «تأثیر عاطفی» و «غافلگیری» لازم بی‌بهره می‌ماند.

شخصیت‌پردازی و بازی‌ها؛ عرب‌نیا قابل قبول، دیگران در سطح متوسط

«فریبرز عرب‌نیا» در نقش «مسعود» (قهرمان فیلم) بازی «قابل قبول» اما نه «درخشان» دارد. عرب‌نیا که در دهه هفتاد با فیلم‌هایی چون «سلطان» به عنوان بازیگر برتر سال انتخاب شد ، در این فیلم نیز توانسته است «شخصیتی مضطرب و درگیر» را به تصویر کشد. «حسن جوهرچی» (بازیگر فقید) در نقش «امیر» نیز در سطح متوسطی ظاهر شده است . «احمد نجفی» در نقش سرهنگ (افسر پلیس) و «ژاله صامتی» (که بعدها با نقش‌های کمدی در «زیرخاکی» به شهرت رسید) در نقش «میترا» بازی‌های قابل قبولی ارائه داده‌اند . «سعید پیردوست» (بازیگر فقید که در دی ۱۴۰۴ درگذشت) نیز در این فیلم حضور داشته است. با این حال، «شخصیت‌پردازی سطحی» (به ویژه شخصیت‌های زن) از نقاط ضعف فیلم است. شخصیت‌های زن (ژاله صامتی و دیگران) چندان «عمق» و «لایه‌های روانشناختی» ندارند و بیشتر شبیه «ابزار» (برای پیشبرد داستان) هستند تا «انسان‌های مستقل». همچنین «دیالوگ‌ها» در برخی نقاط «کلیشه‌ای» و «تکراری» هستند.

کارگردانی و فیلمبرداری؛ فضاسازی معمایی، اما کند

سعید عالم‌زاده در «بالاتر از خطر» کارگردانی «متوسط» و «هماهنگ» با فضای فیلم ارائه داده است. او که پیش از این فیلم‌هایی چون «توکیو بدون توقف» (۱۳۸۱) و «فراری» (۱۳۸۸) را ساخته است، در این فیلم نیز تلاش کرده است تا «فضای معمایی» و «تعلیق» را ایجاد کند. با این حال، «ریتم» فیلم در برخی نقاط «کند» و «کشدار» است و «تعلیق» (که در فیلم‌های پلیسی ضروری است) به ندرت شکل می‌گیرد. «فیلمبرداری جمشید الوندی» و «تدوین ایرج گل‌افشان» (تدوینگر سرشناس سینمای ایران) در سطح «قابل قبول» قرار دارد .

موسیقی و طراحی صحنه؛ فریبرز لاچینی، هماهنگ با فضای فیلم

«موسیقی متن فریبرز لاچینی» در سطح «قابل قبول» قرار دارد و با «فضای معمایی» فیلم هماهنگ است . «طراحی صحنه و لباس» در سطح «معمولی» قرار دارد و فضای دهه هفتاد را بازآفرینی کرده است.

جایگاه فیلم در سینمای ایران و میراث آن

«بالاتر از خطر» را در مقایسه با سایر فیلم‌های پلیسی-جنایی دهه هفتاد (مثل «دست‌های آلوده» (۱۳۷۸) سیروس الوند و «مردی از جنس بلور» (۱۳۷۷) سعید سهیلی) باید ارزیابی کرد. این فیلم از نظر «فضاسازی» و «بازیگران» در سطح قابل قبولی قرار دارد، اما از نظر «فیلمنامه» و «شخصیت‌پردازی» در سطح پایین‌تری است. میراث «بالاتر از خطر» برای سینمای ایران، «تلاش برای تلفیق ژانر جنایی و پلیسی» است. با این حال، فیلم «نوآوری» خاصی در ساختار یا فرم نداشته و بیشتر از «کلیشه‌های رایج» (قهرمان درگیر، مأمور پلیس، پایان خوش) استفاده کرده است. با این وجود، «بالاتر از خطر» برای علاقه‌مندان سینمای پلیسی دهه هفتاد، یک «فیلم قابل تماشا» است.

* به قلم: دکتر پوریا زرشناس - دبیر ارشد تحریریه آسیانیوز ایران
https://www.asianewsiran.com/u/jgS
اخبار مرتبط
فیلم سینمایی «سر به مهر» به کارگردانی هادی مقدم‌دوست و نویسندگی حمید نعمت‌الله و هادی مقدم‌دوست، محصول سال ۱۳۹۱، یکی از آثار متفاوت و تأمل‌برانگیز سینمای ایران در دهه نود است که با بازی درخشان لیلا حاتمی در نقش «صبا» و آرش مجیدی، داستان زنی افسرده، حساس و کم‌رو را روایت می‌کند که روزگار خود را در تنهایی و درگیر وبلاگ‌نویسی می‌گذراند. این فیلم با «شخصیت‌پردازی ریزبینانه» و «دیالوگ‌های فوق‌العاده» (که یادآور «وضعیت سفید» (۱۳۹۰) است) مخاطب را به دنیای ذهنی صبا می‌برد و «نشخوارهای فکری» او را به تصویر می‌کشد. با این حال، فیلم در نیمه دوم با ورود به ماجرای «نماز خواندن پنهانی» و تلاش صبا برای مخفی کردن آن، از یک «درام روانشناختی عمیق» به یک «دغدغه سطحی و کلیشه‌ای» تبدیل می‌شود.
فیلم سینمایی «راز شب بارانی» به کارگردانی، نویسندگی و تهیه‌کنندگی سیامک اطلسی، محصول سال ۱۳۷۹، یکی از آثار ملودرام-معمایی سینمای ایران در اوایل دهه هشتاد است که با بازی فرهاد مهادیان، شقایق فراهانی، سیامک اطلسی و حسن شیرزاد ساخته شده است. این فیلم داستان «دکتر مسعود حداد» (فرهاد مهادیان) را روایت می‌کند که پس از سال‌ها به ایران بازمی‌گردد و درگیر رازها و ماجراهای عاشقانه-جنایی پیچیده‌ای می‌شود. «راز شب بارانی» با وجود «فضاسازی بارانی و مرموز» و «بازی قابل قبول سیامک اطلسی» در نقش منفی، به دلیل «فیلمنامه سست» و «شخصیت‌پردازی سطحی» نتوانسته است به اثری ماندگار تبدیل شود. این فیلم برای علاقه‌مندان به ملودرام‌های کلاسیک و آثار سیامک اطلسی، اثری است «قابل تماشا» اما «فراموش‌شدنی».
فیلم سینمایی «نفس» به کارگردانی و نویسندگی نرگس آبیار، محصول سال ۱۳۹۵، یکی از تأثیرگذارترین و در عین حال بحث‌برانگیزترین آثار سینمای ایران در دهه نود است که به عنوان نماینده سینمای ایران در نودمین دوره جوایز اسکار (بهترین فیلم بین‌المللی) معرفی شد. این فیلم که با بازی پانته‌آ پناهی‌ها، مهران احمدی، گلاره عباسی و جمشید هاشم‌پور ساخته شده، داستان «بهار» (یاسنا میرطهماسب)، دختربچه‌ای را روایت می‌کند که در سال‌های پرالتهاب ۱۳۵۶ تا ۱۳۶۲، از دل یک خانواده سنتی در حاشیه کرج، به تماشای انقلاب، جنگ و تحولات بزرگ تاریخ ایران می‌نشیند. «نفس» با نگاهی شاعرانه و زنانه (که از پیشینه ادبی کارگردان نشأت گرفته)، تلاش می‌کند تا «جهان درونی یک کودک» را در تقابل با «جهان بیرونیِ پرخشونتِ تاریخ» به تصویر بکشد.
فیلم سینمایی «دست‌های آلوده» به کارگردانی سیروس الوند و نویسندگی تیرداد سخایی، سیروس الوند و حسن توکل‌نیا، محصول سال ۱۳۷۸، یکی از درخشان‌ترین و ماندگارترین آثار سینمای اجتماعی-جنایی ایران در دهه هفتاد است که با بازی ابوالفضل پورعرب، هدیه تهرانی، عسل بدیعی، امین حیایی و شهاب عسگری، داستان چهار جوان (سیامک، دیبا، نادر و رویا) را روایت می‌کند که نقشه سرقت از یک مراسم عقد را می‌کشند. با این حال، ورود «ناصر خلاف» (با بازی درخشان شهاب عسگری)، یک دزد سابقه‌دار و بی‌رحم، ماجرا را به یک تعقیب و گریز نفس‌گیر و یک مثلث عشقی پیچیده (میان سیامک، نسرین و دیبا) تبدیل می‌کند.
آسیانیوز ایران هیچگونه مسولیتی در قبال نظرات کاربران ندارد.
تعداد کاراکتر باقیمانده: 1000
نظر خود را وارد کنید