آسیانیوز ایران؛ سرویس اقتصادی:
برای سالها، دانشمندان میدانستند که فقر میتواند به سلامت جسمی آسیب بزند. اما حالا، تحقیقی تازه در بریتانیا نشان میدهد که فقر، تأثیری عمیقتر و پنهانتر دارد: ممکن است مغز را کوچک کند و زمینهساز زوال عقل در میانسالی شود. محققان دانشگاه کالج لندن (UCL) با بررسی بیش از ۲۷۰۰ نفر که همگی ۸۰ ساله بودند، به این نتیجه رسیدند که افرادی که در طول زندگی خود، به ویژه از دهه ۲۰ تا ۵۰ سالگی، در فقر به سر بردهاند، در آزمونهای شناختی و حافظه در سنین بالا، عملکرد بسیار ضعیفتری داشتند. این مطالعه که نتایج آن در نشریه «نوآوری در سالمندی» منتشر شده، نشان میدهد که استرس مالی مزمن، حتی پس از کنترل عوامل دیگری مانند تحصیلات و وضعیت اقتصادی دوران کودکی، تأثیر مستقیمی بر سلامت مغز دارد.
یکی از نکات تلخ و شگفتانگیز این تحقیق، این بود که افرادی که بیشترین آسیب را از استرس مالی دیده بودند، در دهههای ۵۰ و ۶۰ زندگیشان، زوال شناختی کندتری داشتند. اما این به خاطر سلامت مغز آنها نبود، بلکه به این دلیل بود که «چیز کمتری برای از دست دادن» داشتند. دکتر ژاک ولز، جامعهشناس و یکی از نویسندگان این مقاله، تأکید کرد که آنچه این مطالعه را از تحقیقات مشابه متمایز میکند، دسترسی به دادههای طولانیمدت است که به محققان اجازه داد تا یک رابطه علتومعلولی میان فقر و آسیب مغزی را ترسیم کنند.
استرس مالی، علاوه بر اینکه باعث التهاب مضر در بدن میشود، «فضای شناختی» مغز را نیز اشغال میکند. به عبارت دیگر، نگرانی دائمی در مورد پرداخت قبوض و تأمین مخارج، توانایی مغز را برای پردازش اطلاعات، تصمیمگیری و حفظ حافظه کاهش میدهد. اگرچه این مطالعه به اقدامات پیشگیرانه اشاره نکرده، اما سیگنال قدرتمندی برای سیاستگذاران است که کاهش فقر، نه فقط یک اقدام اقتصادی، بلکه یک اقدام حیاتی برای سلامت عمومی و کاهش بار بیماریهای عصبی در جامعه است. این یک زنگ خطر جدی برای جوامعی است که نابرابری اقتصادی در آنها رو به افزایش است. با این حال، برخی کارشناسان مانند آرلاین جرونیموس از دانشگاه میشیگان، بر این باورند که این ارتباط نباید به سادگی به «فقر برابر با آسیب مغزی» تقلیل داده شود. به گفته او، این نابرابریهای اجتماعی و سیستماتیک است که از طریق انواع مکانیسمها، از جمله تبعیض و کمبود دسترسی به مراقبتهای بهداشتی، به مغز آسیب میزند.
مکانیسمهای زیستی آسیب مغزی ناشی از استرس مالی
استرس مزمن باعث ترشح هورمون کورتیزول میشود که در طولانیمدت به هیپوکامپ (بخش کلیدی مغز در حافظه) آسیب میزند. همچنین، استرس مالی با ایجاد التهاب سیستمیک، به تخریب سلولهای عصبی و کاهش انعطافپذیری مغز دامن میزند. این مطالعه نشان میدهد که بار شناختی ناشی از نگرانیهای مالی، فضای ذهنی را برای عملکردهای شناختی دیگر کاهش میدهد.
نوآوریهای روششناختی این مطالعه
برخلاف بسیاری از پژوهشها که بر یک مقطع زمانی مشخص متمرکزند، این مطالعه با استفاده از دادههای طولی (Longitudinal) که وضعیت اقتصادی افراد را در دهههای مختلف زندگی ثبت کرده، توانسته است به جای همبستگی، به روابط علت و معلولی نزدیکتر شود. این روش، قدرت بالایی در نشان دادن تأثیرات بلندمدت محرومیت دارد.
تأثیرات اجتماعی-اقتصادی و نابرابریهای سیستماتیک
فقر، اغلب با نابرابریهای آموزشی، شغلی و بهداشتی همراه است که به صورت زنجیرهای بر سلامت مغز تأثیر میگذارند. آرلاین جرونیموس، محقق دانشگاه میشیگان، بر این نکته تأکید دارد که نباید تأثیر فقر را به تنهایی و بدون در نظر گرفتن نابرابریهای سیستمی و تبعیضهای اجتماعی تحلیل کرد. این رویکرد، لزوم توجه به سیاستهای کاهش نابرابری را یادآور میشود.
پیامدهای این یافتهها برای سیاستگذاری عمومی
یافتههای این تحقیق، سیاستگذاران را با یک ابزار جدید روبرو میکند: کاهش فقر نه فقط یک مسئله اقتصادی، بلکه یک راهبرد کلیدی در سلامت عمومی است که میتواند از بروز زوال عقل و بار سنگین مالی و اجتماعی آن در آینده جلوگیری کند. این پیام، به ویژه برای جوامعی که با افزایش جمعیت سالمندی مواجهاند، بسیار حیاتی است.
محدودیتهای پژوهش و مسیرهای آینده
مطالعه نتوانسته است سهم دقیق استرس مالی را از سایر عادات خطرناک مرتبط با فقر (مانند سیگار و الکل) تفکیک کند. بنابراین، تحقیقات آینده باید به شناسایی مکانیسمهای دقیقتر و اثرات متقابل عوامل زیستی و اجتماعی بپردازند تا راهکارهای مؤثرتری برای پیشگیری ارائه دهند.