۲۴ خرداد ۱۴۰۵ ۰۵:۲۶
بحرانها هرگز تمام نمیشوند، فقط فرم خود را عوض میکنند. این هسته مرکزی گفتاری فلسفی است که به بررسی «تفکر در بحران» میپردازد. بحران چهار خصلت دارد: پیشبینیناپذیری، شدتمندی، همراهی با تهدید و ایجاد گسست. اما پیشبینیناپذیری بیش از آن که به بحران بازگردد، به جهل ما نسبت به آن بازمیگردد. شدت نیز بسته به ظرفیت و رصد ما انسانهاست. گاهی بحرانی (مثل کرونا) میآید و بحرانهای دیگر را پنهان میکند. «فریب حافظه» باعث میشود تصور کنیم پیش از بحران وضعیت بهتری داشتیم، در حالی که آن وضعیت نیز خود بحران بود. غفلت اساس جهان است؛ اگر انسان غافل نباشد، نمیتواند با وجود بحرانها زندگی کند. تفکر در بحران، وظیفه مقاومت در برابر جزماندیشی و نسبیگرایی را دارد.