۱ شهریور ۱۴۰۵ ۱۹:۱۹
«زن پشت نقاب» روایت تلخ و پراحساس زنی است که سالها در سکوت و انفعال، زندگیای از پیش تعیینشده را پذیرفته بود. او که از کودکی با سیاه، پسر همسایه، قد کشیده بود، به تدریج تبدیل به همسری مطیع و بیصدا شد که هیچکس نپرسید آیا او هم این زندگی را میخواهد. اما در یک شب بارانی، وقتی باران بیوقفه میبارید و خیابانها خلوت بود، او تصمیم میگیرد که از قفس فرار کند. ماجرا اما به سادگی فرار از خانه پیش نمیرود. برخوردی ناگهانی، سقوطی مرموز و یک «تَق» خشک، همه چیز را تغییر میدهد. این داستان، نه فقط یک روایت عاشقانه و جنایی، بلکه تأملی عمیق درباره هویت، انتخاب، سکوت و صدایی است که دیر یا زود، باید شنیده شود.