آسیانیوز ایران؛ سرویس ورزشی:
کاروان استقلال برای دیدار حساس و سرنوشتساز مقابل المحرق بحرین راهی منامه شد، اما دو چهره آشنا در جمع آبیپوشان دیده نمیشوند: ابوالفضل جلالی و رامین رضاییان. نبود این دو مدافع کلیدی و با تجربه در تصاویر سفر، بلافاصله موتور گمانهزنیها و نگرانی هواداران را روشن کرد. آیا مصدومیت پشت این غیبت غیرمنتظره است؟ یا ماجرای دیگری در جریان است؟ باشگاه استقلال، زیر فشار افکار عمومی، توضیحی کوتاه و مبهم داد: «به دلیل تصمیمات فنی سرمربی». اما این توضیح، آب بر آتش نبود، بلکه بر دامنه کنجکاویها افزود. تصمیم فنی برای کنار گذاشتن دو بازیکن پایه ثابت و باتجربه، آن هم پیش از چنین بازی مهمی؟
ساعاتی بعد، روایتی دیگر از دل تیم به گوش رسید. خبرگزاری ایسنا، با استناد به منابع خود، دلیل اصلی را مشکل انضباطی عنوان کرد. بر اساس این گزارش، جلالی و رضاییان پس از اطلاع از نبودن در ترکیب اصلی، با اعلام «درد» از ادامه تمرین انصراف دادند؛ رفتاری که ساپینتو را به یاد ماجرای سیامک آقاسی انداخت. بر این اساس، سرمربی پرتغالی که چند هفته قبل نیز رضاییان را به دلیل مشکلات انضباطی موقتاً کنار گذاشته بود، این بار قاطعانهتر عمل کرد و هر دو را از اعزام به بحرین محروم نمود. اما ابعاد ماجرا به همین جا ختم نمیشود.
شب گذشته و در حالی که بازیکنان مشغول صرف شام بودند، دستیاران ساپینتو این تصمیم را به جلالی و رضاییان ابلاغ کردند. به آن دو پیشنهاد شد تا غیبتشان با عنوان «مصدومیت» اطلاعرسانی شود تا حاشیهای ایجاد نشود؛ پیشنهادی که با مخالفت قاطع هر دو بازیکن مواجه شد! جلالی و رضاییان تأکید کردند: «اگر تصمیم فنی است، واقعیت را بگویید. بهانه پزشکی نسازید.» آنها ترجیح دادند هزینه یک تصمیم فنی را بپردازند، اما شفافیت را فدای آرامش مقطعی نکنند. حالا استقلال، بدون دو مدافع با سابقه خود، باید در زمین المحرق بحرین حاضر شود. این تصمیم جسورانه ساپینتو، چه تأثیری بر نتیجه بازی خواهد داشت؟ و آینده این دو بازیکن در استقلال، پس از این ماجرا چگونه خواهد بود؟
تحلیل تاکتیکی؛ استقلال بدون دو مدافع کناری کلیدی
حذف ناگهانی ابوالفضل جلالی (مدافع راست) و رامین رضاییان (مدافع چپ/راست)، استقلال را از نظر تاکتیکی در موقعیت دشواری قرار میدهد. این دو، تنها بازیکنان با تجربه و تثبیتشده در پستهای کناری دفاع بودند. جلالی با بازیهای منظم و رضاییان با ضربههای ایستگاهی خطرناک و ارسالهای دقیق، از ارکان ثابت ترکیب به شمار میرفتند. حال ساپینتو مجبور است به گزینههای جایگزین مانند علی شجاعی، دنیال اسماعیلیفر یا حتی تغییر پست یک هافبک به دفاع کناری متوسل شود. این تغییرات، هماهنگی خط دفاع را که برای بازی خارج از خانه حیاتی است، تحت تأثیر قرار میدهد. همچنین، عمق نیمکت در این پستها به شدت کاهش مییابد. این تصمیم، ریسک تاکتیکی بزرگی پیش از یک بازی حذفی است. ساپینتو یا به گزینههای جایگزین اطمینان مطلق دارد، یا آنقدر از رفتار این دو بازیکن ناراضی بوده که حاضر شده این ریسک بزرگ را برای حفظ انضباط و اقتدار درونی تیم بپذیرد. معمولاً مربیان در چنین بازیهایی به سمت تجربه و ثبات گرایش دارند، اما ساپینتو مسیر معکوسی را انتخاب کرده است.
جنگ روایت ها؛ «تصمیم فنی» در برابر «مشکل انضباطی»
دو روایت متضاد درباره این ماجرا شکل گرفته است. روایت رسمی باشگاه که بر «تصمیمات فنی» تأکید دارد و روایت منابع نزدیک به تیم (منتشرشده توسط ایسنا) که از «بیانگیزگی و عدم حضور جدی در تمرینات» سخن میگوید. اگر روایت منابع داخلی درست باشد، رفتار جلالی و رضاییان (اظهار درد پس از اطلاع از نبودن در ترکیب اصلی) نشان از عدم پذیرش نقش رزرو یا یک اعتراض پنهان به کادر فنی دارد. ساپینتو نیز با کنار گذاشتن آنها، نشان داده که تحمل چنین رفتارهایی را ندارد و درس قبلی با آقاسی را فراموش نکرده است. نکته کلیدی، واکنش خود بازیکنان است. مخالفت آنها با «بهانه مصدومیت» و درخواست شفافیت، نشان میدهد که یا واقعاً موضوع صرفاً فنی بوده و آنها میخواهند اینگونه معرفی شود، یا اینکه آنقدر نسبت به برچسب «بیانضباط» حساس هستند که ترجیح میدهد با عنوان «حذف فنی» کنار گذاشته شوند، اما حقیقت پنهان نماند. این درخواست شفافیت، فشار را به باشگاه و کادر فنی بازمیگرداند.
آزمون اقتدار ساپینتو؛ خط قرمزهای یک مربی پرتغالی
این اولین بار نیست که ریکاردو ساپینتو با بازیکنان کلیدی درگیر میشود. پیش از این نیز سیامک آقاسی را به دلیل مشکلات مشابه موقتاً کنار گذاشته بود. این روند نشان میدهد ساپینتو خط قرمزهای مشخصی در مورد انضباط و تعهد حرفهای دارد. او به نظر میرسد که برای حفظ اقتدار و اجرای بیچونوچرای دستورات خود، حاضر است حتی از بهترین بازیکنانش نیز عبور کند. این رویکرد، هم میتواند نظم آهنین و روحیه جنگندگی را در تیم ایجاد کند، و هم در صورت تکرار، به حذف نیروهای مؤثر و ایجاد شکاف در بدنه تیم بیانجامد. حال، نتیجه بازی مقابل المحرق به یک آزمون بزرگ برای ساپینتو تبدیل شده است. اگر استقلال بدون این دو بازی خوبی ارائه دهد و برنده شود، اقتدار و قاطعیت ساپینتو چند برابر میشود. اما اگر به دلیل نبود آنها نتیجه منفی بگیرد، انتقادات به تصمیم او و فشار بر مدیریت باشگاه برای حل این بحران افزایش خواهد یافت. ساپینتو همه چیز را بر روی یک برگ گذاشته است.
آینده مبهم دو بازیکن باتجربه؛ طلاق یا آشتی؟
با وجود حذف از این سفر، پرونده این دو بازیکن به کلی بسته نشده است. حضور آنها در تمرین امروز تهران با برنامه اختصاصی، نشان میدهد از دور بازی به طور کامل حذف نشدهاند. این اقدام میتواند هم نشانه تنبیه موقت باشد، هم تلاشی برای حفظ آمادگی جسمانی آنها. با این حال، اعتماد بین این دو بازیکن و کادر فنی به شدت آسیب دیده است. بازگشت آنها به ترکیب اصلی، هم به عذرخواهی یا تغییر نگرش از سوی بازیکنان، هم به فراموشی ماجرا توسط ساپینتو نیاز دارد. در غیر این صورت، ممکن است شاهد حضور کمرنگ یا حتی جدایی آنها در آینده باشیم. برای باشگاه استقلال، از دست دادن دو بازیکن با تجربه و خوشنام در میان هواداران، هم از نظر ورزشی و هم از نظر اجتماعی هزینهبر است. مدیریت باشگاه باید نقش میانجی را بازی کند تا هم اقتدار مربی حفظ شود، هم سرمایههای ارزشمند تیم از دست نروند. این بالانس کردن کار دشواری است.
پیامدهای بلندمدت برای باشگاه؛ فرهنگسازی یا بحرانسازی؟
این ماجرا، صرف نظر از نتیجه بازی فردا، تأثیرات بلندمدتی بر فرهنگ درونسازمانی استقلال خواهد گذاشت. از یک سو، اگر به خوبی مدیریت شود، میتواند پایهگذار فرهنگ انضباط، تعهد و حرفهایگری باشد. پیام آن به همه بازیکنان (ستاره یا ذخیره) این است که هیچ کس از قانون مربی مستثنی نیست. از سوی دیگر، اگر به شکل یک بحران رسانهای و درگیری دائمی تبدیل شود، میتواند اتحاد تیم را خدشهدار، و فضایی مسموم ایجاد کند. این موضوع میتواند بر عملکرد سایر بازیکنان و روحیه جمعی تأثیر بگذارد. کلید موفقیت در شفافیت نهایی و مدیریت ارتباطات است. باشگاه و کادر فنی باید پس از بازگشت از بحرین، با یک بیانیه روشن و بدون ابهام، این پرونده را ببندند. اینکه آیا واقعاً تصمیم فنی بود یا انضباطی، باید مشخص شود. ادامه ابهام، فقط به شایعات دامن میزند. در نهایت، رفتار حرفهای همه طرفین در هفتههای آینده نشان خواهد داد که این حادثه، یک نقطه عطف مثبت در تاریخ استقلال بود یا آغازی بر یک دوره جدید از بیثباتی.