آسیانیوز ایران؛ سرویس فرهنگی هنری:
یک فریاد بلند از پشت پردههای صنعتی که وعده آزادی میداد، اما بندهای پشیمانی برجای گذاشت. لانا رودز، بازیگر پیشین فیلمهای پورنوگرافی، امروز نه به عنوان یک ستاره، که به عنوان یک مادر و یک انسان آسیبدیده سخن میگوید. او با انتشار پیامی احساسی و دردناک، از جهانی خواهان محو کامل ردپای گذشتهاش شده است. بیش از ۴۰۰ ویدئو و همه محتوایی که روزی تبلیغ میشد، امروز برای او کابوسی است که نمیخواهد سایه آن بر زندگی فرزندش بیفتد. این درخواست، تنها یک خواست شخصی نیست؛ بلکه افشاگری است از صنعتی که با شعارهای فریبنده «آزادی» و «اختیار»، جوانان آسیبپذیر را به دامی میاندازد که رهایی از آن تقریباً ناممکن است. رودز صادقانه اعتراف میکند که ورودش به این صنعت در سنین پایین و در شرایطی آشفته از نظر روانی و مالی رخ داده است. تصمیمهایی که در آن فضای سمی، «عادی» و حتی «تشویقشده» جلوه میکردند.
اما امروز، سالها بعد، این تصمیمات به باری سنگین بر دوش هویت انسانی او تبدیل شدهاند. باری که حالا با مسئولیت مادری، دوچندان شده است. او نمیخواهد کودک معصومش روزی در دنیای بیرحم اینترنت، با تصاویر تحقیرآمیز مادرش روبرو شود. این اعتراف تلخ، بار دیگر نگاهها را به سوی جریانهای چپ فرهنگی و رسانهای معطوف کرده است؛ همان جریانهایی که با شعارهای زیبای «آزادی بدن» و «حق انتخاب»، به عادیسازی و گسترش بیقید و شرط پورنوگرافی دامن زدند. آن ها در کمال بیرحمی، از «توانمندسازی» زنان سخن گفتند، اما هرگز مسئولیت پیامدهای ویرانگر روانی، خانوادگی و اجتماعی این «انتخاب» را بر عهده نگرفتند. امروز، قربانیان این ایدئولوژی، یکی پس از دیگری، فریاد پشیمانی سر میدهند. لانا رودز، تنها یکی از صدها زنی است که در تور این صنعت شکار شده و حالا، در سکوت و تنهایی، با زخمهایی عمیق دست و پنجه نرم میکند. فریاد او، هشداری است برای همه جوامعی که «آزادی» را با «هرزگی» اشتباه میگیرند.
از «ستارهسازی» تا «انسانزدایی»؛ چرخه فریب صنعت پورنو
داستان لانا رودز، نمونهای کلاسیک از مکانیسم فریبنده صنعت پورنوگرافی است. این صنعت با وعده ثروت، شهرت و «آزادی بیان جنسی»، افراد به ویژه زنان جوان و آسیبپذیر را جذب میکند. آن ها در ابتدا به عنوان «ستاره» معرفی و مورد تحسین قرار میگیرند. اما این ستارهسازی، در واقع فرآیند «شیءسازی» و «انسانزدایی» است. فرد به یک کالای جنسی تقلیل مییابد که ارزش او صرفاً به بدنش محدود میشود. هنگامی که جوانی و جذابیت ظاهری رو به افول میگذارد یا فرد از نظر روانی فرسوده میشود، صنعت به سادگی او را کنار میگذارد. آنچه باقی میماند، انسانی است با هویتی مخدوش، زخمهای روانی عمیق و دیجیتالی که ردپای تحقیرآمیز گذشته را برای همیشه ثبت کرده است. درخواست رودز برای حذف ویدئوها، در واقع فریاد برای بازپسگیری هویت انسانی از دست رفته است.
ایدئولوژی چپ فرهنگی؛ شعارهای فریبنده و پیامدهای فراموششده
گسترش پورنوگرافی در دهههای اخیر، جدا از انگیزههای اقتصادی، ریشه در ایدئولوژیهای چپ فرهنگی دارد که با شعارهایی مانند «آزادی مطلق بدن»، «براندازی تابوهای جنسی» و «حق تعیین سرنوشت برای زنان»، به عادیسازی هرگونه رفتار جنسی پرداختند. این جریانها، پورنو را نه به عنوان یک صنعت استثمارگر، که به عنوان شکلی از «اعتراض» یا «بیان هنری» معرفی کردند. آنها پیوسته بر «رضایت» و «انتخاب» فردی تأکید داشتند، بدون آنکه به شرایط اجتماعی، فشارهای اقتصادی، آسیبهای روانی و فقدان راهحلهای جایگزین برای زنان محروم توجه کنند. امروز، زمانی که قربانیان این صنعت—مانند رودز—از پشیمانی و فریبخوردگی سخن میگویند، همان مدافعان ایدئولوژیک سکوت اختیار کرده یا مسئولیت را به گردن «انتخاب فردی» میاندازند. این، تجلی کامل پوچی ایدئولوژیک است.
آسیبهای روانی و اجتماعی؛ زخمهایی که اینترنت ماندگار میکند
پیامدهای مشارکت در صنعت پورنو، فراتر از شرمندگی لحظهای است. این آسیبها شامل اختلالات شدید هویتی، افسردگی، اضطراب، مشکل در ایجاد روابط عاطفی پایدار و احساس بیارزشی عمیق است. لانا رودز به درستی به یکی از مخربترین این پیامدها اشاره میکند: تأثیر بر نسل بعد. او به عنوان یک مادر، هراس دائمی از مواجهه کودکش با محتوای تحقیرآمیز گذشته را تجربه میکند. در عصر دیجیتال، این محتواها برای همیشه در دسترس هستند و حذف کامل آن ها تقریباً غیرممکن است. این، حکم حبس ابد دیجیتالی است. فرد نه تنها باید با آسیبهای درونی خود کنار بیاید، بلکه باید هر روز ترس از افشا و رسوایی برای خانواده و به ویژه فرزندانش را نیز تحمل کند. این فشار مضاعف، بار روانی غیرقابل تصوری ایجاد میکند.
مسئولیت پلتفرمها و قوانین؛ آیا «حق فراموش شدن» جدی گرفته میشود؟
درخواست رودز، پرسش جدی درباره مسئولیت پلتفرمهای میزبانی ویدئو و موتورهای جستجو را مطرح میکند. آیا این شرکتها—که میلیاردها دلار از محتوای هرزهنگاری سود میبرند—مسئولیتی در قبال افرادی دارند که خواهان حذف محتوای خود هستند؟ مفهوم «حق فراموش شدن» در اتحادیه اروپا گامی در این جهت است، اما اجرای آن در سطح جهانی و در برابر حجم عظیم محتوا و سایتهای بازنشر، کاری دشوار است. از سوی دیگر، قوانین بسیاری از کشورها در قبال صنعت پورنو سهلگیرانه است و از «کارگران جنسی» در برابر استثمار و آسیبهای پس از کار حمایت کافی نمیکند. مورد رودز نشان میدهد که نیاز فوری به قوانین سختگیرانهتر برای حذف محتوای قدیمی و همچنین حمایتهای روانی و مالی از افرادی که قصد خروج از این صنعت و بازسازی زندگی خود را دارند، وجود دارد.
درسهایی برای جامعه؛ بازتعریف آزادی و مسئولیت
تراژدی لانا رودز و بسیاری مانند او، درسهایی مهم برای جامعه دارد:
- نخست، باید «آزادی» را از «هرزگی» و «استثمار» جدا کنیم. آزادی واقعی، آن است که فرد را برای شکوفایی انسانی و معنوی توانمند کند، نه آنکه او را در باتلاق ابتذال و خودشیءانگاری غرق کند.
- دوم، جامعه—به ویژه نهادهای فرهنگی، آموزشی و خانواده—باید در برابر هجوم ایدئولوژیهای مروج بیبندوباری جنسی هوشیار باشد و جوانان را نه با شعارهای پوچ، که با ارائه الگوهای زندگی اصیل، عزت نفس و چشماندازهای واقعی برای پیشرفت، راهنمایی کند.
- سوم، باید صدای قربانیان را شنید و روایت غالب رسانهای را که پورنو را «بیضرر» یا «سرگرمی» جلوه میدهد، به چالش کشید. فریاد لانا رودز، زنگ خطری است که فراموش کردن آن، به بهای نابودی زندگی انسانهای بیشتری تمام خواهد شد.