آسیانیوز ایران؛ سرویس اقتصادی:

پوریا زرشناس - دکترای اقتصاد انرژی های تجدیدپذیر
در هفتههای اخیر، دو پدیده مالی چشمگیر و به ظاهر مرتبط، بازارهای جهانی را تحت تأثیر قرار داده است: سقوط ارزش دلار آمریکا به پایینترین سطح چهار سال گذشته و صعود بیسابقه و رکوردشکن قیمت طلای جهانی (فراتر از ۵۳۰۰ دلار در هر اونس) و بازارهای داخلی مانند ایران (طلای ۱۸ عیار فراتر از ۲۰ میلیون تومان). این تحولات تنها نوسانات روزمره بازار نیستند، بلکه بازتابهای عمیقتری از تغییر انتظارات نسبت به سیاستهای پولی، تحولات ژئوپلیتیک و بازتعریف داراییهای امن هستند. این مقاله به تحلیل این پدیدهها در چهار محور کلیدی میپردازد: ارتباط قیمت طلا با احتمال وقوع جنگ، پیشبینی مسیر آتي قیمت طلا، علل سقوط دلار، و رابطه متقابل دلار و طلا. هدف، ارائه تحلیلی منسجم و چندبعدی برای درک نیروهای محرک این آشفتگی مالی و تبعات احتمالی آن است.
طلای درخشان در آسمان تیره: آیا جنگی با ابعاد و اهمیت جهانی در راه است؟
این فرضیه که صعود ناگهانی و شدید طلا هشداردهنده وقوع یک جنگ بزرگ است، ریشه در تاریخ و روانشناسی بازار دارد. اما آیا میتوان رشد اخیر را مستقیماً به تهدیدات آمریکا علیه ایران و احتمال درگیری بین این دو کشور پیوند زد؟
۱. طلا به عنوان پناهگاه نهایی
-
کارکرد تاریخی
طلا در طول تاریخ، در دوران بیثباتی ژئوپلیتیک، تنشهای نظامی و هراس از بیارزش شدن پولهای فیات، به عنوان "دارایی امن" عمل کرده است. جنگ، عدم قطعیت شدید ایجاد میکند و سرمایهگذاران به سمت دارایی فیزیکی و با سابقه هزاران ساله ارزشگذاری پناه میبرند.
-
مکانیزم روانی
حتی احتمال وقوع یک درگیری گسترده، میتواند باعث هجوم پیشدستانه به سمت طلا شود. این دقیقاً مشابه عملکرد بیمه است: خریداری کردن آرامش ذهنی برای سناریوی بدترین حالت.
۲. ارزیابی تهدید ایران و آمریکا
افزایش تنش: تشدید گفتمان خصمانه، تحرکات نظامی، یا بحرانهای منطقهای (مانند تنش در دریای سرخ) میتواند به عنوان یک کاتالیزور برای خرید طلا عمل کند. بازارها نسبت به اخبار ژئوپلیتیک بسیار حساس هستند. اما نه لزوماً جنگی در ابعاد جهانی: صعود طلا میتواند بازتاب ترکیبی از چندین ریسک باشد، نه فقط یک درگیری دودویی میان ایران و آمریکا. این ریسکها شامل:
- تشدید جنگ اوکراین و احتمال درگیری مستقیم ناتو با روسیه.
- تنشهای تایوان بین چین و آمریکا.
- بیثباتی گسترده در خاورمیانه.
- نگرانیهای عمیقتر از فروپاشی نظم مالی بینالمللی فعلی.
۳. نتیجهگیری این بخش
ارتباط مستقیم و انحصاری رشد طلا با "قطعاً وقوع جنگ جهانی" افراطی است. اما بیتردید، صعود طلا نشاندهنده افزایش شدید ریسکپرهیزی (Risk-Off) و نگرانی عمیق از بیثباتی ژئوپلیتیک گسترده است. تهدیدات علیه ایران میتواند یکی از عوامل در این مجموعه باشد، اما به تنهایی توضیحدهنده کل ماجرا نیست. طلا دارد این پیام را میفرستد که سرمایهگذاران، احتمال وقوع یک شوک بزرگ سیستمی را که میتواند از یک نقطه بحرانی (مانند خاورمیانه) آغاز شود، جدی گرفتهاند.
پیشبینی مسیر طلا: قله بعدی کجاست؟
پیشبینی دقیق قیمت طلا غیرممکن است، اما میتوان بر اساس نیروهای محرک کنونی، سناریوها را ترسیم کرد.
عوامل حمایتی برای صعود بیشتر
-
چرخه کاهش نرخ بهره فدرال رزرو
مهمترین عامل. با کاهش نرخ بهره، هزینه فرصت نگهداری طلا (که سود متعلقه ندارد) کاهش مییابد و جذابیت آن بالا میرود.
-
ضعف مداوم دلار
بعلت وجود رابطه معکوس تاریخی.
-
تشدید تنشهای ژئوپلیتیک
هرگونه تشدید بحران، فشار خرید بیشتر ایجاد میکند.
- افزایش خرید توسط بانکهای مرکزی (به ویژه کشورهایی مانند هند، چین و روسیه که در حال کاهش وابستگی به دلار هستند).
-
نگرانی از بدهی بالای دولت آمریکا و تورم ساختاری
طلا به عنوان پوششی در برابر تورم.
عوامل اصلاحی یا محدودکننده
- بازگشت غافلگیرانه فدرال رزرو به موضع انقباضی (در صورت تشدید تورم).
- کاهش ناگهانی تنشهای ژئوپلیتیک (امید به صلح).
- قدرتمند شدن مجدد دلار.
- پروفسیتگیری (حذف سود) گسترده: پس از یک رشد سریع، معاملهگران ممکن است سود خود را نقد کنند.
- رشد قوی اقتصاد جهانی که تمایل به داراییهای ریسکی (سهام) را افزایش دهد.
پیشبینی سناریو-محور
-
سناریوی محتمل (صعود با نوسان)
تا زمانی که فدرال رزرو چرخه کاهش نرخ را آغاز نکرده و تنشهای ژئوپلیتیک فروکش نکرده، روند کلی صعودی باقی میماند. هدف بعدی روانی سطح ۵۵۰۰ دلار برای هر اونس خواهد بود. اما این مسیر خطی نیست و اصلاحات موقت (مثلاً بازگشت به محدوده ۵۰۰۰-۴۸۰۰ دلار) در آن محتمل است.
-
سناریوی خوشبینانه (صعود انفجاری)
در صورت وقوع یک رویداد ژئوپلیتیک بزرگ (مثلاً درگیری نظامی مستقیم)، قیمت میتواند مرزهای ۶۰۰۰ دلار و حتی بالاتر را نیز آزمایش کند.
-
سناریوی بدبینانه (اصلاح عمیق)
در صورت مصالحه ژئوپلیتیک و تأخیر طولانی در کاهش نرخ بهره توسط فدرال رزرو، ممکن است اصلاح قابل توجهی به سمت سطوح ۴۵۰۰ دلار رخ دهد.
فضای کنونی بیشتر از جنس سناریوی محتمل (صعود با نوسان) است. معاملهگران، همانگونه که در گزارش اشاره شد، باید با احتیاط و استراتژی کوتاهمدت عمل کنند و برای نوسانات شدید آماده باشند.
دلارِ بیروح: چرا سلطه ارز جهانی ضعیف میشود؟
سقوط شاخص دلار به پایینترین سطح چهار سال گذشته ناگهانی نیست و ریشه در چند تحول ساختاری و انتظاری دارد.
۱. تغییر انتظارات از سیاست پولی فدرال رزرو (مهمترین عامل)
- بازارها پیش از موعد، پایان چرخه افزایش نرخ بهره و آغاز چرخه کاهش نرخ را پیشبینی و در قیمتها لحاظ کردهاند.
- دادههای تورمی رو به کاهش و علائم کندی رشد اقتصادی آمریکا، این انتظار را تقویت میکند.
- کاهش نرخ بهره آمریکا = کاهش جذابیت نگهداری دلار برای کسب بازده از اوراق خزانه، و خروج سرمایه به سوی بازارهای دیگر.
۲. بهبود نسبی چشمانداز سایر اقتصادهای بزرگ
- اگر بانک مرکزی اروپا (ECB) یا بانک انگلیس (BoE) سیاست انقباضی خود را بیشتر حفظ کنند، اختلاف نرخ بهره به ضرر دلار تغییر میکند.
- تثبیت یا بهبود در اقتصاد چین نیز میتواند بر پولهای دیگر تأثیر مثبت بگذارد.
۳. نگرانیهای بلندمدت درباره بنیادهای اقتصاد آمریکا
- کسری بودجه و بدهی دولتی عظیم: سرمایهگذاران به تدریج نگران پایداری این روند هستند.
- سیاستهای تجاری و بیثباتی داخلی: این عوامل اعتماد بلندمدت به دلار را میخراشند.
۴. تلاش برای کاهش وابستگی جهانی به دلار (دلار زدایی=دِدالاریزاسیون)
حرکت برخی کشورها به سوی مبادلات دوجانبه با پول ملی و افزایش ذخایر طلا، اگرچه کند اما یک روند معنادار و روانی است. دلار نه تنها قربانی انتظارات از تغییر سیاست پولی شده، بلکه سوالات جدی درباره نقش بلندمدت آن به عنوان تنها پایه نظام مالی جهانی در حال مطرح شدن است.
رابطه معکوس یا رقص پیچیده؟ دلار و طلا در یک جهان جدید
رابطه تاریخی معکوس دلار و طلا (با ضعف دلار، طلا قوی میشود) امروز نیز برقرار است، اما در بستری پیچیدهتر.
۱. مکانیزم رابطه معکوس سنتی
قیمت طلا بر حسب دلار بیان میشود. با ضعیف شدن دلار، خرید طلا برای دارندگان سایر ارزها ارزانتر میشود و تقاضا افزایش مییابد. هر دو دارایی پناهگاه محسوب میشوند، اما در شرایط مختلف:
- دلار در رکودهای جهانیِ ناشی از شوکهای مالی
- طلا در دوران تورم، بیثباتی ژئوپلیتیک و بیاعتمادی به سیستم پولی.
۲. سناریوی کنونی: همگرایی نیروها به نفع طلا
آنچه امروز شاهدیم، یک "طوفان کامل" به نفع طلا است:
- عامل پولی (فدرال رزرو): انتظار کاهش نرخ بهره → تضعیف دلار → حمایت از طلا.
- عامل ریسک ژئوپلیتیک: افزایش نااطمینانی → تقویت تقاضا برای طلا به عنوان پناهگاه نهایی.
- عامل اطمینان سیستمی: نگرانی از بدهی آمریکا و تورم → طلا به عنوان ذخیره ارزش.
در این شرایط، هم ضعف دلار (به دلیل انتظارات پولی) و هم افزایش ریسکپرهیزی (به دلیل ژئوپلیتیک) همزمان به طلا کمک میکنند. این همسویی نادر، قدرت صعود بیسابقه اخیر را توضیح میدهد.
۳. استثناها و آینده رابطه
در صورت وقوع یک بحران شوک تورمی شدید در آمریکا، ممکن است فدرال رزرو مجبور به افزایش نرخ یا تاخیر در کاهش آن شود. این میتواند باعث تقویت موقت دلار و ایجاد فشار روی طلا شود، حتی اگر تنش ژئوپلیتیک بالا باشد (نبرد بین دو عامل پناهگاهی). در بلندمدت، اگر حرکت به سوی یک نظام چندقطبی پولی تشدید شود، طلا میتواند نقش واسطه بیطرف را بازی کند و رابطه ساده معکوس با دلار ممکن است کمرنگتر شود.
جهان در حال بازآرایی
سقوط دلار و صعود طلا، دو روی یک سکه هستند: سکه گذار به نظمی جدید. این تحولات تنها نوسان بازار نیست، بلکه نشانههایی از تغییرات عمیقتر است:
- پایان دوره سلطه بلامنازع سیاست پولی انقباضی فدرال رزرو به عنوان تنها بازیگر اصلی بازار.
- بازگشت ژئوپلیتیک به کانون معادلات مالی پس از دههها غلبه دیدگاههای جهانیسازی.
- بازنگری در مفهوم "دارایی امن". دلار همچنان قدرتمند است، اما طلا در حال بازیابی نقش سنتی خود به عنوان پناهگاه در برابر بیثباتی سیستم است.
- افزایش حساسیت و نوسان بازارها به اخبار سیاسی و نظامی.
آیا جنگ جهانی در راه است؟
طلا فریاد میزند که احتمال آن از هر زمان دیگری در دهههای اخیر بیشتر به نظر میرسد و سرمایهگذاران در حال بیمه کردن خود در برابر این احتمال هستند. تهدید علیه ایران میتواند جرقهای در یک بشکه باروت بزرگتر باشد. آینده نزدیک احتمالاً شاهد ادامه نوسانات شدید، با روند کلی صعودی برای طلا و ضعیف تا نوسانی برای دلار خواهد بود، تا زمانی که مسیر قطعی تورم و فدرال رزرو، و همچنین مسیر صلح یا جنگ در کانونهای بحران جهانی روشن شود. بازارها دیگر منتظر وقوع حوادث نمیمانند؛ آنها اکنون بر اساس احتمال وقوع فجایع قیمتگذاری میکنند. این، خود، نشانهای از عصری جدید و پرالتهاب است.