آسیانیوز ایران؛ سرویس ورزشی:
جهان کشتی ایران امروز شاهد یک نقلوانتقال جنجالی و تاریخی است. امیررضا معصومی، کشتیگیر جوان و پراستعداد سنگینوزن کشور، با امضای قراردادی رسمی، به تیم ملی کشتی آزاد جمهوری آذربایجان پیوست. این انتقال که پس از ماهها گمانهزنی و کشو قوس نهایی شده، واکنشهای مختلفی را در جامعه ورزشی ایران برانگیخته است. معصومی که نتوانسته بود در انتخابیهای تیم ملی ایران از سد امیرحسین زارع بگذرد، حالا راهی برای ادامه فعالیت بینالمللی خود یافته است. بر اساس گزارشها، معصومی ماهانه ۲۲ هزار دلار از فدراسیون کشتی جمهوری آذربایجان حقوق دریافت خواهد کرد. این مبلغ قابل توجه نشان از ارزش بالای این کشتیگیر جوان در دیدگاه مسئولان کشتی آذربایجان دارد.
با این حال، هنوز یک مانع قانونی سر راه معصومی وجود دارد. علیرضا دبیر، رییس فدراسیون کشتی ایران، هنوز رضایتنامه لازم برای حضور معصومی در تیم ملی آذربایجان را صادر نکرده است. بر اساس قوانین اتحادیه جهانی کشتی، اگر این رضایتنامه صادر نشود، معصومی تا اواسط سال ۲۰۲۷ (سه سال پس از آخرین کشتی در تیم ملی ایران) نمیتواند برای جمهوری آذربایجان روی تشک برود. البته او میتواند از سال ۲۰۲۶ در تمرینات این کشور شرکت کند. امیررضا معصومی، فرزند فردین معصومی، ستاره پیشین کشتی ایران است. این پیشینه خانوادگی بر حساسیت موضوع افزوده است. پدرش در سالهای گذشته از چهرههای درخشان کشتی ایران بود و حالا پسرش با پرچم کشور دیگری به میدان خواهد رفت. در آخرین رویارویی معصومی با امیرحسین زارع برای انتخاب شدن در تیم ملی، او به نتیجه دیدار معترض بود. این اعتراض و ناکامی در راهیابی به تیم ملی ایران، احتمالاً یکی از دلایل اصلی تصمیم او برای تغییر ملیت ورزشی بوده است. این انتقال، پرسشهای مهمی را درباره مدیریت استعدادیابی و حفظ نخبگان در کشتی ایران مطرح میکند. آیا سیستم کشتی ایران در حفظ استعدادهای جوان خود ناتوان است؟ یا این تنها یک تصمیم فردی برای پیشرفت ورزشی است؟ پاسخ به این پرسشها نیازمند بررسی عمیقتری است.
بررسی دلایل انتقال و بستر تصمیمگیری
انتقال امیررضا معصومی به آذربایجان را باید در چند بستر تحلیل کرد:
۱. مسائل ورزشی
معصومی نتوانست در رقابت با امیرحسین زارع، جایگاهی در تیم ملی ایران کسب کند. اعتراض او به نتیجه آخرین دیدار، نشان از نارضایتی عمیق از داوری یا فرآیند انتخاب داشت.
۲. عوامل مالی
حقوق ماهانه ۲۲ هزار دلاری (معادل حدود ۳ میلیارد و ۳۰۰ میلیون تومان با نرخ فعلی) انگیزه مالی قدرتمندی است که برای یک ورزشکار جوان غیرقابل چشمپوشی است.
۳. پیشینه خانوادگی
فرزند فردین معصومی بودن، هم مزیت است و هم فشار. از یک سو انتظارات بالا میرود، از سوی دیگر مقایسه با پدر دشوار است. شاید معصومی جوان احساس میکرد در سایه پدرش در ایران فرصت درخشش نمییابد.
۴. جذابیت آذربایجان
این کشور با سرمایهگذاری سنگین در کشتی، به یکی از قدرتهای جهانی تبدیل شده و برای جذب استعدادهای خارجی برنامه منسجمی دارد.
ترکیب این عوامل باعث شد معصومی، به رغم جوانی (۲۰ سال) و تعلق به خانوادهای کشتیدوست، تصمیم به ترک ایران بگیرد. این تصمیم بیشتر یک انتخاب استراتژیک ورزشی-مالی است تا یک اقدام احساسی.
تبعات قانونی و پروسه انتقال بینالمللی
بر اساس قوانین اتحادیه جهانی کشتی (UWW)، انتقال ورزشکاران بین کشورها تابع مقررات سختگیرانهایست.
۱. رضایتنامه فدراسیون مبدا
فدراسیون کشتی ایران باید رضایت کتبی خود را برای انتقال معصومی اعلام کند. عدم صدور این رضایتنامه بزرگترین مانع است.
۲. دوره انتظار سهساله
اگر رضایتنامه صادر نشود، معصومی باید سه سال از آخرین حضور در تیم ملی ایران بگذرد (تا اواسط ۲۰۲۷) تا بتواند برای آذربایجان مسابقه دهد. اما میتواند از سال ۲۰۲۶ در تمرینات شرکت کند.
۳. تابعیت
معصومی برای رقابت برای آذربایجان باید تابعیت این کشور را بگیرد یا اقامت دائم داشته باشد. این فرآیند نیز زمانبر است.
سکوت فدراسیون کشتی ایران در صدور رضایتنامه میتواند دلایل مختلفی داشته باشد: عدم تمایل به از دست دادن استعداد، انتظار برای مذاکره بهتر، یا مقاومت در برابر ایجاد یک رویه برای سایر کشتیگیران. تصمیم نهایی فدراسیون ایران میتواند سرنوشت این انتقال را رقم بزند.
تأثیر بر کشتی ایران و سیستم استعدادیابی
خروج معصومی زنگ خطری برای سیستم کشتی ایران است. این اتفاق نشان میدهد:
۱. ناتوانی در حفظ استعدادهای جوان
وقتی یک کشتیگیر ۲۰ ساله با پتانسیل بالا مجبور به ترک کشور میشود، یعنی سیستم نتوانسته او را نگه دارد.
۲. رقابت داخلی شدید
در وزنهای خاص مانند سنگینوزن، عمق استعدادها آنقدر زیاد است که برخی نخبگان فرصت درخشش نمییابند.
۳. جذابیت مالی رقبا
کشورهای ثروتمند حوزه کشتی مانند آذربایجان، روسیه و آمریکا میتوانند با پیشنهادهای مالی جذاب، بهترین استعدادهای ایران را جذب کنند.
این انتقال ممکن است به یک الگو تبدیل شود. اگر معصومی در آذربایجان موفق شود، ممکن است سایر کشتیگیران جوان ایرانی که در رقابت با نفرات اول تیم ملی ناکام میمانند، به فکر خروج بیفتند. این امر میتواند در بلندمدت به فرار مغزهای ورزشی منجر شود.
دیدگاه آذربایجان و استراتژی جذب استعداد
آذربایجان در دهه گذشته یک استراتژی نظاممند برای تبدیل شدن به ابرقدرت کشتی جهان در پیش گرفته است. بخشی از این استراتژی، جذب استعدادهای برتر از کشورهای دیگر است. آنها پیش از این نیز کشتیگیران ایرانی (مانند جمشید جمشیدپور) و سایر ملیتها را جذب کردهاند.
جذب معصومی برای آذربایجان چند مزیت دارد:
۱. دستیابی به یک استعداد جوان با پتانسیل بالا.
۲. ضربه زدن به رقیب منطقهای (ایران).
۳. تبلیغات برای جذب بیشتر استعدادها.
حقوق ۲۲ هزار دلاری نیز نشان میدهد آذربایجان حاضر است برای استعدادهای جوان سرمایهگذاری بلندمدت کند. این رویکرد با سیستم سنتی کشتی ایران که بیشتر بر پرورش داخلی تکیه دارد، در تضاد است.
سناریوهای پیش رو و راهکارهای مدیریت بحران
چند سناریو برای آینده این پرونده متصور است:
-
سناریوی اول: صدور رضایتنامه
فدراسیون کشتی ایران پس از مذاکره، رضایت میدهد. این کار میتواند همراه با دریافت غرامت یا توافق برای همکاریهای آتی باشد.
-
سناریوی دوم: عدم صدور رضایتنامه
فدراسیون مقاومت کند. در این حالت، معصومی تا ۲۰۲۷ در انتظار میماند و ممکن است از نظر روحی و ورزشی آسیب ببیند. این امر میتواند به دشمنی و شکایت قانونی بینجامد.
-
سناریوی سوم: مذاکره سهجانبه
فدراسیون ایران، آذربایجان و معصومی به توافقی برسند که مثلاً معصومی برای مسابقات خاصی در اختیار آذربایجان باشد یا به صورت قرضی انتقال یابد.
برای پیشگیری از تکرار چنین حوادثی، فدراسیون کشتی ایران باید:
۱. سیستم استعدادیابی و حمایت از جوانان را اصلاح کند.
۲. برای کشتیگیران پشتیبان برنامهریزی کند تا در صورت ناکامی در انتخابی، مسیر رشدشان مسدود نشود.
۳. از مشوقهای مالی و رفاهی برای نخبگان جوان استفاده کند.
در نهایت، انتقال معصومی یک توفان فکری برای مدیریت کشتی ایران است. این اتفاق نشان میدهد در دنیای مدرن ورزش، جنگ استعدادها واقعیتی انکارناپذیر است. کشتی ایران باید یا سیستم خود را به روز کند، یا شاهد خروج استعدادهای بیشتری در آینده باشد. تصمیم فدراسیون در قبال این پرونده، نشان خواهد داد کدام مسیر را انتخاب میکند.