آسیانیوز ایران؛ سرویس سیاسی:
در سیاست، هر استعفایی یک داستان دارد. داستانی که گاهی ساده و معمولی است و گاهی پر از ابهام و پرسش. استعفایی که امروز در مرکز توجه خبری قرار گرفت، از نوع دوم به نظر میرسد. صبح نهم دیماه ۱۴۰۴، فاطمه مهاجرانی، سخنگوی دولت، پشت تریبون نشست خبری هفتگی خود قرار گرفت. در میان پاسخهایش به سؤالات خبرنگاران، تأییدی صریح و در عین حال ناقص داد: بله، اصل استعفای مهدی سنایی، معاون سیاسی دفتر رئیسجمهور، درست است. اما این تأیید، به تنهایی هیچ ابهامی را برطرف نکرد. سخنگوی دولت بلافاصله افزود که درباره اینکه آیا این استعفا مورد پذیرش رئیسجمهور قرار گرفته یا نه، اطلاعی ندارد. این بیاطلاعی عجیب، خود داستان را جذابتر کرد. مهدی سنایی، چهرهای شناخته شده در دیپلماسی و سیاست داخلی ایران است. او سابقه سفارت ایران در روسیه، یکی از حساسترین پستهای دیپلماتیک کشور، را در کارنامه دارد و از آذرماه سال گذشته علاوه بر معاونت سیاسی دفتر رئیسجمهور، به عنوان مشاور سیاسی پزشکیان نیز منصوب شده بود.
حالا پرسش اینجاست: چرا یکی از نزدیکترین مشاوران سیاسی رئیسجمهور، در میانه راه استعفا میدهد؟ آیا این یک تغییر شخصی و عادی در کادر مدیریتی است یا نشانهای از اختلاف نظر یا نارضایتی در سطوح بالای حاکمیت؟ زمان این استعفا نیز به شدت مورد توجه تحلیلگران قرار گرفته است. این خبر درست در آستانه و همزمان با بروز اعتراضات اقتصادی و اعتصابات کسبه در برخی شهرهای کشور مطرح شده است. آیا این همزمانی، تصادفی است یا پیامی در خود دارد؟ در فضای سیاسی، استعفاهای اینچنینی میتواند به منزله عدم توافق بر سر شیوه مدیریت بحرانهای جاری، مانند ناآرامیهای اقتصادی، تفسیر شود. آیا سنایی نسبت به نحوه برخورد با این اعتراضات یا سیاستهای اقتصادی دولت نظر متفاوتی داشته است؟ تا زمانی که رئیسجمهور شخصاً درباره پذیرش یا رد این استعفا و دلایل پشت آن سخن نگوید، این ابهامات باقی خواهد ماند. در این گزارش، به بررسی ابعاد مختلف این استعفای ناگهانی و تحلیل پیامدهای احتمالی آن میپردازیم.
تحلیل شخصیت و سوابق مهدی سنایی؛ چرا استعفای او مهم است؟
مهدی سنایی تنها یک مدیر میانی نیست. او یک دیپلمات کارکشته و یک سیاستمدار با شبکه ارتباطی گسترده، به ویژه در محور رابطه با روسیه است. تصدی سفارت در مسکو در سالهای حساس، او را به یکی از چهرههای کلیدی در تنظیم روابط راهبردی ایران با یکی از مهمترین متحدانش تبدیل کرده بود. انتقال او از آن پست به معاونت سیاسی دفتر رئیسجمهور (و بعداً مشاورت سیاسی) نشان از اعتماد بالای پزشکیان به وی داشت. این پست، هسته مرکزی تحلیل سیاسی، مشاوره در امور داخلی و احتمالاً هماهنگی با جناحهای سیاسی را بر عهده دارد. استعفا از چنین موقعیتی، به هیچ وجه یک جابهجایی عادی اداری تفسیر نمیشود. سابقه او نشان میدهد فردی است که هم در عرصه بینالمللی و هم در کانون سیاست داخلی تجربه دارد. بنابراین، استعفای او میتواند هم ناشی از اختلاف نظر در مسائل داخلی (مانند مدیریت اعتراضات) باشد، هم در مسائل بینالمللی (مانند استراتژی کلی در قبال غرب یا روسیه). این گستره احتمالات، بر اهمیت و ابهام این استعفا میافزاید.
بررسی زمانبندی استعفا؛ ارتباط با فضای اعتراضی و اقتصادی کشور
همزمانی یا نزدیکی زمانی این استعفا با موج اخیر اعتراضات اقتصادی و اعتصابات کسبه، چشمگیرترین نکته در این ماجراست. در سیاست، زمانبندی یک استعفا یا انتصاب، خود یک پیام است. استعفا در اوج یک بحران اجتماعی-اقتصادی، معمولاً به معنای عدم مسئولیتپذیری در قبال آن بحران یا اعتراض به نحوه مدیریت آن است. این پرسش مطرح میشود که آیا سنایی نسبت به شیوه برخورد دولت یا نهادهای امنیتی با معترضان انتقاد داشته؟ یا شاید او طرفدار اتخاذ رویکردهای متفاوتی (مثلاً گفتوگو یا طرحهای اقتصادی فوریتر) بوده که مورد پذیرش قرار نگرفته است. استعفا میتواند آخرین ابزار اعتراض یک مشاور بلندپایه باشد وقتی صدایش شنیده نمیشود. از طرف دیگر، ممکن است این استعفا یک قربانی کردن نمادین برای آرام کردن فضا باشد. گاهی در سیستمهای سیاسی، برای نشان دادن عزم بر تغییر یا پاسخگویی به نارضایتیهای عمومی، یک مقام بلندپایه استعفا میدهد یا برکنار میشود. اما معمولاً در آن موارد، استعفا بلافاصله «پذیرفته» میشود، در حالی که در اینجا وضعیت معلق است.
واکنش معلق دولت؛ چرا سخنگو «بیاطلاع» است؟
اظهارات فاطمه مهاجرانی به عنوان سخنگوی دولت بسیار قابل تأمل بود.
- او استعفا را تأیید کرد، اما درباره سرنوشت آن (پذیرش/رد) اظهار بیاطلاعی نمود. این بیاطلاعی چند معنا میتواند داشته باشد: اول، اینکه واقعاً تصمیمی در دفتر رئیسجمهور گرفته نشده است. این نشان میدهد استعفا غافلگیرکننده بوده یا موضوع حساسی است که نیاز به تأمل دارد.
- دوم، ممکن است این بیاطلاعی، یک تاکتیک برای کماهمیت جلوه دادن موضوع یا به دست آوردن زمان باشد. دولت نمیخواهد با تأیید سریع پذیرش، بر اهمیت استعفا و احتمال وجود بحران تأکید کند. سوم، احتمال دارد اختلاف نظرهایی در بالاترین سطح درباره برخورد با این استعفا وجود داشته باشد.
- این عدم شفافیت، خود باعث دامن زدن به شایعات و تحلیلهای مختلف میشود. یک مدیریت ارتباطات بحران کارآمد، معمولاً یا بلافاصله استعفا را رد میکند، یا آن را میپذیرد و با یک توضیح کلی (مانند «به دلایل شخصی») از کنارش میگذرد. وضعیت معلق کنونی، نادر و حاکی از پیچیدگی اوضاع است.
تأثیر بر دیپلماسی و روابط با روسیه
با توجه به سابقه طولانی و تخصص سنایی در روابط با روسیه، استعفای او میتواند پیامهایی برای این رابطه استراتژیک داشته باشد. او احتمالاً یکی از معماران یا مجریان اصلی رویکرد نزدیکی به مسکو در دولت روحانی بوده است. خروج ناگهانی او ممکن است نشاندهنده تغییر یا تعدیل در این راهبرد باشد. آیا ممکن است اختلاف نظر بر سر عمق، سرعت یا جهت همکاری با روسیه (مثلاً در زمینه نظامی، اقتصادی یا در پروندههایی مانند اوکراین) وجود داشته باشد؟ یا شاید سنایی معتقد بوده که ایران باید در رابطه با روسیه موازنهگراتر عمل کند؟ پاسخ به این سؤالات دشوار است، اما بدون شک شرکای خارجی، به ویژه در مسکو، این استعفا را با دقت رصد و تحلیل خواهند کرد. این موضوع همچنین میتواند بر هماهنگی داخلی در سیاست خارجی تأثیر بگذارد. دفتر رئیسجمهور، وزارت خارجه و سپاه قدس، گاه دیدگاههای متفاوتی در روابط با قدرتها دارند. سنایی ممکن است نقش هماهنگکننده یا سوپاپ اطمینانی بین این نهادها بازی میکرده که فقدانش محسوس باشد.
سناریوهای آینده و پیامدهای داخلی
آینده این پرونده به تصمیم رئیسجمهور بستگی دارد.
- سناریوی اول: پذیرش استعفا. این به معنای قطع رابطه رسمی سنایی با کانون قدرت است. پس از آن، او ممکن است به سمت دیگری (مثلاً یک پست مشاورهای غیررسمی، یا بازگشت به دانشگاه) منتقل شود یا برای مدتی از انظار عمومی دور بماند. پذیرش استعفا، معمولاً نشانهای از وجود اختلاف اساسی است.
- سناریوی دوم: رد استعفا و قانع کردن او برای ماندن. این اقدام نشان میدهد رئیسجمهور به تجربه و حضور او نیاز دارد و ممکن است با وعده تعدیل در سیاستها یا دادن اختیارات بیشتر، او را متقاعد به بازگشت کند. این سناریو ثبات بیشتری نشان میدهد اما نیاز به پشتپردههای قوی دارد.
- سناریوی سوم: تعلیق طولانی. اگر تصمیمگیری به درازا بکشد، نشان از بنبست یا بیتفاوتی دارد. این وضعیت، هم به اعتبار سنایی لطمه میزند (به عنوان فردی که در وضعیت بلاتکلیف است) و هم به کارایی دفتر رئیسجمروه آسیب میرساند.
در هر صورت، این استعفا شکافی هرچند کوچک در بدنه سیاسی دولت نشان میدهد. در شرایطی که دولت با چالشهای اقتصادی جدی و ناآرامیهای اجتماعی روبروست، از دست دادن یک مشاور سیاسی ارشد، میتواند نشانهای از افزایش فشارها و تنشهای درونی باشد. نحوه مدیریت این استعفا، آزمونی برای انسجام داخلی دولت خواهد بود.