آسیانیوز ایران؛ سرویس سیاسی:
در حالی که ایران با یکی از پیچیدهترین بحرانهای تاریخ معاصر خود دستوپنجه نرم میکند، اعتراضات اخیر بازاریان و کسبه در شهرهای مختلف، زنگ خطر جدیدی برای حکومت جمهوری اسلامی به صدا درآورده است. این بار، نه دانشجویان و نه زنان معترض، بلکه بازاریان—که همواره از حامیان اصلی نظام به شمار میرفتند—با شعارهای ضدحکومتی به خیابانها آمدهاند. این پدیده تاریخی، یادآور نقش بازار در انقلاب مشروطه، نهضت ملی شدن نفت و انقلاب ۱۳۵۷ است؛ رویدادهایی که هر یک به تغییرات سیاسی عمیق انجامید. سقوط بیسابقه ارزش ریال، تورم افسارگسیخته و فشارهای معیشتی، بازاریان را به نقطه جوش رسانده است. در حالی که دولت و مجلس هنوز راهکاری برای کنترل بحران اقتصادی ارائه نکردهاند، اعتراضات از بازار تهران به سایر شهرهای بزرگ کشیده شده و نگرانی از تبدیل مطالبات اقتصادی به نارضایتی سیاسی را افزایش داده است. کارشناسان معتقدند، اگر این روند ادامه یابد، ممکن است به موج جدیدی از ناآرامیهای اجتماعی منجر شود.
بازار، که همواره به عنوان قلب اقتصادی و یکی از ارکان قدرت نظام شناخته میشد، اکنون به کانون اعتراضات تبدیل شده است. تحلیلگران بر این باورند که اگر بازاریان—که در گذشته از حامیان اصلی حکومت بودند—به صف معترضان بپیوندند، نظام با بحران مشروعیت جدی مواجه خواهد شد. این موضوع، یادآور نقش بازار در سرنگونی رژیم پهلوی و شکلگیری انقلاب اسلامی است. در حالی که اعتراضات همچنان ادامه دارد، تهدیدات خارجی نیز تشدید شده است. بنیامین نتانیاهو، نخستوزیر اسرائیل، با سفر به آمریکا و دیدار با دونالد ترامپ، در تلاش است تا واشنگتن را به اتخاذ مواضع تهاجمیتر علیه ایران متقاعد کند. این در حالی است که کارشناسان معتقدند، اسرائیل از ناآرامیهای داخلی ایران به عنوان فرصت استفاده خواهد کرد.
اقتصاد ایران در سراشیبی قرار دارد. تورم بیسابقه، بیکاری فزاینده و خشکسالی شدید، زندگی روزمره مردم را تحت تاثیر قرار داده است. دولت پزشکیان، که با وعده اصلاحات اقتصادی روی کار آمده بود، هنوز نتوانسته است راهکاری موثر برای کنترل بحران ارائه دهد. این در حالی است که مردم، با تحمل فشارهای اقتصادی، دیگر صبر خود را از دست دادهاند. در این شرایط، پرسش اصلی این است: آیا اعتراضات بازاریان میتواند به نقطه عطفی در تاریخ معاصر ایران تبدیل شود؟ آیا نظام جمهوری اسلامی، که با بحرانهای چندلایه اقتصادی، سیاسی و امنیتی روبهروست، توانایی مدیریت این موج جدید را دارد؟ و آیا خشم مردم، که دیگر به مطالبات اقتصادی محدود نمیشود، میتواند به تغییرات ساختاری منجر شود؟ این گزارش، به تحلیل عمیق بحرانهای کنونی ایران، نقش بازار در تحولات سیاسی، تهدیدات خارجی و آینده نظام جمهوری اسلامی میپردازد. با ما همراه باشید تا ببینیم آیا ایران در آستانه تغییرات بزرگ قرار دارد یا نه.
نقش تاریخی بازار در تحولات سیاسی ایران
بازار ایران همواره نقش کلیدی در تحولات سیاسی کشور ایفا کرده است. از اعتصاب بازاریان در سال ۱۹۰۵ که به انقلاب مشروطه انجامید، تا تعطیلی بازار در سال ۱۳۵۷ که به انقلاب اسلامی کمک کرد، بازار به عنوان یکی از ارکان قدرت اجتماعی و اقتصادی، توانسته است تغییرات سیاسی عمیقی را رقم بزند. این نقش تاریخی، بازار را به یکی از مهمترین بازیگران سیاسی در ایران تبدیل کرده است. در دهههای اخیر، بازار همواره از حامیان اصلی نظام جمهوری اسلامی بوده است. بازاریان، که اغلب مذهبی و محافظهکار هستند، در گذشته از نظام حمایت میکردند و حتی در زمانهای بحرانی، به عنوان پایگاه اجتماعی حکومت عمل میکردند. اما امروزه، با تشدید بحرانهای اقتصادی، این حمایت به شدت کاهش یافته و بازاریان به صف معترضان پیوستهاند. تحلیلگران معتقدند، اگر بازاریان—که در گذشته از حامیان اصلی حکومت بودند—به صف معترضان بپیوندند، نظام با بحران مشروعیت جدی مواجه خواهد شد. این موضوع، یادآور نقش بازار در سرنگونی رژیم پهلوی و شکلگیری انقلاب اسلامی است. بنابراین، اعتراضات اخیر بازاریان، میتواند به نقطه عطفی در تاریخ معاصر ایران تبدیل شود.
بحران اقتصادی و نقش آن در تشدید اعتراضات
اقتصاد ایران در سراشیبی قرار دارد. تورم بیسابقه، بیکاری فزاینده و سقوط ارزش ریال، زندگی روزمره مردم را تحت تاثیر قرار داده است. دولت پزشکیان، که با وعده اصلاحات اقتصادی روی کار آمده بود، هنوز نتوانسته است راهکاری موثر برای کنترل بحران ارائه دهد. این در حالی است که مردم، با تحمل فشارهای اقتصادی، دیگر صبر خود را از دست دادهاند. سقوط بیسابقه ارزش ریال، جرقه اعتراض بازاریان را زد. بازاریان، که با افزایش هزینهها و کاهش قدرت خرید روبهرو هستند، دیگر توانایی پرداخت اجارهها و هزینههای کسبوکار خود را ندارند. این موضوع، آنها را به خیابانها کشانده و شعارهای ضدحکومتی سر دادهاند. کارشناسان معتقدند، اگر این روند ادامه یابد، ممکن است به موج جدیدی از ناآرامیهای اجتماعی منجر شود. در این شرایط، پرسش اصلی این است: آیا دولت و مجلس توانایی کنترل بحران اقتصادی را دارند؟ آیا میتوان با اصلاحات ساختاری، از تشدید اعتراضات جلوگیری کرد؟ یا اینکه فشارهای اقتصادی، نظام را به سمت تغییرات سیاسی سوق خواهد داد؟ پاسخ به این پرسشها، آینده ایران را تعیین خواهد کرد.
تهدیدات خارجی و نقش اسرائیل در تشدید بحرانها
در حالی که اعتراضات داخلی ادامه دارد، تهدیدات خارجی نیز تشدید شده است. بنیامین نتانیاهو، نخستوزیر اسرائیل، با سفر به آمریکا و دیدار با دونالد ترامپ، در تلاش است تا واشنگتن را به اتخاذ مواضع تهاجمیتر علیه ایران متقاعد کند. این در حالی است که کارشناسان معتقدند، اسرائیل از ناآرامیهای داخلی ایران به عنوان فرصت استفاده خواهد کرد. نتانیاهو، که پیشتر بارها اعلام کرده بود برنامه هستهای ایران نابود شده است، اکنون بر موضوع موشکهای بالستیک ایران تمرکز کرده است. این تغییر استراتژی، نشاندهنده تلاش اسرائیل برای ساختن بهانهای تازه پس از فروپاشی استدلال هستهای است. ترامپ نیز پس از دیدار با نتانیاهو، هشدار داده است که اگر ایران دوباره خود را جمعوجور کند، آمریکا مجبور خواهد شد آن را زمینگیر کند. در این شرایط، پرسش این است: آیا اسرائیل از ناآرامیهای داخلی ایران برای حمله نظامی استفاده خواهد کرد؟ پاسخ به این پرسشها، آینده منطقه را تحت تاثیر قرار خواهد داد.