آسیانیوز ایران؛ سرویس ورزشی:
باز هم صدای سوت شروع بازی نزدیک میشود و باز هم موجی از هیجان و ابهام هواداران را در برمیگیرد. این بار اما، جنجال پیش از بازی، از خط دروازهها فراتر رفته و به صحنهای خستهکننده از مدیریت و شفافسازی تبدیل شده است. در کمتر از ۱۶ ساعت تا آغاز مهمترین بازی باقیمانده نیمفصل، چشمهای میلیونها طرفدار به استادیوم و صندلیهای خالیشده دوخته شده است. بازیای که قرار بود نمادی از اوج فوتبال ایران باشد، اکنون در هالهای از سوالات بزرگ فرو رفته است. ادعای رسمی فروش شصت هزار بلیت از زبان رییس فدراسیون فوتبال، در تضادی آشکار با صحنه واقعی بلیتفروشی الکترونیکی قرار گرفته است. هواداری که برای خرید بلیت اقدام میکند، با صحنهای عجیب روبرو میشود. از چهل جایگاه موجود در طبقه پایین استادیوم، تنها دوازده جایگاه آن هم به صورت پراکنده و در سکوهای محدود، قابل انتخاب هستند. این یعنی بخش عمدهای از ظرفیت اصلی، از دسترس هواداران معمولی خارج شده است.
تصور کنید در آستانه چنین رویداد بزرگی، با صفحۀ فروش بلیتی مواجه شوید که بیشتر گزینههای آن خاکستری و غیرفعال است. این صحنه نه تنها ناامیدکننده، بلکه پرسشبرانگیز است. سکوهایی که باید مملو از فریاد و هیجان باشند، اکنون در سکوت مجازی فرو رفتهاند. این سکوت، بلندتر از هر فریادی، از مشکلات پشت پرده خبر میدهد. آیا این محدودیت، دلیل فنی دارد؟ یا سیاستی از پیش طراحی شده است؟ و آیا آمار اعلام شده از فروش بلیت، با واقعیت همخوانی دارد؟ این پرسشها، ذهن هر طرفدار را به خود مشغول کرده است. اکنون، این ماجرا از یک مشکل ساده بلیتفروشی فراتر رفته و به آزمونی برای شفافیت و اعتماد در فوتبال ایران تبدیل شده است. آزمونی که نتیجه آن، بر آینده مدیریت مسابقات بزرگ نیز تاثیر خواهد گذاشت.
تحلیل مدیریت ظرفیت و توزیع بلیت
مدیریت ظرفیت استادیوم در مسابقات حساس، نیازمند برنامهریزی دقیق و شفاف است. محدود کردن دسترسی به تنها ۳۰ درصد از جایگاههای یک طبقه، بدون توضیح قانعکننده، نشان از ضعف در همین برنامهریزی یا تصمیمی عجولانه دارد. این اقدام میتواند به دلایل امنیتی یا فنی باشد، اما عدم اطلاعرسانی شفاف، به دامنزننده شایعات و نارضایتی تبدیل شده است. در شرایطی که تقاضا برای این بازی بسیار بالا است، این نوع توزیع محدود، نه تنها مشکل را حل نمیکند، بلکه بر التهاب پیش از بازی میافزاید. هواداران مجبور به رقابت بر سر تعداد کمی صندلی میشوند و این احساس کمبود، مصنوعی و مدیریتنشده به نظر میرسد. الگوی توزیع پراکنده نیز جای تامل دارد. آیا این پراکندگی، برای پر کردن یکنواخت استادیوم است؟ یا نشان میدهد که بخشهای زیادی از پیش به گروههای خاصی اختصاص یافته و تنها قسمتهای باقیمانده در اختیار عموم قرار گرفته است؟ این عدم وضوح، به اعتماد عمومی آسیب میزند.
شکاف بین آمار رسمی و واقعیت میدانی
ادعای فروش شصت هزار بلیت در تقابل مستقیم با صحنه خرید الکترونیکی قرار دارد. این تناقض چند تفسیر ممکن دارد: یا بلیتها خارج از سامانه رسمی و به روشهای دیگر فروخته شدهاند، یا آمار اعلامی، فروش به عوامل و سهامداران را شامل میشود و نه فقط فروش به هواداران عادی. این شکاف آمار، پدیدهای تازه در فوتبال ایران نیست، اما تکرار آن در دیداری به این مهمی، خطر بیاعتمادی مطلق هواداران به نهادهای متولی را افزایش میدهد. وقتی هوادار منبع رسمی را با چشمان خودش در تضاد ببیند، دیگر چه چیزی میتواند اعتماد او را جلب کند؟ شفافیت در آمار فروش بلیت، تنها یک عدد نیست، بلکه نشاندهنده سلامت فرآیندها و احترام به هوادار به عنوان اصلیترین سرمایه ورزش است. پنهانکاری یا اعلام آمارهای غیرواقعی، این سرمایه را به شدت مستهلک میکند.
تاثیرات روانی و اجتماعی بر هواداران و فضای بازی
هوادار فوتبال، تنها یک مصرفکننده بلیت نیست؛ او اصلیترین بازیگر صحنه فوتبال است. هنگامی که با موانع غیرمنطقی برای حضور روبرو شود، احساس طردشدگی و بیارزشی میکند. این احساس میتواند به نارضایتی عمیق و حتی رفتارهای غیرقابل پیشبینی منجر شود. فضای پیش از یک دربی بزرگ، به خودی خود هیجانی و حساس است. افزودن عامل تنشزایی مانند کمبود یا مدیریت غیرشفاف بلیت، مانند ریختن بنزین روی آتش است. این موضوع میتواند انرژی هواداران را از هیجان مثبت ورزشی به سمت خشم و اعتراض سوق دهد. احساس فریبخوردگی هواداران، ممکن است حتی بر عملکرد بازیکنان نیز تاثیر غیرمستقیم بگذارد. آنها در نهایت برای همان هواداران بازی میکنند و اگر فضای استادیوم به دلیل این جنجالها تحت تاثیر قرار گیرد، کیفیت نمایش ورزشی نیز کاهش خواهد یافت.
چالشهای فنی و زیرساختی سامانههای بلیتفروشی
سامانه بلیتفروشی الکترونیکی، ویترین دسترسی مردم به رویدادهاست. غیرفعال نشان دادن بخش عمدهای از صندلیها میتواند نشانی از مشکلات فنی، از جمله عدم یکپارچگی با سامانههای سهمیهبندی، ظرفیتسنجی اشتباه، یا حتی باگهای نرمافزاری باشد. اگر مشکل فنی باشد، سوال اینجاست که چرا تستهای لازم پیش از شروع فروش برای بازیای با این حجم تقاضا انجام نشده است؟ این امر نشان میدهد که اولویتبندی برای رفع نواقص فنی، آنطور که باید جدی گرفته نمیشود. از طرفی، ممکن است این محدودیت عمدی و برای اختصاص بلیت به کانالهای دیگر (مانند باشگاهها، نهادهای مرتبط و ...) باشد. در این حالت، سامانه الکترونیکی تنها بخش کوچکی از فروش واقعی را نمایش میدهد و این یعنی ناکارآمدی این سامانه به عنوان ابزار اصلی توزیع عادلانه.
پیامدهای بلندمدت برای اعتبار مسابقات و مدیریت فوتبال
تکرار چنین حواشیای، اعتماد عمومی به برگزاری مسابقات بزرگ را از بین میبرد. هواداران به مرور از پیگیری برای خرید بلیت منصرف شده و به دنبال راههای غیررسمی خواهند رفت یا کلا از حضور در استادیوم چشمپوشی خواهند کرد. این موضوع، درآمد پایدار ناشی از فروش بلیت را نیز تحت الشعاع قرار میدهد. وقتی فرآیند رسمی، پاسخگوی تقاضا نباشد، بازار سیاه رونق میگیرد و درآمدها به جیب دلالان میرود. در نهایت، این اتفاقات، تصویر مدیریت فوتبال کشور را در اذهان تخریب میکند. توانایی سازماندهی یک رویداد ورزشی به سادگی و شفافیت، معیاری برای سنجش کارآمدی مدیران است. عدم موفقیت در این آزمون ساده، بر قضاوت درباره سایر بخشهای پیچیدهتر مدیریت فوتبال نیز سایه میاندازد.