آسیانیوز ایران؛ سرویس سیاسی:
یک فعال رسانهای و دانشگاهی بار دیگر با اظهارنظری جنجالی در مرکز توجه قرار گرفته است. رامین شریفیزارچی، عضو هیئت علمی دانشگاه، که پیشتر به دلیل مواضعش در فضای مجازی طی اعتراضات ۱۴۰۱ با اقدامات انضباطی روبرو شده بود، اخیراً در یک بیان صریح اعلام کرد: «علی خامنهای رهبر من نیست!».
این اظهار نظر، واکنش تندی را از سوی خبرگزاری تسنیم برانگیخت. این رسانه در گزارشی مفصل، به انتشار جزئیات نامهای پرداخت که به ادعای آن، شریفیزارچی در پی فروکش کردن اعتراضات و به منظور بازگشت به دانشگاه، خطاب به رهبر انقلاب نوشته بود. تسنیم در این گزارش مدعی شده است که خطاب او در آن نامه، «متواضعانه و به رهبر انقلاب (مدظلهالعالی)» بوده و در آن درخواست بازگشت به دانشگاه را مطرح کرده بود. این خبرگزاری نوشت که پس از این نامه، آیت الله خامنه ای دستور داده تا اقدامات گذشته وی نادیده گرفته شده و از ظرفیت او دوباره در دانشگاه استفاده شود. این رسانه در ادامه، با کنار هم گذاشتن متن آن نامه ادعایی و اظهار نظر اخیر شریفیزارچی، تغییر موضع او را «نمکنشناسی» و نشانهای از «سرگردانی هویتی» توصیف کرده است. تسنیم حتی ادعا کرده که «برخی جریانهای ضدانقلاب نیز به این رفتار واکنش منفی نشان دادهاند».
این گزارش حاکی از آن است که شریفیزارچی در سال ۱۴۰۱ به عنوان یکی از فعالان فضای مجازی در جریان اعتراضات، با تنبیه انضباطی وزارت علوم و دانشگاه شریف مواجه شده بود. پس از آن و به گفته تسنیم، با نوشتن نامهای به رهبری و دریافت عفو، امکان بازگشت به محیط دانشگاهی برایش فراهم شد. اکنون اما، اظهار نظر صریح اخیر او مبنی بر عدم پذیرش رهبری، این پرسشها را به وجود آورده که آیا این تغییر موضع، نشانه تحول فکری عمیقتر است یا صرفاً واکنشی به شرایط جدید؟
از سوی دیگر، افشای متن نامه قبلی توسط رسانه نزدیک به نهادهای حاکمیتی، میتواند تلاشی برای بیاعتبار کردن وی در نظر مخاطبان خاص باشد. این اتفاق در فضای سیاسی و رسانهای ایران، بار دیگر نشان میدهد که تغییر مواضع و به ویژه انتقاد صریح از بالاترین مقام کشور، میتواند به سرعت به یک بحران رسانهای و شخصی تبدیل شود. در چنین فضایی، گذشته افراد به عنوان ابزاری برای تأیید یا تکذیب حال آنان مورد استناد قرار میگیرد. واکنشهای بعدی به این ماجرا، هم از سوی شخص شریفیزارچی و هم از جانب دیگر جریانهای فکری، میتواند نشاندهنده عمق شکافها و نیز خطقرمزهای گفتمانی در فضای عمومی ایران باشد.
استراتژی رسانهای تسنیم و هدف از افشای نامه
استراتژی تسنیم در این گزارش، مبتنی بر «تقابل دو روایت از یک فرد» است. قراردادن نامه ادعایی (با لحن متواضعانه و درخواستآمیز) در مقابل اظهار نظر صریح و قطعی اخیر، هدف قرار دادن «اعتبار» و «ثبات فکری» شریفیزارچی است. این روش کلاسیک، تلاش برای ایجاد تناقض در ذهن مخاطب است. هدف اصلی، احتمالاً نه خود شریفیزارچی، بلکه «خطکشی» و ارسال پیام به سایر نخبگان یا منتقدان مشابه است. پیام این است: تغییر مواضع و انتقاد صریح، میتواند با افشای گذشتهای که ممکن است با موضع فعلی در تضاد باشد، پاسخ داده شود و هزینه اجتماعی داشته باشد. این گزارش همچنین سعی دارد تغییر موضع را نه برآمده از یک تحول ایدئولوژیک یا عقلی، بلکه ناشی از «منفعتطلبی شخصی» و «بیثباتی هویتی» نشان دهد. برچسب «نمکنشناسی» حاوی بار اخلاقی سنگینی است که فرد را نه به عنوان یک صاحباندیشه، که به عنوان فردی غیرقابل اعتماد معرفی میکند.
بررسی پیام ضمنی درباره «مکانیسم بخشش و بازگشت»
گزارش به صورت ضمنی به یک «مکانیسم غیررسمی اما مؤثر» اشاره میکند: راه حل مشکلات اداری یا قضایی برخی منتقدان از طریق نامهنگاری مستقیم با رهبری و دریافت دستور عفو یا چشمپوشی. این، هم نشاندهنده نفوذ و قدرت رهبری در حل مسائل خرد است، هم حاکی از وجود مجرایی فرادستگاهی برای حلوفصل موارد خاص. با افشای این مورد خاص، رسانه پیام دوگانهای میفرستد: از یک سو «بزرگواری» نظام و رهبری در بخشش خطاکاران را به نمایش میگذارد، و از سوی دیگر هشدار میدهد که این لطف میتواند در صورت «ناسپاسی» پس گرفته شده یا علیه فرد استفاده شود. این، ایجاد یک رابطه ارباب-رعیتی نمادین در عرصه عمومی است. این روایت، استقلال نهادهای دانشگاهی و قضایی را تحت الشعاع قرار میدهد. زیرا تصمیم نهایی درباره یک عضو هیئت علمی نه توسط دانشگاه، بلکه توسط مقامی فراتر و بر اساس یک درخواست شخصی تغییر میکند.
تحلیل گفتمان «وفاداری» و «ناسپاسی» در ادبیات سیاسی حاکم
برچسب «نمکنشناسی» در ادبیات سیاسی-فرهنگی ایران بار معنایی قدرتمندی دارد. این اصطلاح، رابطه فرد با نظام یا رهبری را نه یک رابطه قراردادی-شهروندی یا مبتنی بر ایدئولوژی، بلکه به مثابه یک رابطه «نعمتدهنده» و «منعمگیرنده» ترسیم میکند که در آن، حق نقد و تغییر موضع به رسمیت شناخته نمیشود. در این گفتمان، «رهبر» مرجع نهایی لطف و مجازات است و افراد «مدیون» این لطف هستند. بنابراین، هرگونه تغییر موضع یا انتقاد، پیش از آنکه یک حق سیاسی یا تحول فکری باشد، یک «گناه اخلاقی» (ناسپاسی) تلقی میشود. این چارچوب، هرگونه مخالفت یا عدم شناسایی را از حیطه عقلانیت سیاسی خارج و به حیطه اخلاق شخصی (ناسپاس، بیوفا، سرگردان) منتقل میکند. در نتیجه، به جای پاسخ استدلالی به انتقاد، به شخصیتزدایی از منتقد میپردازد.
واکنش «جریانهای ضدانقلاب» به عنوان یک عنصر روایی
ادعای تسنیم مبنی بر واکنش منفی «برخی جریانهای ضدانقلاب» به تغییر موضع شریفیزارچی، یک تاکتیک روایی پیشرفتهتر است. این کار چند هدف دارد: اول، نشان دادن که رفتار او حتی از دید مخالفان نیز غیرقابل دفاع است؛ دوم، قطع کردن راه پشیمانی احتمالی و بازگشت او به دامن جریانهای منتقد؛ سوم، منزوی کردن او از هر دو سو. این ادعا (صرف نظر از درستی یا نادرستی) سعی دارد شریفیزارچی را به عنوان فردی کاملاً تنها و بیپشتیبان، هم در داخل و هم در خارج، تصویر کند. این تصویر، هشداری ضمنی به دیگران است که تغییر مواضع ممکن است به قیمت انزوای کامل تمام شود. از سوی دیگر، این ادعا ممکن است واقعی باشد. برخی جریانهای تندرو مخالف نیز ممکن است تغییر مواضع سریع و نمایشی را ناشی از فرصتطلبی بدانند و به آن اعتماد نکنند. این امر، پیچیدگی فضای سیاسی ایران را نشان میدهد.
آینده این ماجرا و پیامدهای آن برای فضای گفتمانی
اگر شریفیزارچی پاسخی به این گزارش ندهد یا نتواند تناقض ظاهری را توضیح دهد، ممکن است در میان بخشی از افکار عمومی (چه موافق، چه مخالف) اعتبار خود را از دست بدهد. فضای رسانهای علیه او میتواند شدت یابد. از طرف دیگر، اگر او بتواند پاسخ مستدلی ارائه دهد (مثلاً توضیح دهد که نامه تحت فشار یا برای هدف خاصی نوشته شده، یا اینکه تحول فکری واقعی داشته)، ممکن است این حمله نتیجه معکوس داده و به او به عنوان نماد مقاومت در برابر فشار برای یکسانسازی عقیده اعتبار ببخشد. در سطح کلان، این ماجرا فضای گفتگو را بیشتر سمی و شخصیمحور میکند. به جای بحث درباره ایدهها، تمرکز بر گذشته افراد و انگیزههای شخصی آنان معطوف میشود. این امر اعتماد عمومی را کاهش داده و گفتگوی ملی را دشوارتر میسازد.