آسیانیوز ایران؛ سرویس سیاسی:
در فضای به شدت قطبی سیاست ایران، گاه یک توئیت میتواند جرقهای برای جنجالی بزرگ شود. این بار نوبت به علی لاریجانی، رییس سابق مجلس و از چهرههای سرشناس اصولگرا رسید که با انتشار توئیتی، واکنش تندی به اظهارات اخیر دونالد ترامپ نشان دهد. لاریجانی در توئیت خود نوشت که با موضعگیری مقامات اسرائیلی و ترامپ، «پشت صحنه ماجرا روشن شد». او تأکید کرد که مواضع «کسبه معترض» از «عوامل تخریبگر» جدا است و به ترامپ هشدار داد که دخالت آمریکا در امور داخلی ایران «برابر است با به هم ریختگی کل منطقه و هدر رفتن منافع آمریکا». این توئیت که در آن لاریجانی خطاب به مردم آمریکا نیز گفت «ماجراجویی را ترامپ شروع کرد. مراقب سربازان خود باشند»، به سرعت در فضای مجازی منتشر شد و واکنشهای مختلفی را برانگیخت. اما یکی از تندترین واکنشها از سوی علی شریفی زارچی، از فعالان رسانهای و سیاسی، صورت گرفت. او در پاسخ مستقیم به لاریجانی، با لحنی تند و طعنهآمیز توئیت کرد: «به نشانه اعتراض به تهدید ترامپ، بفرمایید دخترتان که از ۱۳سال پیش در آمریکا مشغول به خدمت است، بلافاصله به ایران برگردد!!!!»
این اشاره مستقیم به حضور طولانیمدت فرزند لاریجانی در ایالات متحده، بحث قدیمی اما همیشه داغ «دوگانگی رفتار سیاسیون و خانوادههایشان» را یک بار دیگر در کانون توجه قرار داد. موضوعی که در سالهای گذشته نیز بارها علیه برخی چهرههای سیاسی — از جناحهای مختلف — مطرح شده است. پاسخ شریفی زارچی، چند لایه دارد: اول، تلاش برای بیاعتبار کردن موضع لاریجانی با اشاره به این دوگانگی. دوم، به چالش کشیدن صداقت او در مخالفت با آمریکا وقتی که فرزندش سالهاست در آن کشور زندگی و کار میکند. سوم، استفاده از این موضوع برای تحریک احساسات عمومی علیه طبقه سیاسی حاکم. این تبادل توئیتی، شکاف عمیقتر در فضای سیاسی ایران را نیز نشان میدهد. حتی در میان جریان اصولگرا — که لاریجانی از چهرههای شاخص آن است — منتقدان تندی وجود دارند که از هیچ فرصتی برای به چالش کشیدن رقبا یا حتی همجناحان خود دریغ نمیکنند. سؤال اساسی که این ماجرا مطرح میکند این است: آیا چنین حملات شخصی — که تمرکز را از موضوع اصلی (دخالت خارجی) به زندگی شخصی افراد معطوف میکند — به نفع فضای سیاسی کشور است؟ یا این که تنها به عمیقتر شدن شکافها و کاهش اعتماد عمومی به تمام نخبگان سیاسی میانجامد؟ پاسخ به این پرسش، چالشی برای جامعه ایران است.
تحلیل محتوای توئیت لاریجانی و اهداف آن
توئیت علی لاریجانی چند هدف مشخص دارد:
- اول، تفکیک بین ناراضیان اقتصادی و اجتماعی (کسبه معترض) از آنچه او «عوامل تخریبگر» مینامد. این تفکیک، تلاشی برای جلوگیری از یکپارچه دیدن مخالفان و حفظ امکان گفتوگو با بخشی از معترضان است.
- دوم، ارسال هشدار مستقیم به دونالد ترامپ و توسط او به تصمیمگیران آمریکایی. لاریجانی با اشاره به «به هم ریختگی کل منطقه»، در واقع از منطق بازدارندگی استفاده میکند: هزینه دخالت برای آمریکا بیشتر از سود آن خواهد بود.
- سوم، مخاطب قرار دادن مردم آمریکا و تلاش برای ایجاد فشار از پایین به بالا علیه سیاستهای احتمالی مداخلهجویانه ترامپ. این بخش نشان میدهد که لاریجانی به دنبال تاثیرگذاری بر افکار عمومی غرب نیز هست.
این توئیت در کل، موضعی حسابشده و دیپلماتیک در قالب هشدار است که از یک چهره سیاسی با سابقه انتظار میرود.
بررسی منطق حمله شریفی زارچی و تاکتیک مورد استفاده
پاسخ شریفی زارچی نمونه کلاسیک از تاکتیک «به چالش کشیدن صداقت» در مباحث سیاسی است. او استدلال میکند که اگر لاریجانی واقعاً مخالف آمریکا و نگران دخالت آن است، چرا اجازه میدهد فرزندش در آن کشور زندگی کند؟ این حمله چند مزیت برای منتقد دارد:
- اول، ساده و قابل درک برای توده مردم است.
- دوم، شخصی کردن بحث و منحرف کردن توجه از استدلالهای سیاسی به زندگی خصوصی فرد.
- سوم، استفاده از احساسات عمومی که ممکن است نسبت به «ویژهخواری» یا «دوگانگی معیار» نخبگان حساس باشند.
واکاوی مسئله حضور خانواده چهرههای سیاسی در خارج و بازتاب اجتماعی آن
بحث حضور فرزندان و نزدیکان مقامات ایرانی در کشورهای غربی — به ویژه آمریکا — یکی از حساسترین موضوعات در فضای سیاسی ایران است. این موضوع بارها توسط جناحهای رقیب علیه یکدیگر استفاده شده است. از دید منتقدان، این حضور نشانه «عدم اعتماد به سیستم»، «دورویی» یا «تمایل به فرار از شرایطی است که خود در ایجاد آن نقش دارند» است. این نگاه، به ویژه در شرایط اقتصادی دشوار، میتواند خشم عمومی را برانگیزد. از سوی دیگر، مدافعان استدلال میکنند که انتخاب محل زندگی فرزندان، یک تصمیم شخصی و مربوط به آزادی فردی است و نباید به عنوان ابزار سیاسی مورد استفاده قرار گیرد. همچنین، ممکن است این حضور برای تحصیل، کار یا ازدواج باشد که لزوماً سیاسی نیست. با این حال، در کشوری که سالهاست در تقابل ایدئولوژیک با غرب قرار دارد، این موضوع همواره بار سیاسی سنگینی داشته و خواهد داشت.
تحلیل تأثیر این مجادله بر فضای سیاسی داخلی و تصویر بینالمللی
این تبادل توئیتی، بیشتر از آنکه بر آمریکا تأثیر بگذارد، بر فضای داخلی ایران اثر میگذارد. از یک سو، موضع لاریجانی — که خواهان تفکیک معترضان و هشدار به خارج است — ممکن است توسط برخی به عنوان موضعی معتدل و منطقی دیده شود. از سوی دیگر، پاسخ شریفی زارچی ممکن است در بین بخشی از جامعه که از وضعیت موجود ناراضی هستند، طنینانداز شود و به بیاعتمادی بیشتر به طبقه سیاسی دامن بزند. این شکاف درونجناحی نیز نشان میدهد که اصولگرایان یکپارچه نیستند. در سطح بینالمللی، این مجادله ممکن است به عنوان نشانهای از اختلافات داخلی و ضعف انسجام نخبگان حاکم تفسیر شود.
جمعبندی و پیامدهای احتمالی
این ماجرا دو پیامد اصلی دارد:
- اول، احتمال تشدید حملات شخصی بین جریانهای سیاسی و درون جناحها. اگر چنین تاکتیکی موفق ارزیابی شود، دیگران نیز از آن استفاده خواهند کرد که به کاهش ادب سیاسی و عمقبخشی به بحثها میانجامد.
- دوم، ممکن است باعث شود برخی چهرههای سیاسی در ابراز مواضع صریح ضدغربی محتاطتر شوند، مبادا که زندگی شخصی آنان هدف حمله قرار گیرد. این میتواند به خودسانسوری و کاهش صداقت بیشتری در بیان مواضع بینجامد.
در بلندمدت، راه حل این معضل، یا شفافسازی کامل خانوادههای تمام مقامات (که بعید است) یا تغییر فرهنگ سیاسی به سمتی است که در آن زندگی شخصی از مواضع سیاسی جدا شود. اما در شرایط کنونی ایران، به نظر میرسد این موضوع همچنان به عنوان سلاحی سیاسی مورد استفاده قرار خواهد گرفت. در نهایت، این مجادله نشان میدهد که در عصر فضای مجازی، حتی یک توئیت کوتاه میتواند به میدانی برای جنگ سیاسی تبدیل شود. مدیریت این فضا، نیازمند خرد جمعی و حفظ حداقلهای اخلاق گفتوگو است.