آسیانیوز ایران؛ سرویس فرهنگی هنری:
دکتر محمود دهقانی - سال ها پیش در مادرید اسپانیا، سوغاتی دوستی برای جشن زادروزم درچهارم دیماه که مصادف با بیست و پنجم دسامبر زادروز مسیح است، کتابِ « در قلمرو موسیقی» نوشته محمود خوشنام بود. چیزی نگذشت در ماهنامه فارسی روزگار نو چاپ پاریس نقدی از سوی قاسم طالب زاده رئیس پیشین هنرستان عالی موسیقی تهران نوشته شد. هرچند من محمود دهقانی موسیقیدان نبوده وتاکنون هیچگونه سازی برای نواختن به دست نگرفته ام ولی تا جایی به این هنر دلبستگی دارم که بدون شنیدن موسیقی حتا نمی توانم چیزی بنویسم. اما بدون رودرواسی نمی دانم موسیقی ایرانی پس از انقلاب بهمن که برای من صدای برخی از سازهای آن از جمله تار وکمانچه بسیار دلنشین است را باید «موسیقی ملی» بنامم یا «موسیقی اصیل» یا «موسیقی سنتی؟».
درگذشته تاریخیِ روزگاری که دسترسی به فضای مجازی نبود با سفر سازنوازان به کشورهای پیرامون ایران موسیقی ملت ها در هم آمیخته و عربی، ارمنی، پارسی و ترکی ... دَرهَم می شد. پس از آن و تا روزگار امروز نیز جنگ و دعوا در می گیرد و هریک ادعا دارند که این موسیقی از آنِ من است. اما در روزگار کنونی و با گسترش صنعت الکترونیک و سازهای پیشرفته و همچنین با سر برون آوردن «هوش مصنوعی» تکلیف موسیقی ایران برای آنکه شنونده بداند اصیل است یا ملی و یا سنتی چه می شود؟
در میان ایرانیان برون مرز با شادروان مهندس عبدالحمید اشراق که بنیانگذار نخستین مجله موزیک و مجله معماری ایران بود، همیشه تلفنی در تماس بودم. پس از آنکه از مادرید اسپانیا به سیدنی استرالیا کوچ کردم،گروه دوستداران دانشنامه «ایرانیکا» در اقیانوسیه را با پیشنهاد ایشان همراه دوستانی در سیدنی به ثبت رساندیم و در میان کتاب هایی که مهندس اشراق می فرستاد مقالات و کتاب های موسیقی و معماری هم برایم فرستاده می شد. کتاب «در قلمرو موسیقی» در 252 صفحه در کشور سوئد به چاپ رسیده است. قاسم طالب زاده رئیس هنرستان عالی موسیقی تهران نیز بر آن کتاب نقدی نوشت. اما سرانجام معلوم نشد موسیقی ملی و یا سنتی ایران کدام است؟
موسیقی در ایران به ویژه در این تقسیم بندی مورد گفتگوی پس از انقلاب نیز آنچنان مافیایی شد که صد یاد دولار فروشان میدان فردوسی بخیر.اما نباید از این حقیقت دور شد که خوشبختانه موسیقی نوازان چیره دستی به ویژه در گستره تار ، سه تار و کمانچه نیز هست که آبروی موسیقی ایران را حفظ کرده اند. کسانی هم هستند که تجربی چیزی فرا گرفته و صدای سازی را به گوش شنونده ای اگر دستگیرشان شود می رسانند. نباید از نظر دور داشت که اگر فرهنگ ملی ما ایرانیان پس از یورش عرب دستخوش دگرگونی هایی شده، در گستره موسیقی نیز دگرگونی ها فراوان رخ داده است. اگر دنباله معماری را پس از یورش عرب و سر برون آوردن دگرگونی در معماری ایرانیان ، معماری اسلامی و آن هم نه معماری مذهبی می نامند موسیقی سنتی هم خیلی آسان می تواند با هر نامی ، نامیده شود. پیش از انقلاب گفتگوی پژوهشگران و موسیقیدانان خودی و بجز خودی در باره روزگار ساسانیان با نگاره های جرز و آوارهای باستانی ساسانیان ازجمله منوچهری و باربدی انگشت می نهادند. بنابراین معماری کاخ تخت جمشید و آثار باستانی سراسر کشور، کتاب های پُر برگی از پیشینه موسیقی ایران روزگار کهن به دست می دهند.
بدون گمراهی می توان پنداشت که جرز و آوارهای بازمانده از روزگار ساسانی سرچشمه پُر ارزشی از ریشه موسیقی ملی ما را نشان می دهد. کاوش دو باستانشناس یکی «دلو گاز» Delu gaz و «هلن جی کانتور» H.G.Kantor و همچنین سنگ نگاره ای که پیشینه موسیقی در ایران را به سه هزار سال پیش از زادروز مسیح می داند ارزشمندند . بنابراین نگاره های گلدان های باز مانده که رقاصان و نوازندگان ایرانی را نشان می دهند قابل اعتناست . برخی نیز سنت هزار و پانصد ساله سرچشمه موسیقی « اصیل» را در گاته های ذردشت و «الحان باربدی» جستجو می کنند. نباید فراموش کرد که دروازه پژوهش برای هر موضوعی بر پژوهشگران باز است. پایان کار پژوهش زمانی فرا می رسد که دیگر برای گفتن حرفی در میان نباشد.
در نقد قاسم طالب زاده و بخشی از کتاب « در قلمرو موسیقی» نوشته محمود خوشنام لغزش هایی به ویژه در باره یورش عرب و دگرگونی مذهبی تا به امروز بی پاسخ مانده و نوشته شده: « با تهاجم اعراب، شاهنشاهی ساسانی به همه شکوه و اقتدارش فرو پاشید، خلیفه جای پادشاه نشست و آئیین تازه جانشین دین کهن گردید. همه نهادهای سیاسی و اجتماعی زیر و رو شد.قبیله غالب آنچه را که با آئیین تازه اش سازگاری نداشت از میان برداشت...».
تا اینجای کار ایشان حق دارند چنین بیندیشند. اما پژوهش ها حتی نشان می دهندکه اعراب از کشورهای مغلوب مصر و اسپانیا و ایران درس هم فرا گرفتند. میله های آتش که راهنمای راه کاروان ها در شب روزگار ساسانیان بود مورد پسند اعراب برای مناره مسجد قرار گرفت وگرنه خانه پیامبر اسلام که بلال حبشی بر فراز آن اذان می گفت از ریشه مناره نداشت و حتا در روزگار صفوی هم که شیخ لطف الله لبنانی در نقش جهان اصفهان مسجد بدون مناره ساخت چون ایشان آن مسجد را برای خانواده دربار شاه عباس یکم ساخت و کسان دیگری برای عبادت به آنجا نمی آمدند.
آقای طالب زاده در نقد خود به خوشنام که نوشته است: « آیا اسلام اجازه گفتگو در باره موسیقی را به کسی می داد، آیا بجز صدای نوحه و یا بانگ موذن ، نوایی و آوازی بگوش می رسید» (روزگار نو ص 84). در اینجا از دکتر مهدی برکشلی درکتابی به نام موسیقی فارابی که از طرف شورای عالی فرهنگ و هنر به چاپ رسید در صفحه 23 آن کتاب نقل می شود :« هیچیک از این مستشرقین مدارک شایسته ای از موسیقی عرب پیش از اسلام ارائه نمی دهند تا بطور وضوح معلوم دارند که منشاء و اساس آن کجاست». ( روزگار نو ص 84). ... « تعجب اینجاست، با اینکه بیشتر این دانشمندان پس از جستجوی فراوان معترف شده اند که در واقع پایه و اساس موسیقی عرب همان موسیقی زمان ساسانیان است (صفحه 21 کتاب فارابی) در صورتی که قبول داشته باشیم موسیقی عرب را موسیقیدانانی چون ابراهیم و اسحق موصلی که خانواده ای از ری بودندو به بارگاه خلفای عباسی راه یافته و آن موسیقی را پایه نهادند... در جای دیگری نوشته شده: « به جرات می توان گفت با همه سنت قابل استنادی که پشتوانه موسیقی سنتی امروز بشمار می آید، در همین صد و بیست سی سال اخیر شکل گرفته است...».
در حاشیه:
- الف: محمود خوشنام ، زاده 6 اردیبهشت ۱۳۱۴ تهران و درگذشته 24 اسفند ۱۳۹۹ در آلمان است. شادروان محمود خوشنام پیش از انقلاب ۱۳۵۷ سردبیر ماهنامه رودکی (نشریهای در زمینه موسیقی، هنر و ادبیات) بود. او مدتی نیز سردبیر مجله موسیقی بود. محمود خوشنام نوشتار پژوهشی بسیاری در زمینه موسیقی ایرانی بهویژه موسیقی سنتی ایران به چاپ رساندهاست.
- ب: ماهنامه روزگار نو امرداد و شهریور، دفتر پنجم سال بیستم شماره مسلسل 229 چاپ فرانسه به سردبیری اسمعیل پوروالی نوشته می شد. شادروان پوروالی از هر شماره پس از چاپ، نسخه ای به کتابخانه دانشگاه تهران پست می کرد.