به گزارش آسیانیوز ایران ؛ در روزهای اخیر، ویدیویی در شبکههای اجتماعی دستبهدست شده که ادعا میکند «در بخش نظامی فرودگاه مهرآباد» دو هواپیما مستقر هستند: یک هواپیمای ترابری روسی Antonov An-124 و یک «جت اختصاصی رهبر جمهوری اسلامی» که گویا برای «پرواز اضطراری و فرار علی خامنهای به مسکو» آماده شده است. ادعا بهدلیل حساسیت سیاسی و امنیتی، نیازمند راستیآزمایی مبتنی بر شواهد تصویری، تطبیق مکانی (Geolocation) و شناسایی هواگرد (Aircraft Identification) است.
۱) منشأ ادعا و مسئله اصلی فکتچک
روایت غالبِ همراه ویدیو دو بخش دارد:
- اول، ادعای مکانی: صحنه «قطعاً مهرآباد» و «بخش نظامی» آن است.
- دوم، ادعای هویتی: هواپیمای بزرگ «قطعاً An-124-100» و هواپیمای کوچک «جت اختصاصی رهبر» است و این ترکیب نشاندهنده «آمادهباش برای خروج اضطراری به روسیه» است.
از منظر فکتچک، حتی اگر یک ویدیو واقعاً در مهرآباد ضبط شده باشد، نتیجهگیری «فرار به مسکو» بدون دادههای تکمیلی (ثبت پرواز، NOTAM مرتبط، دادههای راداری/ADS-B، اسناد رسمی یا شواهد میدانی معتبر) یک جهش روایی است. بنابراین ابتدا باید خودِ ویدیو از نظر اصالت مکانی و اصالت بصری سنجیده شود و سپس وارد شناسایی هواپیماها شد.
۲) تطبیق مکانی: چرا صحنه با مهرآباد همخوانی ندارد؟
مهمترین بخش راستیآزمایی، تطبیق جزئیات ثابت صحنه با تصاویر قابل اتکا از مهرآباد است: برج کنترل، چیدمان ساختمانهای اطراف، فاصلهها، محورهای دید و نسبتها.
الف) معماری برج کنترل (Control Tower)
در ویدیو، برج مراقبت با پایه، نسبت ارتفاع به قطر، و جزئیات بدنه/کابین برج نمایش داده میشود. مقایسه این الگو با تصاویر مستند از برجهای مهرآباد (قدیمی و جدید) نشان میدهد این فرم و نسبتها با مهرآباد تطابق ندارد. نمونههای تصویری از برج مراقبت مهرآباد در آرشیوهای عکاسی هوانوردی و نیز رسانههای تخصصی هوانوردی منتشر شده و شکل کلی برجها در آنها قابل مشاهده و قیاس است.
ب) چیدمان ساختمانها و زاویه دید
در ویدیو، جایگیری ساختمانها، مسیرهای دسترسی، فاصلهها تا رمپ و نحوه قرارگیری تأسیسات پیرامونی بهگونهای است که با الگوی شناختهشده ژئومتری رمپها و سطوح عملیاتی مهرآباد همخوانی ندارد. در فکتچکهای OSINT معمولاً اگر یک صحنه واقعاً متعلق به یک فرودگاه مشخص باشد، با چند نشانه ثابت (layout، الگوی سولهها، مسیرهای سرویس، موقعیت برج نسبت به رمپ) میتوان آن را روی نقشه/ماهواره تثبیت کرد؛ اما در این مورد، چنین تثبیتی پشتیبانی نمیشود.
حتی پیش از ورود به شناسایی هواپیما، ادعای «این صحنه مهرآباد است» شواهد کافی ندارد و تناقضهای معماری و چیدمانی، احتمال برداشت نادرست یا ساختگی بودن لوکیشن را بالا میبرد.
۳) شناسایی هواپیمای بزرگ: آیا واقعاً Antonov An-124 است؟
در ادعا گفته میشود هواپیمای بزرگ «Antonov An-124-100» است. An-124 از بزرگترین هواپیماهای ترابری سنگین جهان است و مشخصههای ظاهری نسبتاً متمایزی دارد؛ از جمله ابعاد کلی، آرایش دم و سکان، فرم دماغه و کابین، و نسبتهای بدنه. مشخصات ابعادی و ویژگیهای کلی این هواگرد در منابع رسمی و نیمهرسمی (از جمله معرفینامه سازنده/اپراتور و دادههای فنی منتشرشده) در دسترس است.
اما در ویدیو:
- «زاویه و کیفیت» به شکلی است که اجازه نمیدهد چند نشانۀ کلیدی An-124 (آنطور که برای شناسایی قطعی لازم است) با قطعیت دیده و اندازهگیری شود.
- برخی نسبتهای بدنه/جزئیات قابل مشاهده بهطور کامل با الگوهای رایجِ تصاویر مرجع An-124 همخوانی قطعی ارائه نمیکند.
در بهترین حالت میتوان گفت «هواپیمای بزرگ شبیه یک ترابری سنگین است»، اما تعیین قطعی آن بهعنوان An-124-100 با اتکای صرف به این ویدیو قابل دفاع نیست. این دقیقاً نقطهای است که در بسیاری از جعلها رخ میدهد: از یک «شباهت کلی» به «قطعیت هویتی» جهش داده میشود.
۴) شناسایی هواپیمای کوچک: آیا «جت اختصاصی رهبر» قابل تأیید است؟
بخش دوم ادعا روی «جت اختصاصی رهبر» تکیه دارد. حتی اگر درباره مالکیت و مأموریت پرواز هیچ دادهای در دست نباشد، خودِ هواگرد را میتوان از نظر تیپ (Type) با نشانههای بدنه بررسی کرد: تعداد و آرایش پنجرهها، طول بدنه، محل بال و موتور، و فرم دم.
در ویدیو ادعا میشود هواپیمای کوچک با بیزنسجتهای شناختهشده ناوگان تشریفات جمهوری اسلامی (مانند Dassault Falcon 50 یا Falcon 900) همخوان است. اما بررسی «آرایش پنجرهها» و تناسبات کلی، با الگوهای رایج فالکونها سازگاری روشن نشان نمیدهد. برای نمونه، در منابع شناسایی و دادههای مشخصاتی، درباره Falcon 50 به پنجرههای کابین و الگوهای مشخص بدنه اشاره شده است.
با این حال، آنچه در ویدیو دیده میشود، با این الگوها تطبیق قانعکنندهای ارائه نمیکند و بنابراین «اختصاصی بودن» یا حتی «فالکون بودن» هواگرد کوچک نیز قابل اثبات نیست.
۵) ناسازگاری مقیاس و تجهیزات: تانکر سوخت و نسبتها
یکی از نشانههای مهم در تشخیص ساختگی بودن ویدیوهای فرودگاهی، مقیاس تجهیزات زمینی در کنار هواگردهاست؛ مانند تانکر سوخترسان، خودروهای رمپ، نردبانها و فنسها. در این ویدیو، نسبت اندازه تانکر سوخت کنار هواپیمای کوچک و همچنین نسبت برخی اشیای محیطی با ابعاد معمول تجهیزات فرودگاهی، ناسازگار گزارش شده است. این نوع خطا در ویدیوهای تولیدشده یا بازسازیشده (CGI/AI) رایج است؛ چون مدلساز یا مولد تصویری، مقیاس را بهصورت «قابل قبول برای چشم غیرمتخصص» تنظیم میکند، اما در قیاس دقیق با استانداردهای رمپ فرودگاهی و اندازه بیزنسجتها، خطا آشکار میشود.
۶) نشانههای بصریِ ساختگی: فنس، محوشدگی و ناپدید شدن اشیاء
یکی دیگر از محورهای کلیدی این فکتچک، رفتار بصری عناصر نزدیک به دوربین است:
- محوشدگی یکنواخت فنس در پیشزمینه و عدم رفتار طبیعیِ عمق میدان (Depth of Field)
- ناپدید شدن یا تغییر ناگهانی خودروها یا اشیای کوچک در حرکت
- یکنواختی بافتها و الگوهای تکرارشونده که میتواند با بازتولید دیجیتال یا تولید مبتنی بر هوش مصنوعی همخوان باشد
این نشانهها بهتنهایی «حکم قطعی» برای AI نیست، اما در کنار عدم تطبیق مکانی و مشکل شناسایی قطعی هواگردها، وزن شواهد را به سمت «عدم اصالت» میبرد.
۷) ارزیابی ادعای نهایی: «آمادهباش اضطراری برای فرار به مسکو»
حتی اگر فرض شود (بر خلاف شواهد) صحنه واقعاً مهرآباد است و یک هواپیمای سنگین روسی هم حضور دارد، نتیجهگیری «پرواز فرار خامنهای به مسکو» نیازمند شواهد مستقلی است: دادههای ردیابی پرواز، شواهد لجستیکی، منابع معتبر چندگانه، یا اسناد رسمی. در محتوای منتشرشده همراه این ویدیو، چنین شواهد مستقلی ارائه نشده و کل روایت بر «تعبیر» از یک تصویر مبهم بنا شده است. این دقیقاً همان الگوی رایج در شایعات پرریسک سیاسی است: تصویر مبهم + روایت قطعی + نتیجهگیری بزرگ.
نتیجهگیری فکتچک
با توجه به:
- عدم تطبیق معماری برج کنترل با مهرآباد،
- عدم تطبیق چیدمان و زاویه دید با ژئولوکیشن واقعی،
- نبود شناسایی قطعی An-124-100،
- عدم تطابق هواپیمای کوچک با الگوهای شناختهشده بیزنسجتهای مورد ادعا،
- ناسازگاری مقیاس تجهیزات زمینی،
- و نشانههای بصریِ ناسازگار با ویدیوی واقعی،
اصالت ویدیو بهشدت زیر سؤال است و ادعای «استقرار پرواز اضطراری برای فرار خامنهای به مسکو» بر پایه این ویدیو تأیید نمیشود.
حـکم نهایی: این ویدیو و ادعای منتسب به آن نـادرست است.