چهارشنبه / ۱ بهمن ۱۴۰۴ / ۲۳:۳۴
کد خبر: 36125
گزارشگر: 548
۲۷
۰
۰
۱
با بولدوزرهای از رده خارج و قطعی برق، ادعای استخراج از اعماق زمین شبیه فانتزی است، نه برنامه!

رویای شکست‌خورده وزارت صمت: وعده حفاری ۳۰۰۰ متری با لودرهای اسقاطی!

رویای شکست‌خورده وزارت صمت: وعده حفاری ۳۰۰۰ متری با لودرهای اسقاطی!
وزارت صنعت، معدن و تجارت در حالی از برنامه حفاری و استخراج از اعماق ۲۰۰۰ تا ۳۰۰۰ متری زمین خبر می‌دهد که ناوگان معدنی کشور حتی برای معادن سطحی فرسوده و زمین‌گیر است. گزارش‌ها حاکی از آن است که لودرهای اسقاط، قطعی برق و بی‌ثباتی قوانین، عملیاتی بودن این وعده را زیر سؤال برده و آن را به یک «جاه‌طلبی کاغذی» تشبیه می‌کنند. معاون وزیر صمت نیز به پنهان‌کاری بخش خصوصی در اظهار ذخایر اعتراف کرده که نشان از شکست سیاست‌های نظارتی دارد.

آسیانیوز ایران؛ سرویس اقتصادی:

در حالی که صنعت معدن ایران روی زمین با مشکلاتی مثل فرسودگی شدید ماشین‌آلات، کمبود قطعات یدکی، قطعی برق و نبود امنیت سرمایه‌گذاری دست و پنجه نرم می‌کند، وزارت صنعت، معدن و تجارت وعده‌ای بلندپروازانه داده است: انتقال جبهه کاری معادن به اعماق ۲۰۰۰ تا ۳۰۰۰ متری زمین! این وعده زمانی داده می‌شود که ناوگان معدنی کشور حتی برای استخراج از معادن سطحی هم به شدت فرسوده است. لودرها و بلدوزرهای از رده خارج، بخشی از واقعیت تلخ این صنعت هستند.

معاون وزیر صمت از حفاری‌های انجام‌شده در این اعماق و دستیابی به ذخایر جدید سخن گفته، اما سوال اینجاست: آیا زیرساخت‌های لازم برای تحقق این رویا وجود دارد؟ یا این فقط یک «فرار رو به جلو» برای پوشش ناکامی‌های موجود است؟ بخش خصوصی، موتور محرک اصلی این طرح، با چالش‌های عمیقی روبرو است. تغییرات مداوم قوانین، نوسان حقوق دولتی معادن، و عوارض صادراتی غیرقابل پیش‌بینی، امنیت سرمایه‌گذاری را از بین برده است. حتی اگر معدنی در عمق ۳۰۰۰ متری کشف شود، استخراج آن نیازمند انرژی فراوان است. در شرایطی که قطعی برق و گاز به بخش صنعت و معدن لطمه می‌زند، چگونه می‌توان به تامین انرژی پایدار برای معادن عمیق امیدوار بود؟

نکته تاسف‌بارتر، اعتراف معاون وزیر به پنهان‌کاری بخش خصوصی در اظهار ذخایر معدنی است. این نشان می‌دهد سیستم نظارتی و قوانین مالیاتی به گونه‌ای است که معدن‌کاران را به سمت عدم شفافیت سوق می‌دهد. در چنین شرایطی، وعده دستیابی به ذخایر میلیاردی در اعماق زمین، بیش از آنکه یک برنامه عملیاتی باشد، شبیه به یک «جاه‌طلبی کاغذی» یا «فانتزی تکنولوژیک» به نظر می‌رسد. این گزارش به واکاوی شکاف عمیق بین وعده‌های بلندپروازانه و واقعیت‌های تلخ صنعت معدن ایران می‌پردازد و این پرسش اساسی را مطرح می‌کند: آیا این طرح به توسعه واقعی می‌انجامد یا فقط به «خام‌فروشی عمیق‌تر» منجر خواهد شد؟

تضاد فاحش بین آرمان‌های کاغذی و واقعیت‌های زمینی

طرح انتقال به معادن عمیق، نماد بارز یک «توسعه نامتوازن» یا «جهش بدون پایه» است. در حالی که وزارت صمت از عمق ۳۰۰۰ متری سخن می‌گوید، زیرساخت‌های حیاتی در سطح زمین فروپاشیده است. ناوگان فرسوده: میانگین سن ماشین‌آلات معدنی در ایران بسیار بالا است. تحریم‌ها، دسترسی به قطعات یدکی و ماشین‌آلات نو را تقریباً ناممکن کرده است. وعده عملیات در اعماق، نیازمند حفارهای پیشرفته، سیستم‌های تهویه قوی و ماشین‌آلات ویژه است که حتی در سطح هم مشابه آن وجود ندارد. کمبود انرژی: معادن عمیق مصرف انرژی بسیار بالایی دارند. قطعی‌های مکرر برق و گاز، که خود ناشی از مدیریت ناکارآمد است، هرگونه برنامه ریزی بلندمدت برای معادن عمیق را غیرممکن می‌سازد. این تضاد، نشان از نبود نگاه سیستمی و برنامه‌ریزی واقع‌بینانه دارد.

بحران اعتماد بخش خصوصی: از قوانین متغیر تا پنهان‌کاری اجباری

معاون وزیر به نکته کلیدی اشاره کرده: بخش خصوصی قبلاً «سعی می‌کرد ماده معدنی را کمتر اظهار کند». این یک شکست سه‌جانبه است:

  1. شکست نظارتی (دولت نتوانسته برآورد درستی از ذخایر داشته باشد)،
  2. شکست قانونی (قوانین مالیاتی و حقوق دولتی آن‌چنان سنگین یا غیرشفاف است که انگیزه تقلب ایجاد می‌کند)
  3. شکست اعتمادی.

وقتی قوانین مرتباً تغییر می‌کند و عوارض صادراتی یک‌شبه وضع می‌شود، سرمایه‌گذار هرگز حاضر نیست سرمایه کلان و ریسک بالای اکتشاف عمیق را بپذیرد. او ترجیح می‌دهد با کمترین هزینه از معدن سطحی برداشت کند و در صورت امکان، سود خود را خارج از کشور سرمایه‌گذاری کند. وعده معادن عمیق، بدون ایجاد «امنیت مالکیت» و «ثبات حقوقی»، پوچ و توخالی است.

معمای انرژی: چگونه در تاریکی عمق ۳۰۰۰ متری نور تولید کنیم؟

استخراج از اعماق، یک عملیات فوق‌انرژی‌بر است. سیستم‌های تهویه برای تأمین هوای تازه و خنک‌کردن دما (که با عمق به شدت افزایش می‌یابد)، پمپاژ آب‌های زیرزمینی، روشنایی، و خود عمل حفاری و حمل‌ونقل، به برق پایدار و عظیمی نیاز دارند. شبکه برق ایران حتی در تأمین نیازهای سطحی دچار مشکل است. همچنین، بسیاری از معادن در مناطق دورافتاده قرار دارند که دسترسی به شبکه برق سراسری ضعیف است. وعده معادن عمیق بدون یک برنامه جامع و سرمایه‌گذاری کلان در بخش تولید و توزیع انرژی، نه تنها غیرعملی، بلکه خطرناک است؛ زیرا ممکن است به قطعی‌های گسترده‌تر در سایر بخش‌ها بینجامد.

خام‌فروشی عمیق‌تر: آیا هدف واقعی ارزش‌افزوده است؟

حتی در خوشبینانه‌ترین سناریو و با فرض کشف ذخایر عظیم در عمق، یک پرسش بنیادی باقی می‌ماند: آیا قرار است این مواد خام عمیق نیز مانند ذخایر سطحی، خام فروخته شوند؟ چرخ صنایع پایین‌دستی (فرآوری) در کشور لنگ می‌زند. اگر هدف صرفاً افزایش حجم استخراج مواد خام برای صادرات باشد، این طرح نه یک برنامه توسعه، که یک «خام‌فروشی عمیق‌تر و پرهزینه‌تر» است. این استراتژی در بلندمدت کشور را بیش از پیش وابسته به نوسانات قیمت جهانی مواد خام می‌کند و فرصت ایجاد اشتغال و ارزش افزوده بالا را از بین می‌برد. وزارت صمت باید پاسخ دهد که برنامه همزمان برای توسعه صنایع فرآوری و زنجیره ارزش چیست.

راهکار واقع‌بینانه: درمان بیماری‌های سطحی قبل از جراحی عمیق

به جای سرمایه‌گذاری ذهنی و مالی روی پروژه‌های بلندپروازانه و پرهزینه معادن عمیق، اولویت وزارت صمت باید درمان بیماری‌های مزمن صنعت معدن در سطح زمین باشد:

۱. نوسازی ناوگان

ایجاد سازوکار برای واردات یا تولید داخلی ماشین‌آلات و قطعات با همکاری بخش خصوصی.

۲. ثبات‌بخشی قوانین

تصویب و پایبندی به یک قانون معادن شفاف، پایدار و مشوق سرمایه‌گذاری بلندمدت.

۳. تأمین انرژی پایدار

تعامل با وزارت نیرو برای تضمین برق و گاز صنایع معدنی حیاتی.

۴. مبارزه با فساد و شفاف‌سازی

ایجاد سامانه‌ای شفاف برای اظهار و نظارت بر ذخایر و تولید.

۵. توسعه زنجیره ارزش

تشویق و حمایت از احداث کارخانه‌های فرآوری در کنار معادن.

تنها پس از حل این مشکلات زیرساختی و ایجاد اعتماد می‌توان به پروژه‌های پیچیده‌ای مانند معادن عمیق فکر کرد. در غیر این صورت، این وعده‌ها فقط «جاه‌طلبی کاغذی» دیگری در پرونده ناکامی‌های اقتصادی خواهد بود.

https://www.asianewsiran.com/u/igj
اخبار مرتبط
یک عضو کمیسیون صنایع و معادن مجلس از مذاکرات جمهوری اسلامی با طالبان برای حضور در اکتشاف و بهره‌برداری معادن افغانستان خبر داد.
این مقاله یک مرور جامع بر جدیدترین معادن کشف‌شده در ایران است؛ معادنی که بخش مهمی از آن‌ها در استان‌های سیستان و بلوچستان و یزد قرار دارند. کشف ۷ هزار تن آنتیموان—به‌عنوان یک شبه‌فلز استراتژیک و کمیاب—در کنار چندین معدن جدید مس، طلا و سنگ‌آهن، می‌تواند ایران را به یکی از بازیگران اصلی بازارهای جهانی فلزات تبدیل کند.
کاظم عاشوری گیلده در این مقاله به بررسی موقعیت استراتژیک عناصر خاک‌های کمیاب در اقتصاد جهانی پرداخته است. به باور او، چین با کنترل ۶۹ درصد از تولید و ۸۵ درصد از فرآوری این مواد، موقعیت انحصاری در این حوزه به دست آورده است. ایران با برخورداری از ذخایر قابل توجه، به ویژه در استان یزد با ۱۲۵ میلیون تن ذخیره، در آستانه یک فرصت تاریخی قرار دارد. اما تبدیل این ظرفیت به فرصت نیازمند عبور از چالش‌های متعدد است. این تحلیل، راهکارهای عملی برای حضور فعال ایران در زنجیره ارزش خاک‌های کمیاب ارائه می‌دهد و بر ضرورت ایجاد صنایع تکمیلی و فناوری‌های کاربردی تأکید می‌کند.
آسیانیوز ایران هیچگونه مسولیتی در قبال نظرات کاربران ندارد.
تعداد کاراکتر باقیمانده: 1000
نظر خود را وارد کنید