آسیانیوز ایران؛ سرویس علم و تکنولوژی:
در دنیایی که هر ثانیه میلیونها داده رد و بدل میشود، قطع کردن اینترنت شاید به نظر یک راهحل سریع برای کنترل بحران بیاید. اما آیا این ابزار، دیگر کارایی خود را از دست داده است؟ یکی از چهرههای پیشین سیاستگذاری فضای مجازی کشور، پیشبینی جسورانهای کرده که ممکن است آینده این حوزه را متحول کند. پیشبینی که بر پایان عمر یک ابزار متداول تأکید دارد. «فیروز آبادی»، دبیر اسبق شورای عالی فضای مجازی، معتقد است که فضای مجازی و ارتباطات، امروز به لوازم ضروری و غیرقابل انکار زندگی بدل شدهاند. وی با اشاره مستقیم به ابزار قطع ارتباطات، اعلام کرده که به نظر میرسد این روش، حداکثر برای دو یا سه سال دیگر در اختیار حکومتها خواهد بود. پس از آن، منسوخ میشود.
این اعلام، یک هشدار استراتژیک به شمار میآید. هشداری که میگوید دولتها و حکومتها باید برای دوران پسا-قطع اینترنت، از هم اکنون چارهاندیشی کنند. فیروزآبادی بر این باور است که دولت و حکومت ناگزیرند راهحلهایی بیابند که بدون قطع پیامک، ارتباطات بینالملل یا پلتفرمهای داخلی، بتوانند مسائل و بحرانهای امنیتی خود را مدیریت کنند. او حتی یک گام فراتر مینهد و صراحتاً اعلام میکند که «سیاست فیلترینگ، سیاست موفقی نبوده است.» این بیان، نقطه عطفی در نگاه یک مسئول سابق به یکی از بحثبرانگیزترین سیاستهای حوزه فضای مجازی است. حال این پرسش مطرح میشود که اگر قطع اینترنت و فیلترینگ گسترده، راهحلهای کارآمد و آیندهداری نیستند، جایگزین آنها چه خواهد بود؟ آینده مدیریت فضای مجازی و امنیت ملی در عصر فراگیری ارتباطات، بر چه محوری خواهد چرخید؟ این گزارش به تحلیل این پیشبینی مهم و پیامدهای آن میپردازد.
ضرورت انکارناپذیر فضای مجازی در زندگی مدرن
نخستین پایه تحلیل سخنان فیروز آبادی، تأکید بر ذاتی شدن فضای مجازی و ارتباطات در ساختار زندگی فردی و اجتماعی است. امروز، این فضا تنها یک ابزار تفریح یا ارتباط ساده نیست؛ بلکه بستری برای اقتصاد، آموزش، سلامت، خدمات اداری و تعاملات اجتماعی است. قطع اینترنت، به معنای مختل کردن این ارکان حیاتی است. اقتصاد دیجیتال متوقف میشود، کسبوکارهای آنلاین از دسترسی به مشتری محروم میشوند، دانشآموزان و دانشجویان از کلاسهای مجازی بازمیمانند و حتی سیستمهای پرداخت و بانکی با اختلال مواجه میشوند. این هزینههای اجتماعی و اقتصادی آنچنان سنگین شدهاند که ادامه استفاده از ابزار قطع اینترنت را برای هر حاکمیتی پرهزینه و غیرمنطقی میسازد. بنابراین، پذیرش این "ضرورت" نخستین گام در طراحی هر سیاست جایگزین است.
زوال فناورانه و اقتصادی ابزار قطع اینترنت
پیشبینی آبادی مبنی بر منسوخ شدن قطع اینترنت در افق دو تا سه ساله، تنها یک تحلیل سیاسی نیست، بلکه ریشه در تحولات فناورانه و اقتصادی دارد. از یک سو، گسترش فناوریهای ارتباطی نوین مانند ماهوارههای اینترنتی کممداری (مثل استارلینک)، راهاندازی شبکههای متعدد ارتباطی و افزایش دسترسی به فیلترشکنهای قدرتمند، کارایی قطع اینترنت متمرکز را به شدت کاهش میدهد. از سوی دیگر، وابستگی روزافزون اقتصاد ملی و بینالمللی به جریان داده، فشار نهادهای اقتصادی داخلی و خارجی برای حفظ اتصال دائم را افزایش میدهد. این فشارها میتواند به حدی برسد که هزینههای سیاسی و اقتصادی قطع اینترنت، از منافع ادعاشده آن پیشی بگیرد و آن را به ابزاری غیرقابل استفاده تبدیل کند.
ناکارآمدی ذاتی سیاست فیلترینگ گسترده
اعتراف صریح آبادی به عدم موفقیت سیاست فیلترینگ، نقطه عطفی در ادبیات برخی کارشناسان حوزه حکمرانی فضای مجازی است. فیلترینگ گسترده و غیرهوشمند، با چالشهای متعددی روبرو است: اول، دور زدن آن با ابزارهای ساده فنی همواره ممکن است. دوم، احساس محرومیت و نارضایتی در کاربران را تشدید میکند. سوم، به توسعه ناقص و انحصاری پلتفرمهای داخلی دامن میزند و رقابتپذیری و کیفیت آنها را کاهش میدهد. چهارم، دسترسی به دانش، فناوری و تعامل سازنده با جامعه جهانی را محدود میسازد. این ناکارآمدیها سبب شده تا حتی در میان تصمیمگیران، این اجماع نسبی شکل بگیرد که فیلترینگ به شکل سنتی آن پاسخگوی نیازهای امنیتی، فرهنگی و اقتصادی نیست و باید به دنبال الگوهای هوشمندانهتر و مشارکتجویانهتری بود.
جستوجوی راهحلهای جایگزین برای مدیریت امنیت
پیشنهاد کلیدی آبادی، یافتن راهحلهایی است که امنیت را بدون قطع سراسری ارتباطات تأمین کند. این راهحلها احتمالاً در چند حوزه قابل جستوجو هستند: نخست، مدیریت محتوایی هوشمند و هدفمند به جای مسدودسازی سراسری، با استفاده از فناوریهای تشخیص و نظارت پیشرفته. دوم، تقریب و ارتقای پلتفرمهای داخلی به گونهای که رقابت با پلتفرمهای خارجی را از سر بگذرانند و انگیزه کاربر برای استفاده داوطلبانه از آنها افزایش یابد. سوم، دیپلماسی فعال فضای مجازی برای مذاکره با شرکتهای بزرگ فناوری و ایجاد چارچوبهای توافقی برای رعایت مقررات داخلی کشورها. چهارم، توانمندسازی نهادهای قانونی و قضایی برای برخورد مؤثر با تولید و انتشار محتوای مجرمانه، بدون نیاز به مختل کردن دسترسی عمومی. این راهحلها نیازمند سرمایهگذاری در فناوری، حقوق و دیپلماسی است.
گذار به پارادایم جدید حکمرانی در فضای مجازی
سخنان فیروز آبادی را میتوان نشانهای از ضرورت گذار از یک پارادایم حکمرانی مبتنی بر کنترل و انسداد به پارادایمی مبتنی بر مدیریت و هدایت دانست. در پارادایم جدید، حکومت نه به عنوان مسدودکننده، که به عنوان تسهیلگر، ناظر و قاعدهگذار عمل میکند. در این مدل، تمرکز بر تولید محتوای جذاب و سالم، آموزش سواد رسانهای به شهروندان، ایجاد زیرساختهای امن و تدوین قوانین شفاف و عادلانه است. پذیرش این که فضای مجازی یک "واقعیت" پیچیده و مدیریتپذیر است، نه یک "تهدید" یکپارچه که باید حذف شود، کلید این گذار است. این تغییر نگرش، اگرچه دشوار و زمانبر است، اما به نظر میرسد با توجه به تحولات فناوری و خواست جامعه، اجتنابناپذیر باشد. آینده از آن حکمرانیهایی است که بتوانند امنیت و آزادی را در این فضای پیچیده به تعادل برسانند.