آسیانیوز ایران؛ سرویس فرهنگی هنری:
چهلوچهارمین جشنواره فیلم فجر، شاهد رونمایی از یکی از جسورانهترین و به روزترین سوژههای سینمایی سالهای اخیر بود. فیلم «نیمشب» به کارگردانی محمدحسین مهدویان، که نخستین بار برای اهالی رسانه به نمایش درآمد، روایتی تخیلی و در عین حال هشداردهنده از یک جنگ ۱۲ روزه بین ایران و اسرائیل را روی پرده برد. این فیلم، نخستین اثر بلند سینمایی است که مستقیم به موضوع جنگ اسرائیل و تأثیر آن بر پایتخت ایران میپردازد. داستان در نیمهشب آخرین روز خرداد ۱۴۰۴ و در محله یوسفآباد تهران میگذرد؛ جایی که مردم میان مرگ و زندگی گرفتار شدهاند. حمدحسین مهدویان، کارگردان شناختهشدهای که سیمرغهای متعدد جشنواره فجر را در کارنامه دارد، پس از چهار سال دوری از سینما (با فیلم در انتظار اکران «شیشلیک») با این پروژه بازگشته است. «نیمشب» سومین همکاری او با تهیهکننده ثابتش، حبیب والینژاد، پس از آثار موفق «آخرین روزهای زمستان» و «ایستاده در غبار» است.
نکته قابل توجه در این فیلم، انتخاب بازیگران کمتر شناخته شده سینمایی و استفاده از چهرههای تئاتری است. این انتخاب، میتواند به واقعیتر شدن فضای فیلم و باورپذیری بیشتر شخصیتهای عامی موجود در داستان کمک کند. با این حال، شنیدهها از حضور برخی همکاران قدیمی مهدویان مانند احسان منصوری و الناز ملک نیز حکایت دارد. خلاصه داستان رسمی، فضایی پرتعلیق و آخرالزمانی را ترسیم میکند: «این فقط یک داستان نیست. ماجرایی واقعی از زندگی مردمی است که به آغوش تهران پناه میبرند.» نقطه اوج داستان با اصابت یک موشک در نزدیکی بیمارستان یوسفآارد آغاز میشود و زندگی شخصیتها را در «برزخی» میان مرگ و زندگی قرار میدهد. فیلم با حمایت «موسسه تصویر شهر» تولید شده و تیمی مجرب از جمله فیلمنامهنویسانی مانند مهدی یزدانیخرم و اعظم بهروز (بر اساس طرحی از یاسر انتظامی) پشت آن قرار دارند. طراحی صحنه، گریم، لباس و به ویژه جلوههای ویژه بصری و میدانی، به دلیل ماهیت فانتزی-واقعگرای فیلم، نقش کلیدی در باورپذیری این جهان سینمایی خواهند داشت. نشست رسانهای این فیلم نیز خالی از حاشیه نبود. کارگردان در پاسخ به سوال یک خبرنگار درباره امکان ساخت فیلمی درباره جانباختگان اعتراضات دیماه، با بیانی تند واکنش نشان داد و گمان کرد که خبرنگار قصد متهم کردن او به انتخاب سوژههای «با حاشیه امن» را دارد. این واکنش، فضای رسانهای اطراف فیلم را ملتهب کرد. در نهایت، «نیمشب» نه تنها به دلیل سوژه منحصربهفرد و بهروز خود، که به عنوان آزمونی برای سینمای دفاع مقدس در عصر جدید و پرداختن به تهدیدهای امنیتی معاصر نیز مورد توجه است. این فیلم پرسشهایی درباره تابوهای سینمایی، مرز واقعیت و تخیل در سینمای سیاسی و توانایی سینمای ایران در بازسازی یک فاجعه فرضی ملی مطرح میکند.
تحلیل سوژهشناسی و تابوشکنی در سینمای سیاسی-امنیتی
انتخاب سوژه یک جنگ با اسرائیل که مستقیماً به خاک ایران (و آن هم پایتخت) کشیده میشود، یک تابوشکنی محتوایی مهم در سینمای ایران محسوب میشود. پیش از این، سینمای دفاع مقدس عمدتاً معطوف به بازسازی رویدادهای تاریخی جنگ عراق با ایران بود. «نیمشب» با جابجایی این چارچوب، سینما را وارد عرصه «جنگ احتمالی آینده» و «تهدیدات امنیتی نوین» میکند. این حرکت، هم میتواند نشانی از بلوغ سینمای ژانر دفاع مقدس برای پرداختن به دغدغههای معاصر باشد و هم میتواند در راستای یک «آمادهسازی روانی-رسانهای» جامعه برای سناریوهای احتمالی تفسیر شود. فیلم با نشان دادن اصابت موشک به قلب تهران، فاجعه را از یک مفهوم انتزاعی به تصویری ملموس و نزدیک تبدیل میکند. با این حال، این سوژه ریسکهای هنری و ایدئولوژیک خود را دارد. تعادل بین ایجاد ترس و هشدار از یک سو، و تقویت روحیه مقاومت و امید از سوی دیگر، کار دشواری است. همچنین، ارائه تصویری قابل قبول و نه اغراقآمیز از چنین جنگی، نیازمند ظرافت در فیلمنامه و کارگردانی است تا به دام شعارزدگی یا واقعگریزی نیفتد.
سبکشناسی و رئالیسم فانتزی در بازسازی فاجعه
به نظر میرسد مهدویان در «نیمشب» رویکردی «رئالیستی» را در پیش گرفته است. از یک سو، مکان داستان (یوسفآباد تهران) کاملاً واقعی و ملموس است و شخصیتها «مردم عادی» توصیف شدهاند که به آغوش تهران پناه بردهاند. این مؤلفهها، حس باورپذیری و همذاتپنداری مخاطب را افزایش میدهد. از سوی دیگر، خود رویداد مرکزی (جنگ ۱۲ روزه و حمله موشکی به مرکز شهر) یک سوژه سیاسی-نظامی است. چالش کارگردان، ترکیب این دو عنصر متضاد است: زندگی روزمره و واقعگرایانه مردم یک محله، با یک فاجعه ی بزرگ مقیاس. موفقیت فیلم در گرو این است که این ترکیب، مصنوعی و تحمیلی به نظر نرسد. استفاده از بازیگران کمتر شناختهشده سینما و چهرههای تئاتری نیز میتواند در خدمت تقویت این رئالیسم باشد. مخاطب با دیدن این چهرهها، کمتر تحت تأثیر پیشزمینه سینمایی آنها قرار میگیرد و بیشتر بر شخصیت و موقعیت دراماتیک متمرکز میشود. همچنین، طراحی صحنه، گریم و جلوههای ویژه میدانی و بصری باید در خدمت ایجاد فضایی باشد که هم آشنا و هم هولناک به نظر برسد.
بافت تولیدی و نقش نهادهای حمایتی
تولید «نیمشب» تحت حمایت «موسسه تصویر شهر» صورت گرفته است. این موسسه پیشینه تولید آثاری با مضامین اجتماعی، تاریخی و دفاع مقدس را دارد. حمایت چنین نهادی از یک سوژه حساس و پرهزینه (به دلیل نیاز به جلوههای ویژه و ساخت صحنههای بزرگ) نشان میدهد که این پروژه از پشتوانه مالی و نهادی قوی برخوردار بوده است. این موضوع هم مزیت است و هم ممکن است چالشهایی ایجاد کند. مزیت آن، فراهم آوردن امکانات لازم برای پرداخت فنی درخور به یک سوژه پیچیده است. چالش احتمالی، انتظارات یا جهتگیریهای خاصی است که ممکن است از جانب نهاد حامی وجود داشته باشد و بر استقلال هنری اثر تأثیر بگذارد. البته کارنامه مهدویان و والینژاد نشان میدهد که معمولاً توانستهاند همکاری موفق با نهادهای حامی داشته باشند. تیم فنی و هنری فیلم، ترکیبی از همکاران قدیمی مهدویان (مانند طراح صحنه بهزاد جعفری طادی و تدوینگر مهدی سعدی) و نیروهای جدید است. این ترکیب میتواند تضمینی برای حفظ کیفیت فنی و در عین حال تزریق ایدههای نو باشد. نقش فیلمنامهنویسان (یزدانیخرم و بهروز) در خلق دیالوگها و موقعیتهای باورپذیر برای شخصیتهای عامی در بحبوحه جنگ، بسیار کلیدی خواهد بود.
حاشیههای رسانهای و فضای گفتمانی اطراف فیلم
واکنش تند محمدحسین مهدویان به سوال خبرنگار درباره ساخت فیلم درباره اعتراضات دیماه، خود بخشی از روایت عمومی پیرامون «نیمشب» شد. این واکنش نشاندهنده حساسیت بالای کارگردان (و احتمالاً کلیت سیستم تولید فیلم) نسبت به هرگونه مقایسه یا هدایت بحث به سمت سوژههای اجتماعی-سیاسی داخلی است. مهدویان با تفسیر سوال به عنوان اتهام «رفتن سراغ سوژههای با حاشیه امن»، در واقع میخواهد بر این نکته تأکید کند که پرداختن به یک جنگ فرضی با دشمن خارجی نیز خود میتواند پرریسک و چالشبرانگیز باشد. این موضعگیری، تلاشی برای مشروعیتبخشی به سوژه انتخابی و دفاع از جسارت هنری آن در عرصه خودش است. این حاشیه، فضای رسانهای اطراف فیلم را دو قطبی کرد. برخی آن را نشانه حساسیتزدگی و عدم تحمل پرسشگری تفسیر کردند و برخی دیگر از آن به عنوان دفاع از حریم خلاقیت هنرمند در انتخاب سوژه حمایت کردند. به هر حال، این اتفاق باعث شد بحث درباره «نیمشب» فراتر از محتوای هنری، به عرصه مواضع سیاسی و اجتماعی نیز کشیده شود.
چشمانداز، جایگاه جشنوارهای و احتمال اکران عمومی
ارائه «نیمشب» در جشنواره فیلم فجر، بستر ایدهآلی برای آزمایش نخستین واکنشها در یک فضای نیمهتخصصی-نیمهعمومی است. موفقیت در کسب جوایز (به ویژه در بخش های فنی مانند جلوههای ویژه، صدا، طراحی صحنه و همچنین بهترین فیلم) میتواند مسیر را برای اکران عمومی هموار کرده و اعتبار تبلیغاتی لازم را به آن بدهد. با این حال، اکران عمومی چنین فیلمی با چالشهایی همراه است. از یک سو، ممکن است برای بخشی از مخاطب که به دنبال سرگرمی صرف هستند، سنگین و اضطرابآور باشد. از سوی دیگر، ممکن است در فضای ملتهب منطقهای، به عنوان یک اثر تحریکآمیز یا تشدیدکننده تنشها تفسیر شود. مدیریت کمپین تبلیغاتی و معرفی فیلم به عنوان یک «هشدار» یا «رؤیای هراسناک» به جای یک «پیشبینی»، بسیار مهم است. در نهایت، فارغ از حواشی، «نیمشب» به دلیل پر کردن یک خلأ موضوعی، یک اثر مهم در سینمای سال ایران محسوب میشود. موفقیت یا شکست آن میتواند مسیر را برای سینماگران دیگر در پرداختن به سوژههای مشابه (چه درباره تهدیدات خارجی و چه بحرانهای داخلی) باز یا بسته کند. این فیلم آزمونی است برای ظرفیت سینمای ایران در خلق «درامهای ملی فاجعه» در بستری کاملاً بومی.
خیلی ها بزدلانه به جشنواره نمی آیند
روز دوشنبه 13 بهمن ماه 1404، محمدحسین مهدویان، کارگردان «نیم شب» در نشست خبری در میان اهالی رسانه گفت: خیلی از ستاره های سینما تصور می کردند برای اینکه در کنار فیلمشان باشند، التماسشان می کردم اما خیلی خوشحالم که از آن ها استفاده نکردم. اصلا نگران نیستم که بعد از این هم با من کار نکنند یا تصمیم بگیرند در فیلم های دیگری باشند چرا که شایسته همان فیلم هایی هستند که در حال بازیگریش هستند.خیلی ها بزدلانه به جشنواره نمی آیند و حضور ندارند. مهدویان، کارگردان فیلم «نیم شب» گفت: چرا فکر میکنید ما داغ دار نیستیم؟ در همین جمع کسانی داریم که عزاداران کشته های دی ماه هستند. اگر ابعاد وقایع اخیر هم روشن شود، درباره آن هم میسازم. آن فیلمسازهایی که شما دوستشان دارید هم درباره این وقایع نمیسازند.
فضای ارعابی که شکل گرفته است بسیاری از دوستان و همراهان مرا ترسانده است
مهدویان در پاسخ به سوال نخست که چه میزان از داستان فیلمنامه واقعی بوده است گفت: کلیت ماجرا، ازجمله سزارین ملتهب یک مادر در دوران جنگ ۱۲ روزه، براساس رویدادی واقعی بود. هرچند به ضرورت داستان، تغییراتی ایجاد شد. او با اشاره به جانباختگان اعتراضات دیماه افزود: ما در حوادث دیماه جوانان زیادی را از دست دادیم، واقعهای که من سهرابکشان میخوانمش. این داغی است که مدام تکرار میشود. گویی نفرینی بر ما حادث شده است که هرازچندی باید شاهد این سهرابکشان باشیم. مهدویان ادامه داد: این روزها مناقشه بر سر حضور در جشنواره بسیار است. فضای ارعابی که شکل گرفته است بسیاری از دوستان و همراهان مرا ترسانده است. چرا تصور میکنید ما داغدار نیستیم، ما داغداریم اما مرزبانان فرهنگ این مملکت هم هستیم. او با اشاره به سوالی در مورد این که آیا نیمشب تبدیل به اثری شعاری نشده است، افزود: دشمن میخواهد ما از پاسبانی از مرزهایمان بهراسیم. ما هراسی از این که در فیلم نیمشب شعار بدهیم نداشتیم هرچند به محض آن که میخواهیم نام ایران را بلندتر از نامهای دیگر تکرار کنیم به شعار دادن متهم میشویم. او در پاسخ به این که چرا از ستارههای سینما استفاده نکرده است، گفت: من از ستارههای ترسوی سینما استفاده نکردم چون هماکنون باید التماسشان را میکردم تا پشت فیلم بایستند و همراه من در این نشست حضور داشته باشند.