آسیانیوز ایران؛ سرویس ورزشی:
غرور یک اسطوره شکسته شد. جایی در میانه بیابانهای عربستان، بزرگترین قرارداد تاریخ فوتبال به بنبستی تلخ رسیده است. کریستیانو رونالدو، مردی که روزی انتقالش به لیگ عربستان را به یک جنبش جهانی تبدیل کرد، امروز در سکوت اعتصاب کرده است. او که برای فتح جدیدی آمده بود، حالا خود را در حاشیه میبیند. رقم باورنکردنی ۶۰۰ میلیون پوند دستمزد، ۱۶ خدمه شخصی و یک جت خصوصی؛ همه اینها نتوانسته خشم این قهرمان را از بیبرنامگی باشگاهش فروبنشاند. جرقه این آتش، زمانی زده شد که النصر در پنجره نقلوانتقالات زمستان تنها یک خرید داشت؛ درحالی که رقیب دیرینه، الهلال، ستارهای جهانی را به خدمت گرفت.
آن ستاره کسی نبود جز کریم بنزما، همتیمی قدیمی رونالدو در رئال مادرید. انتقالی که نه تنها رقابت لیگ را دگرگون کرد، که قلب رونالدو را نیز جریحهدار نمود. حالا پرتغالی خشمگین، با غیبت عمدی در بازیها، پیامی روشن به صندوق سرمایهگذاری عمومی عربستان فرستاده است: "النصر برای شما اولویت نیست." این فقط یک اعتراض ساده نیست؛ این زنگ خطری برای کل پروژه ورزشی عربستان است. وقتی بزرگترین نماد این پروژه ناراضی باشد، چه آیندهای در انتظار است؟ داستان رونالدو در عربستان، از یک رویای طلایی به یک درام پیچیده تبدیل شده است؛ درامی که پایان آن میتواند سرنوشتساز باشد.
از طلاییترین قرارداد تاریخ تا اعتراضی بیسابقه
رونالدو با انتقال به النصر، نه تنها بازار نقلوانتقالات، که منطق حاکم بر فوتبال را متحول کرد. او مسیری را رفت که هیچ ستاره در اوجی پیش از آن نرفته بود. این انتقال، دریچهای به روی موج عظیم ورود ستارهها به لیگ عربستان گشود. دستمزدهای افسانهای، امکانات بینظیر و وعده توسعهای بزرگ، دیگران را نیز ترغیب کرد. اما امروز، همان نماد اصلی این جنبش، بزرگترین معترض آن شده است. تضاد میان دستمزد نجومی و نارضایتی عمیق، پارادوکس جالب توجهی را آشکار کرده است: پول، جایگزین برنامهریزی ورزشی نمیشود.
رقابت باشگاهها و سیاستهای صندوق سرمایهگذاری
مالکیت چهار باشگاه بزرگ توسط یک نهاد واحد، همواره با این خطر همراه است که توازن رقابتی را برهم زند. اتهام رونالدو مبنی بر اولویتدهی صندوق به الهلال، این خطر را عینیت بخشیده است. سرمایهگذاری عربستان یک استراتژی کلی دارد: ارتقای تصویر بینالمللی کشور از طریق فوتبال. اما در سطح خرد، مدیران هر باشگاه خواهان برتری نسبت به رقبای داخلی هستند. این تنش ذاتی بین اهداف کلان و خرد، زمانی آشکار میشود که منابع مالی به شکلی ناهمگون توزیع شوند. انتقال بنزما به الهلال، از نگاه رونالدو، نمونهای آشکار از این ناهمگونی است.
روانشناسی رونالدو؛ تعطیل نشدن غریزه رقابت
رونالدو در طول حرفهاش همواره با انگیزه پیروزی و شکست دادن رقبا شناخته شده است. انتقال به عربستان هرگز به معنای بازنشستگی از این رقابتطلبی نبود. او با اشتیاق برای رسیدن به مرز ۱۰۰۰ گل، نیازمند تیمی قدرتمند و رقابتپذیر است. دیدن تقویت رقیب اصلی و سکون تیم خود، مستقیم با این انگیزه ذاتی او در تضاد است. اعتصاب اخیر، یک حرکت حسابشده از سوی ورزشکاری است که میداند قدرت چانهزنی بالایی دارد. این اقدام، آخرین سلاح او برای وادار کردن مدیران به گوش دادن است.
تأثیر انتقال بنزما بر معادلات لیگ و غرور رونالدو
انتقال بنزما به الهلال تنها یک تقویت ساده نبود؛ این حرکت یک پیام استراتژیک بود. الهلال با جذب ستارهای دیگر، خود را به عنوان مقصد نخبگان لیگ تثبیت کرد. برای رونالدو، این انتقال دوگونه آسیبزا بود: هم شانس قهرمانی النصر را کاهش داد، هم نشان داد که نفوذ او برای جلب همتیمی سابقش کافی نبوده است. نزدیکی گذشته این دو در رئال مادرید، این رنجش را عمیقتر کرده است. رونالدو احتمالاً این انتقال را نوعی بیاعتنایی به رابطه گذشته و موقعیت کنونی خود در لیگ عربستان تفسیر میکند.
آینده مبهم و پیامدهای احتمالی
این بنبست سه راهحل بیشتر ندارد: یا النصر در پنجره نقلوانتقالات بعدی خریدهای بزرگی انجام دهد، یا رونالدو با نارضایتی ادامه دهد، یا جدایی زودهنگام رقم بخورد. هر یک از این سناریوها تبعات خاص خود را دارد. تقویت فوری تیم، هزینههای کلانی میطلبد. ادامه نارضایتی، عملکرد تیم و تصویر لیگ را خدشهدار میکند. و جدایی، بزرگترین نماد پروژه عربستان را از دسترس خارج میکند. نکته کلیدی این است که این ماجرا یک آزمون بزرگ برای حکمرانی ورزشی عربستان است. مدیریت این بحران، نشان خواهد داد که آیا این لیگ میتواند فراتر از جذب ستاره، یک اکوسیستم ورزشی پایدار بسازد یا خیر.