آسیانیوز ایران؛ سرویس اجتماعی:
آتش، بیرحم است؛ اما آنچه از شعلهها ویرانگرتر مینماید، بیاعتنایی مکرر به هشدارهایی است که پیش از فاجعه، فریاد میزنند. حادثه دلخراش بازارچه جنت تهران، بار دیگر این پرسش تلخ را در اذهان عمومی زنده کرد: چرا باید یک مرکز خرید پرتردد، با وجود دریافت مکرر اخطارهای رسمی، در کام آتش فرو برود؟ بازارچه جنت، با ۲۵۳ غرفه و مساحتی بالغ بر ۵۰۰۰ متر مربع، نه یک دالان تنگ و گمنام، که یک کانون اقتصادی و اجتماعی در پایتخت بود. این حجم از فعالیت و رفتوآمد، مسئولیتپذیری مضاعفی در قبال ایمنی جان مراجعان و کسبه طلب میکرد. اما ظاهراً این مسئولیت، در میان انبوهی از غرفهها و احتمالاً منافع، گم شد. گفتههای رسمی عبدولی، معاون پیشگیری سازمان آتشنشانی تهران، پرده از یک غفلت سازمانیافته برداشت. این بازارچه تنها یک یا دو بار، بلکه پنج بار طی سالهای گذشته اخطار و دستورالعمل ایمنی دریافت کرده بود و آخرین هشدار، تنها چند ماه پیش در آذر 1404 صادر شده بود. این رقم، نه یک اشتباه کوچک، که نشانهای از یک مدیریت پرخطر و نادیدهگیری سیستماتیک استانداردهاست. حالا پس از فاجعه، کارشناسان در میان خاکسترها به دنبال "علت حریق" میگردند. اما شاید پاسخ اصلی در لابلای همان پنج نامه اخطاری باشد که بیپاسخ ماندند. این رویداد، تنها یک حادثه آتشسوزی نیست، بلکه نمادی از یک چالش بزرگتر در ایمنی اماکن عمومی کشور است که نیازمند واکاوی ریشهای و پاسخگویی است. این حادثه را میتوان از دو منظر فنی-ایمنی و مدیریت-نظارتی تحلیل کرد.
پنج اخطار متوالی آتشنشانی
از منظر فنی، دریافت پنج اخطار متوالی از نهاد تخصصی مانند آتشنشانی، به وضوح حاکی از وجود نواقص زیرساختی و ساختاری جدی است. این نقایص میتواند شامل شبکه برق ناایمن و فرسوده، فقدان یا نقص در سیستمهای اعلام و اطفای حریق، عدم رعایت فاصله و جداسازی بین غرفهها، تجمع کالاهای اشتعالزا، مسدود بودن راههای فرار، و ساختوسازهای غیرمجاز و پرخطر باشد. مجموعه این عوامل، یک محیط "آماده اشتعال" ایجاد میکند که مانند یک بمب ساعتی عمل مینماید. استقرار ۲۵۳ غرفه در ۵۰۰۰ متر مربع نیز احتمالاً نشاندهنده تراکم بالاست که در صورت حریق، گسترش سریع آتش و دود را تسهیل میکند.
ضعف چرخه "نظارت، الزام و پاسخگویی
اما تحلیل عمیقتر، نقص در چرخه "نظارت، الزام و پاسخگویی" را نشان میدهد. سیستم نظارتی زمانی موفق است که پس از شناسایی تخلف (اخطار اول)، در صورت عدم اصلاح، با اقدامات تشدیدشونده (اخطاریههای بعدی، تعلیق پروانه، پلمپ و نهایتاً تعقیب قضایی) متخلف را وادار به تبعیت کند. به نظر میرسد در این مورد، چرخه پس از مرحله "اخطار" متوقف شده است. این امر میتواند ناشی از ضعف در سازوکارهای قانونی برای برخورد قاطع، نفوذ یا فشارهای اقتصادی صاحبان املاک، یا تلقی "اخطار" به عنوان یک اقدام صوری و بیخطر از سوی مدیریت بازارچه باشد.
از طراحی و ساخت اولیه تا فرهنگ ایمنی پایین
تراژدی بازارچه جنت، نمونه کلاسیک "شکست سیستماتیک" است. در این مدل، نه یک علت منفرد، بلکه زنجیرهای از کاستیها (از طراحی و ساخت اولیه، مدیریت سودمحور، نظارت ناتمام، تا فرهنگ ایمنی پایین) دست به دست هم میدهند تا فاجعه را اجتنابناپذیر کنند. پیامد چنین حوادثی فراتر از خسارت مالی است و اعتماد عمومی به ایمنی فضاهای شهری و کارایی نهادهای نظارتی را به شدت خدشهدار میسازد. جلوگیری از تکرار چنین فجایعی، مستلزم بازنگری اساسی در قوانین، تقویت اختیارات و اقتدار ناظران ایمنی، و ایجاد شفافیت و پاسخگویی عمومی برای متخلفان است.