آسیانیوز ایران؛ سرویس فرهنگی هنری:
در جهان امروز که سرعت انتشار اطلاعات به اندازه یک کلیک است، تشخیص حقیقت از جعل، به چالشی بزرگ برای مخاطبان تبدیل شده است. این بار، هدف این موجهای اطلاعاتی نادرست، یک چهره سرشناس فرهنگی بوده است. چند روز پیش، ویدیویی کوتاه از مصاحبه گلشیفته فراهانی، بازیگر ایرانی، با تلویزیون فرانسه در شبکههای اجتماعی دستبهدست شد. در این ویدیوی منتشرشده، ادعا میشد که فراهانی با اشاره به تجربیات عراق، افغانستان و لیبی، نسبت به دخالت نظامی خارجی برای آوردن دموکراسی ابراز بیاعتمادی کرده است. این ادعا به سرعت در فضای رسانهای داخلی بازتاب یافت و بحثهای داغی را دامن زد. برخی آن را نشانهای از تغییر موضع یا یک اعتراف مهم تفسیر کردند. اما آیا واقعاً این جملات از زبان این بازیگر شنیده شده بود؟ تیمهای بررسی واقعیت (فکتچک) با احساس مسئولیت در قبال شفافیت اطلاعاتی، وارد عمل شدند. آنان مصاحبه کامل گلشیفته فراهانی را که در دوم فوریه ۲۰۲۶ با بخش خبری ساعت ۲۰ تلویزیون فرانسه انجام شده بود، دقیقاً بررسی کردند.
نتیجه این بررسی، شگفتانگیز و در عین حال هشداردهنده بود. در مصاحبه کامل، هیچ جملهای مبنی بر بیاعتمادی به «دخالت نظامی برای دموکراسی» از زبان فراهانی بیان نشده بود. همچنین، هیچ اشارهای به کشورهای عراق، افغانستان یا لیبی در صحبتهای او وجود نداشت. موضوعات اصلی این مصاحبه، مسائل دیگری بودند: صحبت درباره فضای داخلی ایران، نگرانیهای شخصی و تحلیلهای این بازیگر درباره شرایط. اما برخی رسانهها با جداکردن بخشهایی از صحبتها و افزودن جملات ساختگی، محتوایی کاملاً متفاوت ساخته و منتشر کرده بودند. این رویداد، بار دیگر نشان میدهد که چقدر ساده میتوان با دستکاری یک ویدیو یا افزودن نقلقولهای جعلی، جهتگیری یک گفتوگوی کامل را تغییر داد و ادراک عمومی را تحت تأثیر قرار داد. این یک نمونه کلاسیک از «اطلاعات نادرست» یا «دیساینفورمیشن» است. اهمیت پرداختن به چنین مواردی، فراتر از یک شخص خاص است. این ماجرا زنگ خطری است برای همه ما که در مواجهه با اخبار و نقلقولهای جنجالی، پیش از قضاوت یا بازنشر، منبع اصلی و کامل را جستوجو و بررسی کنیم.
الگوهای ساخت خبر جعلی؛ برش، الحاق و جعل محتوا
این مورد، نمونهای کلاسیک از ایجاد خبر جعلی با استفاده از چند تکنیک متداول است.
- نخست، «برش انتخابی»: احتمالاً بخشهای واقعی از مصاحبه که حاوی انتقاداتی از شرایط است، جدا شده.
- سپس، «الحاق جعلی»: جملاتی کاملاً ساختگی درباره بیاعتمادی به دخالت خارجی و اشاره به کشورهای مشخص، به آن اضافه شده است.
- در نهایت، «بسترسازی جهتدار»: این محتوای دستکاریشده در فضایی منتشر میشود که پیشزمینه ذهنی مخاطب برای پذیرش آن آماده است. یعنی مخاطبی که ممکن است با کلیت مواضع فراهانی مخالف باشد، این ادعای ساختگی را بدون بررسی میپذیرد چون با انگاره ذهنی او همسو است.
این فرآیند، نشان میدهد که سازندگان خبر جعلی، آگاهانه از شناخت روانشناختی مخاطب و فناوریهای ساده ویرایش رسانهای بهره میبرند تا محصولی به ظاهر معتبر اما کاملاً دروغین تولید کنند.
اهداف احتمالی پشت انتشار خبر جعلی؛ جنگ روایتی
انتشار چنین ادعای ساختگی میتواند چند هدف را دنبال کند.
- هدف اصلی، «تضعیف اعتبار گفتمان مقابل» است. با نسبت دادن جملاتی که در بافتار داخلی قابل قبولتر به نظر میرسد (مانند مخالفت با دخالت خارجی)، سعی میشود از شدت اثرگذاری انتقادات اصلی فرد (در این مورد درباره مسائل داخلی) کاسته شود.
- هدف دوم، «ایجاد انشقاق در پایگاه حمایتی» است. اگر این ادعای دروغ پذیرفته میشد، ممکن بود باعث سردرگمی یا حتی واکنش منفی برخی از حامیان یا مخاطبان بینالمللی این چهره شود. این استراتژی، تلاش برای تخریب وجهه او در چشم مخاطبان جهانی است.
- هدف سوم میتواند «منحرف کردن توجه» باشد. یعنی تمرکز از محتوای اصلی و واقعی مصاحبه که ممکن است حاوی نکات انتقادی خاصی باشد، به یک بحث کاملاً ساختگی و حاشیهای تغییر کند. این باعث میشود انرژی و زمان زیادی صرف اصلاح این دروغ شود.
نقش رسانهها و بازپخشکنندگان در گسترش دروغ
در این ماجرا، برخی رسانههای داخلی (احتمالاً بدون بررسی) این ادعا را بازنشر کردند. این اقدام دو مشکل بزرگ دارد:
- اول «تخریب حرفهایگری رسانهای» است. اصل بنیادین روزنامهنگاری، اعتبارسنجی پیش از انتشار است. انتشار بدون بررسی، این اصل را نقض میکند.
- دوم «افزایش مقیاس دروغ» است. وقتی یک رسانه رسمی (ولو با گرایش خاص) مطلبی را منتشر میکند، به آن اعتبار قالب میزند. این باعث میشود مخاطب عام، احتمال دروغ بودن آن را کمتر بپندارد و سرعت و دامنه انتشار آن به طور تصاعدی افزایش یابد. مسئولیت سنگین بر دوش تمام رسانههاست که حتی اگر محتوا با جهتگیری آنان همسو باشد، ابتدا از صحت آن اطمینان حاصل کنند. در غیر این صورت، خود به ابزار جنگ اطلاعاتی تبدیل میشوند.
اهمیت نهادهای فکتچک و سواد رسانهای مخاطب
روشنگری در این مورد، نقش حیاتی این نهادها را نشان میدهد. آنان با «ارجاع به منبع اولیه» (مصاحبه کامل)، «مقایسه تطبیقی» ادعا با منبع و «صدور حکم شفاف» (نشان «نادرست»)، چرخه دروغ را متوقف میکنند. وجود چنین نهادهای مستقل و معتبری برای سلامت فضای اطلاعاتی ضروری است. از سوی دیگر، این اتفاق بر ضرورت «سواد رسانهای» مخاطبان تأکید میکند. مخاطب باید بیاموزد که در برابر هر نقلقول جنجالی، به ویژه از چهرههای مطرح، چند سؤال بپرسد: منبع اصلی کامل کجاست؟ آیا رسانه معتبر دیگری آن را تأیید کرده؟ آیا امکان دستکاری وجود دارد؟ ترویج این سواد، بهترین دفاع در برابر هجوم اطلاعات نادرست است. مخاطبان آگاه، بازپخشکنندگان بیدقت خبر جعلی نمیشوند و بازار چنین تولیداتی کساد میگردد.
پیامدهای حقوقی و اخلاقی نسبت دادن گفتار جعلی
نسبت دادن جملاتی که فردی هرگز نگفته است، میتواند «توهین» یا «افترا» محسوب شود. این اقدام، هم «حقوق شهروندی» فرد (حریم شخصیت و افکار) را نقض میکند و هم میتواند «آبروی حرفهای» او را تحت تأثیر قرار دهد. در بسیاری از نظامهای حقوقی، چنین کاری قابل پیگرد قانونی است. از منظر اخلاق حرفهای رسانهای نیز این عمل کاملاً محکوم است. «دقت» و «انصاف» دو رکن اصلی اخلاق روزنامهنگاری هستند. ساختن و انتشار گفتار جعلی، نقض آشکار هر دو اصل است و اعتماد عمومی به رسانه را به طور کلی مخدوش میسازد. در نهایت، این عمل به «فضای گفتمان عمومی» آسیب میزند. وقتی اعتماد به صحت نقلقولها از بین برود، پایه هرگونه بحث و تبادل نظر واقعی سست میشود. جامعه به جای گفتوگو بر اساس واقعیتها، در باتلاق اتهامات و ادعاهای ساختگی غرق میشود. حفظ سلامت این فضا، نیازمند مسئولیتپذیری همه بازیگران، از تولیدکننده محتوا تا مخاطب است.