آسیانیوز ایران؛ سرویس ورزشی:
در یکی از پرهیجانترین دربیهای فصل لیگ برتر انگلیس، منچسترسیتی در دقایق پایانی و با یک پنالتی جنجالی، میزبان خود لیورپول را با نتیجه ۲-۱ شکست داد تا سه امتیاز حیاتی را از آنفیلد با خود ببرد. پیش از این، بازی در مسیر تساوی یک بر یک در حرکت بود. لیورپول در دقیقه ۷۵ با یک شوت استثنایی و کاتدار از روی ضربه آزاد توسط دومینیک سوبوسلای پیش افتاده بود. اما منچسترسیتی تنها ده دقیقه بعد، در دقیقه ۸۵ توسط برناردو سیلوا بازی را به تساوی کشاند. درخشش هواداران سرخ آنفیلد و امید به تقسیم امتیاز، زمانی به یأس تبدیل شد که در دقایق پایانی، ماتئوس نونز، مدافع لیورپول، در یک ورود دیرهنگام در محوطه جریمه، با دروازهبان تیم خود آلیسون بکر برخورد کرد. داور بلافاصله به سمت نقطه پنالتی اشاره کرد و این تصمیم پس از بررسی توسط سیستم کمک داور ویدئویی (VAR) نیز تأیید شد. ارلینگ هالند، مهاجم کولوسی نروژی، مسئول اجرای این ضربه پنالتی سرنوشتساز شد و با خونسردی کامل، توپ را در گوشه دروازه جای داد تا دروازهبان برزیلی لیورپول را مغلوب کند و بازی را در دقیقه ۸۸ به نفع سیتی برگرداند. این گل پیروزی بخش، موجی از اعتراض و ناامیدی را در میان بازیکنان و هواداران لیورپول به راه انداخت، حال آن که شاگردان پپ گواردیولا جشن پیروزی خود را آغاز کردند. این پیروزی ارزشمند، موقعیت منچسترسیتی را در رقابت فشرده قهرمانی تقویت کرد، در حالی که لیورپول از فرصت کسب امتیاز در خانه در برابر رقیب مستقیم خود بازماند. شرکی در آخرین ثانیه ها تیر آخر را شلیک کرد. سیتی 3-1 جلو افتاد. ولی سوبوسلای به دلیل خطا روی ارلینگ هالند اخراج شد و گل رایان شرکی هم پرید! داور خطا اعلام کرد و سیتی یک ضربه ایستگاهی بی حاصل زد. صحنه های پایانی این بازی، بدون شک روزها موضوع بحث و تحلیل کارشناسان و طرفداران فوتبال خواهد بود.
ترکیب منچسترسیتی
دوناروما، آیت نوری، گِهی، خوسانوف، نونز، اورایلی، رودری، برناردو سیلوا، مرموش، سمنیو، هالند
ترکیب لیورپول
آلیسون، سوبوسلای، کوناته، فندایک، کرکز، گراونبرخ، مکآلیستر، صلاح، ویرتز، خاکپو، اکیتیکه
تحلیل صحنه پنالتی و تفسیر قانونی - مرز بین خطا و بازی عمدی
تصمیم پنالتی پایانی، نقطه اوج یک بازی پرهیجان و همچنین کانون مناقشه بود. برخورد ماتئوس نونز با آلیسون در چارچوب قوانین فیفا، مصداق یک «برخورد بیاحتیاطانه» و احتمالاً «خطای محروم کردن از یک موقعیت آشکار گلزنی» محسوب میشود. نکته کلیدی، نیت و کنترل نونز بر حرکت خود بود. او در حرکتی که عمدتاً برای پاکسازی توپ طراحی شده بود، به دلیل تاخیر در زمانبندی یا عدم توجه به حضور دروازهبانش، با آلیسون برخورد کرد. از منظر قانون، همین بیاحتیاطی برای اعلام پنالتی کافی است، حتی اگر قصد خطا وجود نداشته باشد. نقش VAR در تایید این تصمیم حیاتی بود. سیستم کمک داور ویدئویی باید سه سوال را بررسی میکرد: آیا خطا در محوطه جریمه رخ داده؟ آیا خطا واضح و اشتباه آشکار بوده؟ و آیا شدت خطا در حد پنالتی است؟ با توجه به تصاویر، پاسخ به هر سه سوال مثبت بود. اگرچه ممکن است برخی استدلال کنند که برخورد جزئی بوده، اما قاعده کلی در فوتبال مدرن این است: هرگونه برخورد با دروازهبان در شرایطی که مالکیت توپ را دارد، معمولاً به پنالتی منجر میشود. این تفسیر در سالهای اخیر سختگیرانهتر شده است. سوال فلسفی اینجاست: آیا این تصمیم «عادلانه» بود؟ از نگاه حامیان لیورپول، این یک تماس سخت و خشن با بازی بود که نتیجه یک مسابقه بزرگ را دگرگون کرد. از نگاه حامیان سیتی و بسیاری از کارشناسان بیطرف، این یک خطای واضح بود که داور جرأت نشان دادن آن را داشت. این صحنه بار دیگر نشان داد که تفسیر قوانین، به ویژه در محوطه جریمه، ذهنی است و میتواند سرنوشت مسابقات را تغییر دهد. بحث بر سر این تصمیم، احتمالاً روزها ادامه خواهد داشت.
جنگ روانی و مدیریت بازی - چگونه فشار آنفیلد بر تصمیم داور تاثیر گذاشت؟
آنفیلد یکی از سختترین زمینهای جهان برای داوری است. فشار ۵۵ هزار هوادار متعصب، فریادها و واکنشهای لحظهای، میتواند بر روان داور و حتی تیم VAR تاثیر بگذارد. در طول بازی، به ویژه پس از گل تساوی سیتی، فشار لیورپول برای به دست آوردن یک نتیجه مثبت افزایش یافته بود. این فشار ممکن است به بازیکنان لیورپول نیز منتقل شده و باعث شده باشد در دقایق پایانی، برای حفظ تساوی یا کسب پیروزی، تصمیمات ریسکیتری بگیرند – مانند ورود بیپروا و پرخطر نونز. از سوی دیگر، داور باید در این محیط خصمانه، آرامش و تمرکز خود را حفظ میکرد. اشاره سریع او به نقطه پنالتی نشان از اطمینان و قاطعیت دارد. این قاطعیت، خود میتواند محصول آمادگی ذهنی بالا و مطالعه قبلی درباره نحوه برخورد با چنین صحنههای حساسی در زمینی مانند آنفیلد باشد. تیم VAR نیز باید با وجود فشار محیط، تنها بر اساس مستندات تصویری و قانونی قضاوت کند که به نظر میرسد در این مورد موفق عمل کردهاند. سوال اینجاست که آیا اگر این صحنه در دقیقه ۲۰ بازی و نه در دقیقه ۸۸ رخ میداد، بازهم داور با همان قاطعیت پنالتی میگرفت؟ روانشناسی داوری میگوید که زمان بازی، وضعیت نتیجه و فشار محیط، ناخودآگاه میتوانند بر ترازوی تصمیمگیری تاثیر بگذارند. با این حال، در این مورد خاص، ماهیت خطا آنقدر واضح بود که احتمالاً در هر دقیقهای از بازی، همین حکم صادر میشد. این نشان میدهد داور بر احساسات و فشار محیط غلبه کرده و بر اساس قانون تصمیم گرفته است.
تاثیر تاکتیکی پنالتی بر ساختار دو تیم - نقطه عطفی که همه چیز را تغییر داد
تا پیش از پنالتی، بازی در حالتی متعادل و با روحیهای برابر در جریان بود. هر دو تیم پس از گل تساوی سیتی، محافظهکارتر شده و احتمالاً به یک تساوی رضایت میدادند. پنالتی اما این معادله را به کلی برهم زد. برای لیورپول، این اتفاق به معنای تغییر ناگهانی از حالت «کسب امتیاز» به «نجات امتیاز» بود. روحیه تیم که پس از گل تساوی حریف کمی تضعیف شده بود، با این ضربه ناگهانی میتوانست کاملاً در هم بشکند. برای منچسترسیتی، این پنالتی یک هدیه طلایی و فرصتی برای اثبات شخصیت قهرمانی بود. اجرای موفق آن توسط هالند (با وجود فشار روانی باورنکردنی) نه تنها یک گل، که یک پیام روانی قوی به حریف و سایر مدعیان قهرمانی فرستاد: «ما هرگز نمیمیریم و از کوچکترین فرصتها استفاده میکنیم». این گل، همچنین ساختار بازی را تغییر داد و لیورپول را مجبور کرد که برای رسیدن به تساوی، خطوط خود را به جلو بیاورد و فضا برای ضدحملههای سیتی در دقایق اضافی باز شود. از دیدگاه مربیگری، این صحنه سوالات مهمی را مطرح میکند. آیا آرنه اشلوت میتوانست با تعویضهای متفاوت یا دستورات تاکتیکی خاص، از ایجاد آن موقعیت خطرناک در محوطه خودی جلوگیری کند؟ آیا میشد فشار بر بازیکنان را در دقایق پایانی بهتر مدیریت کرد؟ از طرف دیگر، پپ گواردیولا چگونه توانست تیمش را برای بهرهبرداری از چنین موقعیتهای ناگهانی آماده کند؟ پاسخ به این سوالات، مرز بین یک تیم خوب و یک تیم بزرگ را نشان میدهد.
شخصیتسازی قهرمانی و ضدقهرمانی - هالند و نونز در کانون تاریخسازی
این بازی دو شخصیت متضاد را در مرکز توجه قرار داد: ارلینگ هالند به عنوان قهرمان بیرحم و ماتئوس نونز به عنوان ضدقهرمان ناخواسته. اجرای پنالتی توسط هالند، نمایشی از اعصاب فولادین بود. او در یکی از خصمانهترین محیطهای دنیای فوتبال، با سکوتی مرگبار، مسئولیت را پذیرفت و توپ را گل کرد. این گل، نه تنها سه امتیاز، که یک پیام روانی قوی بود: هالند برای لحظات بزرگ ساخته شده است. در مقابل، ماتئوس نونز، مدافع پراستعدادی که احتمالاً با یک تصمیم غریزی و نادرست در یک هزارم ثانیه، تبدیل به چهرهای شد که یک بازی بزرگ را باخت. این بار سنگینی است که ممکن است بر دوش یک بازیکن جوان بماند. واکنش او، همتیمیهایش و مربیان به این اشتباه، آزمونی برای روحیه تیمی لیورپول است. آیا میتوانند از این ضربه عبور کنند و از آن به عنوان یک درس تلخ برای بازیهای آینده استفاده کنند؟ این دوگانگی، ذات دراماتیک ورزش را نشان میدهد. در یک سو، قهرمانی که در لحظه سرنوشتساز درخشید و در سوی دیگر، بازیکنی که در همان لحظه لغزید. این داستانها فراتر از نتیجه بازی، در حافظه تاریخی باشگاه و هواداران ثبت میشوند. عملکرد هالند، سرمایهگذاری کلان سیتی را توجیه میکند، در حالی که اشتباه نونز میتواند نقطه عطفی در مسیر پیشرفت یا رکود حرفهای او باشد.
پیامدهای بلندمدت برای رقابت قهرمانی و روانشناسی دو باشگاه
این پیروزی برای منچسترسیتی بسیار فراتر از سه امتیاز است. پیروزی در آنفیلد، آن هم با یک بازگشت دراماتیک در دقایق پایانی، تزریق کننده اعتماد به نفس و باور پذیری عظیمی به تیم است. آنها ثابت کردند میتوانند در سختترین شرایط و تحت فشار، نتیجه بگیرند. این ویژگی، مشخصه تیمهای قهرمان است. از نظر جدولی نیز، این سه امتیاز میتواند در پایان فصل، به اندازه طلا ارزش داشته باشد و فشار را بر شانههای آرسنال و سایر رقبا افزایش دهد. برای لیورپول، این شکست یک ضربه سهمگین روانی است. باختن در خانه، آن هم در دقایق پایانی به حریف مستقیم، میتواند شکننده باشد. اینجا نقش آرنه اشلوت به عنوان روانشناس تیم بسیار حیاتی است. او باید بتواند خشم و ناامیدی را به انگیزه تبدیل کند و از این شکست به عنوان سکوی پرشی برای بازیهای آینده استفاده نماید. اگر لیورپول نتواند از این ضربه عبور کند، ممکن است این شکست، سرآغاز یک افت جدی در نتایج شود. در مقیاس بزرگتر، این بازی نشان داد که فاصله بین این دو تیم در شرایط حساس، بسیار ناچیز است. لیورپول در اکثر مدت بازی برابر سیتی بود و حتی میتوانست پیش بیفتد. این تساوی در عملکرد، به هواداران لیورپول امید میدهد که فاصله تا صدر قابل پر کردن است. با این حال، تفاوت در «تجربه موفقیت» و «ذهنیت قهرمانی» است که در دقایق پایانی خود را نشان داد و سیتی را پیروز کرد. این درس بزرگی است که لیورپول باید در مسیر بازسازی خود آن را بیاموزد. رقابت قهرمانی امسال، به احتمال زیاد در چنین جزئیات ریز و لحظات تعیینکنندهای رقم خواهد خورد.