آسیانیوز ایران / یزد ؛
مهندس مجتبی فرهمند، رییس سازمان نظام مهندسی ساختمان استان یزد، در نشست همرسانی رسانه ، در تشریح ابعاد فنی و محتوایی یکی از پروژههای شاخص ساختمانی استان، تأکید کرد: این پروژه صرفاً یک سازه یا یک افتتاحیه نیست، بلکه نمونهای از یک فرآیند مهندسی قابل تحلیل، قابل روایت و قابل انتقال تجربه است که میتواند بهعنوان الگو در صنعت ساختمان مورد توجه قرار گیرد.
وی با اشاره به اینکه صنعت ساختمان یکی از پیشرانهای اصلی اقتصاد، اشتغال و کیفیت زندگی در جامعه محسوب میشود، اظهار داشت: هر تصمیم در این پروژه، از مرحله طراحی تا اجرا، بر پایه نگاه مهندسی، مسئولیتپذیری و توجه به منافع همه ذینفعان اتخاذ شده است. همین رویکرد باعث شده است که پروژه، فراتر از یک ساختمان، به یک بستر ارتباطی میان مهندسان، ناظران، مجریان، صنعتگران و بهرهبرداران تبدیل شود.
رییس سازمان نظام مهندسی ساختمان استان یزد با بیان اینکه در این پروژه «هیچ بخشی صرفاً اجرا نشده»، افزود: از بتن و فولاد گرفته تا آسانسور، تأسیسات، گاز و نظارت، همه اجزا دارای منطق فنی، تصمیم مهندسی و تجربه قابل ارائه هستند. بهگونهای که امروز میتوان درباره هر یک از این بخشها، بهصورت مستقل مقاله نوشت و تجربه آن را به سایر پروژهها منتقل کرد.
فرهمند با تأکید بر نقش نظارت مهندسی در ارتقای کیفیت ساختوساز، خاطرنشان کرد: نظارت در این پروژه به معنای واقعی کلمه انجام شده است؛ نه بهعنوان یک امضای اداری، بلکه بهعنوان یک مسئولیت حرفهای. این نگاه، هم ایمنی ساختمان را تضمین کرده و هم اعتماد میان عوامل اجرایی را افزایش داده است.
وی همچنین به مشارکت گسترده ظرفیتهای بومی استان یزد اشاره کرد و گفت: یکی از نقاط قوت این پروژه، استفاده از توان فنی و تخصصی شرکتها و مهندسان بومی بوده است. این مشارکت، علاوه بر کاهش هزینهها، موجب افزایش کیفیت اجرا و تقویت سرمایه اجتماعی در استان شده است.
رییس سازمان نظام مهندسی ساختمان استان یزد تأکید کرد: پروژههایی از این جنس نشان میدهند که اگر مهندسی درست، نظارت مؤثر و مشارکت واقعی شکل بگیرد، ساختمان میتواند از یک محصول صرفاً فیزیکی به یک سرمایه دانشی و اجتماعی تبدیل شود.
فرهمند در پایان تصریح کرد: این پروژه یک پیام روشن برای صنعت ساختمان دارد؛ اینکه ساختوساز فقط پایان کار نیست، بلکه آغاز گفتوگو، آموزش و انتقال تجربه است. پروژهای موفق است که بعد از بهرهبرداری هم حرفی برای گفتن داشته باشد و بتواند مسیر آینده ساختوساز را روشنتر کند.
این مقام مسئول خاطر نشان کرد : در نگاه نخست، این پروژه شاید یک ساختمان عمومی یا خدماتی به نظر برسد؛ اما با اندکی تأمل در فرآیند شکلگیری، اجرا و مدیریت آن، مشخص میشود که با یک پروژه مرجع در صنعت ساختمان روبهرو هستیم. پروژهای که نهتنها محصول نهایی، بلکه مسیر رسیدن به آن نیز اهمیت دارد.
وی گفت : ویژگی متمایز این پروژه، توجه همزمان به معماری، مهندسی، مشارکت اجتماعی و انتقال تجربه است. از همان مراحل اولیه طراحی، تلاش شده است که ساختمان بهعنوان یک «بستر ارتباطی» تعریف شود؛ بستری که میان ذینفعان مختلف، از مهندسان و ناظران تا صنعتگران و بهرهبرداران، ارتباط مؤثر برقرار کند.
رییس سازمان نظام مهندسی ساختمان استان یزد بیان داشت : نکته کلیدی اینجاست که در این پروژه، هیچ بخشی صرفاً اجرا نشده است. هر تصمیم، هر انتخاب فنی و هر راهکار اجرایی، پشتوانه تحلیلی و مهندسی دارد؛ بهگونهای که امروز میتوان درباره هر جزء آن نوشت، تحلیل کرد و تجربه را به دیگر پروژهها منتقل نمود.
واکاوی و تحلیل عمیق پروژه در ۱۰ محور :
محور اول: پروژه بهمثابه یک متن مهندسی
این پروژه از ابتدا با این نگاه شکل گرفت که ساختمان فقط یک «حجم ساختهشده» نیست، بلکه یک متن است؛ متنی که باید خوانده شود. هر لایه آن، از سازه تا تأسیسات، حامل پیام و تجربه است.
در این نگاه، مهندسی از حالت پنهان خارج میشود و به عنصر قابل مشاهده و قابل تحلیل تبدیل میگردد. این رویکرد، پروژه را از سطح مصرفی فراتر برده و آن را به یک مرجع آموزشی بدل میکند.
چنین نگاهی به پروژه، زمینهساز گفتوگوی حرفهای در جامعه مهندسی میشود؛ گفتوگویی که به ارتقای دانش فنی و کیفیت ساختوساز منجر خواهد شد.
محور دوم: بتن؛ تصمیم مهندسی، نه انتخاب کلیشهای
بتن در این پروژه صرفاً یک ماده ساختمانی نیست، بلکه نتیجه یک تصمیم مهندسی آگاهانه است. نوع بتن، شیوه اجرا و کنترل کیفیت آن، همگی بر اساس شرایط اقلیمی، عملکرد سازه و دوام بلندمدت انتخاب شدهاند.
در فرآیند اجرا، تلاش شده است که بتن بهعنوان یک عنصر قابل تحلیل دیده شود؛ نه صرفاً مصالحی که مصرف میشود و به پایان میرسد.
همین نگاه باعث شده است که تجربه این پروژه در حوزه بتن، قابلیت تبدیل شدن به یک مقاله تخصصی مستقل را داشته باشد.
محور سوم: فولاد و سازه؛ تعادل میان ایمنی و اقتصاد
انتخاب سیستم سازهای پروژه، حاصل بررسی دقیق میان ایمنی، هزینه، سرعت اجرا و هماهنگی با معماری بوده است. فولاد در این پروژه، نقش کلیدی در تأمین پایداری و انعطافپذیری سازه ایفا میکند.
جزئیات اتصالات، نحوه اجرا و کنترل نظارتی، همگی بهگونهای طراحی شدهاند که پروژه از منظر سازهای، قابل دفاع و قابل آموزش باشد.
این سطح از شفافیت در تصمیمگیری سازهای، پروژه را به یک نمونه مطالعاتی ارزشمند تبدیل کرده است.
محور چهارم: آسانسور؛ فناوری در خدمت بهرهبردار
آسانسور در این پروژه صرفاً یک تجهیز مکانیکی نیست، بلکه بخشی از تجربه کاربری ساختمان است. انتخاب سیستم، ظرفیت، ایمنی و نگهداری، همگی بر اساس نیاز واقعی بهرهبردار انجام شده است.
مشارکت شرکتهای تخصصی و انتقال تجربه، باعث شده است که این بخش نیز فراتر از اجرا، به یک تجربه قابل روایت تبدیل شود.
این نگاه، آسانسور را از یک الزام فنی به یک موضوع تحلیلی بدل کرده است.
محور پنجم: گاز و ایمنی؛ اولویت غیرقابل مذاکره
طراحی و اجرای سیستم گاز در این پروژه، با رویکرد ایمنی حداکثری انجام شده است. رعایت ضوابط، کنترلهای چندلایه و هماهنگی با سایر تأسیسات، از ویژگیهای شاخص این بخش است.
ایمنی در این پروژه، یک شعار نیست؛ بلکه یک فرآیند مستمر است که از طراحی آغاز و تا بهرهبرداری ادامه دارد.
این رویکرد، پروژه را به الگویی قابل تکرار در سایر طرحها تبدیل میکند.
محور ششم: تأسیسات؛ قلب پنهان ساختمان
تأسیسات در این پروژه، بهعنوان قلب تپنده ساختمان دیده شده است. انتخاب سیستمها، مسیرهای اجرا و هماهنگی میان بخشها، همگی بر اساس کارایی و دوام انجام شدهاند.
نگاه یکپارچه به تأسیسات، باعث کاهش مصرف انرژی و افزایش بهرهوری شده است.
این تجربه، ظرفیت بالایی برای انتقال دانش به پروژههای آینده دارد.
محور هفتم: نظارت مهندسی؛ از امضا تا مسئولیت
نظارت در این پروژه، نقش واقعی خود را ایفا کرده است. ناظر نهتنها کنترلکننده، بلکه همراه فرآیند اجرا بوده است.
این نگاه، کیفیت نهایی پروژه را بهطور محسوسی افزایش داده و اعتماد میان عوامل اجرایی را تقویت کرده است.
نظارت مسئولانه، یکی از پایههای اصلی موفقیت این پروژه محسوب میشود.
محور هشتم: مشارکت بومی؛ سرمایه اجتماعی پروژه
استفاده از ظرفیتهای بومی استان یزد، یکی از نقاط قوت اصلی پروژه است. مشارکت داوطلبانه شرکتها، نشاندهنده اعتماد و سرمایه اجتماعی بالای پروژه است.
این مشارکت، هزینهها را کاهش داده و کیفیت را افزایش داده است.
پروژه نشان داد که توسعه، بدون اتکا به توان بومی ممکن نیست.
محور نهم: پروژه بهعنوان بستر ارتباطی
این ساختمان، بستری برای ارتباط میان ذینفعان مختلف است. از مهندس و ناظر تا بهرهبردار و مدیر شهری، همه در این پروژه دیده شدهاند.
این ارتباط، پروژه را از یک ساختوساز ساده به یک تجربه اجتماعی تبدیل کرده است.
چنین نگاهی، آیندهساز صنعت ساختمان است.
محور دهم: پروژهای قابل روایت، قابل آموزش، قابل تکرار
مهمترین دستاورد پروژه، قابلیت روایت آن است. هر بخش، هر تصمیم و هر تجربه، قابل انتقال به دیگران است.
این ویژگی، پروژه را به یک مرجع آموزشی تبدیل میکند.
پروژهای که نهتنها ساخته شده، بلکه دانش تولید کرده است.