آسیانیوز ایران؛ سرویس علم و تکنولوژی:
در میان هیاهوی روزمره اخبار سیاسی و اجتماعی، گاه صدایی از عمق دغدغههای ملی برمیخیزد که نمیتوان نادیدهاش گرفت. امروز، پوریا زرشناس، دانشمند برجسته ایرانی و مشاور بینالمللی سازمان ملل متحد، صلیب سرخ و بانک جهانی، با نگارش نامهای سرگشاده خطاب به وزیر علوم، تحقیقات و فناوری، روایتی متفاوت از دغدغهمندی نسبت به آینده ایران ارائه داده است. او که تجربه همکاری با مهمترین نهادهای بینالمللی را در کارنامه دارد، این بار نه از موضع یک کارشناس خارجی، که از عمق هویت ایرانیاش قلم زده است.
زرشناس در این نامه، فضای کنونی دانشگاههای کشور را تشریح کرده و به تجمعات دانشجویی که از روز یکشنبه ۳ اسفندماه در دانشگاههای شریف، تهران، امیرکبیر و علم و صنعت آغاز شد، اشاره میکند. او این اعتراضات را نشانهای از وجود حساسیتهای مدنی و پیگیری مطالبات توسط قشر تحصیلکرده کشور معرفی میکند. تأکید او بر اینکه دانشجویان همواره در طول تاریخ این مرز و بوم، پیشگام اصلاحات و آگاهیبخشی بودهاند، جایگاهی والا برای این قشر در اندیشه او ترسیم میکند. نقطه اوج نامه، جایی است که زرشناس به تهدید صریح رئیس دانشگاه صنعتی شریف به دانشجویان معترض اشاره میکند. او با نقل قول از رئیس این دانشگاه که هشدار داده "اگر خود دانشگاهیان نتوانند فضا را مدیریت کنند، نهادهای دیگر وارد عمل خواهند شد"، این سوال را مطرح میکند: "آیا این سخن تهدید است؟! یا رئیس منصوب شما قوانین را نمیدانند؟!" زرشناس با این پرسش، عمق بحران مدیریتی در دانشگاهها را آشکار میسازد.
«بسْمِ ٱللَّٰهِ ٱلرَّحْمٰنِ ٱلرَّحِیمِ»
لا یُحِبُّ اللَّهُ الْجَهْرَ بِالسُّوءِ مِنَ الْقَوْلِ إِلاَّ مَنْ ظُلِمَ...(نسا - 148)
خداوند دوست ندارد که کسی با گفتار زشت، به عیب خلق صدایش را بلند کند، مگر آنکس که ظلمی به او رسیده باشد
و خداوند همه سخنان را مى شنود و از آن ها آگاه است.
موضوع: ضرورت مدیریت میدانی و مسالمتآمیز اعتراضات دانشجویی؛ هشدار نسبت به پیامدهای امنیتیسازی فضا
به: جناب آقای دکتر سیمایی صراف؛ وزیر محترم علوم، تحقیقات و فناوری
با سلام و احترام
این روزها فضای برخی از دانشگاههای کشور، به ویژه دانشگاههای تهران، صحنه اعتراضات مسالمتآمیز دانشجویانی است که خواستههای صنفی و سیاسی خود را در چارچوب قانون اساسی و در محیط دانشگاه پیگیری میکنند. تجمعات روز یکشنبه ۳ اسفندماه در دانشگاههای شریف، تهران، امیرکبیر و علم و صنعت، ادامهای بر تحرکات روز شنبه در چهلم جانباختگان اعتراضات دیماه بود. این رویدادها نشاندهنده وجود حساسیتهای مدنی و پیگیری مطالبات توسط قشر تحصیلکرده کشور است که همواره در طول تاریخ این مرز و بوم، پیشگام اصلاحات و آگاهیبخشی بودهاند.
جناب وزیر؛
به عنوان متولی اصلی دانشگاههای کشور، انتظار میرود که مسئولیت مدیریت این فضا را بر اساس قانون، عقلانیت و دور از تنش بر عهده بگیرید. آنچه در روزهای اخیر مشاهده میشود، نشانههایی از خلا مدیریتی در این حوزه است. در حالی که قانون صراحتاً ورود نیروی نظامی به محیط دانشگاه را ممنوع اعلام کرده، متاسفانه شاهدیم که برخی افراد، به دنبال مدیریت امنیتی این فضا هستند. دانشگاهی نیکوست که امن باشد؛ نه امنیتی!
پیام روشن و صریح رئیس دانشگاه صنعتی شریف به دانشجویان معترض، زنگ خطری جدی است. ایشان با اشاره به فشار دستگاههای بیرونی(واقعا کدام نهاد و دستگاه؟!) هشدار دادند که اگر خود دانشگاهیان نتوانند فضا را مدیریت کنند، نهادهای دیگر وارد عمل خواهند شد!!! آیا این سخن تهدید است؟! یا رئیس منصوب شما قوانین را نمی دانند؟! اگر این تهدید است که وای بر سیستم آموزش عالی ما... اگر جهل بر قوانین است، که وای بر دانشجویان آن دانشگاه، اساتید و کارمندانش، که ایشان رییسشان است!
فرزند کوچک شما کمتر از آنست که فقه و حقوق را به استاد یادآوری کند: از منظر مسئولیت مدنی، ماده ۱ قانون مسئولیت مدنی میگوید: «هر کس بدون مجوز قانونی عمداً یا در نتیجه بیاحتیاطی به جان یا سلامتی یا مال یا آزادی یا حیثیت یا شهرت تجارتی یا به هر حق دیگر که به موجب قانون برای افراد ایجاد گردیده، لطمهای وارد نماید که موجب ضرر مادی یا معنوی دیگری شود، مسئول جبران خسارت ناشی از عمل خود میباشد.» این قانون، نه فقط شامل افراد عادی، که شامل مدیران و مسئولان نیز میشود. از منظر فقهی، «قاعده لاضرر» میگوید: «لا ضرر و لا ضرار فی الاسلام». آیا ترک دانشگاه و سپردن آن به دست نیروهای بیرونی، مصداق «اضرار» به دانشجویان نیست؟
اینجا همان نقطهای است که وظیفه خطیر شما را دوچندان میکند. اگر نهادهای بیرونی اصرار بر دخالت دارند، از حق قانونی خود دفاع کنید. اگر دانشجویان اعتراض دارند، با آنان حرف بزنید. اگر از شما میخواهند که برخورد کنید، بگویید: «من مسئول دانشجویانم هستم و در چارچوب قانون عمل میکنم.» این را نه به عنوان یک دانشجوی دیروز و استاد امروز، که به عنوان یک «همدانشگاهی» در دانشگاه شهید بهشتی مینویسم. دانشگاهی که نامش با «عدالت» و «حقوق» گره خورده است. انتظار دارم که وزیر علوم ما نیز، در عمل، نه فقط در تئوری، به این دو مقوله پایبند باشد.
دانشگاه محل تضارب آرا و اندیشههاست. تنوع دیدگاهها و حتی تنشهای جزیی میان گروههای مختلف دانشجویی در دانشگاه تهران یا درگیری منجر به شکسته شدن شیشهها در دانشگاه خواجه نصیر، همه نشانههایی از التهاب موجود است که اگر با تدبیر و گفتوگو مدیریت نشود، ممکن است به خشونت گستردهتری بدل گردد. در این میان، خبر آزادی ۵ دانشجوی دانشگاه تهران با پیگیری معاون فرهنگی این دانشگاه، اقدامی مثبت بود که نشان داد مسیر گفتوگو و تعامل میتواند ثمربخش باشد. با این حال، حضور نیافتن شما در میان دانشجویان، در شرایطی که دانشگاههای متعددی (از جمله دانشگاه آزاد البرز و خوزستان و کلیه مراکز پیام نور) کلاسهای خود را به دلیل ناامنی، غیرحضوری کردهاند، جای تامل دارد.
از منظر فقهی، جنابعالی که سالها در محضر فقهای عظام بودهاید، به خوبی میدانید که در فقه شیعه، «حرمت دماء مسلمین» از ضروریات دین است. آیا میتوان در برابر احتمال تکرار فاجعهای چون تیرماه ۱۳۷۸ سکوت کرد؟ آیا میتوان به بهانه «مداخله نکردن» یا «واگذاری به نهادهای بیرونی»، خون دانشجویی را بر زمین ریخت و پاسخگوی محضر خدا نبود؟
جنابعالی دانشآموخته دانشگاه شهید بهشتی هستید. من نیز به سهم خود، به همدانشگاهی بودن با شما افتخار میکنم. اما همین دانشگاه شهید بهشتی، در تاریخ خود خاطرات تلخی از برخورد با دانشجویان دارد. آیا نمیخواهیم این خاطرات را برای همیشه به پایان برسانیم؟ شما سابقه دبیری هیئت دولت را دارید. میدانید که «تدبیر» یعنی چه. میدانید که «مدیریت بحران» بدون حضور میدانی ممکن نیست. شما در کمیسیون علمی دولت بودهاید. خوب میدانید که دانشگاه، تنها جایی است که آینده کشور در آن ساخته میشود. اگر امروز این آینده به آتش کشیده شود، فردا هیچ کمیسیونی، هیچ حکم قضایی و هیچ فتوایی نمیتواند پاسخگوی نسلهای آینده باشد.
جناب وزیر،
در این نامه بر چند نکته کلیدی تاکید دارم:
- اول: به اعتراضات دانشجویان باید به شکل مسالمتآمیز و از طریق دیالوگ مستقیم پاسخ داده شود. دانشجویان «فرزندان» این نظام و آیندهسازان این کشور هستند. نادیده گرفتن خواستههای به حق آنان یا برچسب زدن به آنان، نه تنها مشکلی را حل نمیکند، که بر عمق شکافها میافزاید.
- دوم: هر دانشگاهی دارای سیستم حراستی و نهادهای صنفی و فرهنگی است. این نهادها بایستی خودشان و در چارچوب قانون، توانایی مدیریت فضای اعتراضی را داشته باشند. اگر وزارت علوم، به عنوان عالیترین نهاد حاکمیتی دانشگاهها، توانایی رسیدگی به این امور را ندارد یا از آن شانه خالی میکند، ممکن است عدهای فرصتطلب با پوشیدن لباس دانشجو، در میان جمعیت نفوذ کرده و پروژه «کشتهسازی» را اجرایی کنند. این همان مسئله ایست که دست آخر هم مشخص نخواهد شد که از سمت کدام سرویس امنیتی خارجی تغذیه می شود.
هشدار جدی:
بر کسی پوشیده نیست که چنین سناریویی همچون بنزینی بر آتش اعتراضات خواهد بود و فضای غبارآلود تشخیص حق از باطل را غیرممکن خواهد کرد. خون هر دانشجوی بیگناهی که در اثر مدیریت نادرست و امنیتیسازی فضا ریخته شود، به گردن کسانی خواهد بود که به جای گفتگوی چهره به چهره با دانشجویان، در ساختمان بلندمرتبه وزارتخانه در شهرک غرب، نسبت به مسائلی که وظیفه ذاتیشان است، بیخیال بنشینند. از منظر اخلاقی، شما که خود سالها تدریس کردهاید و استادید، میدانید که «معلمی» تنها به انتقال دانش نیست، که به تربیت و مراقبت نیز هست. دانشجویان امروز، همان «فرزندان معنوی» شما هستند.
جناب وزیر،
تلخترین خاطرات تاریخ معاصر ایران، از جمله فتنهانگیزیهای تیرماه ۱۳۷۸ و خونهای ریختهشده در آن واقعه، همچنان دستآویزی برای کسانی است که به دنبال کوچکترین بهانهای برای بیکفایت جلوه دادن مسئولین جمهوری اسلامی هستند. این رویدادها هشداری است که «علاج واقعه را قبل از وقوع باید کرد». امید است با حضور میدانی شما در دانشگاهها و تعامل مستقیم با دانشجویان، قبل از هر حادثه تلخ دیگری، فضای اعتماد بازسازی شده و محیط دانشگاه به جای تنش، به کانون گفتوگو و توسعه کشور تبدیل گردد. آخرین جمله را از دروس خود شما وام میگیرم؛ از روزهایی که در محضر آیتالله تبریزی و آیتالله وحید خراسانی درس میخواندید: «الدنیا ساعة؛ فاجعلها طاعة». این ساعتی که در مسئولیت هستید، بگذارید طاعت خدا باشد. و طاعت خدا در این روزها، جز حفظ جان و حقوق دانشجویان نیست.
تو پیک خلوت رازی و دیده بر سر راهت
به مردمی، نه به فرمان، چنان بران که تو دانی؛
من این حروف نوشتم، چنان که غیر ندانست
تو هم ز روی کرامت، چنان بخوان که تو دانی...
با احترام،
پوریا زرشناس
هفتم اسفندماه 1404 شمسی
پوریا زرشناس، از سازمان ملل تا دغدغههای داخلی
پوریا زرشناس را باید نمونهای برجسته از نسل جدیدی از نخبگان ایرانی دانست که موفقیت را در عبور از مرزهای جغرافیایی و فکری تعریف میکنند. او که تجربه همکاری با مهمترین نهادهای بینالمللی از جمله سازمان ملل متحد، صلیب سرخ، سازمان جهانی بهداشت و بانک جهانی را در کارنامه دارد، به وضوح میتواند از موضع یک شهروند جهانی سخن بگوید. اما انتخاب او برای نوشتن درباره اعتراضات دانشجویان ایرانی، نشاندهنده ریشههای عمیق هویت ایرانیاش است. آنچه نامه زرشناس را متمایز میکند، لحن متین و مستند آن است. او نه از سر احساسات صرف، که با استناد به حقایق عینی و مشاهدات میدانی قلم زده است. اشاره به جزئیات دقیق وقایع در دانشگاههای مختلف (شریف، تهران، امیرکبیر، علم و صنعت، خواجه نصیر) و حتی نقل قول مستقیم از رئیس دانشگاه صنعتی شریف، نشاندهنده پیگیری مستمر او از تحولات داخلی است. این ویژگی، نامه او را از یک بیانیه احساسی به یک سند تحلیلی تبدیل کرده است.
استناد به قانون اساسی و ممنوعیت ورود نیروی نظامی به فضای دانشگاه
یکی از محورهای اصلی نامه زرشناس، استناد به قانون اساسی و تأکید بر ممنوعیت ورود نیروی نظامی به محیط دانشگاه است. او به صراحت میگوید: "در حالی که قانون صراحتاً ورود نیروی نظامی به محیط دانشگاه را ممنوع اعلام کرده، متاسفانه شاهدیم که برخی نهادهای بیرونی به دنبال مدیریت امنیتی این فضا هستند." این ادعا نیازمند بررسی دقیق قوانین موجود است. قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران در اصول متعددی بر آزادی بیان، حق اجتماعات و مشارکت سیاسی شهروندان تأکید دارد. اصل ۲۷ قانون اساسی، تشکیل اجتماعات و راهپیماییها را به شرط عدم حمل سلاح و به شرط اخذ مجوز، به رسمیت میشناسد. دانشگاهها نیز به عنوان فضایی برای تضارب آرا و اندیشهها، از این قاعده مستثنی نیستند. ورود نیروی نظامی به محیط دانشگاه برای سرکوب اعتراضات، میتواند مغایر با این اصول تلقی شود. زرشناس با اشاره به تهدید رئیس دانشگاه صنعتی شریف، این پرسش را مطرح میکند که آیا این تهدید نشاندهنده جهل به قوانین است یا خود تهدید؟ او به وضوح به دنبال پاسخگویی و شفافسازی در این زمینه است. این پرسش حقوقی مهمی است که میتواند ابعاد گستردهتری داشته باشد.
هشدار نسبت به تکرار سناریوی "کشتهسازی"
یکی از هشدارهای جدی زرشناس، درباره احتمال نفوذ عوامل فرصتطلب در میان جمعیت معترض و اجرای پروژه "کشتهسازی" است. او با اشاره به تلخترین خاطرات تاریخ معاصر ایران از جمله فتنهانگیزیهای تیرماه ۱۳۷۸، هشدار میدهد که چنین سناریویی همچون بنزینی بر آتش اعتراضات خواهد بود و فضای غبارآلود تشخیص حق از باطل را غیرممکن میکند. این هشدار بر اساس تجربیات تاریخی و تحلیلی دقیق از رفتارهای خشونتآمیز در اعتراضات گذشته است. زرشناس به درستی تشخیص میدهد که در فضای ملتهب، کوچکترین حادثه میتواند به فاجعهای بزرگ تبدیل شود. او مسئولیت این فاجعه را متوجه کسانی میداند که به جای مدیریت میدانی، در پشت درهای بسته نشستهاند. نکته قابل تأمل دیگر، اشاره زرشناس به آزادی ۵ دانشجوی دانشگاه تهران با پیگیری معاون فرهنگی این دانشگاه است. او این اقدام را مثبت ارزیابی میکند و نشانهای از ثمربخشی مسیر گفتوگو میداند. این تحلیل نشاندهنده نگاه متوازن او به مسئله است؛ او نه صرفاً به نقد میپردازد، بلکه راهکارهای مثبت را نیز برجسته میکند.
دانشجویان به عنوان آیندهسازان کشور
زرشناس در نامه خود بارها بر جایگاه والای دانشجویان تأکید میکند. او آنان را "فرزندان" این نظام و "آیندهسازان" این کشور میخواند. این تعابیر فراتر از یک خطابه سیاسی، نگاهی انسانشناسانه به دانشجویان دارد. او دانشجو را نه به عنوان "معترض" یا "اغتشاگر"، که به عنوان "فرزند" و "آیندهساز" میبیند که خواستههایش باید شنیده و پاسخ داده شود. این نگاه با رویکردهای امنیتی که دانشجوی معترض را به عنوان "دشمن" یا "عامل بیگانه" تلقی میکنند، در تضاد آشکار است. زرشناس به صراحت میگوید که نادیده گرفتن خواستههای به حق دانشجویان یا برچسب زدن به آنان، نه تنها مشکلی را حل نمیکند، که بر عمق شکافها میافزاید. این تحلیل جامعهشناختی دقیقی از پویاییهای اعتراضات دانشجویی است. تأکید بر نقش تاریخی دانشجویان در پیشگامی اصلاحات و آگاهیبخشی نیز حائز اهمیت است. زرشناس دانشجویان را در امتداد جریان روشنفکری و اصلاحطلبی در ایران قرار میدهد و به آنان مشروعیت تاریخی میبخشد. این نگاه میتواند به کاهش تقابل و افزایش تعامل کمک کند.
سناریوهای پیش رو و مسئولیت وزیر علوم
نامه زرشناس در نهایت به آینده نظر دارد. او دو سناریوی محتمل را ترسیم میکند:
- سناریوی اول، مدیریت مسالمتآمیز و گفتوگومحور اعتراضات که میتواند به بازسازی فضای اعتماد و تبدیل دانشگاه به کانون گفتوگو و توسعه کشور منجر شود.
- سناریوی دوم، امنیتیسازی فضا و ورود نهادهای بیرونی که میتواند به خشونت گسترده و تکرار تجارب تلخ تاریخی بینجامد.
در این میان، نقش وزیر علوم به عنوان مسئول عالی نظام آموزشی کشور، حیاتی است. زرشناس از او میخواهد که به جای بیخیالی در ساختمان بلندمرتبه وزارتخانه، در میان دانشجویان حاضر شود و با آنان گفتوگو کند. این خواسته، فراتر از یک درخواست اداری، یک مطالبه اخلاقی و ملی است. انتخاب بیت سعدی برای پایان نامه نیز هوشمندانه است: "توانگری نه به مال است پیش اهل کمال؛ که مال تا لب گور است، و بعد از آن اَعمال". این بیت، وزیر علوم را به یاد میآورد که سرمایه اصلی او در پایان کار، نه قدرت و مقام، که اعمال و تصمیماتش خواهد بود. زرشناس با این انتخاب، پایانی تأملبرانگیز و ماندگار برای نامه خود رقم زده است.