آسیانیوز ایران / یزد ؛
استان یزد، با پیشینهای روشن در حوزه رسانه و خبرنگارانی که دههها در کنار مردم و مسئولان ایستادهاند، امروز با یک پرسش جدی روبهروست:
چرا ارتباط مستمر، صمیمی و پاسخگو میان استانداری و رسانههای شناسنامهدار استان کمرنگ است؟
رسانهها نه برای امتیازخواهی، بلکه برای انجام وظیفه ذاتی خود یعنی پرسش، مطالبهگری و انتقال صدای مردم، چشمانتظار گفتوگو هستند. وقتی این ارتباط در رأس مدیریت استان محدود میشود، پیام آن به بدنه مدیریتی نیز منتقل شده و فاصلهای ناخواسته اما اثرگذار شکل میگیرد.
این در حالی است که رسانههای استان یزد، با وجود مشکلات معیشتی و اقتصادی، همواره نجیب، همراه و مسئولانه عمل کردهاند و نقش پل ارتباطی واقعی میان مردم و مسئولان را بر عهده داشتهاند؛ نقشی که بیتوجهی به آن، در بلندمدت سرمایه اجتماعی استان را تهدید میکند.
رسانه در تراز حکمرانی امروز
توصیه شخصی نیست، فرمان راهبردی است
رسانه در جهان امروز، نه ابزار تزئینی است و نه بلندگوی تشریفاتی. رهبر معظم انقلاب بارها تأکید کردهاند که تأثیر رسانهها از موشک، پهباد و ابزارهای نظامی و جنگی بیشتر است و این رسانه است که ذهنها و دلها را تسخیر و تحت تأثیر قرار میدهد و جنگ ، جنگ رسانه ای است .
این سخن، توصیهای اخلاقی یا مقطعی نیست؛ بلکه نقشه راه مدیریت در عصر جنگ شناختی و نبرد روایتهاست. نادیده گرفتن رسانههای رسمی، به معنای واگذاری میدان به روایتهای ناقص و غیرمسئولانه است.
وقتی رسانه دیده نشود، مسئله حذف نمیشود؛ بلکه بیپاسخ میماند و در زمان و شکلی پرهزینهتر بروز میکند.
فاصله در رأس، فاصله در بدنه
استاندار محترم؛
رفتار عالیترین مقام اجرایی استان، الگوی نانوشته سایر مدیران است. اگر استاندار با رسانهها نشست نداشته باشد، سلام و گفتوگوی حداقلی کمرنگ میشود و شناخت متقابل شکل نمیگیرد، طبیعی است که مدیران پاییندست نیز پاسخگویی را در اولویت ندانند.
از طرفی رسانهها این پیام را دریافت میکنند که «اولویت نیستند»
و مردم این پیام را میشنوند که «پاسخگویی به تعویق افتاده است».
این فاصله، آرام و بیصدا شکل میگیرد؛ اما ترمیم آن، پرهزینه خواهد بود و آثار آن در اعتماد عمومی بهروشنی دیده میشود. رسانهای که پاسخ نگیرد، ناچار به پیگیری از مسیرهای غیررسمی میشود.
مدیریت کارآمد، پیش از آنکه به تصمیمهای بزرگ وابسته باشد، به شنیدن درست نیاز دارد.
رسانههای شناسنامهدار یزد ؛ نجیب ، همراه و سرمایههای بیادعا
رسانههای رسمی استان یزد، سالهاست بدون هیاهو، بدون حمایت ویژه و با حداقل امکانات، بار سنگین اطلاعرسانی درست را بر دوش میکشند.
نه اهل جنجالاند، نه دنبال سهمخواهی؛ اما انتظار احترام، شناخت و شنیده شدن دارند.
همواره در شرایط دشوار اقتصادی، خبرنگاران این استان همچنان پای کار ماندهاند؛ نه برای منافع شخصی، بلکه برای حفظ جریان سالم اطلاعرسانی و با کمترین امکانات، پل واقعی ارتباط مردم و مسئولان بودهاند.
بیتوجهی به معیشت و شأن این رسانهها، و در مقابل، برجستهسازی رسانههای فاقد هویت حرفهای، در نهایت به تضعیف اعتماد عمومی منجر میشود؛ همان سرمایهای که رئیسجمهور نیز بر حساسیت و شکنندگی آن تأکید کردهاند.
انتظار بجا از مدیری آشنا با استان
استانداری که پیش از این سالها در مسئولیتهای حساس استان حضور داشته، بهدرستی با انتظارات بیشتری از سوی رسانهها روبهروست. این انتظار، نه زیادهخواهی، بلکه حاصل شناخت و سابقه مشترک است.
اینکه هنوز بسیاری از اهالی رسانه برای استاندار ناشناخته ماندهاند، یا حتی سلامی بیپاسخ میماند، زخمی کوچک اما ماندگار بر دل خبرنگاران است.
رسانهها احترام میخواهند، نه امتیاز
این نوشته، گلهنامه نیست؛ دعوتنامه است. دعوت به بازگشت به گفتوگو، به شنیدن، به احترام متقابل.
رسانه، آینه مدیریت است. شاید تصویر را بیپرده نشان دهد، اما شکستن آینه، چهره را اصلاح نمیکند.
اگر امروز این فاصله ترمیم نشود، فردا هزینه آن را نه فقط رسانه، بلکه مدیریت استان و مردم خواهند پرداخت.
این یادداشت، هشدار است؛ نه گله
وقتی رسانه را نبینیم، میدان را واگذار کردهایم
استاندار محترم؛
این سطور، از سر علاقه به یزد نوشته شده است؛
از سر دغدغه آینده مدیریت استان؛
و از زبان رسانههایی که هنوز هم معتقدند گفتوگو، راهحل است نه مشکل.
درِ گفتوگو اگر باز شود،
بسیاری از سوءتفاهمها پیش از تبدیل شدن به بحران، حل خواهند شد.
این یادداشت، دعوتی است محترمانه اما جدی؛
برای نزدیکتر شدن، برای شنیدن،
و برای بازگرداندن رسانه به جایگاهی که رهبر انقلاب، رئیسجمهور و منطق حکمرانی امروز، بر آن تأکید دارند.
این یادداشت نه از سر تقابل است و نه برای تخریب. این چند سطر، دردِ دل رسانههایی است که سالهاست در کنار مردم ایستادهاند و امروز، دلشان برای گفتوگو با شما تنگ شده است؛ گفتوگویی که نه برای امتیاز، که برای انجام درست وظیفه است.