یکشنبه / ۳ اسفند ۱۴۰۴ / ۱۶:۴۶
کد خبر: 36887
گزارشگر: 548
۲۰
۰
۰
۱
دکتر حسین چناری - مدرس دانشگاه و مشاور امور آموزشی

چگونه با هدف‌گذاری درونی به موفقیت تحصیلی دست یابیم؟!

چگونه با هدف‌گذاری درونی به موفقیت تحصیلی دست یابیم؟!
دکتر حسین چناری، مدرس دانشگاه و مشاور امور آموزشی، در مقاله‌ای به بررسی مفهوم «هدف‌گذاری درونی» پرداخت. به گفته او، اهداف درونی آن دسته از اهدافی هستند که از دل انگیزه‌ها، علاقه‌ها و ارزش‌های شخصی فرد سرچشمه می‌گیرند و نه از پاداش‌های بیرونی. چناری ویژگی‌های اهداف درونی مؤثر را شامل معنادار بودن، چالش‌برانگیز اما قابل دستیابی بودن، قابل اندازه‌گیری بودن و انعطاف‌پذیری می‌داند. او فرآیند هدف‌گذاری درونی را در چهار گام اصلی (شناخت علاقه‌ها و ارزش‌ها، تعیین اهداف شخصی، برنامه‌ریزی، و بازبینی و اصلاح) تشریح کرد. به گفته این مدرس دانشگاه، هدف‌گذاری درونی می‌تواند فرد را در مسیر رشد و پیشرفت پایدار یاری دهد و احساس رضایت و انگیزه درونی را در او تقویت کند.

آسیانیوز ایران؛ سرویس علم و تکنولوژی:

دکتر حسین چناری - مدرس دانشگاه و مشاور امور آموزشیهدف‌گذاری درونی به معنای انتخاب و تعیین هدف‌هایی است که از انگیزه‌ها، علاقه‌ها، ارزش‌ها و باورهای شخصی فرد سرچشمه می‌گیرند. در این نوع هدف‌گذاری، محرک اصلی حرکت و تلاش، نه پاداش‌ها و فشارهای بیرونی (مانند نمره، پول، مقام یا تأیید دیگران)، بلکه نوعی رضایت درونی، اشتیاق شخصی و میل به رشد و یادگیری است. به بیان دیگر، فرد در این حالت برای رسیدن به هدف، احساس اجبار یا کنترل از بیرون ندارد، بلکه به صورت داوطلبانه و با علاقه، مسیر رشد را دنبال می‌کند.

نمونه‌هایی از هدف‌گذاری درونی

  • الف. یادگیری یک زبان خارجی صرفاً به دلیل علاقه به فرهنگ و ادبیات آن، نه برای قبولی در آزمون یا گرفتن مدرک.
  • ب. تمرین موسیقی به خاطر لذت شخصی و آرامش ذهنی، نه صرفاً برای اجرای عمومی.
  • ج. مطالعه کتاب‌های علمی یا تاریخی از روی کنجکاوی و اشتیاق دانستن، نه برای تکلیف یا پاداش.

ویژگی‌های اهداف درونی مؤثر

اهداف درونی مؤثر آن‌هایی هستند که برای فرد معنادار باشند، در عین حال چالش‌برانگیز اما دست‌یافتنی طراحی شوند، دارای معیارهایی برای اندازه‌گیری پیشرفت باشند و در برابر تغییر شرایط، انعطاف‌پذیری لازم را داشته باشند. چنین اهدافی نه‌تنها باعث افزایش انگیزه و تمرکز فرد می‌شوند، بلکه او را در مسیر رشد شخصی و حرفه‌ای یاری می‌دهند و حس رضایت درونی و پایداری بیشتری ایجاد می‌کنند.

1. معنادار بودن

یکی از مهم‌ترین ویژگی‌های اهداف درونی این است که برای فرد معنادار و ارزشمند باشند. هدفی که تنها به‌صورت تحمیلی یا بر اساس انتظارات دیگران تعیین شود، به‌ندرت می‌تواند در درازمدت انگیزه‌زا باشد. افراد هنگامی که اهدافشان با باورها، ارزش‌ها و علایق شخصی هماهنگ باشد، احساس تعلق و اشتیاق بیشتری برای پیگیری آن خواهند داشت. به عنوان مثال، دانشجویی که علاقه واقعی به پژوهش دارد و هدف خود را در راستای پیشرفت علمی تعریف می‌کند، در مقایسه با دانشجویی که تنها به دلیل فشار خانواده به دنبال همان هدف است، پایداری و انگیزه بیشتری خواهد داشت. 

2. چالش‌برانگیز اما قابل دستیابی

هدف اگر بیش از حد آسان باشد، فرد به سرعت از آن خسته می‌شود و انگیزه‌اش کاهش می‌یابد. در مقابل، اهدافی که بیش از حد سخت یا غیرواقع‌بینانه تعیین شوند، می‌توانند موجب سرخوردگی و احساس ناکامی شوند. بنابراین، اهداف درونی مؤثر باید در نقطه تعادل قرار گیرند: کمی دشوار، اما قابل دسترس. اهداف چالش‌برانگیز سبب می‌شوند که فرد برای رسیدن به آن‌ها تلاش بیشتری به خرج دهد، از توانایی‌های بالقوه‌اش استفاده کند و حس رشد و پیشرفت در او تقویت شود. در واقع، چنین اهدافی موجب ایجاد حالتی به نام «جریان» می‌شوند، جایی که فرد درگیر فعالیتی است که نه خیلی آسان و خسته‌کننده است و نه خیلی سخت و ناامیدکننده، بلکه درست در مرز توانایی‌های فعلی او قرار دارد.

3. قابل اندازه‌گیری بودن

یکی از شروط اساسی اهداف مؤثر این است که قابل سنجش و اندازه‌گیری باشند. وقتی فرد بتواند پیشرفت خود را در قالب شاخص‌ها، معیارها یا نتایج قابل مشاهده ارزیابی کند، احساس پیشرفت و موفقیت در او تقویت می‌شود. این امر موجب افزایش انگیزه درونی و حفظ انرژی در طول مسیر می‌شود. برای مثال، اگر هدف دانشجویی "بهبود در یادگیری زبان انگلیسی" باشد، این هدف بیش از حد کلی و مبهم است. اما اگر آن را به هدفی مشخص‌تر و قابل سنجش مانند "یادگیری ۲۰۰ واژه جدید در طی یک ماه" تبدیل کند، نه‌تنها مسیر حرکت روشن‌تر می‌شود، بلکه امکان پیگیری و ارزیابی پیشرفت نیز وجود خواهد داشت.

4. قابلیت انعطاف

شرایط زندگی، محیط و حتی علایق فرد ممکن است در طول زمان تغییر کنند. بنابراین اهداف درونی باید انعطاف‌پذیر باشند تا بتوانند با شرایط جدید سازگار شوند. انعطاف‌پذیری به معنای کنار گذاشتن هدف در صورت اولین مانع نیست، بلکه به معنای داشتن قابلیت بازبینی، تعدیل و اصلاح آن بر اساس موقعیت‌های تازه است. برای نمونه، فردی که هدفش کسب مدرک تحصیلی در یک رشته خاص است، ممکن است با گذر زمان دریابد که علاقه و توانایی بیشتری در حوزه‌ای دیگر دارد. انعطاف‌پذیری در هدف‌گذاری به او این امکان را می‌دهد که مسیر خود را تغییر دهد، بدون اینکه احساس شکست کند.

فرآیند هدف‌گذاری درونی

فرآیند هدف‌گذاری درونی یکی از مهم‌ترین جنبه‌های یادگیری و رشد فردی است؛ زیرا به فرد کمک می‌کند تا با تکیه بر علایق، ارزش‌ها و انگیزه‌های شخصی، مسیری روشن و معنادار برای زندگی و یادگیری خود ترسیم کند. این فرآیند را می‌توان در چهار گام اصلی تشریح کرد:

1. شناخت علاقه‌ها و ارزش‌ها

گام نخست در هدف‌گذاری درونی، خودشناسی است. فرد باید بداند چه چیزهایی برای او مهم است و چه مسائلی به او احساس رضایت و معنا می‌دهند.

  • الف. علاقه‌ها: علایق فردی، مانند علاقه به یادگیری زبان، مطالعه تاریخ، موسیقی، یا حل مسائل علمی، می‌تواند نقطه شروعی برای هدف‌گذاری باشد. اگر فرد اهدافی را انتخاب کند که با علایق واقعی او همسو باشند، احتمال پایبندی به آن اهداف افزایش می‌یابد.
  • ب. ارزش‌ها: ارزش‌ها اصولی هستند که جهت‌گیری کلی زندگی فرد را شکل می‌دهند؛ مانند صداقت، خدمت به دیگران، استقلال، پیشرفت فردی، یا امنیت شغلی. شناخت ارزش‌ها به فرد کمک می‌کند اهدافی برگزیند که با هویت و باورهای عمیق او هماهنگ باشند.

برای این مرحله می‌توان از ابزارهایی مثل تست‌های روان‌شناختی، نوشتن فهرست علاقه‌ها و ارزش‌ها، یا گفت‌وگو با مربیان و مشاوران استفاده کرد.

2. تعیین اهداف شخصی

پس از روشن شدن علاقه‌ها و ارزش‌ها، فرد باید اهداف مشخصی را انتخاب کند که برای خودش معنا و اهمیت داشته باشد. این اهداف باید:

  • الف. شخصی‌سازی شده باشند، نه برگرفته از خواسته‌های دیگران.
  • ب. واقع‌بینانه و دست‌یافتنی باشند تا فرد بتواند با انگیزه در مسیر آن حرکت کند.
  • ج. الهام‌بخش باشند و حس پیشرفت و رضایت ایجاد کنند.

به‌عنوان مثال، اگر دانش‌آموزی به علوم تجربی علاقه‌مند است و ارزش او «خدمت به جامعه» است، می‌تواند هدفی مانند «پزشک شدن برای کمک به بیماران» یا «تحقیق در حوزه داروسازی» را برای خود انتخاب کند.

3. برنامه‌ریزی برای رسیدن به اهداف

هدف‌گذاری بدون برنامه‌ریزی، بیشتر شبیه آرزو باقی می‌ماند. در این گام، فرد باید راهکارها و گام‌های عملی برای رسیدن به هدف را مشخص کند.

  • الف. تقسیم هدف به مراحل کوچک‌تر: مثلاً برای رسیدن به هدف «قبولی در رشته پزشکی»، می‌توان مراحل کوتاه‌مدت مثل «افزایش نمره زیست‌شناسی»، «تمرین تست‌زنی»، و «شرکت در کلاس‌های آمادگی کنکور» را در نظر گرفت.
  • ب. تعیین زمان‌بندی: داشتن برنامه زمانی مشخص باعث می‌شود فرد پیشرفت خود را بهتر کنترل کند.
  • ج.‌ تعیین منابع: فرد باید بداند چه منابعی (کتاب، کلاس، مشاوره، تجربه عملی) برای دستیابی به هدف نیاز دارد.

برنامه‌ریزی دقیق نه تنها مسیر را روشن می‌سازد، بلکه مانع احساس سردرگمی و دلسردی در طول مسیر می‌شود.

4. بازبینی و اصلاح هدف‌ها

هدف‌گذاری درونی فرآیندی پویا است، نه ایستا. شرایط زندگی، تجربیات تازه، یا تغییر در علایق و ارزش‌ها ممکن است باعث شود اهداف فرد تغییر کنند.

  • الف. ارزیابی مستمر: فرد باید در بازه‌های زمانی مشخص پیشرفت خود را بررسی کند و ببیند آیا هنوز هدف انتخاب‌شده برای او معنادار و ارزشمند است یا خیر.
  • ب. انعطاف‌پذیری: در صورتی که موانع جدی وجود داشته باشد یا علایق فرد تغییر کند، باید آماده اصلاح یا حتی تغییر هدف باشد.
  • ج. یادگیری از تجربه‌ها: بازخوردها، شکست‌ها و موفقیت‌ها ابزارهای مهمی برای اصلاح اهداف و بهبود مسیر هستند.

در مجموع، فرآیند هدف‌گذاری درونی یک چرخه مداوم از شناخت خود، تعیین اهداف، برنامه‌ریزی، و بازبینی است. این فرآیند سبب می‌شود فرد نه تنها در یادگیری و پیشرفت تحصیلی موفق‌تر باشد، بلکه احساس رضایت، انگیزه درونی و هویت پایدار بیشتری در زندگی پیدا کند.

*به قلم: دکتر حسین چناری - مدرس دانشگاه و مشاور امور آموزشی
https://www.asianewsiran.com/u/isz
اخبار مرتبط
دکتر حسین چناری، مدرس دانشگاه و مشاور امور آموزشی، در گفت‌وگو با آسیانیوز از تحول نظام‌های آموزشی و ظهور نسل چهارم آموزش سخن گفت. در این نسل، دانش‌آموز به یادگیرنده خودراهبـر تبدیل می‌شود و معلم نقش مربی و تسهیلگر را ایفا می‌کند. آموزش نسل چهارم بر یادگیری پروژه‌محور، پیوند با مسائل واقعی جامعه و صنعت، توسعه مهارت‌های نرم و تقویت روحیه خلاقیت و کارآفرینی متمرکز است. مدرسه نیز به زیست‌بومی برای خلق ایده و نوآوری تبدیل می‌شود. رویکردهایی مانند یادگیری ترکیبی، یادگیری مادام‌العمر و ارزیابی مبتنی بر عملکرد، از جمله روش‌های نوین در این نسل هستند که دانش‌آموزان را برای آینده‌ای پیچیده و متغیر آماده می‌کنند.
بر اساس یک پژوهش جدید، موفقیت نظام آموزش مهارتی و حرفه‌ای در وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشکی متکی بر پنج بعد کلیدی و ۲۲ مولفه اساسی است. این چارچوب جامع، رویکردی چندبعدی را برای تربیت نیروی انسانی شایسته در حوزه سلامت ارائه می‌دهد. ابعاد شناسایی شده شامل آموزش‌های مهارتی و بالینی، آموزش‌های حرفه‌ای و اخلاقی، آموزش‌های مدیریتی و سازمانی، آموزش‌های فردی و توسعه‌ای، و آموزش مبتنی بر تکنولوژی‌های نوین هستند. این ابعاد نشان می‌دهد شایستگی حرفه‌ای فراتر از تسلط فنی و دربرگیرنده اخلاق، مدیریت، تاب‌آوری و سواد دیجیتال است. یافته‌ها تاکید می‌کنند که برای همگامی با تحولات جهانی سلامت، برنامه‌ریزی آموزشی باید منعطف، یکپارچه و متمرکز بر این پنج بعد باشد.
مدیریت بحران در مراکز آموزشی فراتر از واکنش به رویدادهای ناگهانی است. این فرآیند شامل برنامه‌ریزی، آموزش و هماهنگی مؤثر برای حفظ امنیت و تداوم آموزش است. با شناسایی نقاط آسیب‌پذیر و تدوین سناریوهای واکنش سریع، می‌توان از تأثیر بحران‌ها کاست. اجرای مانورهای دوره‌ای و تشکیل کمیته مدیریت بحران از ارکان کلیدی این فرآیند به شمار می‌روند.
آسیانیوز ایران هیچگونه مسولیتی در قبال نظرات کاربران ندارد.
تعداد کاراکتر باقیمانده: 1000
نظر خود را وارد کنید