سرویس سیاسی آسیانیوز ایران:
غزل گلشیری کیست؟
غزل گلشیری در سالهای اخیر به یکی از نامهای آشنای روزنامهنگاری فارسیزبان در بیرون از ایران تبدیل شده است؛ چهرهای که نامش بیش از همه با لوموند، پوشش تحولات ایران و افغانستان، و روایتهای مرتبط با سرکوب، حقوق زنان، مهاجرت و بحرانهای خاورمیانه گره خورده است. صفحه نویسندگان لوموند نشان میدهد که او تا همین روزهای اخیر(پایان سال ۱۴۰۴) نیز در حال انتشار گزارش و تحلیل درباره ایران بوده و در بازهی فوریه و مارس ۲۰۲۶ چندین مطلب با نام او منتشر شده است؛ از گزارش درباره احکام اعدام معترضان تا تحلیل وضعیت کردها و فضای سیاسی ایران.
در معرفی رسمی برنامهی KYOTOGRAPHIE 2024 و نیز در معرفی کتاب Tu ne meurs pas آمده که غزل گلشیری متولد ۱۹۸۱ در تهران است و از سال ۲۰۱۱ بهعنوان خبرنگار در بخش بینالملل لوموند کار میکند و تمرکز تخصصی او بر خاورمیانه، بهویژه ایران، قرار دارد. همین دو منبع، از معدود منابع نسبتاً روشن و رسمی درباره مشخصات پایهی او هستند.
زندگی شخصی و خانوادگی غزل گلشیری
آنچه تقریباً با اطمینان میتوان گفت این است که غزل گلشیری از خانوادهای بسیار شناختهشده در ادبیات معاصر ایران میآید. وبسایت بنیاد هوشنگ گلشیری در سالشمار رسمی خود، ۱۰ فروردین ۱۳۶۰ را بهعنوان تاریخ تولد غزل گلشیری ثبت کرده است. همچنین در صفحه فرزانه طاهری در ویکیپدیای فارسی آمده که فرزانه طاهری، مترجم و مدیر بنیاد هوشنگ گلشیری، همسر هوشنگ گلشیری و مادر دو فرزند به نامهای غزل و باربد است. کنفرانس دانشگاه استنفورد درباره آرشیو هوشنگ گلشیری نیز حضور غزل گلشیری، باربد گلشیری و فرزانه طاهری را در کنار دیگر چهرهها ثبت کرده است.
بنابراین، از منظر خانوادگی میتوان گفت غزل گلشیری دختر هوشنگ گلشیری، نویسنده برجسته ایرانی، و فرزانه طاهری، مترجم شناختهشده، و خواهر باربد گلشیری، هنرمند معاصر، است. این نسبت خانوادگی فقط یک جزئیات بیوگرافیک نیست؛ بلکه برای بسیاری از ناظران، بخشی از فهم موقعیت او در فضای فرهنگی و رسانهای ایران و فرانسه نیز بهشمار میرود.
با این حال، دربارهی بخشهایی از زندگی خصوصی او، مانند وضعیت تأهل، فرزندان، یا جزئیات روزمرهی شخصی، منابع عمومیِ معتبر و روشنی در دسترس نیست. صفحه اینستاگرام منسوب به او خصوصی است و دادههای عمومی قابل اتکای زیادی از آن به دست نمیآید. از نظر حرفهای نیز بهتر است در غیاب منبع معتبر، از بازنشر حدسها و شایعات در این بخش پرهیز کنیم.
از میراث ادبی تا مسیر روزنامهنگاری
نام خانوادگی «گلشیری» در ایران، ناگزیر یادآور هوشنگ گلشیری است؛ نویسندهای که در حافظه ادبیات معاصر جایگاهی ویژه دارد. حضور غزل گلشیری در کنفرانس استنفورد برای رونمایی از آرشیو هوشنگ گلشیری و نیز ثبت نام او در وبسایت بنیاد، نشان میدهد که او از یکسو با این میراث فرهنگی پیوندی روشن دارد و از سوی دیگر، مسیر حرفهای مستقلی در روزنامهنگاری برای خود ساخته است.
نشانههای عمومی موجود از فعالیت حرفهای او حاکی از آن است که گلشیری در طول بیش از یک دهه، از همکاریهای قدیمیتر با رسانههایی چون The Guardian تا تثبیت جایگاهش در Le Monde، بهتدریج به خبرنگاری شناختهشده در حوزه ایران و خاورمیانه بدل شده است. صفحه پروفایل او در گاردین او را «روزنامهنگار لوموند» معرفی میکند و یک مطلب از سال ۲۰۱۳ با نام او درباره ایران در این روزنامه ثبت شده است.
غزل گلشیری در لوموند؛ تمرکز بر ایران، افغانستان و خاورمیانه
مهمترین هویت حرفهای غزل گلشیری امروز، بیتردید با لوموند تعریف میشود. معرفی رسمی KYOTOGRAPHIE میگوید او از سال ۲۰۱۱ در بخش بینالملل لوموند مشغول به کار است و در خاورمیانه تخصص دارد. فهرست آثار منتشرشده در صفحه نویسندگان لوموند هم نشان میدهد که این تخصص صرفاً یک عنوان اداری نیست؛ بلکه در عمل طیف گستردهای از موضوعات را پوشش داده است: از اعتراضات ایران و احکام قضایی علیه معترضان تا وضعیت زنان، پرونده مهاجران افغان، تحولات غزه، طالبان و گفتوگوهای مربوط به سیاست منطقهای.
برای نمونه، در آگوست ۲۰۲۴ گزارشی با نام او درباره فشارها بر زنان در ایران در لوموند منتشر شد؛ در مارس ۲۰۲۶ نیز او یکی از نویسندگان گزارشی درباره نقش احتمالی گروههای کردی در تضعیف ساختار جمهوری اسلامی بود. چنین تنوعی نشان میدهد که گلشیری صرفاً یک گزارشگر تکموضوعی نیست، بلکه در نقطه تلاقی «ایران»، «حقوق بشر»، «تحولات منطقهای» و «روایت بینالمللی از بحرانها» کار میکند.
پروژه «Tu ne meurs pas»؛ جایی که روزنامهنگاری با روایت تصویری تلاقی پیدا میکند
یکی از مهمترین نقاط برجسته در کارنامه اخیر غزل گلشیری، پروژه و کتاب Tu ne meurs pas است؛ اثری که با همکاری Marie Sumalla شکل گرفت و بر خیزش ایرانیان پس از مرگ مهسا امینی تمرکز داشت. معرفی رسمی این پروژه در سایت ناشر و نیز پوشش لوموند از نمایشگاه مرتبط با آن نشان میدهد که این اثر، هم یک کار رسانهای و هم یک مداخله فرهنگی - روایی بوده است؛ تلاشی برای ثبت حافظه بصری و عاطفی اعتراضات ایران.
لوموند در گزارشی درباره جشنواره ویزا پور لیماژ نوشت که اسناد این نمایشگاه توسط Marie Sumalla و Ghazal Golshiri انتخاب شده و منتشر شدهاند. همان گزارش به یک متن شخصی از گلشیری اشاره میکند که در آن از تجربه زیسته زنانه در جمهوری اسلامی و معنای حجاب اجباری بهعنوان نمادی از مهار بدن و جامعه سخن میگوید. این وجه شخصی، برای بسیاری از مخاطبان، یکی از تفاوتهای کار او با گزارشگری خشک و صرفاً خبری است.
این پروژه فقط در فضای رسانهای مطرح نشد؛ بلکه در رویدادهایی چون KYOTOGRAPHIE 2024 و Fotografia Europea 2025 نیز حضور داشت. در فهرست جوایز و رویدادهای سال ۲۰۲۴ جشنواره آرل هم از این اثر بهعنوان برنده یا اثر مورد تقدیر یاد شده است. این یعنی کار گلشیری در سالهای اخیر فقط در قالب مقاله و خبر دیده نشده، بلکه در حوزهی روایت تصویری و حافظهنگاری اعتراضی نیز مورد توجه قرار گرفته است.
سبک کاری غزل گلشیری؛ از گزارش میدانی تا روایت انسانی
مرور آثار منتشرشده از غزل گلشیری نشان میدهد که او معمولاً به سراغ سوژههایی میرود که بار انسانی، سیاسی و حقوق بشری بالایی دارند. از زنان محکومشده در ایران تا مجروحان غزه، از پناهجویان افغان در فرانسه تا زندانیان و معترضان ایرانی، در بسیاری از گزارشهای او عنصر «روایت انسانیِ بحران» برجسته است. همین رویکرد باعث شده بخشی از مخاطبان او را خبرنگاری بدانند که بیشتر از زبان آمار، از زبان تجربه زیسته و سرنوشت افراد حرف میزند.
نمونهای از این جایگاه را حتی میتوان در گزارش رادیو فردا درباره اولیویه واندکاستیل دید؛ جایی که از قرار این امدادگر بلژیکی با «غزل گلشیری، خبرنگار لوموند» در پاریس برای روایت تجربه زندانش دیدار کرده است. این اشاره اگرچه مختصر است، اما نشان میدهد که او در برخی پروندههای حساس بهعنوان مصاحبهگر یا روایتپرداز مورد اعتماد نیز دیده میشود.
چرا غزل مورد توجه قرار گرفت؟
- نخستین نکته مثبت درباره کارنامه غزل گلشیری، تداوم حرفهای اوست. اینکه یک خبرنگار ایرانی بیش از یک دهه در یکی از مهمترین روزنامههای فرانسه و اروپا فعال بماند و همچنان در موضوعات مهم منطقهای امضا داشته باشد، خود بهتنهایی نشانهای از تثبیت حرفهای است.
- نکته مثبت دوم، تمرکز بر موضوعات حساس اما انسانی است. در آثار او، ایران صرفاً در قاب مناقشه هستهای یا بازی قدرت دیده نمیشود؛ بلکه جامعه، زنان، زندانیان، مهاجران، معترضان و خانوادهها نیز به متن روایت میآیند. این رویکرد برای مخاطب فارسیزبان، بهویژه در دورانی که بخشی از پوشش بینالمللی ایران به کلیشههای سیاسی تقلیل یافته، یک امتیاز محسوب میشود.
- نکته سوم، پیوند زدن روزنامهنگاری و حافظه تصویری است. پروژه «Tu ne meurs pas» نشان داد که گلشیری فقط در قامت گزارشگر متنی عمل نمیکند، بلکه میکوشد روایتهای تصویری و شهادتهای پراکنده را نیز به یک حافظه عمومی و قابل نمایش در عرصه بینالمللی تبدیل کند.
چرا برخی به گلشیری معترضاند؟!
در کنار تحسینها، غزل گلشیری با انتقادهایی نیز روبهرو بوده است. بخشی از این انتقادها از سوی رسانهها و فعالان نزدیک به مجاهدین مطرح شدهاند. برای نمونه، پس از انتشار گزارش لوموند درباره «کودکسربازان» سازمان مجاهدین خلق(شورای ملی مقاومت) در متنی رسمی، هم گزارش و هم شخص گلشیری را بهشدت مورد حمله قرار داد! این متن البته آشکارا جانبدارانه و از موضع دفاع سازمانی نوشته شده و باید با همین ملاحظه خوانده شود، اما از نظر خبری نشان میدهد که گزارشهای او میتوانند منازعهبرانگیز باشند.
در سوی دیگر، برخی رسانهها و فعالان نزدیک به جریانهای مشکوک نیز در ماههای گذشته به نوشتههای او درباره تحولات ایران اعتراض کردهاند و او را به نوعی جانبداری تحلیلی از جمهوری اسلامی متهم کردهاند! این نقدها غالباً در رسانههای کماعتبارتر بازتاب یافتهاند و نه در چارچوب ارزیابی حرفهای بیطرفانه. با این حال، از منظر بازتاب رسانهای، نمیتوان انکار کرد که نام غزل گلشیری برای بخشی از افکار عمومی سیاسیشدهی فارسیزبان، نامی «بحثبرانگیز» است.
یک نقد جدیتر و حرفهایتر که میتوان مستقل از دعواهای جناحی مطرح کرد، این است که تمرکز شدید بر سوژههای سیاسی-حقوق بشری گاهی باعث میشود مخاطبان مخالف، او را نه صرفاً خبرنگار، بلکه حامل یک چارچوب ارزشی مشخص ببینند. این البته الزاماً ضعف نیست؛ اما در فضای پرقطبی رسانهای، مرز بین «گزارش مستند» و «روایت متهم به سوگیری» بسیار باریک شده است. این مسئله درباره بسیاری از خبرنگاران حوزه ایران صادق است و فقط به گلشیری محدود نمیشود. استنباط اخیر، جمعبندی تحلیلی بر پایه نوع سوژهها و واکنشهاست.
حضور در شبکههای اجتماعی
حضور عمومی غزل گلشیری در شبکههای اجتماعی نیز قابل مشاهده است. حسابی در X به نام او وجود دارد که در معرفیاش نوشته شده: «Journalist for Le Monde covering the Middle East. Focus on Iran and Afghanistan.» همچنین یک حساب اینستاگرام خصوصی نیز با همین هویت یافت میشود. این دادهها نشان میدهد که برند شخصی او در فضای اجتماعی نیز حول همان محورهای حرفهایاش، یعنی ایران، افغانستان و خاورمیانه، شکل گرفته است.
جمعبندی
غزل گلشیری را میتوان یکی از چهرههای مهم و در عین حال مناقشهبرانگیز روزنامهنگاری ایرانی در بیرون از کشور دانست؛ روزنامهنگاری که هم پشتوانه خانوادگیِ فرهنگی دارد، هم کارنامهای جدی در رسانهای معتبر مانند لوموند، و هم حضور مؤثر در روایت بینالمللی از ایرانِ امروز. او برای بخشی از مخاطبان، صدای ثبتکنندهی رنج، اعتراض و زیست سیاسی مردم ایران است؛ و برای بخشی دیگر، خبرنگاری است که از نگاه آنان بیطرفی کامل ندارد. واقعیت این است که در فضای رسانهایِ بهشدت قطبیشدهی امروز، شاید هر دو تصویر، همزمان بخشی از واقعیت ادراکی پیرامون او باشند.
آنچه فعلاً با اطمینان میتوان گفت این است که غزل گلشیری، چه موافقش باشیم و چه منتقدش، دیگر صرفاً «دختر هوشنگ گلشیری» نیست؛ او در سالهای اخیر هویتی مستقل بهعنوان روزنامهنگاری فعال در یکی از مهمترین رسانههای فرانسه ساخته و در پروندههای حساس ایران و منطقه، نامی اثرگذار شده است.
نظر شما درباره غزل گلشیری چیست ؟ ؟
آیا او را روزنامهنگاری مؤثر و حرفهای میدانید، یا معتقدید کارنامهاش بیش از حد درگیر سوگیریهای سیاسی شده است؟ دیدگاهتان را در بخش نظرات با ما و دیگر مخاطبان آسیانیوز ایران در میان بگذارید./