آسیانیوز ایران؛ سرویس فرهنگی هنری:

دکتر پوریا زرشناس - دبیر ارشد تحریریه آسیانیوز ایران
سینمای ایران در دهه هشتاد، با موج تازهای از فیلمهای «کمدی-جنگی» مواجه شد که هرکدام تلاش میکردند با «نگاهی تازه» و «زبانی صریحتر» به «مقوله دفاع مقدس» بپردازند. در این میان، فیلم «اخراجیها» ساخته مسعود دهنمکی (که پیش از این با مستندهای جنجالی خود شناخته میشد) یک «پدیده» بود. پدیدهای که با «طنز عامهپسند»، «بازیهای خوب» و «دیالوگهای ماندگار»، نه تنها مخاطب را به سالنهای سینما کشاند، بلکه به یک «مسئله فرهنگی-اجتماعی» تبدیل شد. فیلمی که با وجود نقدهای تند، به پرفروشترین فیلم سال ۱۳۸۶ تبدیل شد و سهگانه آن (اخراجیها ۱، ۲ و ۳) به یکی از پرفروشترین مجموعههای تاریخ سینمای ایران تبدیل گشت. داستان فیلم در جنوب تهران میگذرد و حول محور «مجید سوزوکی» (کامبیز دیرباز) میچرخد؛ یک خلافکار که عاشق «نرگس» (نیوشا ضیغمی)، دختر «میرزا» (منوچهر آذر) میشود. میرزا شرط ازدواج با دخترش را «سر به راه شدن» مجید میداند. مجید تصمیم میگیرد برای اثبات سر به راه شدنش، به جبهه برود و همراه با دوستانش («بایرام لودر» با بازی اکبر عبدی، «بیژن قالپاق» با بازی امین حیایی و «امیر دودو» با بازی ارژنگ امیرفضلی) راهی جنگ تحمیلی میشود. فیلم با «طنز موقعیت» و «شخصیتهای کاریکاتوری»، «مسیر تحول» این خلافکاران را به تصویر میکشد.
«مسعود دهنمکی» در اولین تجربه بلند داستانی خود، با «نگاه تیزبینانه» و «زبان عامیانه»، موفق شده است «فضای جنوب تهران» و «اراذل و اوباش» را به خوبی به تصویر کشد. دهنمکی که پیش از این با مستندهای «فقر و فحشا» و «کدام استقلال؟! کدام پیروزی؟!» جنجالآفرینی کرده بود، در «اخراجیها» نیز با «انتخاب سوژه جسورانه» (ورود اراذل و اوباش به جبهه) و «طنز تلخ»، توانسته است توجه مخاطبان را به خود جلب کند. با این حال، همین «جسارت» (که گاهی به «ابتذال» و «توهین به ارزشهای دفاع مقدس» نزدیک میشود) از نقاط ضعف فیلم است. «کامبیز دیرباز» در نقش «مجید سوزوکی» (قهرمان فیلم) یکی از بهترین بازیهای کارنامه خود را ارائه داده است. دیرباز با «چهره خشن» و در عین حال «معصوم»، «حرکات حسابشده» و «لحن عامیانه» خود، شخصیتی «چندلایه» و «جذاب» خلق کرده است که مخاطب همزمان با او «میخندد» و برایش «دل میسوزاند». «اکبر عبدی» در نقش «بایرام لودر» (دوست مجید) با «چهره کاریکاتوری»، «حرکات کودکانه» و «دیالوگهای بهیادماندنی» (مثل «بایرام لودر، قدیمترین لودر تهران»)، یکی از نقاط قوت فیلم است. «امین حیایی» در نقش «بیژن قالپاق» و «ارژنگ امیرفضلی» در نقش «امیر دودو» نیز در سطح قابل قبولی ظاهر شدهاند.
«نیوشا ضیغمی» در نقش «نرگس» (دختر مورد علاقه مجید) و نگار فروزنده در نقش «خبرنگار صداوسیما» بازیهای قابل قبولی دارند. «محمدرضا شریفینیا» در نقش «حاج صالح» (حاجی گیرینوف) و «سپند امیرسلیمانی» در نقش «کامران» نیز در نقشهای مکمل در سطح قابل قبولی ظاهر شدهاند. با این حال، شخصیتهای زن در فیلم (به جز نرگس) چندان «عمق» و «لایههای روانشناختی» ندارند و بیشتر شبیه «ابزار» (برای پیشبرد داستان عاشقانه) هستند. از نظر «فیلمنامه» و «دیالوگنویسی»، «اخراجیها» در سطح «متوسط» قرار دارد. دهنمکی با «تسلط بر زبان عامیانه» و «استفاده از اصطلاحات کوچهبازاری»، دیالوگهایی خلق کرده است که برای مخاطب عام «جذاب» و «خاطرهانگیز» است. با این حال، «ساختار روایی» فیلم (با وجود «طنز موقعیت») چندان «منسجم» و «قابل پیگیری» نیست و «گرههای داستانی» (مثل تحول مجید از خلافکار به رزمنده) به درستی «بسط» و «پرداخت» نمیشوند. همچنین «پایانبندی» فیلم (با پیروزی رزمندگان و کشته شدن مجید) چنان «قابل پیشبینی» و «شتابزده» است که از «تأثیر عاطفی» لازم بیبهره میماند.
از نقاط ضعف فیلم (اگر بتوان گفت) میتوان به «شخصیتپردازی سطحی» (به ویژه شخصیتهای فرعی)، «کندی ریتم» در برخی نقاط (به ویژه در سکانسهای طولانی گفتوگو)، «توهین به ارزشهای دفاع مقدس» (که برخی منتقدان آن را «ابتذال» و «بیاحترامی» به رزمندگان تلقی کردهاند) و «وابستگی بیش از حد به بازیگران» (به ویژه اکبر عبدی) اشاره کرد. با این حال، این نقصها از ارزش تجاری فیلم نمیکاهند. در مجموع، «اخراجیها» یک «فیلم مهم» (از نظر تجاری و فرهنگی) است که با «طنز عامهپسند» و «بازیهای خوب»، توانسته است «موجی» در سینمای ایران ایجاد کند. با این حال، فیلم از نظر «کیفیت سینمایی» در سطح «متوسط رو به پایین» قرار دارد و تماشای آن را فقط به علاقهمندان کمدی عامهپسند و طرفداران دهنمکی توصیه میکنیم.
فیلمنامه و ساختار روایی؛ کمدی موقعیت با پیرنگی سست
فیلمنامه «اخراجیها» (نوشته مسعود دهنمکی) از یک «ایده مرکزی» جذاب (ورود اراذل و اوباش به جبهه) بهره میبرد. دهنمکی با «ساختار خطی» و «شخصیتهای کاریکاتوری» موفق شده است یک «کمدی موقعیت» خلق کند که برای مخاطب عام «سرگرمکننده» است. با این حال، فیلمنامه در «بسط» و «پرداخت» این ایده، دچار «پراکندگی» و «شتابزدگی» شده است. «گرههای داستانی» (مثل تحول مجید از خلافکار به رزمنده) به درستی «بسط» و «پرداخت» نمیشوند و مخاطب در بسیاری از نقاط «سردرگم» میشود که «چه اتفاقی» در حال رخ دادن است.
- نکته قوت فیلمنامه، «طنز موقعیت» و «دیالوگنویسی عامیانه» است. دهنمکی با «تسلط بر زبان کوچهبازاری» و «استفاده از اصطلاحات رایج»، دیالوگهایی خلق کرده است که برای مخاطب عام «جذاب» و «خاطرهانگیز» است. برای مثال، دیالوگ معروف بایرام لودر («بایرام لودر، قدیمترین لودر تهران») به یکی از ماندگارترین دیالوگهای سینمای ایران تبدیل شده است. همچنین «طنز تلخ» فیلم (که با «موقعیتهای خندهدار» و «شخصیتهای کاریکاتوری» همراه است) به «جذابیت» فیلم افزوده است.
- نکته ضعف فیلمنامه، «شخصیتپردازی سطحی» (به ویژه شخصیتهای زن) و «پایانبندی قابل پیشبینی» است. شخصیتهای زن (به جز نرگس) چندان «عمق» و «لایههای روانشناختی» ندارند و بیشتر شبیه «ابزار» (برای پیشبرد داستان عاشقانه) هستند. همچنین «پایانبندی» (با پیروزی رزمندگان و بازگشت مجید) چنان «قابل پیشبینی» است که از «تأثیر عاطفی» لازم بیبهره میماند.
شخصیتپردازی و بازیها؛ دیرباز و عبدی، نقاط قوت فیلم
«کامبیز دیرباز» در نقش «مجید سوزوکی» (قهرمان فیلم) یکی از بهترین بازیهای کارنامه خود را ارائه داده است. دیرباز با «چهره خشن» و در عین حال «معصوم»، «حرکات حسابشده» و «لحن عامیانه» خود، شخصیتی «چندلایه» و «جذاب» خلق کرده است که مخاطب همزمان با او «میخندد» و برایش «دل میسوزاند». «اکبر عبدی» در نقش «بایرام لودر» (دوست مجید) با «چهره کاریکاتوری»، «حرکات کودکانه» و «دیالوگهای بهیادماندنی» (مثل «بایرام لودر، قدیمترین لودر تهران»)، یکی از نقاط قوت فیلم است. «امین حیایی» در نقش «بیژن قالپاق» و «ارژنگ امیرفضلی» در نقش «امیر دودو» نیز در سطح قابل قبولی ظاهر شدهاند.
«نیوشا ضیغمی» در نقش «نرگس» (دختر مورد علاقه مجید) و نگار فروزنده بازیهای قابل قبولی دارند. «محمدرضا شریفینیا» در نقش «حاج صالح» (حاجی گیرینوف) و «سپند امیرسلیمانی» در نقش «کامران» نیز در نقشهای مکمل در سطح قابل قبولی ظاهر شدهاند. با این حال، شخصیتهای زن در فیلم (به جز نرگس) چندان «عمق» ندارند و بیشتر «تیپ» هستند.
کارگردانی و فیلمبرداری؛ تسلط بر فضای عامهپسند، اما نه هنری
مسعود دهنمکی در «اخراجیها» کارگردانی «مطمئن» و «هماهنگ» با فضای فیلم ارائه داده است. او به خوبی میداند که چگونه از «فضای جنوب تهران» و «شخصیتهای کاریکاتوری» برای ایجاد «طنز موقعیت» استفاده کند. دهنمکی با «میزانسنهای حسابشده» و «نماهای کلوزآپ» (برای ثبت ریزههای احساسی بازیگران، به ویژه کامبیز دیرباز و اکبر عبدی) به «جذابیت» فیلم کمک کرده است. با این حال، «ریتم» فیلم در برخی نقاط (به ویژه در سکانسهای طولانی گفتوگو) «کند» و «کشدار» است و «تعلیق» (که در فیلمهای دراماتیک ضروری است) به ندرت شکل میگیرد.
موسیقی و طراحی صحنه؛ هماهنگ با فضای فیلم
«موسیقی متن» با «تمهای شاد و حماسی» (با استفاده از سازهای سنتی و الکترونیک) به «فضای کمدی-جنگی» فیلم عمق بخشیده است. «طراحی صحنه و لباس» در سطح «معمولی» قرار دارد و فضای جنوب تهران و جبهه را بازآفرینی کرده است.
جایگاه فیلم در سینمای ایران و میراث آن
«اخراجیها» را در مقایسه با سایر فیلمهای کمدی-جنگی دهه هشتاد (مثل «لیلی با من است» (۱۳۷۵) و «مارمولک» (۱۳۸۲)) باید ارزیابی کرد. این فیلم از نظر «موفقیت تجاری» در سطح بالایی قرار دارد، اما از نظر «کیفیت سینمایی» و «عمق محتوایی» در سطح پایینتری است. با این حال، «اخراجیها» به دلیل «طنز عامهپسند» و «بازیهای خوب»، به یکی از آثار شاخص این ژانر تبدیل شده است. میراث «اخراجیها» برای سینمای ایران، «ترکیب کمدی و دفاع مقدس» با «زبانی عامیانه» است. این فیلم نشان داد که میتوان با «شخصیتهای کاریکاتوری» و «طنز موقعیت»، به «مقوله جنگ» پرداخت و در عین حال «مخاطب عام» را جذب کرد. با این حال، فیلم همچنین «هشدار» میدهد که «طنز عامهپسند» بدون «فیلمنامه قوی» و «شخصیتپردازی عمیق» نمیتواند به یک «اثر ماندگار» تبدیل شود. «اخراجیها» یک «فیلم مهم» (از نظر تجاری) است، اما یک «فیلم ماندگار» (از نظر هنری) نیست.