آسیانیوز ایران؛ سرویس اجتماعی:
جنگ تنها به بمباران و ویرانی زیرساختها محدود نمیشود. زخمهای پنهان آن اغلب دیرتر خود را نشان میدهند، اما عمیقتر و ماندگارترند. در روزهایی که حملات هوایی آرامش مردم را برهم زده، قشر آسیبپذیر معتادان با بحرانی مضاعف دستبهگریبانند. درگیری معتادان و بحران آنها در زمان جنگ، صرفاً یک گوشه از کلیت داستان است. داستان اصلی به تأثير شرایط معتادان بر کلیت جامعه بازمیگردد که آن را آسیبپذیرتر از پیش میکند. بررسیهای میدانی و اظهارنظرهای کارشناسان نشان میدهد این روزها گرانی مواد مخدر در شهرستانها حتی از پایتخت نیز فراتر رفته و نرخ برخی مواد به دو برابر قیمت قبل رسیده است. مواد محرک صنعتی مانند شیشه در مناطق محروم به گرمی ۶۰۰ هزار تومان رسیده است. این جهش قیمت از حدود ۲۰۰ تا ۳۰۰ هزار تومان، زنگ خطر را برای افزایش سرقت، فحشا و ناهنجاریهای دیگر در میان معتادان به صدا درآورده است.
سعید صفاتیان، مدیرکل پیشین درمان ستاد مبارزه با مواد مخدر، تأیید میکند که از آغاز جنگ، قیمت مواد مخدر در کشور به طور میانگین ۶۰ تا ۱۰۰ درصد رشد داشته است. اما آنچه هشدار را جدیتر میکند، شکاف عمیق قیمتی میان تهران و شهرستانهاست. در برخی شهرهای مرزی و محروم، هر گرم شیشه تا ۶۰۰ هزار تومان هم فروخته میشود، در حالی که همین ماده در پایتخت حداکثر ۴۵۰ هزار تومان است. دلیل این اختلاف، اختلال شدید در زنجیره تأمین ناشی از احساس ناامنی و کاهش کشفیات است. صفاتیان با صراحت اعلام کرده است: «به دلیل شرایط جنگی، کشفیات ما در این حوزه کمتر بوده است.» این کاهش کشفیات، به معنای افزایش عرضه مواد مخدر در بازار نیست، بلکه به معنای اختلال در زنجیره تأمین و افزایش قیمت است. در این شرایط، هرچند کمپهای ترک اعتیاد مشغول به فعالیت هستند، اما نگرانیها روی آن اماکن نیز جریان دارد. همچنین هزینه یک دوره ترک اعتیاد در یک کمپ در کرج، هشت میلیون تومان است که برای بسیاری از معتادان غیرقابل تأمین است.
کارشناسان هشدار میدهند که این گرانی افسارگسیخته، معتادان فقیر را به سمت رفتارهای پرخطر سوق میدهد. یک روانشناس بالینی در گفتوگو با خبرنگار ما اظهار داشت: «وقتی یک معتاد روزانه به ۶۰۰ هزار تومان برای تأمین شیشه نیاز داشته باشد، در حالی که حداقل دستمزد روزانه کارگری کمتر از ۳۰۰ هزار تومان است، راه ارتکاب جرم را پیش میگیرد.» این یعنی هر معتادی که نتواند هزینه مواد خود را تأمین کند، به دنبال راههای غیرقانونی برای کسب درآمد خواهد بود. صفاتیان همچنین تأکید کرده است که تغییر الگوی مصرف از تریاک به مواد صنعتی، خطر مرگ ناشی از اوردوز را چند برابر کرده است. او با تأکید بر اینکه «هرجا استرس زیاد باشد، احتمال اعتیاد بسیار بالاست»، یادآور میشود که جنگ، ترس و اضطراب به همراه میآورد و مهارتهای مدیریت این ترس باید توسط دولت به خانوادهها و نوجوانان آموزش داده شود. «اعتیاد مادر آسیبهای اجتماعی است و بعد از جنگ، بالاترین آسیب اجتماعی همین اعتیاد خواهد بود. دولت از هماکنون باید به فکر رسیدگی به آن باشد.» تجربه جنگ در کشورهای دیگر نیز این هشدار را تأیید میکند. در افغانستان، سه دهه درگیری و ناامنی، اعتیاد را به یکی از بزرگترین بحرانهای این کشور تبدیل کرد. بر اساس گزارش دفتر مقابله با مواد مخدر و جرم سازمان ملل متحد، حدود یک میلیون شهروند افغان – یعنی نزدیک به ۸ درصد از جمعیت ۱۵ تا ۶۴ ساله این کشور – با اعتیاد دست و پنجه نرم میکردند. اوکراین نیز در سالهای اخیر به نمونهای دیگر از همین الگو تبدیل شده است. ایران نیز از این قاعده مستثنی نیست و باید خود را برای موج جدیدی از اعتیاد پس از جنگ آماده کند.
جهش قیمت مواد مخدر و شکاف قیمتی
بر اساس اعلام سعید صفاتیان، مدیرکل پیشین درمان ستاد مبارزه با مواد مخدر، قیمت مواد مخدر در کشور از آغاز جنگ به طور میانگین ۶۰ تا ۱۰۰ درصد رشد داشته است. این جهش قیمت بیسابقه، در حالی رخ میدهد که نرخ تورم رسمی در همین دوره حدود ۴۰ درصد بوده است. یعنی قیمت مواد مخدر بسیار سریعتر از سایر کالاها و خدمات افزایش یافته است. نکته قابل توجه دیگر، شکاف عمیق قیمتی میان تهران و شهرستانها است. در برخی شهرهای مرزی و محروم، هر گرم شیشه تا ۶۰۰ هزار تومان فروخته میشود، در حالی که همین ماده در پایتخت حداکثر ۴۵۰ هزار تومان است. این اختلاف ۱۵۰ هزار تومانی، نشاندهنده اختلال شدید در زنجیره تأمین در شهرستانها است. به عبارت دیگر، قاچاقچیان مواد مخدر دیگر نمیتوانند به راحتی مواد را به شهرستانها منتقل کنند و همین کمبود عرضه، قیمت را افزایش داده است. با مقایسه قیمت شیشه با حداقل دستمزد روزانه کارگری (کمتر از ۳۰۰ هزار تومان)، عمق فاجعه روشن میشود. یک معتاد روزانه به ۶۰۰ هزار تومان نیاز دارد، در حالی که یک کارگر ساده با یک روز کار تمام وقت، کمتر از نصف این مبلغ را کسب میکند. این یعنی یک معتاد برای تأمین مواد خود، باید روزانه دو برابر دستمزد یک کارگر ساده درآمد داشته باشد. تنها راه کسب این درآمد برای یک معتاد فقیر، ارتکاب جرم است.
چرا قیمت مواد مخدر گران شده است؟
- دلیل اصلی گرانی مواد مخدر، اختلال شدید در زنجیره تأمین ناشی از جنگ است. صفاتیان به صراحت اعلام کرده است که «به دلیل شرایط جنگی، کشفیات ما در این حوزه کمتر بوده است.» کاهش کشفیات، به معنای افزایش عرضه نیست، بلکه به معنای اختلال در زنجیره تأمین است. قاچاقچیان مواد مخدر به دلیل احساس ناامنی، جرات جابهجایی مواد را ندارند و این موضوع باعث کاهش عرضه و افزایش قیمت میشود.
- دومین دلیل، افزایش هزینههای حمل و نقل و ریسک قاچاق است. در شرایط جنگی، جادهها ناامن هستند و احتمال کشف محمولههای مواد مخدر توسط نیروهای انتظامی بیشتر است. به همین دلیل، قاچاقچیان برای جبران این ریسک، قیمت مواد را افزایش میدهند. این افزایش قیمت، در نهایت به جیب مصرفکننده نهایی میرود.
- سومین دلیل، افزایش تقاضا است. استرس، اضطراب و ترس ناشی از جنگ، افراد آسیبپذیر را به سمت مصرف مواد مخدر سوق میدهد. صفاتیان تأکید میکند که «هرجا استرس زیاد باشد، احتمال اعتیاد بسیار بالاست.» افزایش تقاضا در کنار کاهش عرضه، یک جهش قیمت افسارگسیخته را ایجاد کرده است.
افزایش سرقت، فحشا و ناهنجاریهای اجتماعی
گرانی مواد مخدر، معتادان فقیر را به سمت رفتارهای پرخطر سوق میدهد. یک روانشناس بالینی هشدار میدهد که وقتی یک معتاد روزانه به ۶۰۰ هزار تومان برای تأمین شیشه نیاز داشته باشد، راه ارتکاب جرم را پیش میگیرد. این جرایم میتواند شامل سرقت از منازل، دستبرد به خودروها، کیفقاپی و حتی سرقت مسلحانه باشد. علاوه بر سرقت، فحشا نیز یکی دیگر از پیامدهای گرانی مواد مخدر است. بسیاری از زنان معتاد برای تأمین هزینه مواد خود، مجبور به تنفروشی میشوند. این موضوع، علاوه بر آسیب به خود این زنان، میتواند منجر به افزایش بیماریهای آمیزشی و فروپاشی خانوادهها شود. ناهنجاریهای دیگر مانند دعوا و درگیری، خشونت خانگی و حتی قتل نیز میتواند افزایش یابد. معتادانی که قادر به تأمین مواد خود نیستند، دچار اختلالات خلقی شدید میشوند و ممکن است دست به خشونت بزنند. بنابراین، گرانی مواد مخدر نه فقط یک معضل بهداشتی، که یک تهدید جدی برای امنیت جامعه است.
درسهایی از افغانستان و اوکراین
تجربه جنگ در کشورهای دیگر نشان میدهد که اعتیاد یکی از مهمترین آسیبهای اجتماعی پس از جنگ است. در افغانستان، سه دهه درگیری و ناامنی، اعتیاد را به یکی از بزرگترین بحرانهای این کشور تبدیل کرد. بر اساس گزارش دفتر مقابله با مواد مخدر و جرم سازمان ملل متحد، حدود یک میلیون شهروند افغان – یعنی نزدیک به ۸ درصد از جمعیت ۱۵ تا ۶۴ ساله این کشور – با اعتیاد دست و پنجه نرم میکردند. نکته جالب توجه در مورد افغانستان، تغییر الگوی مصرف از تریاک به مواد صنعتی است. این تغییر الگو، خطر مرگ ناشی از اوردوز را چند برابر کرده است. در ایران نیز شاهد همین تغییر الگو هستیم. مصرف شیشه و سایر مواد محرک صنعتی، در سالهای اخیر افزایش چشمگیری داشته است. این مواد بسیار خطرناکتر از تریاک هستند و مصرف آنها میتواند در کوتاهمدت منجر به مرگ شود. اوکراین نیز در سالهای اخیر به نمونهای دیگر از همین الگو تبدیل شده است. جنگ در شرق این کشور، منجر به افزایش مصرف مواد مخدر و روانگردانها شده است. ایران نیز از این قاعده مستثنی نیست و باید خود را برای موج جدیدی از اعتیاد پس از جنگ آماده کند. دولت باید از هماکنون برنامههای پیشگیرانه و درمانی را در دستور کار قرار دهد.
دولت چه باید بکند؟
صفاتیان تأکید میکند که «اعتیاد مادر آسیبهای اجتماعی است و بعد از جنگ، بالاترین آسیب اجتماعی همین اعتیاد خواهد بود. دولت از هماکنون باید به فکر رسیدگی به آن باشد.»
- اولین گام، آموزش مهارتهای مدیریت استرس به خانوادهها و نوجوانان است. جنگ، ترس و اضطراب به همراه میآورد و افرادی که نتوانند این ترس را مدیریت کنند، در معرض اعتیاد قرار میگیرند.
- دومین گام، افزایش ظرفیت کمپهای ترک اعتیاد و کاهش هزینههای درمان است. هزینه یک دوره ترک اعتیاد در یک کمپ در کرج، هشت میلیون تومان است. این رقم برای بسیاری از معتادان و خانوادههای آنها غیرقابل تأمین است. دولت باید با ارائه یارانه و تسهیلات، هزینه درمان را کاهش دهد تا افراد بیشتری بتوانند از این خدمات بهرهمند شوند.
- سومین گام، برخورد قاطع با قاچاقچیان مواد مخدر است. با وجود شرایط جنگی، نیروی انتظامی باید تلاش خود را برای کشف محمولههای مواد مخدر و دستگیری قاچاقچیان افزایش دهد. همچنین باید با همکاری کشورهای همسایه، به ویژه افغانستان، برای کاهش تولید و قاچاق مواد مخدر تلاش کند.