به گزارش آسیانیوز ایران ؛ در سالهای اخیر اصطلاح «ملکههای کارتل» به یکی از برچسبهای پرکاربرد در ادبیات رسانهای پیرامون جرایم سازمانیافته در آمریکای لاتین تبدیل شده است. این عنوان معمولاً برای زنانی بهکار میرود که بهنوعی با شبکههای قاچاق مواد مخدر در کشورهایی چون مکزیک، کلمبیا و برزیل در ارتباط بودهاند. با این حال، بررسی دقیق کیفرخواستهای دادگاههای فدرال ایالات متحده، گزارشهای رسمی پلیسی و اسناد بازداشت نشان میدهد که تصویر رسانهای از این افراد، اغلب با جایگاه واقعی آنان در ساختار کارتلها فاصله دارد.
شکاف میان روایت رسانهای و دادههای قضایی
رسانهها معمولاً زنانی را که در ارتباط با کارتلها شناخته میشوند، با لقبهایی نظیر «بانوی مرگ»، «ملکه اقیانوس آرام» یا «علیاحضرت» معرفی میکنند. تمرکز اصلی این روایتها بر عناصر دراماتیک زندگی آنان است؛ از سبک زندگی لوکس، سفرهای بینالمللی و حضور در شبکههای اجتماعی تا روابط خانوادگی با رهبران کارتلها.
اما تحلیل اسناد رسمی نشان میدهد که نقش بسیاری از این زنان در ساختار شبکههای قاچاق، بیش از آنکه عملیاتی و خشونتمحور باشد، در لایههای مالی و لجستیکی تعریف شده است. در اغلب کیفرخواستهای فدرال، اتهام اصلی «توطئه برای پولشویی»، «مدیریت داراییهای ناشی از فعالیتهای غیرقانونی» یا «معامله مالی با سازمان مجرمانه خارجی» عنوان شده است.
الگوهای غالب نقشآفرینی زنان در کارتلها
بر اساس مطالعات جرمشناسی و بررسی پروندههای شاخص، سه الگوی اصلی در نقش زنان مرتبط با کارتلهای مواد مخدر قابل شناسایی است:
۱. مدیریت مالی و پولشویی
بخش قابل توجهی از زنان مرتبط با کارتلها در حوزه مدیریت سرمایههای غیرقانونی فعالیت داشتهاند. این فعالیتها شامل:
- تأسیس و اداره رستورانها، شرکتهای تولیدی یا مراکز تفریحی بهعنوان پوشش اقتصادی
- انتقال سرمایه از طریق شبکه بانکی یا معاملات صوری
- خرید املاک، خودروهای لوکس و داراییهای ارزشمند برای تطهیر درآمدهای غیرقانونی
در بسیاری از پروندهها، این افراد بهعنوان مدیران رسمی شرکتها یا صاحبان داراییهایی معرفی شدهاند که در واقع برای پنهانسازی منشأ درآمدهای قاچاق مورد استفاده قرار میگرفتند.
۲. حلقه ارتباطی و پشتیبانی
گروهی دیگر از این زنان در نقش واسطههای ارتباطی میان اعضای شبکه فعالیت داشتهاند. این نقشها عمدتاً شامل هماهنگیهای غیرمستقیم، انتقال پیام، مدیریت روابط اجتماعی و ایجاد پوشش عمومی برای رهبران کارتل بوده است.
در برخی موارد، این افراد به دلیل روابط خانوادگی یا عاطفی با رهبران کارتل، به حلقههای نزدیک مدیریتی دسترسی پیدا کردهاند، اما جایگاه آنان بیشتر حمایتی و ارتباطی بوده است.
۳. حضور محدود در عملیات خشونتآمیز
اگرچه مواردی از مشارکت مستقیم زنان در عملیاتهای آدمربایی، حملونقل محمولههای غیرقانونی یا حتی فرماندهی اقدامات جنایی ثبت شده است، اما این نمونهها در مقایسه با نقشهای مالی و لجستیکی فراوانی کمتری داشتهاند. با این حال، همین موارد محدود بیشترین بازتاب رسانهای را یافتهاند و به تقویت تصویر «زن فرمانده خشونت» انجامیدهاند.
پروندههای شاخص
بررسی چند پرونده شناختهشده تصویری روشنتر از این الگوها ارائه میدهد:
- اما کورونل آییسپورو: همسر رهبر پیشین کارتل سینالوآ در سال ۲۰۲۱ در دادگاه فدرال واشینگتن به مشارکت در توزیع مواد مخدر و کمک به فرار همسرش اعتراف کرد. اسناد رسمی نقش او را عمدتاً حمایتی و مالی توصیف کردهاند.
- ساندرا آویلا بلتران: در ارتباط با انتقال محمولههای بزرگ کوکائین در اوایل دهه ۲۰۰۰ نام او مطرح شد. پروندههای قضایی نشان میدهد فعالیتهایش بیشتر در حوزه هماهنگی و ارتباطات بینالمللی تعریف شده بود.
- جسیکا اوسگوئرا: در پرونده مرتبط با کارتل نسل جدید جالیسکو، اتهام اصلی او مشارکت در پولشویی از طریق کسبوکارهای خانوادگی بود.
- والسکا پریرا مونتیرو: گزارشهای رسمی برزیل از نقش او در مدیریت جریانهای مالی باندهای منطقهای حکایت دارد.
- ماریا گوادالوپه لوپز اسکویول: در این مورد خاص، اسناد پلیسی از مشارکت مستقیم در عملیاتهای خشونتآمیز خبر میدهند؛ نمونهای که در مقایسه با سایر پروندهها کمتر تکرار شده است.
عوامل زمینهساز ورود به شبکههای جنایی
کارشناسان جرمشناسی تأکید دارند که ورود به ساختارهای مجرمانه در بسیاری از این پروندهها تحت تأثیر عوامل محیطی و اجتماعی بوده است. مهمترین این عوامل عبارتاند از:
- رشد در خانوادههای درگیر قاچاق
- سکونت در مناطقی با اقتصاد زیرزمینی گسترده
- روابط عاطفی یا خانوادگی با اعضای کارتل
- فشارهای اقتصادی و نبود فرصتهای شغلی پایدار
این متغیرها در کنار دسترسی به منابع مالی و شبکههای غیررسمی قدرت، زمینه مشارکت در ساختارهای سازمانیافته را فراهم کردهاند.
چرا تصویر رسانهای متفاوت است؟
تمرکز رسانهها بر عناصر دراماتیک، بهویژه در حوزه جرایم سازمانیافته، موجب برجستهسازی جنبههای ظاهری و هیجانی میشود. القاب پرهیجان، روایتهای شخصی و سبک زندگی لوکس، برای مخاطب جذابتر از تحلیل ساختارهای مالی پیچیده هستند.
اما در ساختار واقعی کارتلها، قدرت عمدتاً بر پایه کنترل منابع مالی، مسیرهای انتقال و شبکههای ارتباطی تعریف میشود. جنسیت یا ظاهر، نقش تعیینکنندهای در سلسلهمراتب عملیاتی ندارد. در نتیجه، بسیاری از زنانی که با عنوان «ملکههای کارتل» شناخته میشوند، در عمل مدیران مالی یا حلقههای پشتیبانی شبکه بودهاند، نه فرماندهان میدانی خشونت.
ملکههای کارتل
بررسی اسناد رسمی و پروندههای قضایی نشان میدهد اصطلاح «ملکههای کارتل» بیش از آنکه بیانگر جایگاه ساختاری باشد، یک برچسب رسانهای است. نقش زنان در کارتلهای مواد مخدر در اغلب موارد در حوزه مدیریت مالی، پولشویی و لجستیک تعریف شده و مشارکت مستقیم در خشونت، گرچه وجود داشته، اما گسترده و فراگیر نبوده است.
تفکیک روایتهای هیجانی از دادههای مستند برای درک صحیح ساختار جرایم سازمانیافته در آمریکای لاتین ضروری است؛ چرا که تنها با تحلیل دقیق ساختارهای مالی و شبکهای میتوان تصویر واقعبینانهای از کارکرد این سازمانهای مجرمانه به دست آورد.