آسیانیوز ایران؛ سرویس ورزشی:
فوتبال ایتالیا در یک دهه اخیر سقوطی نرم و آرام را تجربه کرده است. از قهرمانی جام جهانی ۲۰۰۶ تا نرسیدن به جام جهانی ۲۰۱۸ و ۲۰۲۲، و حذفهای زودهنگام در یورو. هواداران «آتزوری» دیگر آن تیم افسانهای را نمیبینند. اکنون، فدراسیون فوتبال ایتالیا به دنبال یک «تکان اساسی» است. تصمیمی که نه تنها یک نیمکت، بلکه حال و هوای یک کشور را تغییر میدهد. نام این تکان: پپ گواردیولا. تصور کنید کاتالانِ فلسفهپرداز روی نیمکت ایتالیا بنشیند؛ مردی که سبک تیکیتاکا را به جهان هدیه کرد. ایدهای که تا چند وقت پیش غیرممکن به نظر میرسید، اما حالا جدی شده است. گواردیولا دیگر جوان نیست و شاید به دنبال آخرین چالش بزرگ دوران مربیگری خود باشد. هدایت یک تیم ملی، رویایی که خودش بارها به آن اشاره کرده است. مشکل اصلی اما همچنان پول است. گواردیولا در منچسترسیتی حدود ۲۴.۸ میلیون یورو ناخالص دریافت میکند. این رقم برای استانداردهای معمول فدراسیون فوتبال ایتالیا (که حتی روبرتو مانچینی پس از قهرمانی در یورو به ۳ میلیون یورو خالص رسید) «غیرقابل دستیابی» است. اما ایتالیا یک سابقه تاریخی دارد: زمانی که آنتونیو کونته در سال ۲۰۱۴ به نیمکت ایتالیا رسید، یک حامی مالی بخش مهمی از دستمزد او را بر عهده گرفت.
در اینجا نیز یک راه احتمالی پدیدار میشود: پوما، برندی که با گواردیولا مرتبط است و سرمربی با آن رابطه نزدیکی دارد، میتواند نقش آن حامی مالی را ایفا کند. پوما حاضر است برای بستن قرارداد با اسطورهای مثل گواردیولا، هزینه کند. این فقط یک قرارداد مربیگری نیست، یک مشارکت تجاری-تبلیغاتی است. این ایده یک جنبه عاطفی نیز دارد. گواردیولا در برشا و رم بازی کرده و به این زبان صحبت میکند. او در چندین نوبت تحسین خود را نسبت به فوتبال ایتالیا ابراز داشته است. در سال ۲۰۱۸ وقتی از او درباره احتمال کار در سری آ سوال شد، با یک «چرا که نه؟» در را باز گذاشت. اکنون سناریو متفاوت خواهد بود: نه یک باشگاه، بلکه یک تیم ملی. لئوناردو بونوچی، کاپیتان اسبق ایتالیا که در حال حاضر با فعالیتهای فدراسیون در ارتباط است، چند روز پیش به این رویا دامن زد: «من دوباره با گواردیولا شروع میکردم. او مرد مناسبی برای ایتالیا است. میدانم ساده نیست، اما رویاپردازی هزینهای ندارد.» گواردیولا هنوز با منچسترسیتی قرارداد دارد و وضعیت فعلی او بر پایان دادن به فصل متمرکز است. در انگلیس و کاتالونیا ماههاست که از جدایی احتمالی صحبت میشود. آنچه مشخص است این است که اگر او سیتی را ترک کند، گزینه تیم ملی از مدتها قبل برایش جذاب بوده است: فرسودگی روزانه کمتر نسبت به باشگاه، اما با آدرنالین رقابتی کافی. در حال حاضر، برزیل قرارداد کارلو آنچلوتی را تا سال ۲۰۳۰ تمدید کرده و انگلیس نیز توماس توخل را تا سال ۲۰۲۸ در اختیار دارد. در اینجاست که ایتالیا میخواهد نیمنگاهی داشته باشد، به این امید که عشق گواردیولا به این کشور بتواند وزنه سنگینتری نسبت به پول داشته باشد.
هزینه-فایده؛ آیا پپ ارزش ۲۵ میلیون یورو را دارد؟
فدراسیون فوتبال ایتالیا در سالهای اخیر با بحران مالی مواجه بوده است. هزینههای بازسازی ورزشگاهها، پایین بودن درآمدهای تبلیغاتی و عدم صعود به جامهای جهانی، ضربه مهلکی به بودجه آنها زده است. پرداخت ۲۴.۸ میلیون یورو (حدود ۲۰ میلیون یورو خالص) برای یک مربی، یک ریسک مالی بزرگ است. اما از سوی دیگر، حضور گواردیولا میتواند درآمدهای فدراسیون را چندین برابر کند. فروش حقوق پخش تلویزیونی مسابقات دوستانه، افزایش قیمت بلیط و جذب اسپانسرهای بزرگ (مانند پوما) میتواند هزینهها را پوشش دهد. جذب گواردیولا، یک «محصول بازاریابی» است که ایتالیا به شدت به آن نیاز دارد. علاوه بر این، گواردیولا میتواند استعدادهای نسل جدید ایتالیا را کشف و پرورش دهد. او با فلسفه خود، فوتبال ایتالیا را از حالت تدافعی و کسالتبار خارج میکند و به آن هویت هجومی میبخشد. این یک سرمایهگذاری بلندمدت روی سبک بازی است، نه فقط یک نتایج کوتاهمدت.
تقابل «کتناجیو» با «تیکی تاکا»
فوتبال ایتالیا همواره به «کتناجیو» (دفاع محض و ضدحمله) شهرت داشته است. از اینتر دهه ۶۰ تا تیم ملی ۲۰۰۶، دفاع مستحکم و گلزنی در لحظات کلیدی، هویت اصلی فوتبال این کشور بوده است. حالا ایتالیا میخواهد با آوردن گواردیولا، این هویت را کنار بگذارد و مستقیماً به سمت «تیکی تاکا» (نگهداری توپ و حمله جمعی) حرکت کند. این یک تغییر فرهنگی بزرگ است. گواردیولا نیازمند بازیکنانی با تکنیک بالا و هوش بالاست. آیا نسل فعلی ایتالیا (بارلا، کیئزا، باستونی) توانایی اجرای فلسفه پپ را دارند؟ شاید، اما نیاز به زمان دارند. این پروژه ۲ تا ۳ ساله است و فدراسیون باید صبور باشد. اگر این تغییر موفق شود، ایتالیا میتواند به یک مدل جدید در فوتبال اروپا تبدیل شود: تیمی که هم دفاع ایتالیایی دارد (به ارث برده از گذشته) و هم حمله مدرن (آموخته از گواردیولا). ترکیب مرگبار!
چرا پپ باید ایتالیا را انتخاب کند؟
گواردیولا همه جامها را در سطح باشگاهی برده است؛ ۳ قهرمانی لیگ قهرمانان، چندین قهرمانی لالیگا و لیگ برتر. تنها جاهایی که جام نگرفته، تیمهای ملی هستند. او خودش گفته: «دوست دارم یک رقابت بزرگ ملی را تجربه کنم.» ایتالیا میتواند این فرصت را به او بدهد. عشق گواردیولا به ایتالیا یک برگ برنده است. او سالهای جوانی خود را در سری آ گذرانده، در کنار اسطورههایی مثل روبرتو باجو بازی کرده و به این کشور تعلق خاطر دارد. بر خلاف عربستان یا امارات که فقط پول پیشنهاد میدهند، ایتالیا «خانه دوم» اوست. اگر گواردیولا ایتالیا را ببرد (مثلاً قهرمان جام جهانی ۲۰۳۰ کند)، نامش در کنار ویتوریو پوتسو (تنها مربی تاریخ که دو جام جهانی برده) قرار میگیرد. این یک «وسوسه تاریخی» است که شاید برای یک perfectionist مثل پپ غیرقابل مقاومت باشد.
گزینههای دیگر پپ چیست و چرا ایتالیا بهتر است؟
پپ برای هدایت تیم ملی، چند گزینه روی میز دارد. برزیل (که آنچلوتی تا ۲۰۳۰ دارد)، آلمان (ناگلزمان تا ۲۰۲۸ بسته)، انگلیس (توخل تا ۲۰۲۸) و اسپانیا (د لا فوئنته). تنها جای خالی بزرگ، فرانسه یا ایتالیا است.(فرانسه هم با زیدان به زودی قرارداد می بندد!) فرانسه اما فرهنگی متفاوت دارد و پپ (که کاتالان است) ممکن است ارتباط راحتی با فدراسیون فرانسه برقرار نکند. ایتالیا مزایای منحصربهفردی دارد:
- اولاً، پپ به زبان ایتالیایی مسلط است و نیازی به مترجم ندارد.
- ثانیاً، فوتبال ایتالیا تشنه تحول است و تمام رسانهها و هواداران از او «فرزند نجاتبخش» استقبال میکنند.
- ثالثاً، ایتالیا دروازه بانها و مدافعان بزرگ دارد که پایهگذار تیم پپ هستند.
اگر ایتالیا را رد کند، شانس بعدی پپ شاید اسپانیا باشد (پس از د لا فوئنته)، اما اسپانیا با تیکی تاکای بومی خود، نیاز چندانی به گواردیولا ندارد. بهترین انتخاب برای پپ، ایتالیا است.
سناریوهای پیش روی این مذاکرات
-
سناریوی نخست (خوشبینانه)
گواردیولا تحت تأثیر عشق به ایتالیا و اصرار بونوچی، با کاهش دستمزد (مثلاً ۱۵ میلیون یورو) موافقت میکند. پوما نیز ۵ میلیون یورو اضافه میکند. ایتالیا با پپ قرارداد ۴ ساله میبندد تا جام جهانی ۲۰۳۰. در این سناریو، هواداران دوباره به آتزوری امیدوار میشوند و استادیومها پر میشوند.
-
سناریوی دوم (واقعبینانه)
پپ پیشنهاد ایتالیا را رد میکند و ترجیح میدهد یک سال استراحت کند تا پس از جام جهانی ۲۰۲۶، گزینه بهتری پیدا شود. ایتالیا مجبور میشود به گزینههای جایگزین مثل روبرتو د زربی یا وینچنزو ایتالیانو روی بیاورد. هرچند این مربیان خوب هستند، اما آن «اثر رسانهای» گواردیولا را ندارند.
-
سناریوی سوم (بدبینانه)
مذاکرات علنی میشود و شکست میخورد. گواردیولا به سیتی میماند. ایتالیا باز هم با یک مربی داخلی (مثل مانچینی یا اسپالتی) ادامه میدهد و همان وضعیت قبلی باقی میماند. این بدترین حالت ممکن است، زیرا توقع ایجاد شده و ناامیدی هواداران، بحران روحی را تشدید میکند.