آسیانیوز ایران؛ سرویس سیاسی:
این هفته، پکن میزبان سفری بیسابقه و پرسروصدا خواهد بود. دونالد ترامپ، رئیسجمهور آمریکا، با هیئتی عازم چین میشود که ترکیب آن شبیه به فهرست فورچون ۵۰۰ است؛ دهها مدیر ارشد از بزرگترین شرکتهای آمریکایی، از تسلا و اپل گرفته تا بوئینگ، گلدمن ساکس و متا. ایلان ماسک، مدیرعامل تسلا و ثروتمندترین مرد جهان، تیم کوک، مدیرعامل اپل و کلی اورتبرگ، مدیرعامل بوئینگ، نامهای درخشانی هستند که همراه با ترامپ راهی پکن میشوند. اما این فهرست به همین چند نام ختم نمیشود؛ غولهای والاستریت نیز در این سفر حضور دارند. به گفته یک مقام کاخ سفید، دیوید سولومون از گلدمن ساکس، استیون شوارتزمن از بلکاستون، لری فینک از بلکراک، جین فریزر از سیتیگروپ و دینا پاول مککورمیک از متا پلتفرمز نیز در این هیئت حضور دارند. جمعاً بیش از دوازده مدیر ارشد از بزرگترین شرکتهای آمریکایی، ترامپ را در این سفر تاریخی همراهی میکنند.
این اولین سفر یک رئیسجمهور آمریکا به چین با چنین ترکیب عظیمی از بخش خصوصی است. پیام این سفر روشن است: آمریکا برای تجارت با چین آمده است، نه فقط برای گفتگوهای سیاسی. ترامپ امیدوار است این سفر به مجموعهای از معاملات بازرگانی کلان با چین منجر شود. اما چرا این مدیران ارشد قبول کردهاند که به همراه ترامپ به چین سفر کنند؟ پاسخ در اعداد و ارقام نهفته است. چین دومین اقتصاد بزرگ جهان و بزرگترین بازار مصرف برای بسیاری از کالاهای آمریکایی است. تسلا بدون کارخانه شانگهای و بازار چین، نیمی از درآمد خود را از دست میدهد. اپل نیز حدود ۲۰ درصد از فروش آیفون خود را مدیون مشتریان چینی است. بوئینگ نیز سالهاست که در رقابت با ایرباس اروپایی، نگاهش به آسمان چین دوخته شده است. چین یکی از سریعترین بازارهای هوانوردی جهان است و نیازمند صدها فروند هواپیمای مسافربری جدید است. حضور مدیرعامل بوئینگ در هیئت ترامپ، یک حرکت کاملاً تجاری و راهبردی است. از سوی دیگر، مدیران والاستریت نیز به دنبال بازگشت به بازار سرمایه چین هستند. سالها تنش تجاری و ژئوپلیتیک، سرمایهگذاری بانکهای بزرگ آمریکایی در چین را محدود کرده بود. اما حالا با تغییر فضا، شرکتهایی مانند گلدمن ساکس و بلکراک امیدوارند مجوزهای جدیدی برای فعالیت در بازار مالی چین کسب کنند. سفر ترامپ و همسفران میلیارد دلاری اش به پکن، در حالی انجام میشود که روابط آمریکا و چین در پیچوخمهای تجاری و فناوری قرار دارد. آیا این سفر میتواند طلسم تنشها را بشکند؟ آیا معاملات کلانی منعقد خواهد شد؟ پاسخ این پرسشها را باید در روزهای آینده از پکن جستجو کرد.
ترکیب هیئت اعزامی؛ داستان پشت هر اسم بزرگ
ترکیب هیئت همراه ترامپ، یک پیام استراتژیک روشن به پکن دارد: آمریکا در بخشهای کلیدی اقتصاد خود حاضر به همکاری است. ایلان ماسک، مدیرعامل تسلا، نماد صنعت خودروهای برقی و فناوری نوین است. تسلا بزرگترین سرمایهگذار خارجی در صنعت خودروی چین است و کارخانه شانگهای آن سالانه بیش از ۹۰۰ هزار دستگاه خودرو تولید میکند. حضور ماسک در این سفر نشان میدهد که تسلا قصد دارد سرمایهگذاری خود در چین را افزایش دهد و شاید حتی کارخانه دوم را نیز در این کشور احداث کند. در مقابل، چین نیز به فناوری باتری و نرمافزاری تسلا نیاز دارد. تیم کوک، مدیرعامل اپل، دومین چهره شاخص این هیئت است. اپل سالهاست که محصولات خود را در چین مونتاژ میکند و دهها میلیون آیفون و مکبوک را از طریق این زنجیره تأمین به سراسر جهان میفرستد. اما در سالهای اخیر، نگرانی از تنشهای سیاسی و احتمال قطع زنجیره تأمین، اپل را به فکر انتقال بخشی از تولید به هند و ویتنام انداخته بود. حضور کوک در پکن به معنای تلاش برای بازگرداندن اعتماد و حفظ چین به عنوان شریک اصلی تولید است. همچنین اپل به دنبال افزایش فروش در بازار چین است؛ بازاری که به دلیل ظهور رقبای داخلی مانند هواوی، سهم اپل در آن کاهش یافته است.
کلی اورتبرگ از بوئینگ، یکی دیگر از مدیران کلیدی این سفر است. بوئینگ پس از سقوط دو فروند از هواپیماهای ۷۳۷ مکس و همچنین تنشهای تجاری آمریکا و چین، فروش خود در چین را تقریباً از دست داده بود. در همین مدت، ایرباس اروپایی صدها هواپیما به چین فروخته است. اورتبرگ امیدوار است در این سفر، قرارداد فروش دهها فروند هواپیمای ۷۳۷ مکس و ۷۸۷ دریملاینر را با شرکتهای هواپیمایی چین نهایی کند. این قراردادها نه تنها برای بوئینگ حیاتی هستند، بلکه نماد عادی شدن روابط تجاری نیز خواهند بود.
غولهای والاستریت در پکن؛ بازگشت سرمایه به بازار چین
حضور مدیران ارشد بزرگترین مؤسسات مالی والاستریت در هیئت ترامپ، شاید مهمترین بخش این سفر باشد. دیوید سولومون (گلدمن ساکس)، استیون شوارتزمن (بلکاستون)، لری فینک (بلکراک) و جین فریزر (سیتیگروپ) افرادی هستند که مجموع داراییهای تحت مدیریت آنها به دهها تریلیون دلار میرسد. این حضور به این معناست که بزرگترین سرمایهگذاران جهان دوباره به چین به عنوان یک مقصد امن و سودآور نگاه میکنند. در سالهای اخیر، سرمایهگذاری خارجی در چین به دلیل نگرانی از سیاستهای کنترل سرمایه، سرکوب بخش فناوری و تنشهای ژئوپلیتیک کاهش یافته بود.
لری فینک از بلکراک، بزرگترین مدیر دارایی جهان، همواره از علاقه خود برای افزایش سرمایهگذاری در چین سخن گفته است. بلکراک پیش از این مجوز تأسیس یک صندوق سرمایهگذاری کاملاً خارجی در چین را دریافت کرده است. حضور فینک در این سفر نشان میدهد که او به دنبال گسترش این مجوز و جذب سرمایه بیشتر از سرمایهگذاران داخلی چین است. همچنین احتمالاً در مورد خرید سهام شرکتهای دولتی چین (که در حال خصوصیسازی هستند) مذاکره خواهد کرد.
دیوید سولومون از گلدمن ساکس و جین فریزر از سیتیگروپ نیز به دنبال بازگشت به بازار بانکداری سرمایهگذاری چین هستند. بورسهای شانگهای و شنژن در سالهای اخیر پذیرای شرکتهای فناوری چینی بودند و این بانکهای آمریکایی میخواهند سهم خود را از بازار عرضه اولیه و مشاوره مالی بازگردانند. استیون شوارتزمن از بلکاستون نیز که همواره خود را «دوست چین» معرفی کرده، احتمالاً در مورد خرید اموال و داراییهای توقیف شده شرکتهای چینی و یا سرمایهگذاری در پروژههای زیرساختی گفتگو خواهد کرد. به طور خلاصه، حضور غولهای والاستریت یعنی پول بزرگ به آسیا بازگشته است.
دینا پاول متا و سیلیکون ولی؛ تعامل یا تقابل فناوری
نام دینا پاول مککورمیک از متا پلتفرمز (شرکت مادر فیسبوک، اینستاگرام و واتساپ) در فهرست هیئت همراه ترامپ، یکی از جنجالیترین بخشهای این سفر است. متا و شبکههای اجتماعی آن در چین مسدود هستند و حضور پاول در پکن، یک سیگنال سیاسی قوی است. آیا متا قصد بازگشت به چین را دارد؟ یا اینکه این حضور نمادین است؟ کارشناسان معتقدند متا مستقیماً قصد راهاندازی فیسبوک و اینستاگرام در چین را ندارد (به دلیل قوانین سختگیرانه سانسور)، اما به دنبال بازارهای دیگر است: فروش فناوری واقعیت مجازی (هدستهای کوئست) و همکاری در زمینه هوش مصنوعی.
چین در حال توسعه صنعت واقعیت مجازی و متاورس خود با سرمایهگذاری عظیم دولتی است. متا که در این زمینه پیشرو جهانی است، میتواند فناوری خود را به شرکتهای چینی license دهد یا در پروژههای تحقیقاتی مشترک شرکت کند. همچنین متا به دنبال جذب تبلیغاتدهندگان چینی برای تبلیغ در شبکههای اجتماعی خود (برای مخاطبان خارج از چین) است. شرکتهای چینی مانند شِیین، تمو و علیبابا مشتریان بزرگ تبلیغاتی متا در بازارهای غربی هستند. حضور پاول در پکن میتواند برای حفظ و افزایش این مشتریان باشد. نکته دیگر، موضوع هوش مصنوعی است. متا در حال توسعه مدلهای زبانی بزرگ (مثل لاما) است و چین نیز به دنبال رقابت در این عرصه است. همکاری فنی (نه لزوماً تجاری) بین متا و شرکتهای هوش مصنوعی چینی میتواند شکل بگیرد. با این حال، نباید فراموش کرد که روابط ایالات متحده و چین در حوزه فناوری همچنان پرتنش است؛ تحریمهای تراشه و محدودیتهای صادراتی برای شرکتهای چینی مانند هواوی و اسامآیسی ادامه دارد.
معاملات مورد انتظار؛ از هواپیما تا تراشه و خودروهای برقی
پیشبینی میشود در جریان این سفر، دستهای از قراردادهای بزرگ بازرگانی بین شرکتهای آمریکایی و چینی امضا شود.
- نخست، قرارداد بوئینگ با شرکتهای هواپیمایی چین (هواپیمایی شرق چین، جنوب چین و ایر چاینا) برای فروش حدود ۱۰۰ فروند هواپیمای ۷۳۷ مکس و ۷۸۷ دریملاینر. ارزش این قراردادها احتمالاً بیش از ۱۵ میلیارد دلار خواهد بود. این قراردادها برای بوئینگ حیاتی است، زیرا این شرکت سالهاست به دلیل تنشهای تجاری نتوانسته سفارش عمدهای از چین دریافت کند. در مقابل، چین نیز نیازمند نوسازی ناوگان هوایی خود برای پاسخگویی به تقاضای سفرهای داخلی و بینالمللی است.
- دوم، قرارداد تسلا برای توسعه کارخانه شانگهای و احتمالاً ساخت کارخانه دوم در شهر دیگری (مانند شنیانگ یا چونگکینگ). تسلا قصد دارد ظرفیت تولید خود در چین را از ۹۰۰ هزار دستگاه در سال به ۱.۵ میلیون دستگاه افزایش دهد. همچنین ممکن است توافق برای صادرات خودروهای تولید چین به دیگر کشورهای آسیایی (از جمله کره جنوبی، ژاپن و استرالیا) نیز در این سفر نهایی شود. چین از سرمایهگذاری تسلا حمایت میکند، زیرا به دنبال ایجاد زنجیره کامل تولید خودروهای برقی در داخل کشور است.
- سوم، قراردادهای حوزه انرژی و اقلیم. شرکتهای آمریکایی فعال در انرژی خورشیدی، بادی و فناوریهای کاهش انتشار کربن نیز احتمالاً در این هیئت حضور دارند (اگرچه نام آنها در لیست اولیه نیست). چین بزرگترین سرمایهگذار جهان در انرژی پاک است و شرکتهای آمریکایی میتوانند سهم قابل توجهی از این بازار به دست آورند. همچنین ممکن است توافقاتی در زمینه کشاورزی (خرید سویا و گوشت از آمریکا) و خدمات مالی (مجوزهای جدید برای بانکهای آمریکایی) امضا شود. جمع ارزش این قراردادها میتواند از رکورد ۲۵۰ میلیارد دلاری سفر قبلی ترامپ به چین (در سال ۲۰۱۷) عبور کند.
تحلیل استراتژیک؛ چرا ترامپ بخش خصوصی را به میدان آورد؟
استراتژی ترامپ در این سفر، تفاوت فاحشی با رویکرد دولت بایدن دارد. بایدن سیاست «کاهش ریسک» (de-risking) را دنبال میکرد، یعنی قطع وابستگی به چین بدون قطع کامل روابط. ترامپ اما با آوردن مدیران ارشد بخش خصوصی، سیگنال «بازگشت به تجارت» را میفرستد. این رویکرد دو هدف دارد: نخست، نشان دادن قدرت اقتصادی آمریکا و توانایی شرکتهایش در انعقاد قراردادهای بزرگ. دوم، فشار بر کنگره و افکار عمومی که ببینند «دونالد ترامپ معاملهگر بزرگ» است و با چین نیز میتواند معامله کند. از نظر سیاسی، این سفر یک تبلیغ انتخاباتی قدرتمند برای ترامپ است.
اما ریسکها نیز کم نیستند. نزدیک شدن بیش از حد به چین در شرایطی که دو حزب آمریکا بر سر موضوع چین تقریباً اجماع دارند (لزوم مقابله با نفوذ چین)، میتواند برای ترامپ جنجالآفرین باشد. منتقدان میگویند که این سفر و معاملات تجاری، عملاً به چین کمک میکند تا اقتصاد خود را تقویت کند و در عین حال به سیاستهای سرکوبگرانه خود ادامه دهد. همچنین شرکتهای آمریکایی با دادن فناوریهای پیشرفته به چین، ممکن است رقبای آینده خود را در دهههای بعد پرورش دهند. نمونه تاریخی: سرمایهگذاری شرکتهای آمریکایی در دهه ۱۹۸۰ در چین، باعث شد که چین اکنون در خودروهای برقی، پهپادها و حتی نیمهرساناها از آمریکا پیشی بگیرد.
از منظر چین، این سفر یک پیروزی دیپلماتیک بزرگ است. پکن نشان میدهد که علیرغم تحریمها و تنشهای سیاسی، اقتصاد چین همچنان برای آمریکا جذاب است و بزرگترین شرکتهای آمریکایی حاضرند با ترامپ به چین سفر کنند. چین از این فرصت برای جذب سرمایه، فناوری و کاهش اثرات تحریمهای فناوری استفاده خواهد کرد. همچنین چین میتواند از این سفر به عنوان برگ برنده در مذاکرات با دیگر کشورها (مثلاً اروپا) استفاده کند و بگوید «آمریکاییها به چین بازگشتهاند، شما چرا عقباید؟». در مجموع، اگرچه نمیتوان انتظار حل شدن اختلافات ساختاری بین دو کشور (مثل تایوان، دریای جنوبی، حقوق بشر) را داشت، اما این سفر میتواند یک نفس تازه به روابط تجاری دو اقتصاد بزرگ جهان بدمد. معاملات چند ده میلیارد دلاری همین هفته در پکن امضا خواهند شد.